پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت هفته دفاع مقدس و دومین سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله، بار دیگر تفاوت جایگاه ایران پیش و پس از انقلاب اسلامی را مورد توجه قرار داد؛ تفاوتی که تنها به مناسبات سیاسی و استقلال در تصمیمگیری محدود نمیشود و در عرصه صنایع دفاعی نیز نمود روشنی دارد.
پیش از انقلاب، موشک ضدکشتی آمریکایی «هارپون» یکی از تسلیحاتی بود که ایران از خارج تأمین میکرد. بر اساس اطلاعات منتشرشده در نشریه تخصصی «پروسیدینگز» در فوریه ۱۹۷۷، برد مؤثر این موشک در نمونه اولیه حداکثر ۶۰ مایل دریایی، معادل حدود ۱۱۱ کیلومتر، اعلام شده بود. ایران نیز در شمار مشتریان این محصول قرار داشت؛ الگویی از تأمین تسلیحات که به فروشندگان خارجی و امکان تحویل تجهیزات وابسته بود.
پس از انقلاب اسلامی، توسعه صنایع دفاعی بهتدریج مسیر متفاوتی را پیمود. تولید داخلی، ایجاد خطوط صنعتی، تحویل انبوه تسلیحات و ارتقای محصولات متناسب با نیاز نیروهای مسلح، به بخش مهمی از راهبرد دفاعی کشور تبدیل شد. اهمیت این تحول فقط در ساخت یک موشک یا افزایش برد آن نیست؛ بلکه در شکلگیری چرخهای از طراحی، تولید، آزمایش و بهروزرسانی تسلیحات است که امکان استمرار تأمین نیازهای دفاعی را فراهم میکند.
خانواده موشکهای نور، قادر و قدیر؛ گامهای نخست توسعه کروز دریایی
معرفی موشک کروز ضدکشتی «نور» در سال ۱۳۷۹، یکی از نقاط مهم در مسیر توسعه تسلیحات دریایی ایران بود. این موشک با برد اعلامشده حدود ۱۲۰ کیلومتر، زمینه توسعه نسلهای بعدی را فراهم کرد.
در ادامه، موشک «قادر» با برد حدود ۲۰۰ کیلومتر و «قدیر» با برد اعلامشده ۳۰۰ کیلومتر معرفی شدند؛ روندی که از افزایش تدریجی برد و گسترش توانمندیهای صنایع موشکی کشور حکایت دارد.
ششم مهر ۱۳۹۰، خط تولید موشک قادر با حضور وزیر دفاع وقت افتتاح شد و شمار زیادی از این موشکها در اختیار نیروهای دریایی ارتش و سپاه قرار گرفت. قابلیت شلیک از ساحل و شناورهای مختلف، پرواز در ارتفاع پایین و آمادگی سریع برای شلیک، از ویژگیهایی بود که در زمان معرفی برای این موشک اعلام شد.
در رزمایش ذوالفقار ۹۹ ارتش نیز از شلیک موشک قادر از سامانه ساحل به دریا و اصابت آن به شناور هدف در فاصله بیش از ۲۰۰ کیلومتری خبر داده شد. چنین رزمایشهایی، علاوه بر ارزیابی عملکرد تجهیزات، امکان تمرین عملیاتی و آمادهسازی یگانهای موشکی را فراهم میکنند.
موشک قدیر نیز با برد اعلامشده ۳۰۰ کیلومتر، گزینهای دوربردتر در اختیار نیروهای دریایی قرار داد. تحویل این موشک به نیروی دریایی ارتش در آذر ۱۳۹۴ و تداوم تأمین آن برای نیروهای دریایی در سالهای بعد، نشاندهنده استمرار برنامه توسعه و تولید این خانواده تسلیحاتی است.
از تحویل انبوه تا گزارشهای استفاده عملیاتی
یکی از معیارهای ارزیابی پیشرفت صنایع دفاعی، عبور از مرحله معرفی و تولید آزمایشی و رسیدن به تولید انبوه و استفاده عملیاتی است. در این زمینه، موشک قدیر در گزارشهای رسمی مربوط به تحولات نظامی اخیر نیز مطرح شده است.
بر اساس اطلاعیه روابط عمومی ارتش در پنجم فروردین ۱۴۰۵، موشکهای کروز ساحل به دریای قدیر علیه ناوگروه آبراهام لینکلن به کار گرفته شدند و این ناوگروه به تغییر موقعیت وادار شد. در این اطلاعیه، جزئیاتی درباره اصابت مستقیم موشکها یا میزان خسارت احتمالی ارائه نشده است؛ بنابراین، آنچه میتوان با اتکا به این گزارش بیان کرد، اعلام استفاده عملیاتی از این موشکها و ادعای تغییر موقعیت ناوگروه آمریکایی است.
