در گفتگوی صفحه سیاست با دکتر بهرام زاهدی؛

ارزیابی معادلات قدرت و امنیت در منطقه؛ نقش بازیگران شرقی، جهاد تبیین در جنگ شناختی و آینده ترتیبات امنیتی

کارشناس و تحلیل‌گر روابط بین‌الملل، با تحلیل جامع ابعاد استراتژیک رفتار قدرت‌های شرقی و کشورهای منطقه، جنگ ادراکی دشمن و آینده معماری امنیتی غرب آسیا، به تشریح زوایای پیدا و پنهان منازعه اخیر پرداخت.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
ارزیابی معادلات قدرت و امنیت در منطقه؛ نقش بازیگران شرقی، جهاد تبیین در جنگ شناختی و آینده ترتیبات امنیتی
صفحه سیاست-

با گسترش دامنه تحرکات نظامی در سطح منطقه و شکل‌گیری آرایش‌های جدید بین‌المللی، تحلیل رفتار قدرت‌های فرامنطقه‌ای و بازیگران منطقه‌ای به یکی از محورهای اصلی معادلات امنیتی تبدیل شده است.

در حالی که مواضع پایتخت‌های غربی متأثر از فضای انتخاباتی و فشارهای داخلی است، نوع واکنش قدرت‌های شرقی نظیر چین و روسیه، ابعاد جنگ شناختی و ادراکی دشمن علیه انسجام ملی، و همچنین دورنما و الگوی ترتیبات امنیتی در غرب آسیا، ابهاماتی جدی را در راستای چشم‌انداز استراتژیک منطقه پدید آورده است.

دکتر بهرام زاهدی، کارشناس و تحلیل‌گر روابط بین‌الملل درباره نقش بازیگران منطقه‌ای و قدرت‌های شرقی در معادله تنش میان ایران و آمریکا و میزان بازدارندگی مواضع آن‌ها اظهار کرد:

برای چین و روسیه، مسئله ایران در سطح «کلان-استراتژیک» تعریف می‌شود. روسیه در نگاه راهبردی و تمدنی خود، تقویت آمریکا در منطقه و جهان را یک خطر وجودی می‌بیند؛ بنابراین به دنبال تقویت محور روسیه-ایران-چین در برابر غرب است و در این چارچوب کلان، مقابله ایران و آمریکا یکی از چند جبهه جنگ جهانی کنونی میان دو محور شرقی و غربی جهان به شمار می‌رود. چنان‌که دیمیتری مدودوف نیز دو روز پس از آغاز تهاجم آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران تأکید کرد که با ادامه سیاست‌های کنونی آمریکا، وقوع جنگ جهانی سوم اجتناب‌ناپذیر خواهد شد.

رفتار مدیریتی قدرت‌های شرقی و تابعیت کشورهای عربی از واشنگتن

این کارشناس روابط بین‌الملل با تشریح رویکرد پکن و پایتخت‌های عربی افزود:

چین نیز علی‌رغم تلاش برای تداوم جریان انرژی و ثبات مسیرهای تجاری، نگاهی راهبردی دارد و از تضعیف و شکست آمریکا در منطقه‌ای از جهان استقبال فراوان می‌کند. اما در مجموع رفتار روسیه و چین «بازدارنده» نیست، بلکه «مدیریتی» است؛ چرا که آن‌ها هنوز هزینه‌های ورود مستقیم به منازعه را فراتر از منافع آن می‌دانند، هرچند با سرعت برای درگیری‌های بزرگ بعدی میان دو محور شرقی و غربی آماده می‌شوند.

دکتر بهرام زاهدی

وی در خصوص کشورهای عربی حوزه خلیج فارس خاطرنشان کرد:

در نگاه اول به نظر می‌رسد این کشورها برای حفظ چشم‌اندازهای توسعه‌ای خود (نظیر سند ۲۰۳۰) رویکرد «بی‌طرفی فعال» اتخاذ کرده‌اند تا از سرایت مستقیم جنگ جلوگیری کنند. اگر صرفاً از دریچه منافع خود نگاه می‌کردند، به دنبال فضای خاکستری برای فرسایش طرفین بودند؛ اما در نگاهی دقیق‌تر، حکومت‌های بیشتر این کشورها استقلال کافی نداشته و در نهایت مجری فرامین واشنگتن در پازل غرب هستند، هرچند در مواردی معدود منافع خود را نیز بروز می‌دهند.

جنگ ادراکی دشمن و ضرورت تقویت پدافند شناختی و انسجام داخلی

زاهدی در پاسخ به پرسشی درباره ابعاد جنگ ادراکی و پدافند شناختی در برابر عملیات روانی طرف مقابل تصریح کرد:

هدف اصلی در جنگ ادراکی، از بین بردن اراده طرف مقابل از طریق تغییر ذهنیت افکار عمومی است؛ جنگی که حداقل از ابتدای انقلاب اسلامی آغاز شده و آمریکا و رژیم صهیونیستی سال‌هاست با شایعه‌سازی و روایت‌های نادرست علیه جمهوری اسلامی ایران تلاش می‌کنند. خوشبختانه در دو سطح جهانی و منطقه‌ای، حنای این دو عنصر ضدبشری دیگر رنگی ندارد و پذیرش ادعاهای آنان از سوی برخی دولت‌ها صرفاً از روی ترس است.

وی ادامه داد:

در بعد داخلی باید میان توده مردم شریف ایران که آگاهانه و مؤمنانه در برابر دشمن ایستاده‌اند و اندک قشرهای ناآگاه تفکیک قائل شد. برای رفع ناآگاهی باید از طریق تبیین درست کوشید و با شبکه جاسوسی دشمن مقابله شایسته کرد. همچنین تصمیمات حاکمیت و دولت باید در جهت کاهش آلام مردم و تقویت بنیه‌های دفاعی در سطوح سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی باشد تا اقدامات نسنجیده، بسترساز جنگ شناختی دشمن نشود.

آینده ترتیبات امنیتی؛ از بی‌نظمی باثبات تا موزاییک امنیتی شکننده

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل درباره سناریوهای مدیریت درگیری پس از عبور از رویدادهای سیاسی کنونی گفت:

با فرض عبور از این مرحله، منطقه به سمت یک «بی‌نظمی باثبات» حرکت خواهد کرد، نه لزوماً یک معماری امنیتی کاملاً جدید یا بازگشت به توافقات قدیم. فرمول‌های قدیمی مانند برجام به دلیل تغییر موازنه قوا و از بین رفتن کامل اعتماد استراتژیک بعید است به نتیجه برسند و الگوی «محدودیت در برابر رفع تحریم» دیگر برای هیچ‌کدام از طرفین جذابیت ندارد.

وی در پایان تأکید کرد:

معماری امنیتی بومی نیازمند مکانیسم‌های تنش‌زدایی واقعی است که حداقلِ آن، قطع کامل استفاده آمریکا از خاک همسایگان علیه ایران و تمام محور مقاومت اسلامی در یمن، لبنان و عراق است. به نظر می‌رسد در آینده به جای یک چتر امنیتی واحد آمریکایی، شاهد «موزاییکی از ترتیبات امنیتی» و شبکه‌ای از تفاهم‌نامه‌های دوجانبه و چندجانبه باشیم؛ ترتیبات غیرمتمرکزی که البته در وضعیت کنونی چندان پایدار نبوده و یک جرقه قوی می‌تواند مجدداً آتش جنگ را شعله‌ور سازد.

اخبار مرتبط
ارسال نظر