مهمترین معیار سنجش توان پهپادی ایران در جنگ اخیر، نه تعداد مدلهای رونماییشده، بلکه عملکرد آنها در برابر اهداف واقعی و سامانههای دفاعی آمریکا بود.
گزارش تحقیقی روزنامه واشنگتنپست در ۶ مه ۲۰۲۶، بر اساس بررسی تصاویر ماهوارهای، از آسیبدیدن یا تخریب دستکم ۲۲۸ ساختمان، سازه یا قطعه تجهیزات در ۱۵ پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه خبر داد. این بررسی، ۲۱۷ ساختمان و ۱۱ مورد از تجهیزات نظامی را دربر میگرفت. کارشناسانی که تصاویر را بررسی کردند، دقت برخی حملات ایران و آسیبپذیری تأسیسات نظامی آمریکا را مورد توجه قرار دادند.
این آمار، نشانهای از عبور بخشی از حملات ایران از لایههای دفاعی و واردآمدن خسارت واقعی به زیرساختهای نظامی آمریکا است؛ اما یک نکته اساسی وجود دارد: این گزارش، مجموع خسارت ناشی از حملات ایران را بررسی کرده و همه موارد ثبتشده را نمیتوان مستقیماً به پهپادها نسبت داد. ایران در این جنگ از موشکها نیز استفاده کرده است.
بنابراین، نتیجه دقیق این است که حملات ایران توانستند به اهداف نظامی آمریکا آسیب بزنند و فرض مصونیت کامل پایگاههای این کشور را زیر سؤال ببرند؛ اما تعیین سهم مستقل پهپادها در این خسارتها به دادههای بیشتری نیاز دارد.
شاهد ۱۳۶؛ پهپادی که هزینه دفاع را بالا برد

خانواده شاهد، بهویژه پهپادهای انهدامی شاهد ۱۳۶، در ارزیابی توان پهپادی ایران اهمیت ویژهای دارند. این پرندهها با طراحی نسبتاً ساده و هزینه تولید پایینتر از بسیاری از سامانههای پیشرفته تسلیحاتی، برای حمله به اهداف مشخص و فرسودهکردن ظرفیت دفاعی طرف مقابل به کار گرفته میشوند.
یکی از چالشهای اصلی برای پدافند آمریکا و متحدانش، مقابله با موج حملات پهپادی در کنار تهدید موشکهاست. رهگیری هر پهپاد به معنی صرف منابع دفاعی، حفظ آمادگی سامانهها و اختصاص تجهیزات و نیروی انسانی به مقابله با تهدید است.
واشنگتنپست در گزارش دیگری درباره جنگ اخیر نوشت که آمریکا و متحدانش با هزینه قابلتوجهی برای رهگیری حملات روبهرو شدند. به نقل از برآورد مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی آمریکا، بین ۲۸ فوریه تا ۸ آوریل ۲۰۲۶، دستکم ۱۹۰ موشک رهگیر تاد و ۱۰۶۰ موشک رهگیر پاتریوت مصرف شده بود؛ رقمی که بهترتیب حدود ۵۳ و ۴۳ درصد از ذخایر پیش از جنگ این دو نوع رهگیر برآورد شده است. این ارقام مربوط به مصرف مهمات دفاعی در جنگ است و نمیتوان تمام آن را صرفاً به مقابله با پهپادها نسبت داد.
این وضعیت، یک مزیت بالقوه برای پهپادهای کمهزینه ایجاد میکند: تحمیل هزینه دفاعی و وادارکردن طرف مقابل به مصرف مهمات گرانقیمت. با این حال، اثبات برتری اقتصادی یک حمله نیازمند مقایسه هزینه تولید و پرتاب پهپاد با هزینه رهگیری، خسارت واردشده و نتیجه عملیاتی حمله است.
آیا پدافند آمریکا در برابر پهپادهای ایران ناکام ماند؟
پاسخ دقیق، نه شکست کامل پدافند آمریکا است و نه موفقیت کامل آن در رهگیری همه تهدیدها.
در گزارشهای مربوط به جنگ، هم از رهگیری شمار زیادی از حملات ایران سخن گفته شده و هم از اصابتهایی که به تأسیسات نظامی آمریکا خسارت وارد کردهاند. گزارش واشنگتنپست درباره حمله به یک مرکز عملیاتی آمریکا در کویت نیز نشان داد که یک حمله پهپادی مرگبار توانست به کشتهشدن شش نظامی آمریکایی منجر شود؛ در این مورد، تصاویر و بررسی کارشناسان از ضعف حفاظت سقفی محل استقرار نیروها حکایت داشت.
