صفحه سیاست بررسی می کند؛

آبراهام لینکلن؛ رکوردی که نشانه فشار فزاینده بر ناوگان آمریکا است

طولانی شدن مأموریت ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» به فراتر از یک رکورد نظامی تبدیل شده است؛ ناوی که ماه‌ها بدون بازگشت به بندر اصلی در مأموریت باقی مانده، اکنون درگیر فشار عملیاتی، فرسودگی تجهیزات، خستگی خدمه و نگرانی خانواده‌های ملوانان است. این وضعیت در حالی رخ می‌دهد که نیروی دریایی آمریکا با کمبود ناوهای آماده، تأخیر در ورود ناوهای نسل جدید و افزایش مأموریت‌های نظامی در مناطق مختلف جهان مواجه است؛ مجموعه‌ای از عوامل که می‌تواند الگوی سنتی حضور دریایی آمریکا را با چالش جدی روبه‌رو کند.

آبراهام لینکلن؛ رکوردی که نشانه فشار فزاینده بر ناوگان آمریکا است
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

ناو هواپیمابر «آبراهام لینکلن» پس از ماه‌ها حضور در دریا، در آستانه ثبت یکی از طولانی‌ترین مأموریت‌های یک ناو هواپیمابر آمریکایی از زمان جنگ ویتنام قرار گرفته است. پیش از این، «جرالد آر. فورد» با مأموریتی ۳۲۶ روزه رکوردی کم‌سابقه از خود برجای گذاشت و اکنون لینکلن ممکن است در مسیر بازگشت به خانه این رکورد را پشت سر بگذارد.

اما اهمیت ماجرا صرفاً در تعداد روزهای حضور یک ناو در دریا خلاصه نمی‌شود. گزارش‌های منتشرشده درباره وضعیت خدمه لینکلن، تصویری از فشار روانی و جسمی ناشی از مأموریت‌های طولانی ارائه می‌کند؛ از خستگی و دوری چندماهه از خانواده گرفته تا مشکلات مربوط به امکانات رفاهی، آب و فاضلاب و دسترسی به برخی اقلام ضروری.

این وضعیت نشان می‌دهد رکوردهای عملیاتی در نیروی دریایی آمریکا الزاماً نشانه افزایش قدرت نیستند و گاهی می‌توانند نشانه‌ای از فشار بیش از ظرفیت بر ساختار نظامی باشند.

پایان مأموریت‌های هفت‌ماهه

ساختار سنتی نیروی دریایی آمریکا بر اساس مأموریت‌هایی با دوره حدود هفت ماه طراحی شده بود. این الگو قرار بود امکان برنامه‌ریزی برای نیروها، خانواده‌ها، تعمیرات و بازسازی تجهیزات را فراهم کند.

با این حال، تحولات امنیتی سال‌های اخیر این مدل را تحت فشار قرار داده است. جنگ غزه و گسترش بحران‌های منطقه‌ای از سال ۲۰۲۳، موجب افزایش حضور ناوهای آمریکایی در خاورمیانه شد و در کنار آن، مأموریت‌های دریایی آمریکا در اروپا، کارائیب و سایر مناطق نیز ادامه پیدا کرد.

نتیجه، افزایش مدت مأموریت ناوهای هواپیمابر و فاصله گرفتن از چرخه‌های پیش‌بینی‌پذیر گذشته بوده است. چندین مأموریت در سال‌های ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵ از ۲۵۰ روز عبور کردند و مأموریت ۳۲۶ روزه فورد به نقطه اوج این روند تبدیل شد.

آبراهام لینکلن نیز اکنون در همین مسیر قرار گرفته است.

وقتی بندر از یک توقف ساده به ضرورت عملیاتی تبدیل می‌شود

برای خدمه یک ناو هواپیمابر، توقف در بندر صرفاً فرصتی برای تفریح یا خروج چندساعته از کشتی نیست. این توقف‌ها بخشی از چرخه پشتیبانی نظامی محسوب می‌شوند؛ جایی که تجهیزات تأمین می‌شوند، قطعات تعمیر یا تعویض می‌شوند و نیروها امکان استراحت و بازیابی پیدا می‌کنند.

