روزنامه نیویورکتایمز در یادداشتی به قلم «رزماری کلانیک»، مدیر برنامه خاورمیانه در اندیشکده آمریکایی «اولویتهای دفاعی»، به بررسی آینده تنگه هرمز و گزینههای پیش روی آمریکا پرداخته است.
نویسنده این یادداشت معتقد است بسیاری از خواستههای مطرحشده از سوی دونالد ترامپ درباره تنگه هرمز، از جمله تبدیل این آبراه به قلمرو آمریکا یا تأکید بر کنترل بینالمللی آن، در عمل قابل تحقق نیست.
کلانیک در همین چارچوب نوشته است که ترامپ باید با واقعیت موجود روبهرو شود؛ واقعیتی که بر اساس آن، بازگشایی تنگه هرمز بدون در نظر گرفتن نقش و قدرت ایران بسیار دشوار خواهد بود.
ایران میتواند تنگه را مختل کند؛ آمریکا هم نمیتواند آن را بهطور کامل باز کند
یکی از مهمترین بخشهای این تحلیل، اذعان به یک واقعیت نظامی و ژئوپلیتیکی است: ایران نمیتواند تنگه هرمز را برای همیشه و بهطور کامل ببندد، اما آمریکا نیز نمیتواند با استفاده از قدرت نظامی خود آن را بهطور کامل و بدون ریسک باز کند.
این تحلیلگر آمریکایی با اشاره به شرایط جغرافیایی تنگه هرمز مینویسد که موقعیت خاص این آبراه، سواحل ناهموار و نزدیکی آن به ایران، امکان استفاده از موشکهای نقطهزن، پهپادها و شناورهای تهاجمی را برای تهران فراهم میکند.
از نگاه نویسنده، همین ویژگی باعث میشود حتی اگر آمریکا بتواند بخشی از ظرفیتهای نظامی ایران را هدف قرار دهد، تضمینی برای از بین رفتن کامل تهدید علیه کشتیهای تجاری وجود نداشته باشد.
چرا آمریکا نمیتواند امنیت کشتیرانی در هرمز را تضمین کند؟

نکته مهم در این تحلیل آن است که ایران برای ایجاد اختلال در تردد کشتیها الزاماً نیازی به حمله مستقیم به همه نفتکشها ندارد.
بر اساس این یادداشت، کافی است سطح ریسک عبور از تنگه هرمز به اندازهای افزایش پیدا کند که شرکتهای کشتیرانی، بیمهگران و صاحبان محمولهها حاضر به پذیرش خطر نباشند.
در چنین شرایطی، حتی بدون حمله گسترده به کشتیها، تهدید امنیتی میتواند به کاهش شدید تردد دریایی و صادرات نفت از مسیر هرمز منجر شود.
کلانیک همچنین معتقد است توان ایران برای تولید و استفاده از موشکها و پهپادهای نسبتاً کمهزینه، باعث میشود آمریکا با یک تهدید فرسایشی مواجه باشد؛ تهدیدی که مقابله کامل با آن هزینه نظامی و مالی بسیار بالایی خواهد داشت.
کاهش عبور نفت؛ فشار مستقیم بر بازار جهانی انرژی
در این تحلیل ادعا شده است که پیش از جنگ، حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت در روز از تنگه هرمز عبور میکرد، اما در شرایط فعلی این میزان به حدود ۵ میلیون بشکه کاهش یافته است.
نویسنده همچنین به کاهش عرضه نفت در بازار جهانی اشاره کرده و هشدار داده است که ادامه اختلال در تردد نفتکشها میتواند فشار قابلتوجهی بر ذخایر نفت خام و فرآوردههای نفتی وارد کند.
این بخش از گزارش اهمیت اقتصادی تنگه هرمز را نشان میدهد؛ چرا که این آبراه فقط یک مسیر دریایی نیست، بلکه یکی از مهمترین گلوگاههای انرژی جهان محسوب میشود و هرگونه اختلال طولانیمدت در آن میتواند بازار نفت، هزینه حملونقل و در نهایت اقتصاد جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
پیشنهاد جنجالی: پرداخت عوارض به ایران بهتر از ادامه بحران است؟

اما شاید جنجالیترین بخش یادداشت نیویورکتایمز، پیشنهادی باشد که برای خروج از بنبست مطرح شده است.
کلانیک معتقد است تنگه هرمز باید بازگشایی شود، حتی اگر این مسئله به معنای پرداخت عوارض عبور به ایران باشد.
از نگاه او، چنین توافقی برای آمریکا یک شکست سیاسی محسوب میشود، اما در شرایط فعلی میتواند کمخطرترین گزینه باشد؛ زیرا ادامه وضعیت نیمهبسته تنگه، علاوه بر افزایش قیمت انرژی، هزینههای نظامی و اقتصادی بیشتری به آمریکا و سایر کشورها تحمیل خواهد کرد.
این پیشنهاد در واقع نشان میدهد بحث تنگه هرمز از یک موضوع صرفاً نظامی فراتر رفته و به یک مسئله اقتصادی و سیاسی برای واشنگتن تبدیل شده است.
معادله هرمز؛ جنگی که برنده مطلق ندارد
تحلیل نیویورکتایمز را میتوان نوعی اعتراف به دشواری معادله تنگه هرمز برای هر دو طرف دانست.
ایران در صورت تشدید بحران، با محدودیتهایی برای بستن کامل و دائمی تنگه مواجه است؛ اما در مقابل، آمریکا نیز برای تضمین باز بودن کامل این مسیر با چالشهای نظامی، اقتصادی و سیاسی جدی روبهرو خواهد بود.
به همین دلیل، راهحل احتمالی ممکن است نه در «کنترل کامل» تنگه توسط یک طرف، بلکه در رسیدن به نوعی توافق برای مدیریت تردد و کاهش ریسک کشتیرانی جستوجو شود.
تنگه هرمز؛ اهرم ژئوپلیتیکی ایران
اهمیت این تحلیل زمانی بیشتر میشود که بدانیم تنگه هرمز یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است. هر کشوری که بتواند بر امنیت و هزینه عبور از این مسیر تأثیر بگذارد، عملاً یک اهرم مهم در معادلات انرژی و اقتصاد جهانی در اختیار دارد.
از همین منظر، پیشنهاد پرداخت عوارض به ایران را میتوان بیش از آنکه صرفاً یک پیشنهاد اقتصادی دانست، نشانهای از پذیرش نقش تعیینکننده تهران در معادله امنیتی تنگه هرمز تلقی کرد.
در نهایت، پیام اصلی این تحلیل روشن است: واشنگتن ممکن است بتواند برتری نظامی خود را در منطقه حفظ کند، اما تبدیل این برتری نظامی به کنترل کامل تنگه هرمز، مسئلهای بسیار دشوارتر است. به همین دلیل، حتی گزینهای که در نگاه نخست برای آمریکا یک عقبنشینی سیاسی محسوب میشود، ممکن است در محاسبات اقتصادی و امنیتی به گزینهای کمهزینهتر تبدیل شود.