همچنین، روابط عمومی ارتش در اطلاعیه مرحله سیزدهم عملیات «صاعقه» در ۲۶ تیر ۱۴۰۵ اعلام کرد که سامانه موشکی نیروی دریایی با شلیک موشکهای کروز ساحل به دریا، یک شناور متخاصم آمریکایی را در شمال اقیانوس هند هدف قرار داده است.
این گزارشها، در کنار سوابق تولید و تحویل تسلیحات، نشان میدهند که کروزهای دریایی ساخت داخل به بخشی از ظرفیت اعلامشده عملیاتی نیروهای مسلح تبدیل شدهاند؛ هرچند ارزیابی مستقل از نتایج هر عملیات، به اطلاعات دقیقتر درباره نوع سلاح، مسیر پرواز، اصابت و خسارت نیاز دارد.
نصیر؛ تنوع تسلیحاتی برای مأموریتهای دریایی
توسعه توان موشکی ایران به افزایش برد محدود نمانده است. معرفی موشک کروز ضدکشتی «نصیر» در فروردین ۱۳۹۶ و اعلام برد بیش از ۱۰۰ کیلومتر برای آن، بخشی از تلاش برای گسترش گزینههای تسلیحاتی در اختیار نیروهای دریایی بود.
در دی ۱۴۰۲ نیز از تجهیز شناورهای مختلف به سامانه نصیر خبر داده شد. چنین رویکردی به نیروهای دریایی امکان میدهد متناسب با مأموریت، ظرفیت شناور و شرایط عملیاتی، از سامانههای متفاوت استفاده کنند.
در ساختار دفاع دریایی، تنوع تسلیحاتی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا همه شناورها مأموریت و ظرفیت یکسانی ندارند. توسعه موشکهایی با بردها و قابلیتهای متفاوت میتواند دامنه انتخاب فرماندهان را افزایش دهد و انعطاف بیشتری در طراحی مأموریتهای دریایی ایجاد کند.
ابومهدی، طلائیه و قدر ۳۸۰؛ ورود به محدوده کروزهای هزارکیلومتری
یکی از مراحل مهم در روند توسعه موشکی ایران، معرفی کروزهای دریایی با برد بیش از هزار کیلومتر است؛ تحول مهمی که دامنه اعلامشده دسترسی عملیاتی این تسلیحات را گسترش میدهد.
موشک کروز دریایی «ابومهدی» در مرداد ۱۳۹۹ معرفی شد و در مرداد ۱۴۰۲ نیز مراسم تحویل و الحاق آن به نیروهای دریایی ارتش و سپاه برگزار شد. برد این موشک بیش از هزار کیلومتر اعلام شده است. بر اساس مشخصات منتشرشده، ابومهدی برای مقابله با اهداف متحرک دریایی طراحی شده و امکان شلیک از عمق خاک کشور را دارد.
موشک «طلائیه» نیز با برد اعلامشده بیش از هزار کیلومتر، یکی دیگر از محصولات این حوزه است. در معرفی قابلیتهای آن، امکان تغییر مسیر و تعریف اهداف جدید از طریق سامانه مادر در طول پرواز مطرح شده است؛ ویژگیهایی که در صورت تحقق عملیاتی، میتوانند بر انعطافپذیری مأموریت تأثیر بگذارند.
در بهمن ۱۴۰۳ نیز موشک کروز دریایی «قدر ۳۸۰» معرفی شد که برد آن بیش از هزار کیلومتر اعلام شده است. بر اساس توضیحات ارائهشده از سوی مسئولان دفاعی، این موشک از قابلیتهایی در زمینه انتخاب مسیر و ارتفاع مناسب، مقابله با اخلال و هدایت تا لحظه اصابت برخوردار است.
اهمیت این مرحله تنها در افزایش برد نیست. توسعه سامانههای هدایت، مقابله با جنگ الکترونیک و انعطاف در انتخاب مسیر، از جمله مؤلفههایی هستند که در کنار برد میتوانند بر عملکرد یک موشک کروز اثر بگذارند. البته ارزیابی دقیق میزان موفقیت این قابلیتها، به دادههای فنی و عملیاتی مستقل نیاز دارد.
پاوه؛ گسترش توان کروزها به اهداف زمینی
برنامه موشکی ایران به حوزه دریا محدود نمانده است. موشک کروز «پاوه» با برد اعلامشده ۱۶۵۰ کیلومتر، در حوزه حمله به اهداف زمینی معرفی شد و بُعد دیگری از توسعه این فناوری را به نمایش گذاشت.