وقتی یک ناو برای ماه‌ها امکان استفاده منظم از این چرخه را نداشته باشد، فشار به‌تدریج افزایش پیدا می‌کند.

گزارش‌های منتشرشده درباره لینکلن از مشکلاتی در سیستم آب، سرویس‌های بهداشتی، دسترسی به آب گرم و برخی اقلام بهداشتی حکایت دارد. حتی اگر هر یک از این مشکلات به‌تنهایی مسئله‌ای محدود باشد، انباشته شدن آنها در یک مأموریت چندماهه می‌تواند کیفیت زندگی خدمه را به‌شدت کاهش دهد.

از سوی دیگر، فشار تنها متوجه نیروی انسانی نیست. تجهیزات یک ناو نیز برای فعالیت نامحدود و بدون دوره‌های معمول تعمیر و بازسازی طراحی نشده‌اند.

فرسودگی تجهیزات؛ هزینه پنهان مأموریت‌های طولانی

کارشناسان دفاعی هشدار داده‌اند که افزایش مدت مأموریت می‌تواند فرسودگی تجهیزات را نیز تشدید کند. قطعاتی که در شرایط عادی باید در بندر مورد تعمیر یا تعویض قرار گیرند، ممکن است ناچار شوند با تعمیرات موقت در دریا به فعالیت ادامه دهند.

این مسئله در ناوهای هواپیمابر اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا این شناورها صرفاً یک کشتی بزرگ نیستند، بلکه مجموعه‌ای پیچیده از سامانه‌های پروازی، موتورخانه، تجهیزات ارتباطی، سامانه‌های تسلیحاتی و زیرساخت‌های پشتیبانی هستند.

بنابراین، طولانی شدن مأموریت می‌تواند یک چرخه فرسایشی ایجاد کند: مأموریت بیشتر، تعمیر کمتر، فرسودگی بیشتر و نیاز بیشتر به استفاده از ناوهای دیگر.

فشار روانی؛ حلقه‌ای که به خانواده‌ها می‌رسد

شاید مهم‌ترین بخش این بحران، هزینه انسانی آن باشد.

گزارش‌هایی درباره فشار روانی شدید برخی ملوانان، از جمله مواردی از پریدن نیروها به دریا، نگرانی‌ها درباره سلامت روان خدمه را افزایش داده است. نیروی دریایی آمریکا وجود ارتباط میان طول مأموریت و خودآسیب‌رسانی را رد کرده و تأکید کرده است که خدمات پزشکی و سلامت روان برای نیروها فراهم است.

با این حال، حتی بدون پذیرش ادعای وجود رابطه مستقیم، یک واقعیت قابل انکار نیست: ماه‌ها دوری از خانه، حضور در محیط جنگی، فشار عملیاتی و نبود امکان استراحت معمول، شرایط دشواری را برای هر نیروی نظامی ایجاد می‌کند.

این فشار به خانواده‌ها نیز منتقل می‌شود. همسران و والدین ملوانان باید برای ماه‌ها بدون اطلاع دقیق از زمان بازگشت عزیزانشان زندگی کنند؛ موضوعی که می‌تواند بر زندگی خانوادگی، شغل و سلامت روان آنها اثر بگذارد.

اظهارنظر ترامپ و شکاف میان میدان و سیاست

در چنین شرایطی، اظهارنظر دونالد ترامپ درباره مأموریت لینکلن نیز واکنش‌هایی به دنبال داشته است. ترامپ طولانی شدن مأموریت را چندان مهم ندانسته و گفته است این مأموریت «حتی نزدیک به اندازه کافی طولانی نبوده است».

این اظهارنظر از منظر سیاسی قابل توجه است؛ زیرا نشان می‌دهد میان نگاه سیاسی به «حضور نظامی» و واقعیت زندگی نیروهایی که در خط مقدم این حضور قرار دارند، فاصله‌ای وجود دارد.

