اظهارات جان کربی را میتوان یکی از صریحترین انتقادهای مطرحشده از داخل ساختار سیاسی و امنیتی آمریکا درباره نحوه مدیریت جنگ با ایران دانست. او تأکید کرده است که دولت ترامپ از ابتدا برنامهای واقعی برای جنگی که ممکن است ماهها ادامه پیدا کند، نداشته است.
کربی معتقد است واشنگتن تصور میکرد میتواند با وارد کردن ضربات نظامی، در مدت کوتاهی شرایط سیاسی داخل ایران را تغییر دهد؛ اما تداوم درگیری، این محاسبه را با چالش جدی مواجه کرده است.
نکته مهم در این اظهارات آن است که مسئله فقط «طولانی شدن جنگ» نیست؛ بلکه به گفته این مقام سابق آمریکایی، مشکل اصلی فقدان یک راهبرد سیاسی برای پایان دادن به جنگ است. به بیان دیگر، واشنگتن ممکن است برای آغاز عملیات نظامی برنامه داشته باشد، اما برای روز بعد از آن و چگونگی خروج از بحران، نقشه روشنی در اختیار ندارد.
بحران تنگه هرمز؛ مسئلهای فراتر از یک مسیر دریایی
در این میان، تنگه هرمز به یکی از مهمترین نقاط فشار در معادله ایران و آمریکا تبدیل شده است. کربی اذعان دارد که واشنگتن اکنون با بحرانی مواجه است که صرفاً یک مسئله نظامی یا دریایی نیست و ابعاد اقتصادی و لجستیکی آن نیز روزبهروز گستردهتر میشود.
او به وضعیت ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن اشاره کرده و مدعی شده است که این ناو مدت بسیار طولانیتری نسبت به شرایط معمول در دریا باقی مانده است. از نگاه کربی، ادامه این وضعیت فشار قابل توجهی بر ملوانان و خانوادههای آنها وارد کرده و همزمان مسئله تأمین مجدد آذوقه، تجهیزات و تسلیحات نیروهای آمریکایی مستقر در منطقه را دشوار کرده است.
اهمیت این موضوع زمانی بیشتر میشود که بدانیم در یک جنگ طولانی، توان لجستیکی بخشی جداییناپذیر از قدرت نظامی است. حتی اگر یک ارتش از برتری تسلیحاتی برخوردار باشد، ادامه عملیات در فاصلهای طولانی از پایگاههای امن و بدون امکان تأمین منظم، هزینههای عملیاتی آن را افزایش میدهد.
عمان؛ کانال دیپلماتیک در میانه بحران هرمز
در چنین شرایطی، کربی نسبت به تهدید عمان از سوی ترامپ ابراز تعجب کرده است. استدلال او روشن است: عمان یکی از معدود کشورهای منطقه است که همچنان ظرفیت ایفای نقش میانجی میان تهران و واشنگتن را دارد.
این موضوع با مواضع اعلامشده تهران نیز همخوانی دارد. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، پیشتر اعلام کرده بود که رایزنیهای ایران با طرف عمانی با جدیت ادامه دارد و هدف اصلی آن، رسیدن به تفاهمی برای ایجاد یک مسیر ایمن کشتیرانی در تنگه هرمز است.
بنابراین، عمان در این معادله نه صرفاً یک میانجی سیاسی، بلکه بخشی از سازوکار احتمالی مدیریت بحران در یکی از حساسترین آبراههای جهان محسوب میشود. به همین دلیل، تهدید این کشور میتواند عملاً یکی از کانالهای موجود برای کاهش تنش را تضعیف کند.
ایران و آمریکا؛ مسئله اصلی همچنان بیاعتمادی است
کربی در بخش دیگری از سخنان خود به نبود اعتماد میان ایران و آمریکا اشاره کرده و آن را نتیجه روندی طولانیمدت دانسته است. از نگاه او، تجربههای گذشته باعث شده تهران نسبت به هرگونه مذاکره با واشنگتن با احتیاط بسیار بیشتری برخورد کند.
این مسئله یکی از کلیدیترین موانع بازگشت دو طرف به مسیر مذاکره است. وقتی مذاکرهکنندهای احتمال میدهد توافق سیاسی ممکن است با اقدام نظامی نقض شود، هزینه ورود دوباره به میز مذاکره افزایش پیدا میکند.
موضع اعلامشده ایران نیز نشان میدهد که تهران در شرایط کنونی مذاکره مستقیم با آمریکا را در دستور کار ندارد و رایزنیهایش با عمان را به موضوع تأمین امنیت کشتیرانی در تنگه هرمز محدود کرده است.
از این منظر، مسئله هرمز تنها یک اختلاف بر سر عبور کشتیها نیست؛ بلکه به بخشی از معادله بزرگتر اعتماد، تضمینهای امنیتی و ترتیبات پس از جنگ تبدیل شده است.
چرا آمریکا در تأمین مجدد نیروهای خود با مشکل مواجه شده است؟
یکی از نکات قابل توجه در اظهارات کربی، اشاره به مشکل تأمین مجدد ناوگان آمریکاست. در شرایط عادی، کشتیهای جنگی مستقر در منطقه میتوانند برای دریافت آذوقه، سوخت، تجهیزات و تسلیحات وارد بنادر شوند.
