سئوتا و ملیلیه تنها دو شهر کوچک در شمال آفریقا نیستند، بلکه از مهمترین نقاط ژئوپلیتیکی اروپا در ساحل مدیترانه به شمار میروند. این دو منطقه که تحت حاکمیت اسپانیا قرار دارند، از دیرباز محل اختلاف میان مادرید و رباط بودهاند و مراکش همچنان آنها را بخشی از قلمرو تاریخی خود میداند.
قرار گرفتن این دو شهر در ورودی تنگه جبلالطارق، آنها را به دروازه جنوبی اتحادیه اروپا تبدیل کرده است؛ موضوعی که باعث شده هر تحول امنیتی یا مهاجرتی در این منطقه، پیامدهایی فراتر از روابط دوجانبه اسپانیا و مراکش داشته باشد.
شایعهای که به بحران امنیتی اروپا تبدیل شد
براساس گزارش رسانههای اسپانیایی، انتشار شایعه باز شدن گذرگاه مرزی سئوتا در شبکههای اجتماعی، هزاران نفر را ظرف چند ساعت راهی مرز کرد.
اما بسیاری از ناظران معتقدند تنها یک شایعه نمیتواند چنین موج گستردهای را ایجاد کند. گزارشهای منتشرشده از سوی منابع اطلاعاتی اسپانیا حاکی از آن است که غیبت چندساعته نیروهای امنیتی مراکش در مرز، امکان عبور گسترده مهاجران را فراهم کرده است؛ مسئلهای که گمانهزنیها درباره مدیریتشده بودن این بحران را افزایش داده است.
این نخستین بار نیست که مهاجرت به ابزاری برای فشار سیاسی میان رباط و مادرید تبدیل میشود. تجربه بحران سال ۲۰۲۱ نیز نشان داد کنترل مرزها میتواند به اهرمی برای اعمال فشار دیپلماتیک تبدیل شود.
رقابت مراکش و الجزایر؛ متغیر پنهان بحران

برخی رسانههای اروپایی معتقدند زمان وقوع این بحران بیارتباط با تحولات اخیر روابط اسپانیا و الجزایر نیست.
پس از تلاش دولت اسپانیا برای احیای روابط با الجزایر، گمانههایی درباره نارضایتی مراکش از تغییر موازنههای منطقهای مطرح شده است. از نگاه برخی تحلیلگران، بحران مهاجرت میتواند پیامی غیرمستقیم از سوی رباط به مادرید درباره اهمیت همکاری امنیتی دو کشور در کنترل مرزهای اروپا باشد.
اگرچه مقامهای مراکش هرگونه نقشآفرینی عمدی را رد کردهاند، اما تجربه سالهای گذشته نشان میدهد همکاری امنیتی این کشور یکی از مهمترین عوامل مهار موج مهاجرت به اروپا محسوب میشود.
از بحران انسانی تا شکاف سیاسی در اروپا
ابعاد انسانی این رخداد نیز بسیار قابل توجه است. گزارشها از جان باختن دهها مهاجر در مسیر رسیدن به سواحل اسپانیا و ازدحام بیسابقه در مراکز اسکان موقت حکایت دارد.
در واکنش به این وضعیت، دولت اسپانیا ارتش، نیروهای دریایی و یگانهای مرزی را به منطقه اعزام کرد و پدرو سانچز، نخستوزیر این کشور، شخصاً مدیریت بحران را از نزدیک پیگیری کرد.
اما بحران تنها به مرزها محدود نماند. احزاب راستگرای اسپانیا این رخداد را نشانه شکست سیاستهای مهاجرتی دولت دانسته و آن را به مسئله امنیت ملی تبدیل کردند.
در سطح اتحادیه اروپا نیز اختلافها آشکار شد. اظهارات تند نخستوزیر ایتالیا درباره احتمال تعلیق اجرای توافق شنگن در قبال اسپانیا، نشان داد بحران مهاجرت همچنان یکی از مهمترین نقاط اختلاف میان اعضای اتحادیه اروپاست.
بازتاب بحران در سیاست داخلی آمریکا

بحران سئوتا و ملیلیه حتی به رقابتهای سیاسی آمریکا نیز کشیده شد.
چهرههای نزدیک به دولت دونالد ترامپ با انتشار تصاویر مهاجران، از این رخداد برای دفاع از سیاستهای سختگیرانه مهاجرتی خود استفاده کردند و آن را نمونهای از پیامدهای سیاستهای باز مهاجرتی در کشورهای غربی دانستند.
این مسئله نشان میدهد پرونده مهاجرت دیگر صرفاً یک موضوع انسانی نیست، بلکه به ابزاری در رقابتهای سیاسی داخلی کشورهای غربی تبدیل شده است.
انگشت اتهام به سوی تلآویو؛ واقعیت یا جنگ روایتها؟
یکی از جنجالیترین ابعاد این بحران، طرح ادعاهایی درباره نقش رژیم صهیونیستی در بهرهبرداری سیاسی از رخدادهای سئوتا و ملیلیه است.
پس از آغاز بحران، تبادل پیامهای تند میان مقامات اسپانیا و نماینده رژیم صهیونیستی در سازمان ملل، گمانهزنیهایی را درباره تلاش تلآویو برای افزایش فشار سیاسی بر دولت مادرید تقویت کرد؛ دولتی که در ماههای اخیر از منتقدان جدی عملیات نظامی اسرائیل در غزه بوده است.
برخی تحلیلگران اسپانیایی معتقدند همزمانی تشدید بحران مهاجرت با افزایش اختلافات مادرید و تلآویو نمیتواند کاملاً اتفاقی باشد و جریانهای راستگرای اروپا نیز از این وضعیت برای تضعیف دولت اسپانیا بهرهبرداری میکنند.
با این حال، تاکنون هیچ سند رسمی و مستقلی درباره نقش مستقیم رژیم صهیونیستی در شکلگیری این بحران منتشر نشده و بخش قابل توجهی از این ادعاها در حد تحلیلها و گمانهزنیهای سیاسی باقی مانده است.
بحرانی فراتر از مهاجرت

تحولات سئوتا و ملیلیه نشان میدهد که بحران مهاجرت در اروپا دیگر صرفاً نتیجه فقر، جنگ یا بیثباتی در کشورهای مبدأ نیست، بلکه به یکی از ابزارهای رقابت ژئوپلیتیکی میان دولتها تبدیل شده است.
در شرایطی که اروپا با چالشهای امنیتی، افزایش قدرت جریانهای راست افراطی، رقابتهای منطقهای در شمال آفریقا و پیامدهای جنگ غزه روبهرو است، هرگونه بیثباتی در مرزهای جنوبی میتواند آثار سیاسی گستردهای بر آینده اتحادیه اروپا بر جای بگذارد.
از این منظر، سئوتا و ملیلیه امروز تنها دو گذرگاه مرزی نیستند؛ بلکه به صحنهای برای تقابل منافع قدرتهای منطقهای و بینالمللی تبدیل شدهاند؛ جایی که مسائل امنیتی، مهاجرت، رقابتهای ژئوپلیتیکی و جنگ روایتها به شکلی کمسابقه در هم تنیده شدهاند.