صفحه سیاست گزارش می دهد؛

ناو هواپیمابر آمریکا در راه خاورمیانه؛ فرسودگی «لینکلن» و پیام پنهان جابه‌جایی ناوها

گزارش‌ها از تصمیم آمریکا برای اعزام ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرج واشنگتن» به خاورمیانه و جایگزینی آن با «یواس‌اس آبراهام لینکلن» حکایت دارد؛ جابه‌جایی‌ای که اگرچه از سوی مقام‌های آمریکایی بخشی از برنامه از پیش تعیین‌شده چرخش ناوهای هواپیمابر عنوان شده، اما همزمانی آن با افزایش انتقادها درباره فرسودگی، فشار عملیاتی و مشکلات روحی خدمه لینکلن، این پرسش را مطرح کرده است که آیا نیروی دریایی آمریکا با محدودیت‌های عملیاتی در یکی از حساس‌ترین مناطق جهان مواجه شده است؟

ناو هواپیمابر آمریکا در راه خاورمیانه؛ فرسودگی «لینکلن» و پیام پنهان جابه‌جایی ناوها
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

به نوشته وال‌استریت ژورنال، آمریکا در حال آماده‌سازی برای اعزام ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرج واشنگتن» به خاورمیانه است تا جایگزین «یواس‌اس آبراهام لینکلن» شود. مقام‌های آمریکایی آشنا با موضوع تأکید کرده‌اند که این جابه‌جایی در چارچوب برنامه‌ای از پیش تعیین‌شده برای چرخش ناوهای هواپیمابر انجام می‌شود.

با این حال، زمان‌بندی این جابه‌جایی قابل توجه است. لینکلن پس از ماه‌ها حضور عملیاتی در منطقه، با مأموریتی طولانی و توقف‌های محدود در بنادر روبه‌رو بوده و همین مسئله انتقادهایی را در کنگره آمریکا درباره وضعیت خدمه و شرایط زندگی آنان ایجاد کرده است.

در چنین شرایطی، ورود یک ناو تازه به منطقه را نمی‌توان صرفاً یک تغییر فنی در آرایش نیروی دریایی آمریکا دانست. این جابه‌جایی می‌تواند همزمان دو هدف را دنبال کند؛ حفظ حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه و کاهش فشار مستقیم بر یکی از ناوهایی که مدت طولانی در وضعیت عملیاتی قرار داشته است.

«آبراهام لینکلن» زیر فشار مأموریت‌های طولانی

ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن مأموریت برنامه‌ریزی‌شده خود را از ماه نوامبر آغاز کرد و در ژانویه، پیش از آغاز جنگ آمریکا علیه ایران، به خاورمیانه منتقل شد.

این ناو و هواپیماهای مستقر بر روی آن در عملیات موسوم به «خشم حماسی» نقش مهمی ایفا کردند و پس از آن نیز در چارچوب فشار نظامی و محاصره دریایی بنادر ایران از سوی آمریکا، در منطقه باقی ماندند.

تداوم چنین مأموریتی به معنای قرار گرفتن خدمه و تجهیزات در یک چرخه طولانی از آماده‌باش، عملیات، تعمیرات و پشتیبانی است. از همین منظر، مسئله اصلی درباره لینکلن تنها مدت حضور آن در منطقه نیست، بلکه هزینه انسانی و لجستیکی حفظ چنین سطحی از آمادگی عملیاتی است.

رکورد ۲۰۰ روز بدون توقف در بندر

یکی از مهم‌ترین محورهای انتقادها در آمریکا به مدت حضور لینکلن در دریا مربوط می‌شود.

سناتور ریچارد بلومنتال، نماینده دموکرات ایالت کنتیکت، در نامه‌ای خطاب به پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، و هانگ کائو، سرپرست وزارت نیروی دریایی، اعلام کرده است که این ناو بیش از ۲۵۰ روز در مأموریت بوده و طی حدود ۲۰۰ روز هیچ توقفی در بندر نداشته است؛ وضعیتی که به گفته او از نظر مدت حضور متوالی در دریا کم‌سابقه است.

