شواهد باستانشناسی نشان میدهد شهری باستانی در محوطه «حصارلیک» در شمالغربی ترکیه وجود داشته و هزاران سال مسکونی بوده است؛ شهری که بسیاری از پژوهشگران آن را همان تروی تاریخی میدانند. با این حال، درباره اینکه آیا این شهر همان تروی توصیفشده در آثار هومر بوده و آیا جنگ معروف این شهر واقعاً اتفاق افتاده است، همچنان اختلاف نظر وجود دارد.
شهر تروی کجاست و آیا واقعاً وجود داشته است؟
تروی یا تروا فقط نامی در اشعار و افسانههای یونان باستان نیست. بقایای شهری باستانی که بسیاری از باستانشناسان آن را تروی میدانند، در محوطه باستانی «حصارلیک» در شمالغربی ترکیه قرار دارد.
جذابیت اصلی این محوطه در آن است که یک شهر واحد در آن کشف نشده، بلکه لایههای متعدد تمدنی روی بقایای یکدیگر شکل گرفتهاند. براساس یافتههای باستانشناسی، این منطقه حدود چهار هزار سال، از حدود ۳۵۰۰ پیش از میلاد، محل سکونت انسان بوده است.
پژوهشگران معتقدند در طول هزاران سال، شهرهای مختلفی در این منطقه ساخته شده و پس از تخریب یا ترک شدن، سکونتگاههای جدید روی بقایای شهرهای قبلی شکل گرفتهاند. به همین دلیل، برخی باستانشناسان از وجود دستکم ۱۰ لایه شهری در این محوطه سخن میگویند.
جنگ تروی؛ افسانه بود یا واقعیت؟
در روایتهای حماسی، جنگ تروی پس از آن آغاز شد که «پاریس»، شاهزاده تروی، «هلن»، همسر «منلائوس» پادشاه اسپارتا را با خود به تروی برد. در پی این اتفاق، سپاهیان یونانی به فرماندهی «آگاممنون» راهی تروی شدند و شهر را برای ۱۰ سال محاصره کردند.
داستان جنگ تروی البته تنها روایت نبرد انسانها نیست. در «ایلیاد» هومر، خدایان نیز در جنگ دخالت دارند و هر یک از طرفهای درگیر را حمایت میکنند.
در نهایت، دوئلهای معروف «پاریس» و «منلائوس» و سپس نبرد «آشیل» و «هکتور» به بخشهای ماندگار این روایت تبدیل شدند.
اما نکته مهم این است که ایلیاد با سقوط تروی به پایان نمیرسد و برخلاف تصور رایج، ماجرای اسب چوبی غولپیکر نیز در این اثر روایت نشده است.
هومر چند قرن پس از جنگ تروی میزیست
یکی از مهمترین پرسشها درباره تاریخی بودن جنگ تروی، فاصله زمانی میان رخداد احتمالی جنگ و زمان زندگی هومر است.
اگر جنگ تروی واقعاً اتفاق افتاده باشد، احتمالاً باید آن را در اواخر عصر برنز، حوالی سال ۱۲۰۰ پیش از میلاد یا اندکی پیش از آن، جستوجو کرد. این دوره همزمان با سالهای پایانی تمدن میسنی بود؛ تمدنی که برای چند قرن بر جهان یونانی نفوذ داشت.
اما هومر چندین قرن بعد، در قرن هشتم پیش از میلاد، زندگی میکرد. آثار او نیز ابتدا به صورت شفاهی نسل به نسل منتقل شدند و احتمالاً نسخههای مکتوب «ایلیاد» تا قرن ششم پیش از میلاد ثبت نشده بودند.
این فاصله زمانی باعث شده است که پژوهشگران درباره میزان تاریخی بودن روایتهای هومر با احتیاط برخورد کنند.
اسب چوبی تروی؛ واقعیت تاریخی یا افسانه؟
یکی از مشهورترین بخشهای داستان تروی، ماجرای اسب چوبی غولپیکر است؛ اما برخلاف تصور بسیاری، این اسب در «ایلیاد» حضور ندارد و روایت آن در «اودیسه» مطرح شده است.
در این داستان، یونانیان اسبی چوبی به عنوان پیشکش برای الهه آتنا میسازند و تعدادی از جنگجویان را داخل آن پنهان میکنند. ترواییها اسب را به داخل شهر میبرند و جنگجویان یونانی در شب از آن خارج شده و شهر را تصرف میکنند.
