شایعات درباره مرگ کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، بار دیگر نشان داد که چگونه یک ادعای تأییدنشده میتواند در زمانی کوتاه به یکی از موضوعات بسیار پربازدید فضای مجازی تبدیل شود. انتشار ادعاهایی درباره وخامت وضعیت جسمانی او و مرگ احتمالیاش، موجی از گمانهزنیها را در شبکههای اجتماعی به راه انداخت؛ درحالیکه شواهد معتبری برای تأیید این ادعاها ارائه نشد و گزارشهای رسمی از حضور او در انظار عمومی حکایت داشت.
اما پرسش مهمتر این است: چرا خبرهای مربوط به رهبر کره شمالی تا این اندازه توجه عمومی را جلب میکند؟ چرا شخصیتی که نه ستاره موسیقی و ورزش و سینماست و نه مانند چهرههای مشهور به دنبال ارتباط مستقیم با مخاطبان جهانی است، گاهی رفتاری مشابه سلبریتیهای پرطرفدار در فضای مجازی تجربه میکند؟
پاسخ را باید در تلاقی سه عامل جستوجو کرد: رازآلودگی سیاسی، فرهنگ سلبریتیها و اقتصاد توجه در شبکههای اجتماعی.
رازآلودگی؛ موتور محرک کنجکاوی
کیم جونگ اون رهبر کشوری است که اطلاعات مستقل درباره ساختار قدرت، زندگی شخصی، وضعیت سلامت و مناسبات درونی حاکمیت آن بهشدت محدود است. در چنین فضایی، حتی غیبت چندروزه رهبر از انظار عمومی میتواند به موضوعی بینالمللی تبدیل شود. هر تصویر، سخنرانی یا نشانهای از وضعیت جسمانی او، زمینهای برای گمانهزنی درباره سلامت، اختلافات احتمالی در ساختار قدرت و آینده سیاسی کشور فراهم میکند.
در اینجا یک تناقض جالب وجود دارد: هرچه اطلاعات قابل اتکا کمتر باشد، فضای بیشتری برای تولید روایتهای غیررسمی شکل میگیرد. مخاطب با شخصیتی مواجه است که بسیار درباره او شنیده، اما اطلاعات مستقیمی از زندگی و تصمیمهایش ندارد. همین فاصله میان شهرت و شناخت، جذابیت او را افزایش میدهد.
البته اهمیت موضوع فقط به کنجکاوی درباره زندگی یک فرد محدود نیست. مرگ احتمالی رهبر کره شمالی میتواند پرسشهایی جدی درباره جانشینی، انسجام ساختار قدرت، کنترل تسلیحات هستهای و مناسبات پیونگیانگ با آمریکا، چین، کره جنوبی و ژاپن ایجاد کند. به همین دلیل، خبر مربوط به او همزمان برای مخاطب عام سرگرمکننده و برای ناظران سیاسی و امنیتی مهم است.
شهرت بدون محبوبیت؛ سلبریتیِ ترسناک و رازآلود
در فرهنگ شبکههای اجتماعی، شهرت الزاماً به معنای محبوبیت نیست. یک چهره میتواند همزمان مورد تمسخر، نفرت، نگرانی و کنجکاوی باشد و بااینحال میلیونها بار دیده شود. آنچه اهمیت دارد، توانایی او در برانگیختن واکنش و تبدیلشدن به موضوع گفتوگوست.
کیم جونگ اون از این منظر شخصیتی خاص است: چهرهای بهآسانی قابل تشخیص، رفتارهایی غیرمتعارف در بازنمایی رسانهای، قدرت سیاسی گسترده و زندگیای که بخش مهمی از آن در هالهای از ابهام قرار دارد. این ویژگیها او را به سوژهای مناسب برای ساخت میم، ویدئوهای طنز، تصاویر دستکاریشده و روایتهای کنایهآمیز تبدیل کرده است.