بلومنتال در این نامه نسبت به گزارش‌هایی درباره کاهش کیفیت شرایط زندگی خدمه هشدار داده و از پنتاگون خواسته است اطلاعات بیشتری درباره وضعیت آنان ارائه کند.

گزارش‌های مطرح‌شده از کمبود برخی اقلام اولیه، مشکلات آب و لوله‌کشی، مسائل مربوط به سلامت روان، نگرانی‌های ایمنی در عرشه و اختلال در سیستم پستی حکایت دارد. حتی گفته شده برخی بسته‌های ارسالی برای خدمه ماه‌ها با تأخیر مواجه شده‌اند.

بحران پشتیبانی؛ نقطه آسیب‌پذیر ناوگان آمریکا

اهمیت این گزارش‌ها زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم ناو هواپیمابر صرفاً یک سکوی پرتاب هواپیما نیست؛ بلکه یک مجموعه نظامی بزرگ و متحرک است که هزاران نفر را برای مدت طولانی در خود جای می‌دهد.

بنابراین، استمرار عملیات یک ناو هواپیمابر به همان اندازه که به سوخت، مهمات و هواپیما وابسته است، به شبکه پیچیده‌ای از تعمیرات، تأمین مواد غذایی، خدمات پزشکی، ارتباطات و استراحت خدمه نیز نیاز دارد.

از این منظر، گزارش‌های مربوط به کمبود اقلام اولیه یا افت سلامت روان خدمه می‌تواند نشانه‌ای از فشار فزاینده بر زنجیره پشتیبانی نیروی دریایی آمریکا باشد؛ فشاری که در صورت طولانی شدن عملیات‌های منطقه‌ای، می‌تواند به یک چالش راهبردی تبدیل شود.

چرا «جرج واشنگتن» اهمیت دارد؟

ناو هواپیمابر «یواس‌اس جرج واشنگتن» که پایگاه اصلی آن در ژاپن قرار دارد، طی هفته‌های اخیر در اقیانوس آرام فعالیت داشته است.

بر اساس اطلاعات منابع باز، این ناو به همراه ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های هدایت‌شونده خود در روزهای اخیر از تنگه مالاکا عبور کرده است. حرکت این گروه رزمی از شرق آسیا به سمت غرب، در شرایط فعلی حامل پیام نظامی قابل توجهی است.

واشنگتن با جایگزین کردن لینکلن می‌تواند ضمن حفظ حضور ناو هواپیمابر در خاورمیانه، فشار عملیاتی بر لینکلن را کاهش دهد. در عین حال، انتقال یک ناو مستقر در اقیانوس آرام به منطقه خاورمیانه به معنای جابه‌جایی بخشی از ظرفیت نظامی آمریکا میان دو عرصه راهبردی است.

این مسئله به‌ویژه از آن جهت اهمیت دارد که آمریکا همزمان در تلاش است توازن نظامی خود را میان خاورمیانه، اقیانوس آرام و سایر مناطق حفظ کند.

پنتاگون میان حفظ حضور و فرسودگی نیروها

مقام‌های آمریکایی تأکید کرده‌اند که برنامه چرخش ناوها پیش از مطرح شدن نگرانی‌ها درباره شرایط زندگی خدمه لینکلن طراحی شده بود. بنابراین نمی‌توان با قطعیت گفت که اعزام جرج واشنگتن مستقیماً واکنشی به مشکلات این ناو بوده است.

با این حال، همزمانی دو تحول قابل توجه است؛ از یک سو آمریکا همچنان به حفظ حضور سنگین دریایی خود در خاورمیانه نیاز دارد و از سوی دیگر، طولانی شدن مأموریت لینکلن فشار قابل توجهی بر خدمه و سامانه پشتیبانی آن وارد کرده است.