با این حال، برخی پژوهشگران احتمال دادهاند که ماجرای اسب چوبی میتواند روایتی نمادین از یک نیرنگ نظامی یا شیوهای برای نفوذ به شهر باشد و الزاماً به معنای وجود یک اسب چوبی غولپیکر واقعی نیست.
چرا داستان آشیل و «پاشنه آشیل» مشهور شد؟
در روایتهای پس از هومر، داستان جنگ تروی با مرگ هکتور پایان نمییابد. در ادامه، متحدانی از جمله جنگجویان آمازون به کمک ترواییها میآیند و سپس «ممنون»، پادشاه اتیوپی، وارد نبرد میشود.
براساس همین روایتهای اسطورهای، «پاریس» با کمک آپولو تیری به سوی آشیل پرتاب میکند که به پاشنه پای او اصابت میکند.
در افسانهها گفته میشود مادر آشیل در کودکی او را در رود افسانهای «استیکس» فرو برده بود تا بدنش آسیبناپذیر شود، اما پاشنهای که او را از آن گرفته بود، از این محافظت در امان ماند و در نهایت به نقطه ضعف او تبدیل شد.
از همینجا اصطلاح معروف «پاشنه آشیل» برای اشاره به نقطه ضعف پنهان یک فرد یا مجموعه وارد فرهنگ عمومی شد.
شلیمان چگونه شهر تروی را پیدا کرد؟
ایده اینکه محوطه حصارلیک همان تروی هومر است، قدمتی طولانی دارد؛ اما در قرن نوزدهم میلادی با ورود «هاینریش شلیمان» به منطقه، جستوجو برای یافتن شهر افسانهای وارد مرحله تازهای شد.
شلیمان در سال ۱۸۶۸ به ترکیه رسید و سرانجام در سال ۱۸۷۳، هنگام حفاری در لایهای که بعدها «تروی دوم» نام گرفت، مجموعهای از اشیای ارزشمند را کشف کرد. او این مجموعه را «گنج پریام» نامید و تصور کرد آن را در کاخ پادشاه افسانهای تروی پیدا کرده است.
اما پژوهشهای بعدی نشان دادند این اشیا حدود هزار سال قدیمیتر از دورهای هستند که احتمال داده میشود پریام در آن زندگی کرده باشد. همچنین برخی باستانشناسان معتقدند این آثار از نقاط مختلف محوطه جمعآوری شده بودند.
به همین دلیل، اگرچه کشف شلیمان اهمیت زیادی در تاریخ باستانشناسی تروی داشت، اما بسیاری از برداشتهای اولیه او بعدها مورد بازنگری قرار گرفت.
کدام لایه از تروی همان شهر هومر است؟

امروزه بسیاری از باستانشناسان، بهویژه پس از پژوهشهای «ویلهلم دورپفلد» و «مانفرد کورفمان»، «تروی ششم» را یکی از جدیترین نامزدها برای شهری میدانند که هومر در آثار خود توصیف کرده است.
با این حال، اجماع کاملی درباره این موضوع وجود ندارد و برخی پژوهشگران «تروی هفتم» را نیز مطرح کردهاند.
یکی از مشکلات، شواهد مربوط به ویرانی شهر است. نشانههایی از وقوع یک زمینلرزه شدید در حدود سال ۱۳۰۰ پیش از میلاد وجود دارد. از سوی دیگر، شواهدی نیز از یک درگیری یا حمله در حدود سال ۱۱۹۰ پیش از میلاد حکایت دارد.
اما هنوز مشخص نیست عامل اصلی نابودی شهر چه بوده و مهاجمان احتمالی چه کسانی بودهاند.
اسناد هیتی چه ارتباطی با شهر تروی دارند؟
یکی از مهمترین سرنخهای تاریخی درباره تروی، اسناد مربوط به امپراتوری هیتی است.
براساس برخی پژوهشها، شهری به نام «ویلوسا» که در اسناد هیتی از آن نام برده شده، ممکن است با تروی مرتبط باشد. این اسناد از تنشها و درگیریهایی میان هیتیها و یونانیان بر سر این منطقه خبر میدهند.
برخی پژوهشگران احتمال میدهند این درگیریها بخشی از هسته تاریخی داستانی باشند که بعدها در روایتهای هومر به جنگ تروی تبدیل شده است.
با این حال، هنوز نمیتوان با قطعیت گفت ویلوسا همان تروی هومر بوده یا درگیریهای ثبتشده در اسناد هیتی همان جنگ معروف را توضیح میدهند.