در نتیجه، تصویر او از محدوده خبر سیاسی فراتر رفته و وارد فرهنگ عامه دیجیتال شده است. کاربران ممکن است از سر علاقه به سیاست، برای سرگرمی، از موضع انتقادی یا صرفاً برای همراهی با موج عمومی درباره او محتوا تولید کنند. همه این انگیزهها در نهایت به افزایش دیدهشدن او کمک میکنند.
بنابراین، تعبیر «سلبریتی سیاسی» درباره کیم چندان بیراه نیست؛ البته نه به این معنا که او محبوب مردم است، بلکه از این جهت که به چهرهای دائماً حاضر در چرخه توجه عمومی تبدیل شده است.
اقتصاد شایعه؛ وقتی احتمال، جای واقعیت را میگیرد
شبکههای اجتماعی به محتوایی پاداش میدهند که توجه را سریعتر جلب کند. خبر مرگ یک رهبر، سقوط یک حکومت یا افشای یک راز سیاسی، بهطور طبیعی ظرفیت بالایی برای بازنشر دارد؛ بهویژه اگر هنوز تأیید نشده باشد و مخاطب احساس کند با تحولی تاریخی روبهروست.
در چنین شرایطی، شایعه میتواند پیش از راستیآزمایی، چرخهای مستقل برای خود بسازد: یک حساب کاربری ادعایی را مطرح میکند، کاربران آن را بازنشر میکنند و رسانهها درباره گستردگی شایعه گزارش میدهند. سپس همین بازتاب گسترده ممکن است بهاشتباه نشانهای از صحت خبر تلقی شود
در ماجرای اخیر نیز جذابیت ادعای مرگ کیم، فقط به محتوای آن مربوط نبود؛ ابهام درباره وضعیت او، پیامدهای احتمالی مرگش و امکان وقوع یک تحول بزرگ، همگی به انتشار سریعتر شایعه کمک کردند. به این ترتیب، آنچه در ابتدا صرفاً یک ادعای تأییدنشده بود، به رویدادی رسانهای تبدیل شد.
این سازوکار همچنین نشان میدهد که نظامهای بسته، با محدودکردن دسترسی به اطلاعات مستقل، ممکن است ناخواسته زمینه گسترش شایعات را فراهم کنند. هرچه دستیابی به واقعیت دشوارتر باشد، روایتهای جایگزین فرصت بیشتری برای جلب توجه پیدا میکنند.
از یک شایعه تا یک واقعیت رسانهای
ماجرای کیم جونگ اون تصویری روشن از فرهنگ رسانهای امروز به دست میدهد؛ فرهنگی که در آن مرز میان سیاست و سرگرمی، خبر و شایعه و شخصیت سیاسی و سلبریتی روزبهروز کمرنگتر میشود. کیم به این دلیل در مرکز توجه قرار میگیرد که هم شخصیتی رازآلود است، هم نمادی از قدرتی غیرشفاف و هم بازیگری در معادلاتی که هر تغییر در رأس آن میتواند پیامدهای بینالمللی داشته باشد.
شاید مهمترین نکته همین باشد: در عصر شبکههای اجتماعی، شهرت دیگر الزاماً پاداش محبوبیت نیست؛ گاهی ترکیبی از ابهام، قدرت، ترس و قابلیت تبدیلشدن به یک روایت وایرال برای ساختن چهرهای جهانی کافی است.
بااینحال، پربازدیدبودن یک خبر نباید با معتبر بودن آن اشتباه گرفته شود. بازنشر گسترده، واکنش کاربران و حتی انعکاس ادعا در چند رسانه، جای سند مستقل را نمیگیرد. در پرونده کیم جونگ اون، فاصله میان یک ادعای بیسند و یک موج خبری جهانی یادآوری میکند که در اقتصاد توجه، گاهی آنچه بیش از واقعیت گردش میکند، صرفاً احتمال وقوع یک اتفاق است.