ترامپ ۹۴ بار از شکست ایران گفت؛ چرا جنگ هنوز تمام نشده و صورتحساب آن به آمریکا رسیده است؟

ترامپ طی ماه‌های گذشته ۹۴ بار از شکست، نابودی یا فروپاشی توان ایران سخن گفته است؛ ادعاهایی که در حالی تکرار شده‌اند که ایران همچنان به حیات و پاسخ‌گویی خود ادامه داده و همزمان، هزینه‌های سنگین جنگ به اقتصاد و جامعه آمریکا منتقل شده است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
ترامپ ۹۴ بار از شکست ایران گفت؛ چرا جنگ هنوز تمام نشده و صورتحساب آن به آمریکا رسیده است؟
صفحه سیاست-

دونالد ترامپ در ماه‌های گذشته بارها از شکست، نابودی و فروپاشی توان ایران سخن گفته است؛ ادعاهایی که با دو اظهارنظر تازه او در شامگاه ۸ و ۹ مهرماه، شمار آنها را به ۹۴ مورد رسانده است. ترامپ در تازه‌ترین مواضع خود بار دیگر از نابودی توان ایران سخن گفت و همزمان از ضرورت توافق یا ادامه اقدام نظامی حرف زد؛ ادبیاتی که نشان می‌دهد روایت «پایان ایران» برخلاف تکرار مداوم آن، هنوز نتوانسته جای واقعیت پیچیده جنگ را بگیرد.

مسئله فقط این نیست که ترامپ چند بار از شکست ایران سخن گفته است؛ مسئله این است که چرا پس از ۹۴ بار تکرار این ادعا، واشنگتن همچنان درباره پایان جنگ، توافق، فشار و امکان ادامه عملیات نظامی صحبت می‌کند. اگر آنچه رئیس‌جمهور آمریکا «نابودی» می‌نامد واقعیتی نهایی بود، پرونده جنگ باید به نقطه پایان رسیده باشد، نه اینکه همچنان در دستور کار سیاسی و امنیتی کاخ سفید باقی بماند.

از وعده نابودی ایران تا صورتحساب آمریکا

جنگی که واشنگتن با نمایش گسترده قدرت نظامی آغاز کرد، اکنون صورتحسابی سنگین در داخل آمریکا نیز ایجاد کرده است. دفتر بودجه کنگره، هزینه مستقیم جنگ را تا اول اوت حدود ۳۸ میلیارد دلار برآورد کرده و گفته است این هزینه می‌تواند ماهانه ۲ تا ۳ میلیارد دلار دیگر افزایش یابد. برآورد بعدی فرماندهی مرکزی آمریکا نیز هزینه جنگ را تا اوایل سپتامبر حدود ۴۳.۶ میلیارد دلار اعلام کرده است؛ رقمی که حتی هزینه‌های احتمالی بازسازی برخی تأسیسات آسیب‌دیده آمریکا را نیز به‌طور کامل دربر نمی‌گیرد.

اما صورتحساب جنگ فقط در بودجه پنتاگون خلاصه نمی‌شود. افزایش قیمت انرژی، هزینه دیگری است که مستقیماً به زندگی مردم آمریکا منتقل شده است. برآورد مؤسسه مالیاتی و اقتصادی آمریکا نشان می‌دهد افزایش قیمت سوخت و انرژی ناشی از جنگ تا ۲۴ سپتامبر بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه اضافی برای مصرف‌کنندگان آمریکایی ایجاد کرده و متوسط هزینه اضافی خانوارها نیز حدود ۷۵۰ دلار برآورد شده است.

دفتر بودجه کنگره نیز هشدار داده است که جنگ می‌تواند در سه‌ماهه نخست ۲۰۲۷ حدود نیم واحد درصد به نرخ تورم آمریکا اضافه کند و افزایش هزینه‌های استقراض را برای خانوارها و کسب‌وکارها در پی داشته باشد. بنابراین، پیامد جنگ دیگر فقط در نقشه‌های عملیاتی غرب آسیا دیده نمی‌شود؛ بخشی از آن به قیمت سوخت، تورم، بودجه عمومی و هزینه زندگی آمریکایی‌ها منتقل شده است.