در واقع، چالش اصلی واشنگتن تنها تعداد ناوهای هواپیمابر در اختیار آمریکا نیست، بلکه توانایی حفظ آن‌ها در مأموریت‌های طولانی و همزمان در چند جبهه است.

پیام جابه‌جایی ناو آمریکایی برای منطقه

اعزام جرج واشنگتن به خاورمیانه از یک سو نشان‌دهنده تداوم تمایل آمریکا برای حفظ قدرت بازدارندگی دریایی در منطقه است و از سوی دیگر، نشان می‌دهد واشنگتن ناچار است برای حفظ این حضور، به چرخه مستمر جابه‌جایی و استراحت ناوها متوسل شود.

از منظر راهبردی، این موضوع می‌تواند برای رقبای آمریکا نیز اهمیت داشته باشد. اگر عملیات‌های طولانی در خاورمیانه باعث فرسودگی تجهیزات و فشار بر نیروی انسانی شود، ظرفیت آمریکا برای حفظ حضور همزمان و پایدار در چند منطقه ممکن است با محدودیت مواجه شود.

در مقابل، واشنگتن با چرخش ناوها تلاش می‌کند این آسیب‌پذیری را مدیریت کند و اجازه ندهد فرسودگی یک ناو به کاهش کلی حضور نظامی آمریکا در منطقه منجر شود.

جنگ فقط مسئله موشک و هواپیما نیست

ماجرای آبراهام لینکلن یک واقعیت مهم درباره جنگ‌های مدرن را برجسته می‌کند؛ قدرت نظامی صرفاً با تعداد هواپیماها، موشک‌ها و ناوهای جنگی سنجیده نمی‌شود، بلکه توان استمرار عملیات یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت نظامی است.

اگر گزارش‌های مربوط به شرایط دشوار خدمه لینکلن صحت داشته باشد، این مسئله نشان می‌دهد حتی قدرتمندترین نیروی دریایی جهان نیز در برابر هزینه‌های انسانی و لجستیکی مأموریت‌های طولانی مصون نیست.

جابه‌جایی لینکلن با جرج واشنگتن بنابراین می‌تواند هم یک اقدام معمول در چرخه عملیاتی نیروی دریایی آمریکا باشد و هم نشانه‌ای از تلاش واشنگتن برای مدیریت فرسودگی نیروها در شرایطی که حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه همچنان به منابع قابل توجه انسانی و لجستیکی نیاز دارد.

 

اخبار مرتبط
  • اعلام برنامه آمریکا برای تکمیل خروج نیروهای نظامی خود از عراق تا پایان سپتامبر، پس از بیش از دو دهه حضور نظامی، می‌تواند یکی از مهم‌ترین تحولات امنیتی در غرب آسیا باشد؛ تحولی که اگرچه در ظاهر به معنای پایان مأموریت نظامی آمریکا در عراق است، اما پرسش اصلی این است که آیا واشنگتن واقعاً در حال ترک عراق است یا تنها شکل حضور و نفوذ خود را تغییر می‌دهد؟

  • یک رسانه آمریکایی با بررسی تحولات اخیر پیرامون تنگه هرمز، پیشنهاد پذیرش سازوکاری برای دریافت عوارض یا حق عبور از سوی ایران را به‌عنوان یکی از کم‌هزینه‌ترین گزینه‌های واشنگتن برای پایان دادن به درگیری با تهران مطرح کرده است؛ پیشنهادی که اگرچه برای دولت ترامپ از نظر سیاسی سنگین است، اما می‌تواند نشانه‌ای از تغییر محاسبات آمریکا درباره قدرت ژئوپلیتیکی ایران در مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان باشد.

  • گاردین از تلاش‌های متعدد سربازان آمریکایی برای پریدن در آب و خودکشی، در حالی که شرایط وخیم و فشارهای روانی در ناو هواپیمابر لینکلن به نقطه بحرانی رسیده است، نوشت.

ارسال نظر