یادداشت روز صفحه سیاست؛

۷ آبان؛ کوروش و هویتی که نباید فراموش کنیم

۷ آبان، فرصتی برای بازخوانی میراث کوروش بزرگ است؛ پادشاهی که نامش فراتر از یک شخصیت تاریخی، با مفهوم ایران، هویت ملی و خاطره تمدنی ایرانیان پیوند خورده است. اما شناخت واقعی این میراث، نه با افسانه‌سازی و نه با انکار تاریخ، بلکه با آگاهی، مطالعه و بازخوانی منصفانه گذشته امکان‌پذیر است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
۷ آبان؛ کوروش و هویتی که نباید فراموش کنیم
صفحه سیاست-

هفتم آبان برای بسیاری از ایرانیان تنها یادآور نام یک پادشاه باستانی نیست؛ فرصتی است برای بازگشت به پرسشی اساسی: ما ایرانیان از کجا آمده‌ایم، چه مسیری را پشت سر گذاشته‌ایم و شناخت گذشته چه نقشی در ساختن آینده ما دارد؟

نام کوروش بزرگ در حافظه تاریخی ایرانیان جایگاهی ویژه دارد. او از جمله شخصیت‌هایی است که نامشان با شکل‌گیری و گسترش شاهنشاهی هخامنشی، تثبیت یک حوزه سیاسی گسترده و پیوند سرزمین‌هایی با اقوام، زبان‌ها و فرهنگ‌های متفاوت گره خورده است. از همین رو، اهمیت کوروش را نمی‌توان تنها در فتوحات نظامی یا وسعت قلمرو او خلاصه کرد؛ بخش مهمی از جایگاه تاریخی‌اش به نقشی بازمی‌گردد که در شکل‌گیری یکی از مهم‌ترین ساختارهای سیاسی جهان باستان ایفا کرد.

کوروش؛ فراتر از یک پادشاه باستانی

تاریخ ایران، برخلاف آنچه گاهی در روایت‌های ساده‌انگارانه تصور می‌شود، مجموعه‌ای از سلسله‌ها و حکومت‌های جدا از یکدیگر نیست؛ بلکه تاریخ تداوم، گسست و بازسازی یک حوزه تمدنی و جغرافیایی است که در دوره‌های مختلف، صورت‌های سیاسی متفاوتی به خود گرفته است.

پس از سقوط هخامنشیان و حکومت سلوکیان، اشکانیان توانستند بخش بزرگی از قلمرو ایران را دوباره تحت فرمان خود درآورند. پس از آنان، ساسانیان به قدرت رسیدند و در دوره‌های بعد نیز مفهوم ایران، با وجود تغییر مرزها و ساختارهای حکومتی، به حیات تاریخی خود ادامه داد. ظهور صفویان نیز نقطه عطفی در بازسازی و تثبیت ایران به‌عنوان یک واحد سیاسی بود.

البته نمی‌توان همه این دوره‌ها را ادامه مستقیم یک حکومت واحد دانست یا مرزهای ایران در روزگار کوروش را با جغرافیای سیاسی دوره‌های بعد یکسان فرض کرد. آنچه اهمیت دارد، تداوم مفهوم ایران در حافظه تاریخی و نقش میراث تمدنی گذشته در شکل‌گیری هویت ایرانی است.

در این چارچوب، کوروش تنها متعلق به یک دوره تاریخی نیست؛ نام او بخشی از روایتی بزرگ‌تر است که از شکل‌گیری قدرت سیاسی در ایران باستان آغاز می‌شود و در طول قرن‌ها، با فراز و نشیب‌های فراوان، به حیات خود ادامه می‌دهد.

قدرتی که فقط با شمشیر حفظ نمی‌شد

images

یکی از نکات مهم در بررسی شاهنشاهی هخامنشی، گستردگی قلمرو و تنوع جوامعی است که در محدوده آن زندگی می‌کردند. این شاهنشاهی سرزمین‌هایی را دربر می‌گرفت که ساکنانشان از نظر زبان، فرهنگ، باورهای دینی و سنت‌های اجتماعی تفاوت‌های چشمگیری با یکدیگر داشتند.

اداره چنین قلمرویی، آن هم در روزگار باستان، صرفاً با پیروزی در میدان جنگ امکان‌پذیر نبود. قدرت نظامی در شکل‌گیری و گسترش شاهنشاهی نقش داشت، اما استمرار آن به سازوکارهای سیاسی، اداری و شیوه ارتباط قدرت مرکزی با جوامع محلی نیز وابسته بود.