اما اگر بنادر منطقه از نگاه نظامی ناامن تلقی شوند، این زنجیره لجستیکی مختل میشود. در چنین شرایطی، بخشی از عملیات تأمین باید در دریا انجام شود؛ فرآیندی که هم پیچیدهتر و هم پرهزینهتر است.
کربی حتی مدعی شده که بخشی از تجهیزات و تسلیحات از منطقه هند-اقیانوس آرام به خاورمیانه منتقل شده است. اگر این ارزیابی را در کنار طولانی شدن استقرار ناوها قرار دهیم، مشخص میشود که تداوم جنگ میتواند برای آمریکا هزینههایی فراتر از میدان نبرد مستقیم ایجاد کند.
فشار اقتصادی؛ یکی از ابزارهای ایران در جنگ فرسایشی
کربی معتقد است ایران تلاش میکند با افزایش هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ، واشنگتن را تحت فشار قرار دهد. این برداشت از یک واقعیت مهم در جنگهای طولانی حکایت دارد: برتری نظامی بهتنهایی تضمینکننده پیروزی سیاسی نیست.
اگر هزینه ادامه جنگ برای طرف مقابل افزایش پیدا کند، محاسبات سیاسی نیز تغییر میکند. از همین منظر، اشاره کربی به اینکه ایرانیها تصور میکنند «زمان سیاسی به ضرر ترامپ در حال گذر است»، اهمیت پیدا میکند.
در چنین شرایطی، هرچه جنگ طولانیتر شود، دولت آمریکا باید همزمان چند مسئله را مدیریت کند؛ از هزینههای نظامی و فشار بر نیروها گرفته تا تبعات اقتصادی، واکنش متحدان منطقهای و افکار عمومی داخلی.
بازگشایی هرمز؛ یک توافق فنی کافی نیست
موضع رسمی ایران درباره تنگه هرمز نیز نشان میدهد که تهران مسئله را صرفاً در قالب باز شدن یک مسیر دریایی تعریف نمیکند.
بقائی تأکید کرده است که توافق بر سر یک مسیر امن برای کشتیرانی، شرط لازم اما کافی برای بازگشایی تنگه نیست. از نگاه تهران، ریشه بحران در اقدامات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارد و تا زمانی که تهدیدها و محاصره دریایی ادامه داشته باشد، نمیتوان انتظار تغییر اساسی در وضعیت تنگه را داشت.
این موضع عملاً نشان میدهد که حتی دستیابی ایران و عمان به یک سازوکار موقت برای کشتیرانی نیز الزاماً به معنای پایان کامل بحران نخواهد بود؛ بلکه میتواند تنها یک مرحله برای مدیریت وضعیت موجود باشد.
تهدید عمان؛ چرا میتواند به ضرر واشنگتن تمام شود؟
در این چارچوب، انتقاد کربی از تهدید عمان اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر آمریکا واقعاً به دنبال کاهش تنش و بازگشت به یک مسیر مذاکره باشد، حفظ کانالهای ارتباطی با کشورهای میانجی برای واشنگتن یک ضرورت محسوب میشود.
تهدید کشوری که هم با آمریکا روابط دارد و هم توانایی گفتوگو با ایران را حفظ کرده است، میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد؛ یعنی به جای افزایش فشار بر تهران، اعتماد متحدان منطقهای آمریکا به واشنگتن را کاهش دهد.
کربی نیز دقیقاً بر همین نکته تأکید دارد و هشدار میدهد چنین رفتارهایی این تصور را تقویت میکند که آمریکا شریک بلندمدت و قابل اتکایی نیست.
جنگی که پایان آن هنوز روی کاغذ نیامده است
مجموع این تحولات نشان میدهد که چالش اصلی واشنگتن دیگر صرفاً چگونگی ادامه عملیات نظامی نیست؛ بلکه مسئله مهمتر، چگونگی پایان دادن به جنگ است.
اگر روایت کربی را در کنار مواضع رسمی ایران قرار دهیم، یک شکاف مهم نمایان میشود: واشنگتن از یک سو به دنبال بازگشت امنیت به تنگه هرمز است و از سوی دیگر، تهران بازگشت امنیت پایدار را به رفع عوامل ایجادکننده بحران و تضمین ترتیبات مشخص برای کشتیرانی گره زده است.
در نتیجه، حتی اگر میانجیگری عمان بتواند به یک تفاهم موقت درباره کشتیرانی منجر شود، مسئله اصلی همچنان پابرجا خواهد بود؛ اینکه ایران و آمریکا چگونه میتوانند پس از این سطح از بیاعتمادی و درگیری، به یک چارچوب سیاسی برای پایان بحران برسند.
اظهارات جان کربی از این منظر بیش از آنکه صرفاً انتقاد از عملکرد ترامپ باشد، هشداری درباره هزینههای یک جنگ بدون نقشه خروج است؛ جنگی که هرچه طولانیتر شود، فشار آن از میدان نظامی به حوزههای اقتصادی، لجستیکی و سیاسی نیز سرایت خواهد کرد.