قرار است روز دوشنبه، شهر ساحلی صلاله در استان ظفار عمان میزبان نشستی کمسابقه باشد؛ نشستی که در صورت برگزاری کامل، میتواند نخستین گردهمایی رسمی و مستقیم وزیران خارجه شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس با وزیر امور خارجه ایران از زمان آغاز درگیریهای نظامی اخیر در منطقه باشد.
ابتکار این نشست از سوی مسقط مطرح شده و هدف اصلی آن، جلب حمایت کشورهای منطقه از یک توافق موقت برای مدیریت تردد کشتیها در تنگه هرمز است.
اهمیت این نشست اما فقط به موضوع کشتیرانی محدود نمیشود. صلاله در شرایطی برگزار میشود که تنگه هرمز به یکی از مهمترین نقاط تقابل ایران و آمریکا تبدیل شده و همزمان کشورهای عرب حوزه خلیج فارس نیز بیش از هر زمان دیگری با هزینههای اقتصادی و امنیتی تداوم بحران مواجهاند.
به همین دلیل، سؤال اصلی این نیست که آیا صلاله صرفاً میتواند مسیر عبور چند کشتی را باز کند یا نه؛ بلکه مسئله این است که آیا این نشست قادر خواهد بود یک چارچوب جدید برای مدیریت بحران هرمز ایجاد کند یا خیر.
ریشه بحران؛ تفاهمی که به بنبست رسید
برای درک اهمیت صلاله، باید به ماههای گذشته بازگشت.
پس از آغاز درگیریهای نظامی میان ایران، آمریکا و اسرائیل، تنگه هرمز عملاً به یکی از اصلیترین نقاط بحران تبدیل شد. واشنگتن تلاش کرد با فشار نظامی و اقتصادی، مسیر کشتیرانی را به وضعیت مورد نظر خود بازگرداند؛ در مقابل، تهران بر حق خود برای تأمین امنیت و اعمال حاکمیت کشورهای ساحلی بر این آبراه تأکید کرد.
در ماه ژوئن، تفاهمی میان ایران و آمریکا شکل گرفت که قرار بود ضمن ایجاد یک دوره ۶۰ روزه، زمینه را برای کاهش تنش، بازگشایی تدریجی تنگه و آغاز مذاکرات گستردهتر فراهم کند.
اما این تفاهم دوام نیاورد.
تهران و واشنگتن یکدیگر را به نقض تعهدات متهم کردند و اختلاف بر سر نحوه عبور کشتیها از تنگه هرمز نیز به یکی از محورهای اصلی اختلاف تبدیل شد. در نتیجه، به جای کاهش تنش، چرخهای از اقدامات متقابل و تشدید فشارها شکل گرفت.
اکنون عمان تلاش میکند با ابتکاری متفاوت، دستکم یک مسیر موقت برای عبور کشتیهای تجاری ایجاد کند.
ایران و عمان؛ مدیریت تردد بدون واگذاری اهرم هرمز
بر اساس مذاکرات تهران و مسقط، ایده اصلی این است که کشتیهای تجاری از طریق آبهای ایران وارد محدوده تنگه هرمز شوند و عمدتاً از مسیر آبهای عمان خارج شوند.
این طرح را نباید صرفاً یک توافق فنی برای عبور کشتیها دانست.
در واقع، تهران تلاش دارد ضمن کمک به بازگشت جریان تجارت، اهرم راهبردی خود در تنگه هرمز را نیز حفظ کند. به بیان دیگر، ایران به دنبال آن است که امنیت کشتیرانی را با مفهوم حاکمیت کشورهای ساحلی پیوند بزند، نه اینکه آن را به معنای عبور بدون قید و شرط و خارج از چارچوب مورد نظر تهران بپذیرد.
همین موضوع است که نشست صلاله را مهم میکند؛ زیرا برای اجرای چنین توافقی، همراهی کشورهای ساحلی و در نهایت نوعی تفاهم با آمریکا ضروری خواهد بود.
حقوق حاکمه؛ قلب اختلاف بر سر هرمز
یکی از مهمترین ابعاد این بحران، بحث حقوقی درباره وضعیت تنگه هرمز است.
بر اساس کنوانسیون ۱۹۸۲ سازمان ملل متحد درباره حقوق دریاها، تنگههای مورد استفاده برای کشتیرانی بینالمللی مشمول رژیم «عبور ترانزیت» هستند. این رژیم، اصل عبور کشتیها را به رسمیت میشناسد؛ با این حال، کشورهای ساحلی همچنان از اختیارات مشخصی در زمینه ایمنی دریانوردی، حفاظت از محیط زیست و تنظیم برخی فعالیتهای دریایی برخوردارند.
ایران نیز در مواضع خود بر حقوق حاکمه کشورهای ساحلی تنگه هرمز تأکید دارد.