در مرداد ۱۴۰۵، تصاویر شلیک این موشک در جریان عملیات «نصر ۲» منتشر شد. گزارش همراه تصاویر از استفاده پاوه در کنار موشکهای بالستیک و پهپادهای شاهد علیه پایگاههای آمریکایی خبر میداد؛ هرچند هدف اختصاصی و نتیجه اصابت هر فروند بهطور جداگانه مشخص نشده است.
توسعه همزمان کروزهای ضدکشتی و کروزهای تهاجم زمینی نشان میدهد که فناوری کروز در برنامه دفاعی ایران، به یک مأموریت خاص محدود نمانده و در چند حوزه دنبال شده است. این تنوع، از منظر برنامهریزی نظامی، به معنای برخورداری از گزینههای متفاوت برای مواجهه با تهدیدهای گوناگون است.
تنگه هرمز و معادله بازدارندگی دریایی
در هفتههای اخیر، اظهارات مقامهای نظامی ایران درباره فاصله گرفتن شناورهای آمریکایی از سواحل کشور و تنگه هرمز، بار دیگر موضوع توان دفاع دریایی را در کانون توجه قرار داده است.
سردار دریادار علی عظمایی، فرمانده نیروی دریایی سپاه، در گفتوگویی تلویزیونی در ۲۱ مهر ۱۴۰۵ اعلام کرد که ناو هواپیمابر آمریکا در فاصله ۷۰۰ کیلومتری تنگه هرمز قرار گرفته است. سه روز بعد نیز امیر سرتیپ محمد اکرمینیا، سخنگوی ارتش، از فاصله گرفتن شناورهای نظامی آمریکا به بیش از ۵۰۰ کیلومتری سواحل ایران خبر داد.
این اظهارات، موضع رسمی فرماندهان نظامی ایران درباره وضعیت استقرار نیروهای آمریکایی را بازتاب میدهد. با این حال، برای تعیین مستقل موقعیت شناورها و علت تغییر احتمالی استقرار آنها، به دادههای قابل راستیآزمایی نیاز است.
در سطح راهبردی، تنگه هرمز و آبراههای پیرامونی آن از اهمیت ویژهای برخوردارند. توان شناسایی، آمادگی یگانهای ساحلی، تنوع سامانههای موشکی و امکان تأمین مستمر تجهیزات، از عواملی هستند که میتوانند در محاسبات نظامی طرفهای درگیر اثرگذار باشند. در چنین محیطی، قدرت بازدارندگی صرفاً به تعداد یا برد یک موشک وابسته نیست، بلکه مجموعهای از توانمندیهای اطلاعاتی، عملیاتی، صنعتی و فرماندهی را در بر میگیرد.
تولید مستمر؛ حلقه تعیینکننده در قدرت دفاعی
مرور مسیر توسعه موشکهای ایرانی از هارپون وارداتی تا کروزهای دریایی با برد اعلامشده بیش از هزار کیلومتر، یک تغییر مهم را نشان میدهد: حرکت از اتکای عمده به خرید خارجی به سمت ایجاد ظرفیت داخلی برای تولید، تحویل و ارتقای تسلیحات.
نور، قادر، قدیر و نصیر، مراحل مختلف توسعه کروزهای دریایی را نمایندگی میکنند. ابومهدی، طلائیه و قدر ۳۸۰ نیز بیانگر گسترش برد اعلامشده و توجه به قابلیتهای هدایت و انعطاف عملیاتی هستند. در کنار آنها، پاوه نشان میدهد که توسعه فناوری کروز به حوزه اهداف زمینی نیز گسترش یافته است.
با این حال، قدرت دفاعی را نمیتوان تنها با اعداد اعلامشده درباره برد موشکها سنجید. دقت اصابت، قابلیت اطمینان، مقاومت در برابر جنگ الکترونیک، کیفیت اطلاعات هدفگیری، توان تولید انبوه و امکان نگهداری و جایگزینی تجهیزات نیز در ارزیابی واقعی توان نظامی اهمیت دارند.
جمعبندی اینکه دستاورد راهبردی صنایع دفاعی ایران، تنها رسیدن به موشکهایی با برد بیشتر نیست؛ بلکه شکلگیری ظرفیت بومی برای استمرار تولید و توسعه تسلیحات است. پیوند میان نیازهای عملیاتی ارتش و سپاه با توان صنعتی کشور، امکان ارتقای نسلهای بعدی تجهیزات را فراهم کرده و فناوری کروز را به یکی از عرصههای مهم تحول دفاعی ایران پس از انقلاب اسلامی تبدیل کرده است. تداوم این مسیر، در کنار ارزیابی واقعبینانه عملکرد سامانهها، یکی از مؤلفههای مهم حفظ آمادگی نیروهای مسلح و تقویت بازدارندگی دفاعی کشور به شمار میرود.