در بررسی شیوه حکمرانی کوروش، موضوع مواجهه با فرهنگ‌ها و جوامع گوناگون از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این موضوع به معنای آن نیست که ساختار سیاسی هخامنشی را باید با معیارهای حکومت‌های امروزی سنجید یا همه جنبه‌های آن را بی‌نقص دانست؛ بلکه باید پذیرفت که شناخت تاریخی، بدون توجه به شرایط زمانه و پیچیدگی‌های اداره یک شاهنشاهی چندقومیتی، ناقص خواهد ماند.

درس مهم این تجربه تاریخی آن است که قدرت سیاسی، هنگامی که با شناخت واقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی سرزمین‌های تحت فرمان خود همراه شود، ابعادی فراتر از توان نظامی پیدا می‌کند.

هویت ملی؛ نه در انکار گذشته، نه در اسطوره‌سازی

یکی از خطاهای رایج در مواجهه با شخصیت‌های تاریخی، قرار دادن آنها در دو سوی متضاد است: یا باید قهرمانانی بی‌خطا و فراتر از نقد باشند یا تمام دستاوردهایشان زیر سؤال برود.

کوروش نیز از این قاعده مستثنا نیست. برای شناخت جایگاه او، نه نیازی به ساختن تصویری افسانه‌ای و دست‌نیافتنی وجود دارد و نه انکار نقش تاریخی‌اش کمکی به فهم گذشته می‌کند.

افتخار ملی زمانی معنا پیدا می‌کند که بر شناختی آگاهانه استوار باشد. ایرانیان می‌توانند به پیشینه تمدنی خود، دستاوردهای تاریخی‌شان و نقش ایران در تحولات جهان افتخار کنند، بی‌آنکه ضرورت نقد تاریخی را نادیده بگیرند.

تاریخ، مجموعه‌ای از روایت‌های مقدس و غیرقابل پرسش نیست. تاریخ عرصه مطالعه اسناد، مقایسه منابع، بررسی زمینه‌ها و بازنگری در برداشت‌های پیشین است. هرچه شناخت ما از گذشته مستندتر باشد، هویت ملی نیز از استحکام بیشتری برخوردار خواهد شد.

در این میان، کوروش از آن جهت اهمیت دارد که نام او می‌تواند دریچه‌ای برای آشنایی نسل امروز با بخش مهمی از تاریخ ایران باشد؛ تاریخی که شناخت آن نباید به چند نام، چند تصویر یا مناسبت‌های تقویمی محدود بماند.

چرا شناخت تاریخ ایران یک ضرورت ملی است؟

هویت ملی تنها با تکرار شعارها ساخته نمی‌شود. جامعه‌ای که از تاریخ، فرهنگ، زبان، ادبیات، اندیشه و دستاوردهای تمدنی خود شناخت کافی ندارد، در برابر روایت‌های ناقص و یک‌سویه از گذشته نیز آسیب‌پذیرتر خواهد بود.

در جهان امروز، تاریخ صرفاً موضوعی دانشگاهی نیست. روایت‌های تاریخی در شکل‌گیری تصویر ملت‌ها از خود و دیگران، در روابط بین‌الملل و حتی در منازعات سیاسی و فرهنگی نقش دارند. گاهی یک رویداد تاریخی با برجسته کردن بخشی از واقعیت و نادیده گرفتن بخش‌های دیگر روایت می‌شود؛ گاهی نیز پیچیدگی‌های گذشته در قالب داستان‌هایی ساده و یک‌طرفه جای می‌گیرند.

راه مقابله با چنین روایت‌هایی، نه تولید روایت‌های متقابلِ فاقد پشتوانه، بلکه افزایش دانش عمومی، تقویت پژوهش تاریخی و آموزش درست به نسل جدید است.

وقتی از ایران سخن می‌گوییم، نباید آن را تنها به مرزهای سیاسی امروز محدود کنیم. ایران، علاوه بر یک کشور معاصر، دارای پیشینه‌ای تاریخی و فرهنگی است که در طول قرن‌ها با تمدن‌های دیگر تعامل داشته و در تحولات سیاسی، علمی، ادبی و فرهنگی منطقه و جهان نقش ایفا کرده است.