از نگاه تهران، این مسئله صرفاً یک بحث حقوقی نیست؛ بلکه بخشی از معادله امنیتی و سیاسی منطقه است. ایران نمیخواهد تنگه هرمز به مسیری تبدیل شود که امنیت آن صرفاً تحت نظارت قدرتهای خارجی تعریف شود.
در مقابل، آمریکا و برخی کشورهای شورای همکاری نگران آن هستند که پذیرش نقش مدیریتی ایران در تنگه، به ایجاد یک اهرم دائمی برای تهران تبدیل شود.
بنابراین، اختلاف اصلی تنها بر سر عبور یا عدم عبور کشتیها نیست؛ بلکه بر سر این است که چه کسی و تحت چه چارچوبی امنیت و مدیریت این مسیر راهبردی را تعیین خواهد کرد.
موضع تهران؛ امنیت کشتیرانی، اما نه به هر قیمت
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، در آستانه نشست صلاله، ابتکار عمان را تحولی مهم برای افزایش اعتماد و همکاری میان کشورهای منطقه دانسته است.
او همچنین اعلام کرده است که موضوع مسیرهای امن برای دریانوردی تجاری در تنگه هرمز از جمله محورهای گفتوگوها خواهد بود.
اما همزمان، تهران یک شرط مهم را مطرح کرده است: ایران خود را متعهد به تلاش برای تأمین امنیت کشتیرانی میداند، اما تا زمانی که اقدامات نظامی، محاصره دریایی و فشار اقتصادی آمریکا ادامه داشته باشد، نمیتوان انتظار داشت امنیت کشتیرانی به شکل کامل تضمین شود.
این موضع در واقع بیانگر یک تعهد مشروط است.
تهران میگوید امنیت تنگه را نمیتوان از امنیت ایران جدا کرد. بنابراین اگر فشار و محاصره ادامه داشته باشد، ایران نیز دلیلی برای ارائه یک تضمین یکطرفه نمیبیند.
این همان نقطهای است که میتواند مذاکرات را هم به پیش ببرد و هم متوقف کند؛ زیرا واشنگتن نیز احتمالاً خواستار بازگشایی بدون قید و شرط تنگه خواهد بود.
کشورهای خلیج فارس؛ میان نگرانی امنیتی و ضرورت اقتصادی
کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در موقعیتی پیچیده قرار گرفتهاند.
از یک سو، نگرانیهای امنیتی آنها نسبت به ایران افزایش یافته و حملات موشکی و پهپادی، معادلات امنیتی این کشورها را تحت تأثیر قرار داده است.
از سوی دیگر، اقتصاد بسیاری از همین کشورها به صادرات انرژی و تجارت دریایی وابسته است و ادامه بحران در هرمز هزینههای سنگینی بر آنها تحمیل میکند.
بنابراین، کشورهای عربی با یک دوگانه جدی مواجهاند: نمیخواهند نفوذ ایران در تنگه هرمز افزایش پیدا کند، اما همزمان نمیتوانند هزینههای تداوم بسته ماندن این آبراه را نیز برای مدت نامحدود تحمل کنند.
همین دوگانه میتواند آنها را به سمت حمایت از یک توافق موقت سوق دهد؛ توافقی که از یک سو جریان تجارت را برقرار کند و از سوی دیگر، نقش ایران را در مدیریت تنگه به یک چارچوب موقت و مشخص محدود نگه دارد.
عمان؛ بازیگر کوچک با نقش بزرگ
در این میان، عمان شاید مهمترین بازیگر نشست صلاله باشد.
مسقط سالهاست تلاش کرده جایگاه خود را به عنوان میانجی قابل اعتماد در اختلافات منطقهای حفظ کند. عمان پیش از این نیز در پرونده روابط ایران و آمریکا و برخی مذاکرات منطقهای، نقش واسطه را ایفا کرده است.
اما این بار یک مزیت مهم دیگر نیز دارد: جغرافیا.
عمان یکی از کشورهای ساحلی تنگه هرمز است و به همین دلیل، در هر توافقی درباره امنیت و مدیریت تردد در این آبراه، نمیتوان نقش آن را نادیده گرفت.
مسقط اکنون تلاش میکند از همین موقعیت جغرافیایی و سرمایه دیپلماتیک خود استفاده کند و میان ایران، کشورهای شورای همکاری و در نهایت آمریکا، یک مسیر ارتباطی ایجاد کند.
به همین دلیل، صلاله را باید بخشی از سیاست سنتی عمان برای تبدیل موقعیت جغرافیایی خود به یک اهرم دیپلماتیک دانست.
آمریکا؛ مسئله فقط هرمز نیست
اما حتی اگر ایران، عمان و کشورهای شورای همکاری بر سر یک چارچوب موقت به تفاهم برسند، یک سؤال بزرگ همچنان باقی خواهد ماند: واشنگتن چه خواهد کرد؟
بر اساس گزارشهای منتشرشده، آمریکا تمایلی به بازگشت ساده به تفاهم قبلی ندارد و خواهان توافقی گستردهتر است که موضوعات دیگری از جمله پرونده هستهای ایران را نیز دربرگیرد.