برای فرماندهان سیاسی، افزایش مدت حضور یک ناو می‌تواند نشانه تداوم قدرت و بازدارندگی آمریکا باشد؛ اما برای خدمه، همین شاخص ممکن است به معنای ماه‌های بیشتر دوری از خانواده، فشار روانی و فرسودگی تجهیزات باشد.

چرا آمریکا ناو کافی برای چرخش ندارد؟

ریشه مسئله تنها در تصمیم فرماندهان برای طولانی کردن مأموریت‌ها نیست. نیروی دریایی آمریکا ۱۱ ناو هواپیمابر دارد، اما همه آنها در یک زمان مشخص قابل استفاده نیستند.

تعمیرات اساسی، نگهداری، سوخت‌گیری راکتورهای هسته‌ای و آماده‌سازی عملیاتی باعث می‌شود بخشی از ناوگان در هر مقطع از چرخه عملیاتی خارج باشد.

در چنین شرایطی، اگر یک ناو نتواند طبق برنامه به خانه بازگردد، فشار به سایر ناوهای موجود منتقل می‌شود. به بیان دیگر، طولانی شدن یک مأموریت می‌تواند مأموریت بعدی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

ناوهای جدید هم دیر می‌رسند

مشکل زمانی پیچیده‌تر می‌شود که ورود ناوهای جدید نیز با تأخیر مواجه باشد.

ناوهای کلاس «فورد» قرار است به‌تدریج جایگزین ناوهای قدیمی‌تر کلاس «نیمیتز» شوند، اما پروژه ساخت آنها با تأخیرها و مشکلات فنی مختلف مواجه بوده است.

در همین شرایط، تغییرات جدید در طراحی ناوهای آینده نیز می‌تواند زمان ورود آنها به خدمت را افزایش دهد. به این ترتیب، هر تأخیر در ساخت یک ناو جدید به معنای فشار بیشتر بر ناوهای موجود است.

این همان حلقه‌ای است که می‌تواند نیروی دریایی آمریکا را در یک چرخه فرسایشی گرفتار کند: ناوهای قدیمی‌تر باید بیشتر کار کنند، ناوهای جدید دیرتر وارد خدمت می‌شوند و مأموریت ناوهای موجود طولانی‌تر می‌شود.

۱۰ هزار پرواز؛ پشتوانه نظامی یک مأموریت فرسایشی

6458506

گروه رزمی لینکلن با وجود تمام مشکلات همچنان مأموریت خود را ادامه داده و بر اساس اعلام فرماندهی مرکزی آمریکا، هواپیماهای این گروه حدود ۱۰ هزار پرواز انجام داده‌اند.

این رقم نشان می‌دهد با یک مأموریت صرفاً نمایشی مواجه نیستیم. لینکلن در یک چرخه عملیاتی سنگین قرار داشته و فشار واردشده بر خدمه و تجهیزات، در بستر همین حجم بالای عملیات قابل فهم است.

در واقع، مسئله اصلی این نیست که آیا ناو هواپیمابر آمریکا توانایی حضور طولانی‌مدت در دریا را دارد یا نه؛ مسئله این است که این حضور تا چه زمانی می‌تواند بدون آسیب جدی به نیروی انسانی، تجهیزات و چرخه آمادگی ناوگان ادامه پیدا کند.

بحران لینکلن، فراتر از یک ناو

آبراهام لینکلن اکنون به نمادی از یک مسئله بزرگ‌تر در نیروی دریایی آمریکا تبدیل شده است.

افزایش مأموریت‌های نظامی، تعدد مناطق بحران، محدود بودن تعداد ناوهای هواپیمابر، فرسودگی ناوهای قدیمی، تأخیر در ساخت ناوهای جدید و دشواری حفظ نیروهای متخصص، مجموعه‌ای از فشارها را ایجاد کرده‌اند که نمی‌توان آنها را صرفاً با افزایش مدت مأموریت یک ناو حل کرد.

