دادههای منتشرشده از سوی شرکت ردیابی کشتیرانی «کپلر» نشان میدهد شمار کشتیهای عبوری از تنگه بابالمندب به پایینترین سطح خود در ماههای اخیر رسیده است. ثبت عبور تنها ۱۱ کشتی حامل کالاهای اساسی در یک روز، از کاهش محسوس ترافیک دریایی حکایت دارد؛ کاهشی که همزمان با حملات نیروهای مسلح یمن به تأسیسات وابسته به شرکت آرامکوی عربستان رخ داده است.
این اتفاق تنها یک اختلال مقطعی در مسیر کشتیرانی نیست، بلکه بیانگر آن است که معادله امنیت دریای سرخ همچنان شکننده باقی مانده و هرگونه تشدید تنش میتواند هزینههای حملونقل جهانی، بیمه کشتیها و قیمت انرژی را افزایش دهد.
در چنین شرایطی، بسیاری از شرکتهای کشتیرانی ترجیح میدهند مسیرهای جایگزین را انتخاب کنند؛ تصمیمی که زمان حمل کالا و هزینه تجارت جهانی را به شکل محسوسی افزایش میدهد.
هرمز؛ آرامش نظامی اما تداوم احتیاط تجاری
در سوی دیگر منطقه، تنگه هرمز نیز با وجود توقف درگیریهای مستقیم میان ایران و آمریکا هنوز به شرایط عادی بازنگشته است.
آمارهای کپلر نشان میدهد تعداد کشتیهای عبوری از این آبراه راهبردی همچنان کمتر از میانگین معمول است و در برخی روزها تنها هفت کشتی از این گذرگاه عبور کردهاند؛ آماری که برای یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان، غیرعادی محسوب میشود.
این وضعیت نشان میدهد پایان درگیریهای نظامی الزاماً به معنای بازگشت سریع اعتماد شرکتهای کشتیرانی نیست. صنعت حملونقل دریایی معمولاً با فاصله زمانی نسبت به تحولات امنیتی واکنش نشان میدهد و تا زمانی که ریسک منطقه کاهش نیابد، بسیاری از شرکتها سیاست احتیاط را ادامه خواهند داد.
دیپلماسی ایران و عمان؛ تلاش برای مدیریت بحران

همزمان با کاهش تردد کشتیها، گفتوگوهای ایران و عمان درباره سازوکار مدیریت ایمن تنگه هرمز اهمیت ویژهای پیدا کرده است.
مذاکرات انجامشده میان معاونان وزارت خارجه دو کشور را میتوان تلاشی برای جلوگیری از تبدیل تنشهای امنیتی به بحران پایدار دریایی دانست؛ زیرا هرمز نهتنها برای ایران، بلکه برای اقتصاد جهانی نیز اهمیت راهبردی دارد.
اگر این مذاکرات به تدوین سازوکارهای عملیاتی مشترک منجر شود، میتواند بخشی از نگرانی شرکتهای کشتیرانی را کاهش دهد و زمینه بازگشت تدریجی تردد تجاری را فراهم کند.
دو تنگه، یک پیام راهبردی
قرار گرفتن همزمان بابالمندب و هرمز در وضعیت کاهش تردد، پیام مهمی برای قدرتهای جهانی دارد؛ اینکه مسیرهای انتقال انرژی دیگر صرفاً گذرگاههای تجاری نیستند، بلکه به ابزارهای مؤثر بازدارندگی ژئوپلیتیکی تبدیل شدهاند.
در سالهای گذشته تمرکز تحلیلگران عمدتاً بر تنگه هرمز بود، اما اکنون دریای سرخ و بابالمندب نیز به همان اندازه در محاسبات امنیت انرژی جهان نقش پیدا کردهاند. این همزمانی نشان میدهد هرگونه بحران منطقهای میتواند زنجیره تأمین جهانی را از دو نقطه حساس تحت فشار قرار دهد.
بازتعریف موازنه قدرت در غرب آسیا
تحولات اخیر همچنین نشان میدهد بازیگران منطقهای، از ایران تا یمن، توانستهاند با بهرهگیری از موقعیت ژئوپلیتیکی خود، هزینههای راهبردی تصمیمات قدرتهای فرامنطقهای را افزایش دهند.
اگرچه عبور کشتیها به طور کامل متوقف نشده، اما کاهش محسوس تردد، افزایش هزینه بیمه، تغییر مسیر برخی ناوگان و احتیاط شرکتهای بینالمللی، همگی بیانگر آن است که معادلات امنیت دریایی دیگر صرفاً با حضور ناوهای نظامی مدیریت نمیشود.
تحلیل صفحه سیاست
کاهش همزمان تردد کشتیها در بابالمندب و تنگه هرمز، صرفاً یک شاخص آماری نیست؛ بلکه نشانهای از تغییر در موازنه قدرت دریایی و امنیت انرژی جهان است. حملات یمن به زیرساختهای نفتی عربستان، استمرار فضای احتیاط در هرمز و تلاشهای دیپلماتیک ایران و عمان برای مدیریت تردد، سه ضلع یک معادله جدید را شکل دادهاند؛ معادلهای که در آن کنترل و امنیت شریانهای انرژی بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات و تحولات بازیگران منطقهای وابسته شده و میتواند آینده تجارت جهانی و بازارهای انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.