تناقض معنادار در آمار خروج نفت از خاورمیانه، این روزها به یکی از مهمترین سوژههای رسانههای منطقهای و بینالمللی تبدیل شده است؛ تناقضی که فقط یک اختلاف عددی نیست و میتواند پردهای از یک نبرد بزرگتر بر سر روایت جنگ ایران و آمریکا را کنار بزند.
شکاف میان ادعای واشنگتن و دادههای میدانی
کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، مدعی شده است که نزدیک به ۹ میلیون بشکه نفت در روز از تنگه هرمز عبور میکند و با احتساب مسیرهای جایگزین، مجموع خروج نفت منطقه به حدود ۱۵ میلیون بشکه در روز رسیده است! اما دادههای شرکتهای ردیابی کشتیها تصویر دیگری ارائه میکنند. Kpler برای هفته آغازشده در ۳ اوت، عبور نفت خام از هرمز را تنها ۱.۷۴ میلیون بشکه در روز برآورد کرده و حتی بهترین عملکرد پس از آغاز جنگ را ۶.۹۸ میلیون بشکه در روز ثبت کرده است. رویترز با طرح این شکاف، سه احتمال را مطرح کرده؛ از محمولههای پنهان و خطای محاسباتی تا ارائه عامدانه آماری که با روایت سیاسی دولت ترامپ سازگار باشد.
جنگ روایتها بر سر کنترل هرمز
اهمیت این اختلاف زمانی بیشتر میشود که آن را از سطح اعداد نفتی به سطح سیاست و جنگ روایتها ببریم. جنگ در مرحلهای قرار گرفته که آتش سلاحها، دستکم موقتاً کاهش یافته اما نبرد بر سر اینکه «چه کسی دست بالا را دارد» ادامه دارد. برای واشنگتن، روایت مطلوب روشن است: فشار نظامی علیه ایران مؤثر بوده، آمریکا بر هرمز مسلط است، جریان نفت منطقه در حال بازگشت است و تهران در نهایت ناچار به پذیرش توافق خواهد شد. در چنین روایتی، عدد ۹ میلیون بشکه فقط یک آمار انرژی نیست؛ بخشی از تصویر «موفقیت» آمریکا در جنگ است.
چرایی تداوم مذاکرات بازگشایی
اما همینجا یک تناقض بزرگ پدیدار میشود. اگر آنگونه که وزیر انرژی آمریکا میگوید، روزانه نزدیک به ۹ میلیون بشکه نفت از هرمز عبور میکند و مجموع خروج نفت منطقه به حدود ۱۵ میلیون بشکه رسیده است، چرا همچنان بازگشایی هرمز یکی از محورهای اصلی تلاشهای دیپلماتیک و میانجیگریهاست؟ چرا میانجیها در پی احیای تفاهم اسلامآباد و ایجاد سازوکاری برای بازگشت کشتیرانی عادی هستند؟ گزارشهای اخیر رویترز نیز نشان میدهد که اختلاف اصلی همچنان بر سر همین مسئله پابرجاست؛ واشنگتن خواهان بازگشایی هرمز است و تهران رفع محاصره، آزادسازی داراییهای ایران و پایان فشارها و تهدیدهای نظامی در تمام جبههها را در برابر آن مطرح میکند. این پرسش حتی از اختلاف میان آمار رایت و Kpler مهمتر است: اگر هرمز از نگاه آمریکا عملاً باز است، چرا هنوز برای بازگشایی آن مذاکره میشود؟
فشار انتخابات میاندورهای بر روایتهای نفتی
اگر ادعای واشنگتن درست باشد، آمریکا به وضعیتی کمسابقه دست یافته است؛ هم فشار و محاصره علیه ایران برقرار است و هم جریان نفت سایر کشورهای منطقه از هرمز ادامه دارد. به بیان دیگر، «هرمز برای دیگران باز و برای ایران محدود» شده است. در چنین شرایطی، آمریکا چه نیازی به توافقی دارد که یکی از مهمترین نتایج آن رفع محدودیت کشتیرانی و بازگشایی هرمز باشد؟ از سوی دیگر، رفتار بازار نفت نیز دستکم با روایت «بازگشت کامل جریان نفت» سازگاری ندارد. رویترز گزارش داده که نفت برنت با وجود افت روزانه، همچنان تحت تأثیر نگرانیهای مربوط به اختلال عرضه و محدودیت حرکت کشتیها در هرمز قرار دارد. در این میان، نیاز ترامپ به یک دستاورد سیاسی قابل فروش در داخل آمریکا نیز نباید نادیده گرفته شود. انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر ۲۰۲۶ نزدیک است و جنگ ایران میتواند برای دولت ترامپ هم فرصت تبلیغاتی و هم هزینه سیاسی ایجاد کند.
فاصله میان تصویرسازی و واقعیت
به نظر میرسد واشنگتن در مواجهه با این واقعیت و در شرایطی که ابزار نظامی و دیپلماتیک کارآیی مورد نظر را نداشته، بیش از گذشته به ابزار روایت متوسل شده است. وقتی قدرت آتش نتوانسته به تنهایی اراده سیاسی مطلوب را تحمیل کند و تهران همچنان بر شروط خود برای توافق ایستاده است، روایتسازی درباره «کنترل هرمز»، «بازگشت جریان نفت» و «موفقیت فشار حداکثری» میتواند بخشی از تلاش برای تغییر محاسبات طرف مقابل و افکار عمومی داخلی آمریکا باشد. اکنون اعتبار ادعاهای آمریکا نه با تکرار مواضع سیاسی، بلکه با دادههای نفتکشها، رفتار بازار و نتایج مذاکرات سنجیده خواهد شد.