در این نقطه، یکی از تناقض‌های مهم جنگ آشکار می‌شود: دولتی که با وعده نمایش قدرت و تحمیل هزینه به ایران وارد جنگ شد، اکنون خود با هزینه‌های چندده‌میلیارددلاری نظامی، فشار بر ذخایر مهمات  و افزایش هزینه انرژی برای شهروندانش مواجه است. حتی گزارش‌های رسمی درباره کاهش ذخایر مهمات و نیاز به سال‌ها برای بازسازی بخشی از آنها، نشان می‌دهد هزینه جنگ فقط یک رقم حسابداری نیست و به ظرفیت‌های آینده آمریکا نیز سرایت کرده است.

میناب، لامرد و کوهستک؛ سویه انسانی جنگ

در سوی دیگر این معادله، مردم ایران قرار دارند که هزینه انسانی جنگ را پرداخت کرده‌اند. حمله امریکا به مدرسه شجره طیبه میناب، کشته شدن شمار زیادی از دانش‌آموزان و غیرنظامیان را به دنبال داشت و نهادهای حقوق بشری درباره نقض جدی قواعد حقوق بشردوستانه و ضرورت بررسی مسئولیت عاملان این جنایت هشدار دادند.

در لامرد نیز گزارش‌های بین‌المللی از تلفات غیرنظامیان منتشر شده و در کوهستک، اصابت مهمات به محل برگزاری مراسم عروسی به کشته و زخمی شدن ده‌ها نفر انجامید. بررسی بقایای مهمات در محل حادثه نیز به استفاده از مهمات هدایت‌شونده آمریکایی تاکید کرده است.

این وقایع را نمی‌توان صرفاً در حاشیه یک عملیات نظامی قرار داد. مدرسه، خانه و مراسم عروسی، کانون زندگی مردم‌اند؛ و هنگامی که چنین مکان‌هایی هدف اصابت قرار می‌گیرند، موضوع مسئولیت حقوقی، اصل تفکیک اهداف نظامی و غیرنظامی و رعایت تناسب و احتیاط مطرح می‌شود. جنگی که قرار بود در ادبیات واشنگتن نمایش قدرت و دقت نظامی باشد، به ویژه در این نقاط با چهره‌ای کاملاً غیرانسانی و خونین دیده شد.

روایت شکست، خودش شکست خورد؟

اکنون عدد ۹۴ خطی است که می‌توان در امتداد آن، فاصله میان ادعا و پیامد را مشاهده کرد. ترامپ بارها از شکست و نابودی ایران سخن گفته، اما ایران همچنان ساختار سیاسی خود را حفظ کرده، توان پاسخگویی بالایی دارد و در عرصه دیپلماتیک نیز حاضر است. در مقابل، آمریکا با صورتحساب میلیارددلاری جنگ، فشار بر ذخایر مهمات و انرژی، افزایش هزینه انرژی و نگرانی‌های تورمی مواجه شده است.

به این ترتیب، روایت مکرر «شکست ایران» نه‌تنها به نقطه پایان جنگ منجر نشده، بلکه پیامدهای همان جنگ به داخل آمریکا نیز بازگشته است؛ از بودجه فدرال و ذخایر تسلیحاتی گرفته تا قیمت بنزین و هزینه زندگی خانواده‌های آمریکایی. جنگی که قرار بود هزینه آن را ایران بپردازد، اکنون برای مالیات‌دهندگان و مصرف‌کنندگان آمریکایی نیز صورتحسابی چندده‌میلیارددلاری و فزاینده ایجاد کرده است.

در چنین شرایطی، عدد ۹۴  به نشانه‌ای از شکاف میان روایت پیروزی و صورت‌حساب جنگ تبدیل شده است. هر بار که ترامپ از شکست یا نابودی ایران سخن می‌گوید، واقعیت دیگری نیز در برابر این ادعا قرار دارد: ایران همچنان پابرجاست و همزمان هزینه‌های جنگ به اقتصاد آمریکا و زندگی مردم این کشور سرریز شده است.

پرسش نهایی نیز همین‌جاست: اگر جنگ قرار بود نمایش پیروزی آمریکا باشد، چرا پایان آن هنوز در هاله‌ای از مذاکره و تهدید قرار دارد و چرا هزینه‌های آن از میدان نبرد عبور کرده و به جیب مالیات‌دهندگان و خانواده‌های آمریکایی رسیده است؟

 

منبع: نورنیوز
اخبار مرتبط
ارسال نظر