تروی پس از جنگ چه سرنوشتی پیدا کرد؟

داستان تروی با جنگ و سقوط احتمالی شهر پایان نیافت.
این منطقه در حدود سال ۱۰۰۰ پیش از میلاد برای مدتی متروک شد، اما در قرن هشتم پیش از میلاد، تقریباً همزمان با دوره زندگی هومر، دوباره رونق گرفت. یونانیان این شهر بازسازیشده را «ایلیون» مینامیدند.
ارتباط شهر با داستانهای هومر باعث شد تروی در جهان باستان جایگاهی ویژه پیدا کند. «خشایارشا»، شاه هخامنشی، در جریان لشکرکشی به یونان در حدود سال ۴۸۰ پیش از میلاد در این منطقه توقف کرد.
چند قرن بعد نیز «اسکندر مقدونی» پس از پیروزی در نبرد گرانیکوس به تروی رفت و برای معبد آتنا نذورات و پیشکشهایی تقدیم کرد.
تروی در دوران روم؛ شهری با گذشتهای افسانهای
تروی در دوران روم نیز اهمیت خود را حفظ کرد. رومیها باور داشتند «آئنیاس»، قهرمان تروایی، نیای دودمان بنیانگذاران رم، یعنی رومولوس و رموس، بوده است.
همین باور باعث شد تروی به مقصدی برای زائران و گردشگران جهان باستان تبدیل شود و شهر در دوره روم حتی از برخی دورههای پیشین خود گستردهتر شود.
با این حال، این رونق دوام نداشت و تروی در قرون بعد بهتدریج اهمیت خود را از دست داد و سرانجام به سکونتگاهی کوچک تبدیل شد.
آیا جنگ تروی واقعاً اتفاق افتاد؟

با وجود بیش از یک قرن و نیم حفاری و پژوهش، هنوز پاسخ قطعی به این پرسش وجود ندارد.
آنچه امروز تقریباً قطعی به نظر میرسد این است که شهری باستانی در حصارلیک وجود داشته و این شهر هزاران سال محل سکونت انسان بوده است. به همین دلیل، کمتر باستانشناسی اصل وجود شهر تروی را زیر سؤال میبرد.
اما درباره جنگ معروف تروی، شرایط متفاوت است.
شواهد باستانشناسی نشان میدهد این شهر در اواخر عصر برنز با یک یا چند دوره ویرانی و درگیری روبهرو شده است. اسناد هیتی نیز از منطقهای به نام ویلوسا و تنشهای سیاسی و نظامی در این محدوده خبر میدهند.
با این حال، هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که ثابت کند یک ارتش یونانی شهر را پس از ۱۰ سال محاصره فتح کرده یا جنگی دقیقاً مطابق روایت «ایلیاد» رخ داده است.
حتی درباره شخصیتهای اصلی این داستان نیز مدرک تاریخی مستقیمی برای اثبات وجود افرادی مانند آشیل، هلن، هکتور، پریام و پاریس در دست نیست.
تروی؛ افسانهای با ریشههای تاریخی؟
شاید بهترین پاسخ به پرسش «تروی واقعی بود یا افسانه؟» این باشد که هر دو روایت میتوانند بخشی از حقیقت را در خود داشته باشند.
شهر تروی، به احتمال بسیار زیاد، واقعاً وجود داشته است و بقایای آن امروز در محوطه باستانی حصارلیک ترکیه قابل مشاهده است. اما جنگ تروی آنگونه که هومر روایت کرده، هنوز از نظر تاریخی اثبات نشده است.
ممکن است یک یا چند درگیری واقعی در این منطقه رخ داده باشد و خاطره آن طی چند قرن، از طریق روایت شفاهی نسل به نسل منتقل شده و در نهایت با اسطوره، تخیل و ادبیات درآمیخته باشد.
در این میان، داستان اسب چوبی نیز همچنان در مرز میان واقعیت و افسانه قرار دارد. شاید این داستان بازتابی از یک تاکتیک نظامی واقعی بوده باشد و شاید هم تنها یک روایت ادبی و اسطورهای باشد.
آنچه مسلم است، تروی همچنان یکی از جذابترین معماهای تاریخ باستان است؛ شهری که وجودش تقریباً اثبات شده، اما حقیقت جنگ معروفش هنوز در هالهای از ابهام قرار دارد. شاید همین فاصله میان تاریخ و افسانه است که باعث شده نام تروی پس از گذشت بیش از سه هزار سال همچنان زنده بماند.