هنوز از اعلام هویت انگلیسی و آزادی پنج مظنون حمله ادعایی به پایگاه فرفورد انگلس، تحت سلطه آمریکا، زمان زیادی نگذشته بود که پلیس انگلیس از بازداشت یک مرد ۲۷ ساله دوتابعیتی ایرانی ـ انگلیسی به اتهام آمادهسازی برای اقدامات تروریستی خبر داد. همزمان، برنهام، نخستوزیر انگلیس، در گفتوگو با بیبیسی مدعی شد ایران در این حادثه «نقش» داشته است.
اما آزادی سریع پنج مظنون اولیه، پرسشی اساسی را پیش روی روایت لندن قرار داده است؛ اگر این افراد همانگونه که فضای رسانهای انگلیس القا میکرد، تهدیدی امنیتی و مرتبط با دولتهای خارجی بودند، علت آزادی آنان چه بوده است؟ عراقچی نیز این تناقض را مورد اشاره قرار داده و آن را نشانهای از جستوجوی مقصر در مسیری متفاوت دانسته است.
سران لندن در حالی سناریوی نخ نما شده ایران هراسی را در پیش گرفته اند از یک سو به رغم خروج نیروهای امریکا و شرکایش از عراق، انگلیس نمیتواند به سفید سازی جنایاتی که در عراق مرتکب شده از جمله استفاده از اورانیوم ضعیف شده که صدها هزار عراقی را به سرطان مبتلا کرده و نیز مشارکت در جنایات آمریکایی- صهیونیستی علیه مردم ایران در جنگ رمضان که روته دبیر کل ناتو رسما به آن اذعان کرده، سرپوش گذاشت. لندن به جای ژست قربانی بودن باید پاسخگوی جنایات خود از افغانستان و عراق گرفته تا غزه و تهران باشد.
بنابراین، حتی بدون پذیرش فرضیه طراحی داخلی حادثه، بررسی نقش گروههای تحت حمایت لندن و همچنین منافع احتمالی متحدانی مانند آمریکا و رژیم صهیونیستی، نمیتواند با یک اتهام شتابزده علیه ایران کنار گذاشته شود.
بحران داخلی پشت پرده اتهامزنی خارجی
زمانبندی اظهارات برنهام نیز قابل توجه است؛ این ادعاها همزمان با کنفرانس سالانه حزب کارگر در لیورپول و در گفتوگو با بیبیسی مطرح شد؛ رسانهای که بنا بر روایت مطرحشده، از نخستین ساعات حادثه فرفورد بدون ارائه اسناد روشن، ایران و روسیه را در مظان اتهام قرار داده بود.
این اتهامزنیها در شرایطی مطرح میشود که اقتصاد انگلیس همچنان با فشارهای جدی مواجه است. از اول اکتبر، سقف قیمت انرژی چهار درصد افزایش یافته و حدود ۲۲ میلیون خانوار مشمول این تعرفهها با هزینه بالاتر گاز و برق روبهرو شدهاند؛ در کنار آن، تورم و بیکاری همچنان از مسائل مهم اقتصاد انگلیس محسوب میشوند.
در چنین شرایطی، امنیتیسازی فضای سیاسی و انتقال افکار عمومی از مشکلات معیشتی به یک تهدید خارجی، میتواند برای دولت لندن جذاب باشد؛ بهویژه دولتی که با وعده بهبود وضعیت اقتصادی روی کار آمده است. از این منظر، فرفورد تنها یک پرونده امنیتی نیست و به عرصهای برای بازتولید ایرانهراسی تبدیل شده است.
از فرفورد تا فلایدبی؛ امنیت در خدمت نمایش سیاسی
ورود ترامپ به پرونده فرفورد و همزمانی آن با روایت امنیتی نتانیاهو درباره حادثه پرواز فلایدبی، این پرسش را مطرح کرده که آیا دو پرونده متفاوت، در یک فضای رسانهای مشترک برای برجستهسازی «تهدید ایران» قرار گرفتهاند یا خیر.
در این چارچوب، نمایش اشراف اطلاعاتی و امنیتی برای ترامپ و نتانیاهو اهمیت انتخاباتی دارد. در آمریکا، مخالفت بخش قابل توجهی از افکار عمومی با اقدامات جنگطلبانه علیه ایران و فشارهای انتخاباتی بر جمهوریخواهان، و در سرزمینهای اشغالی نیز وضعیت سیاسی نتانیاهو، اهمیت بهرهگیری از پروندههای امنیتی را افزایش داده است.
همزمان، سیاست خارجی لندن نیز میان ادعای حمایت از فلسطین و مشارکت عملی در اقدامات نظامی غرب در نوسان است؛ از حمایت تسلیحاتی از رژیم صهیونیستی تا مشارکت در جنگ علیه یمن و همراهی با سیاستهای فشار علیه ایران. اعتراض هزاران نفر در بیش از ۴۰ نقطه انگلیس علیه همکاری نظام سلامت این کشور با شرکت آمریکایی پالانتیر نیز شکاف میان ادعاهای حقوق بشری لندن و عملکرد آن را برجسته کرده است.
تنگههایی که با جنگ و اتهامزنی باز نمیشوند
لندن از یک سو با اتهامزنی علیه ایران در پی توجیه مشارکت در فشار نظامی و اقتصادی آمریکا است و از سوی دیگر، با مشارکت در اقدامات نظامی علیه یمن میکوشد مسیرهای دریایی مورد نظر غرب را باز نگه دارد؛ اما مسئله اساسی اینجاست که فشار و تهدید الزاماً به نتیجه مطلوب واشنگتن و لندن منجر نمیشود.
تلاش برای گشودن تنگه هرمز یا بابالمندب از مسیر تهدید، جنگ و ایرانهراسی، میتواند نتیجهای معکوس داشته باشد و بحران انرژی وحملونقل را تشدید کند. در چنین شرایطی، هرچه لندن بیشتر برای فرافکنی خارجی هزینه کند، فاکتورهای داخلی بحران اقتصادی همچنان پابرجا خواهند ماند.
مسئله برای انگلیس صرفاً یک پرونده امنیتی نیست؛ فرفورد میتواند بخشی از پازلی باشد که در آن بحران داخلی، فشار خارجی، خوشخدمتی به واشنگتن و تلآویو و تلاش برای باز کردن مسیرهای دریایی، در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. اما تنگهها با روایتسازی باز نمیشوند و بحرانهای داخلی نیز با اتهامزنی علیه دیگران کاهش نمییابند.