از این منظر، رکورد احتمالی لینکلن بیش از آنکه یک موفقیت نظامی باشد، می‌تواند یک علامت هشدار باشد.

اگر یک ناو برای حفظ حضور آمریکا در منطقه مجبور شود ماه‌ها بیشتر از برنامه معمول در دریا بماند، این پرسش مطرح می‌شود که آیا ساختار نیروی دریایی آمریکا هنوز با سطح تعهدات جهانی این کشور تناسب دارد یا خیر.

رکوردی که شاید نشانه قدرت نباشد

آبراهام لینکلن همچنان در مسیر بازگشت به خانه قرار دارد؛ اما داستان این ناو صرفاً داستان یک مأموریت طولانی نیست.

پشت رکورد احتمالی آن، مسئله‌ای عمیق‌تر قرار دارد: آمریکا برای حفظ حضور مستمر خود در مناطق بحران‌خیز، بیش از گذشته به ناوهای محدود خود فشار وارد می‌کند.

اگر لینکلن بتواند رکورد ۳۲۶ روزه جرالد آر. فورد را بشکند، این اتفاق از یک سو می‌تواند توان عملیاتی نیروی دریایی آمریکا را به رخ بکشد، اما از سوی دیگر پرسش مهم‌تری را مطرح خواهد کرد: آیا افزایش مدت حضور ناوها در دریا واقعاً نشانه قدرت بیشتر است یا نشانه آنکه ظرفیت ناوگان آمریکا دیگر با حجم مأموریت‌های جهانی آن همخوانی ندارد؟

در این میان، هزینه واقعی این رکورد نه در تعداد روزهای حضور یک ناو در دریا، بلکه در فرسودگی تجهیزات، فشار بر نیروهای متخصص و خانواده‌هایی نمایان می‌شود که ماه‌ها در انتظار بازگشت عزیزان خود مانده‌اند.

 

اخبار مرتبط
  • گزارش‌های منتشرشده درباره از دست رفتن دست‌کم ۴۵ فروند پهپاد MQ-9 Reaper آمریکا در جریان جنگ با ایران، تنها یک خسارت نظامی قابل توجه نیست؛ بلکه می‌تواند نشانه‌ای از فشار هم‌زمان بر توان شناسایی، تهاجمی و لجستیکی ارتش آمریکا باشد. اگر این آمار صحت داشته باشد، واشنگتن با مسئله‌ای فراتر از جایگزینی چند پهپاد مواجه است؛ مسئله‌ای که به ظرفیت تولید تجهیزات، سرعت بازسازی ذخایر و توان تداوم جنگ مربوط می‌شود.

  • گزارش‌ها از تصمیم آمریکا برای اعزام ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرج واشنگتن» به خاورمیانه و جایگزینی آن با «یواس‌اس آبراهام لینکلن» حکایت دارد؛ جابه‌جایی‌ای که اگرچه از سوی مقام‌های آمریکایی بخشی از برنامه از پیش تعیین‌شده چرخش ناوهای هواپیمابر عنوان شده، اما همزمانی آن با افزایش انتقادها درباره فرسودگی، فشار عملیاتی و مشکلات روحی خدمه لینکلن، این پرسش را مطرح کرده است که آیا نیروی دریایی آمریکا با محدودیت‌های عملیاتی در یکی از حساس‌ترین مناطق جهان مواجه شده است؟

  • اعلام برنامه آمریکا برای تکمیل خروج نیروهای نظامی خود از عراق تا پایان سپتامبر، پس از بیش از دو دهه حضور نظامی، می‌تواند یکی از مهم‌ترین تحولات امنیتی در غرب آسیا باشد؛ تحولی که اگرچه در ظاهر به معنای پایان مأموریت نظامی آمریکا در عراق است، اما پرسش اصلی این است که آیا واشنگتن واقعاً در حال ترک عراق است یا تنها شکل حضور و نفوذ خود را تغییر می‌دهد؟

ارسال نظر