این نمونه اهمیت یک نکته را روشن میکند: کارایی پهپاد فقط به توان فنی خود پرنده وابسته نیست. ارتفاع پرواز، شرایط کشف راداری، آمادگی پدافند، استحکام محل استقرار نیروها و کیفیت اطلاعات هدفیابی نیز در نتیجه نهایی نقش دارند.
در مقابل، رهگیری موفق بخش بزرگی از حملات نیز نشان میدهد که شبکه دفاعی آمریکا همچنان ظرفیت قابلتوجهی برای مقابله با پهپادها دارد. بنابراین، ارزیابی درست باید بر میزان نفوذ، خسارت واقعی و اثر حملات بر توان عملیاتی طرف مقابل متمرکز باشد، نه ادعای شکست کامل یا مصونیت کامل یکی از طرفین.
اثرگذاری واقعی پهپادها؛ خسارت، فرسایش و فشار عملیاتی
اثربخشی پهپادهای ایرانی را میتوان در سه سطح بررسی کرد.
نخست، خسارت مستقیم به اهداف نظامی؛ یعنی مواردی که اصابت و آسیب به ساختمانها، تجهیزات یا زیرساختهای نظامی با تصاویر ماهوارهای یا شواهد مستقل تأیید شده باشد.
دوم، فرسایش ظرفیت دفاعی؛ یعنی مصرف موشکهای رهگیر، افزایش آمادهباش و نیاز به اختصاص منابع بیشتر برای مقابله با حملات. این اثر، حتی در مواردی که پهپاد به هدف نرسد، ممکن است هزینه عملیاتی ایجاد کند؛ اما میزان آن باید با دادههای واقعی سنجیده شود.
سوم، تأثیر بر نحوه استقرار نیروها و حفاظت از پایگاهها. اگر تهدید حملات موجب انتقال نیروها، تقویت استحکامات یا تغییر آرایش عملیاتی شود، میتوان از تأثیرگذاری پهپادها بر تصمیمهای نظامی طرف مقابل سخن گفت. گزارش واشنگتنپست درباره جنگ اخیر، به انتقال بخشی از نیروهای آمریکایی از برخی تأسیسات منطقهای به دلیل خطر حملات اشاره کرده است. با این حال، برای تعیین سهم مشخص پهپادها در این تصمیمها باید شواهد دقیقتری در دست باشد.
این سه شاخص، تصویر واقعبینانهتری از توان پهپادی ایران ارائه میکنند. تعداد پرتابها بهتنهایی معیار موفقیت نیست؛ همانطور که شمار رهگیریها نیز بهتنهایی به معنای بیاثر بودن حملات نخواهد بود.
جمعبندی؛ پهپادهای ایران مؤثر بودند، اما میزان موفقیت باید دقیق سنجیده شود
آنچه از شواهد منتشرشده جنگ اخیر میتوان نتیجه گرفت، این است که پهپادهای ایرانی تهدیدی واقعی برای تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه ایجاد کردند و در کنار سایر ابزارهای تهاجمی ایران، در تحمیل فشار عملیاتی و مصرف منابع دفاعی نقش داشتند.
با این حال، آمار خسارتهای پایگاههای آمریکا را نمیتوان بدون تفکیک نوع سلاح به پهپادها نسبت داد؛ همچنین، مصرف گسترده مهمات رهگیر بهتنهایی اثباتکننده شکست پدافند آمریکا نیست. سنجش نهایی به اطلاعات قابل اتکا درباره تعداد پهپادهای شلیکشده، میزان رهگیری، اصابتهای تأییدشده، ارزش خسارتها و تأثیر حملات بر توان عملیاتی نیاز دارد.
نتیجه راهبردی این است که پهپادهای ایرانی در جنگ اخیر بیاثر نبودند و توانستند بخشی از فشار نظامی ایران را به اهداف منطقهای آمریکا منتقل کنند. اهمیت آنها در امکان تکرار حملات، تحمیل هزینه دفاعی و تهدید تأسیسات نظامی نهفته است؛ اما اندازهگیری دقیق کارایی آنها باید بر شواهد میدانی استوار باشد، نه صرفاً ادعاهای تبلیغاتی یا مشخصات اعلامشده.