این رویکرد نشان میدهد که واشنگتن بحران هرمز را صرفاً یک مسئله کشتیرانی نمیبیند.
برای آمریکا، هرمز میتواند بخشی از یک معادله بزرگتر برای اعمال فشار بر تهران باشد. در مقابل، ایران نیز تلاش دارد نشان دهد که هرمز یک اهرم یکطرفه در اختیار آمریکا نیست و فشار بر ایران، هزینههایی برای اقتصاد و امنیت جهانی نیز به همراه دارد.
در چنین شرایطی، هر توافقی بر سر هرمز عملاً به یک معامله بزرگتر میان تهران و واشنگتن گره خواهد خورد.
اقتصاد؛ بازنده اصلی ادامه بحران
یکی از مهمترین دلایل افزایش فشار برای رسیدن به توافق، اقتصاد جهانی است.
افزایش قیمت نفت و اختلال در مسیرهای اصلی انتقال انرژی، تنها کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ بلکه میتواند موج جدیدی از تورم را در اقتصادهای بزرگ جهان ایجاد کند.
افزایش قیمت نفت برنت تا محدوده ۱۰۵ دلار، خود نشانهای از حساسیت بازار انرژی نسبت به تحولات هرمز است.
همزمان، ناامنی در بابالمندب و تحولات مرتبط با یمن، فشار مضاعفی بر تجارت جهانی وارد کرده است.
در چنین شرایطی، حتی یک توافق موقت در صلاله میتواند برای بازارها اهمیت زیادی داشته باشد؛ زیرا پیام آن این خواهد بود که بحران وارد مرحلهای از مدیریت و کنترل شده است.
در مقابل، شکست مذاکرات میتواند به افزایش دوباره ریسک در بازار انرژی و رشد قیمت نفت منجر شود.
آیا صلاله میتواند معادله را تغییر دهد؟
نشست صلاله را نباید یک راهحل نهایی برای بحران هرمز تصور کرد.
حتی اگر ایران و کشورهای شورای همکاری درباره یک سازوکار موقت به توافق برسند، حل اختلافات اصلی میان تهران و واشنگتن همچنان باقی خواهد ماند.
اما اهمیت نشست دقیقاً در همین نقطه است.
صلاله میتواند یک مرحله میانی ایجاد کند؛ مرحلهای که در آن ابتدا عبور محدود و مدیریتشده کشتیها برقرار شود، سپس اعتماد میان کشورهای منطقه افزایش یابد و در نهایت، زمینه برای مذاکرات بزرگتر میان ایران و آمریکا فراهم شود.
از این منظر، هدف اصلی نشست شاید بازگشایی کامل هرمز نباشد؛ بلکه جلوگیری از تبدیل بحران هرمز به یک بنبست دائمی باشد.
صلاله؛ نقطه عطف یا یک فرصت از دسترفته؟
در نهایت، نشست صلاله را میتوان آزمونی برای دیپلماسی منطقهای دانست.
اگر ایران، عمان و کشورهای شورای همکاری بتوانند بر سر یک سازوکار موقت به تفاهم برسند، یک پیام مهم به منطقه و جهان مخابره خواهد شد: کشورهای منطقه قادرند حتی در شرایط بحران، بدون واگذاری کامل ابتکار عمل به قدرتهای خارجی، برای حل مسائل مشترک خود مذاکره کنند.
این تحول میتواند زمینه را برای شکلگیری تدریجی یک مدل جدید از امنیت منطقهای فراهم کند؛ مدلی که در آن کشورهای ساحلی خلیج فارس، به جای تکیه کامل بر قدرتهای فرامنطقهای، بخشی از مسائل امنیتی و اقتصادی خود را مستقیماً با یکدیگر مدیریت کنند.
اما اگر اختلافات سیاسی، ادامه درگیریها یا مخالفت واشنگتن مانع اجرای توافق شود، صلاله نیز به یکی دیگر از حلقههای شکستخورده دیپلماسی تبدیل خواهد شد.
با این حال، حتی در چنین سناریویی، اصل برگزاری این نشست یک پیام مهم دارد: تنگه هرمز دیگر فقط یک موضوع میان ایران و آمریکا نیست؛ بلکه به مسئلهای مشترک برای تمام کشورهای منطقه و اقتصاد جهانی تبدیل شده است.
از همین منظر، اهمیت واقعی صلاله شاید نه در توافقی باشد که در پایان یک روز روی کاغذ میآید، بلکه در تغییری باشد که در نگاه کشورهای منطقه به بحران ایجاد میکند؛ تغییری از «تقابل» به سمت «مدیریت بحران» و از اتکا به قدرتهای خارجی به سمت گفتوگوی مستقیم میان کشورهای ساحلی.
و این دقیقاً همان نقطهای است که میتواند آینده هرمز و حتی بخشی از نظم امنیتی جدید خلیج فارس را رقم بزند.