صفحه سیاست بررسی می کند؛

بحرین؛ از «استان چهاردهم ایران» تا استقلال؛ چگونه موضع تهران تغییر کرد؟

سالروز اعلام استقلال بحرین، فرصتی برای بازخوانی یکی از مهم‌ترین چرخش‌های سیاست خارجی ایران در قرن بیستم است؛ سرزمینی که در ادبیات سیاسی ایران برای سال‌ها بخشی از قلمرو کشور تلقی می‌شد، اما در فاصله‌ای کمتر از سه سال، موضع رسمی تهران از تأکید بر حاکمیت ایران به پذیرش استقلال بحرین تغییر کرد. این تغییر نه در نتیجه یک همه‌پرسی عمومی، بلکه در چارچوب روندی سیاسی و بین‌المللی شکل گرفت که سازمان ملل متحد نیز در آن نقش داشت و سرانجام ایران به نخستین کشوری تبدیل شد که استقلال بحرین را به رسمیت شناخت.

بحرین؛ از «استان چهاردهم ایران» تا استقلال؛ چگونه موضع تهران تغییر کرد؟
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

بحرین برای دهه‌ها یکی از پرونده‌های حساس در سیاست خارجی ایران بود. اهمیت این جزیره تنها به موقعیت جغرافیایی آن در خلیج فارس محدود نمی‌شد؛ بلکه سابقه تاریخی، پیوندهای سیاسی و اقتصادی و حضور قدرت‌های خارجی در منطقه، مسئله بحرین را به موضوعی راهبردی برای تهران تبدیل کرده بود.

در ادبیات سیاسی دوره پهلوی، حتی از بحرین به عنوان «استان چهاردهم ایران» یاد می‌شد و نماینده‌ای نیز از آن در مجلس شورای ملی حضور داشت. بر همین اساس، تغییر موضع تهران درباره آینده بحرین را نمی‌توان صرفاً یک تصمیم مقطعی یا یک جابه‌جایی در ادبیات دیپلماتیک دانست؛ این تصمیم در واقع بازتعریف یکی از ادعاهای دیرینه ایران در خلیج فارس بود.

از تأکید بر حاکمیت ایران تا تغییر رویکرد تهران

بحرین

نقطه عطف این پرونده را باید در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی جست‌وجو کرد؛ زمانی که تحولات منطقه‌ای و تصمیم بریتانیا برای خروج از شرق سوئز، معادلات امنیتی خلیج فارس را دستخوش تغییر کرد.

محمدرضا پهلوی در جریان سفر به هند، موضعی را مطرح کرد که مسیر پرونده بحرین را تغییر داد. شاه اعلام کرد اگر مردم بحرین خواهان استقلال باشند، ایران با خواست آنان مخالفت نخواهد کرد. این موضع، عملاً فاصله‌ای جدی با ادعای سنتی حاکمیت ایران بر بحرین ایجاد کرد.

از این مرحله به بعد، مسئله اصلی دیگر این نبود که ایران چگونه حاکمیت خود را بر بحرین تثبیت کند؛ بلکه موضوع به این سمت رفت که چگونه خروج از این مناقشه بدون ایجاد هزینه سیاسی و امنیتی برای تهران مدیریت شود.

نقش سازمان ملل و «نظرخواهی» درباره آینده بحرین

پس از توافق ایران و بریتانیا بر سر حل‌وفصل مسئله، سازمان ملل متحد وارد پرونده شد. به جای برگزاری یک همه‌پرسی عمومی با سازوکار معمول، نماینده دبیرکل سازمان ملل با گروه‌های مختلف در بحرین گفت‌وگو کرد و نتیجه این رایزنی‌ها را به عنوان نشان‌دهنده خواست مردم این جزیره برای استقلال ارائه کرد.

همین موضوع از همان زمان یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های پرونده بحرین بوده است. منتقدان، این فرآیند را با یک همه‌پرسی واقعی متفاوت می‌دانند؛ زیرا رأی‌گیری عمومی از تمام مردم بحرین صورت نگرفت و نتیجه بر پایه رایزنی‌های انجام‌شده با گروه‌های منتخب اعلام شد.

با این حال، گزارش سازمان ملل به عنوان مبنای حقوقی و سیاسی مرحله نهایی پرونده پذیرفته شد و مسیر استقلال بحرین را هموار کرد.

چرا ایران از ادعای تاریخی خود عقب‌نشینی کرد؟

بحرین

پرسش مهم‌تر برای تحلیل این پرونده آن است که چرا تهران با وجود سابقه طولانی ادعای حاکمیت بر بحرین، در نهایت استقلال این جزیره را پذیرفت؟

یکی از مهم‌ترین عوامل، تحولات ژئوپلیتیکی خلیج فارس بود. خروج تدریجی بریتانیا از منطقه، خلأ قدرتی ایجاد می‌کرد که ایران تلاش داشت در نظم امنیتی جدید خلیج فارس جایگاه برجسته‌ای در آن به دست آورد.