شناخت این پیشینه می‌تواند به خودباوری ملی کمک کند؛ خودباوری‌ای که به معنای تکیه صرف بر افتخارات گذشته نیست، بلکه از این باور سرچشمه می‌گیرد که جامعه‌ای با چنین سابقه‌ای، امروز نیز می‌تواند با اتکا به دانش، توان انسانی، خلاقیت و اراده جمعی مسیر پیشرفت را دنبال کند.

مسئولیت آموزش تاریخ بر دوش چه کسانی است؟

اگر نسل جدید شناخت کافی از کوروش و دیگر شخصیت‌های تاریخی ایران ندارد، نمی‌توان تمام مسئولیت را متوجه خود جوانان دانست. خانواده، نظام آموزشی، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و نهادهای فرهنگی در این زمینه مسئولیت دارند.

آموزش تاریخ نباید به حفظ کردن نام پادشاهان، تاریخ جنگ‌ها و ترتیب سلسله‌ها محدود شود. دانش‌آموز باید بداند چرا یک شخصیت تاریخی اهمیت پیدا کرده، چه شرایطی به ظهور او انجامیده، تصمیم‌هایش چه پیامدهایی داشته و میراث او چگونه در دوره‌های بعد بازتاب یافته است.

رسانه‌ها نیز می‌توانند در این مسیر نقشی تعیین‌کننده داشته باشند. پرداختن به تاریخ در قالب گزارش‌های مستند، گفت‌وگو با پژوهشگران، تولید مستندهای جذاب و انتشار محتوای دقیق و قابل فهم، راهی برای نزدیک کردن نسل جدید به گذشته ایران است.

البته معرفی تاریخ ایران نباید به رقابت برای اثبات برتری مطلق یک ملت بر دیگر ملت‌ها تبدیل شود. ارزش میراث تاریخی یک کشور، لزوماً به معنای نفی دستاوردهای دیگران نیست. شناخت تاریخ ایران در کنار شناخت تاریخ سایر تمدن‌ها، می‌تواند درک عمیق‌تری از جایگاه کشورمان در جهان به وجود آورد.

۷ آبان؛ فرصتی برای بازگشت به خود

کوروش بزرگ، با همه پیچیدگی‌هایی که بررسی تاریخی شخصیت او به همراه دارد، همچنان یکی از نام‌های اثرگذار در حافظه تاریخی ایرانیان است. این جایگاه را نمی‌توان صرفاً محصول یک مناسبت یا یک روایت معاصر دانست؛ بلکه باید آن را در پیوند با تاریخ طولانی ایران و تلاش نسل‌های مختلف برای شناخت ریشه‌های هویت خود بررسی کرد.

اما پرسش اصلی در هفتم آبان نباید تنها این باشد که کوروش چه کرد و چرا نامش ماندگار شد. پرسش مهم‌تر این است که ما امروز با میراث تاریخی خود چه می‌کنیم؟

آیا تاریخ را به فرصتی برای شناخت دقیق‌تر خود تبدیل می‌کنیم یا تنها در مناسبت‌هایی خاص به یاد گذشته می‌افتیم؟ آیا برای آموزش تاریخ ایران به نسل جدید برنامه‌ای مستمر داریم یا تصور می‌کنیم چند روایت پراکنده برای انتقال این میراث کافی است؟ آیا به جوانان امکان می‌دهیم با مطالعه منابع و شنیدن دیدگاه‌های مختلف به شناختی مستقل برسند یا از آنان انتظار داریم صرفاً روایت‌های آماده را تکرار کنند؟

پاسخ به این پرسش‌ها، بیش از هر مراسم و شعاری، میزان توجه ما به هویت ملی را نشان می‌دهد.

هفتم آبان می‌تواند یادآور این حقیقت باشد که شناخت گذشته، مسئولیتی در برابر آینده است. کوروش و میراث ایران باستان زمانی در زندگی امروز ما معنا پیدا می‌کنند که از سطح نام‌ها و نمادها فراتر برویم و تاریخ را به بخشی از آگاهی عمومی جامعه تبدیل کنیم.

ایران تنها آن چیزی نیست که از گذشته به ما رسیده است؛ ایران آن چیزی هم هست که با شناخت گذشته، آگاهی امروز و تلاش برای ساختن آینده از خود به جا می‌گذاریم.

«کوروش» در حافظه ما ایرانیان جایگاهی فراتر از یک پادشاه باستانی دارد؛ نامی که پای تاریخ ایران، هویت ملی و روایت‌هایی را به میان می‌آورد که از گذشته این سرزمین ساخته‌ایم. 

 

ارسال نظر