از این منظر، مسئله بحرین بخشی از یک معامله بزرگ‌تر در سیاست منطقه‌ای ایران بود. تهران با کنار گذاشتن ادعای حاکمیت بر بحرین، می‌توانست بر نقش خود به عنوان قدرت اصلی خلیج فارس تأکید کند و همزمان از شکل‌گیری یک بحران طولانی‌مدت با کشورهای عربی منطقه جلوگیری کند.

به بیان دیگر، تصمیم درباره بحرین را می‌توان نمونه‌ای از اولویت یافتن «مصلحت ژئوپلیتیکی» بر «ادعای تاریخی» دانست.

چرا ایران نخستین کشوری بود که استقلال بحرین را پذیرفت؟

بحرین

نکته قابل توجه آن است که ایران نه‌تنها با استقلال بحرین مخالفت نکرد، بلکه از نخستین کشورهایی بود که آن را به رسمیت شناخت.

این تصمیم از یک منظر دارای پیام سیاسی مهمی بود. تهران تلاش داشت نشان دهد که خروج از پرونده بحرین به معنای شکست در سیاست منطقه‌ای نیست، بلکه بخشی از یک بازتنظیم بزرگ‌تر در روابط ایران با همسایگان و قدرت‌های خارجی است.

در واقع، ایران با پذیرش استقلال بحرین کوشید پرونده‌ای تاریخی را ببندد تا بتواند با دست بازتری بر معادلات امنیتی خلیج فارس تمرکز کند.

بحرین و پرسشی که همچنان باقی مانده است

بحرین

با گذشت دهه‌ها، پرونده بحرین همچنان از منظر تاریخی و سیاسی اهمیت خود را حفظ کرده است؛ زیرا نشان می‌دهد سیاست خارجی کشورها همیشه بر اساس یک اصل ثابت حرکت نمی‌کند و ممکن است تحت تأثیر تغییر موازنه قدرت، تحولات منطقه‌ای و محاسبات امنیتی دستخوش تغییر شود.

پرونده بحرین همچنین نمونه‌ای قابل توجه از این واقعیت است که میان «ادعای تاریخی»، «حق حاکمیت»، «خواست سیاسی» و «مصلحت ژئوپلیتیکی» همیشه هم‌پوشانی وجود ندارد.

ایران در کمتر از سه سال مسیری را طی کرد که از تأکید بر تعلق بحرین به ایران آغاز شد و به پذیرش استقلال این جزیره انجامید. این تغییر را می‌توان یکی از مهم‌ترین چرخش‌های سیاست خارجی دوره پهلوی دانست؛ چرخشی که در نهایت با خروج بریتانیا از منطقه و تلاش تهران برای تثبیت جایگاه خود در نظم جدید خلیج فارس پیوند خورد.

میراث یک تصمیم تاریخی

سالروز استقلال بحرین تنها یادآور تولد یک کشور مستقل نیست؛ بلکه یادآور تصمیمی است که در یکی از حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، میان تاریخ، حقوق، سیاست منطقه‌ای و ملاحظات امنیتی توازن برقرار کرد.

درس مهم این پرونده برای سیاست خارجی امروز آن است که تصمیم‌های سرزمینی و ژئوپلیتیکی صرفاً در چارچوب روایت‌های تاریخی قابل فهم نیستند؛ بلکه باید آنها را در متن موازنه قدرت و شرایط بین‌المللی زمان خود تحلیل کرد.

بحرین از «استان چهاردهم ایران» به کشوری مستقل تبدیل شد؛ اما آنچه این پرونده را همچنان مهم می‌کند، نه فقط سرنوشت بحرین، بلکه چگونگی تغییر محاسبات تهران و تأثیر آن بر نظم سیاسی و امنیتی خلیج فارس است.

 

اخبار مرتبط
  • یک رسانه آمریکایی با بررسی تحولات اخیر پیرامون تنگه هرمز، پیشنهاد پذیرش سازوکاری برای دریافت عوارض یا حق عبور از سوی ایران را به‌عنوان یکی از کم‌هزینه‌ترین گزینه‌های واشنگتن برای پایان دادن به درگیری با تهران مطرح کرده است؛ پیشنهادی که اگرچه برای دولت ترامپ از نظر سیاسی سنگین است، اما می‌تواند نشانه‌ای از تغییر محاسبات آمریکا درباره قدرت ژئوپلیتیکی ایران در مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان باشد.

  • وزرای امور خارجه اردن و بحرین در گفت‌وگویی تلفنی، ضمن بررسی روابط دوجانبه و تحولات منطقه، بر ضرورت کاهش تنش‌ها، تقویت امنیت و تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز تأکید کردند.

  • وزیر امور خارجه با تأکید بر اینکه در حال حاضر مذاکره مستقیمی میان ایران و آمریکا انجام نمی‌شود، اعلام کرد بازگشت به میز مذاکره منوط به پایان نقض یادداشت تفاهم اسلام‌آباد و جبران تعهدات نقض‌شده از سوی واشنگتن است؛ همزمان مذاکرات ایران و عمان درباره ترتیبات جدید عبور و مرور در تنگه هرمز به مراحل پایانی نزدیک شده است.

ارسال نظر