اوکراین دوباره تانکهای آمریکایی امیک آبرامز رو وارد عملیات مستقیم علیه مواضع روسیه کرده؛ تانکهایی که قرار بود نماد قدرت زرهی غرب باشن، اما خیلی زود با واقعیت تلخ جنگ پهپادی روبهرو شدن.
حالا اوکراینیها برای نجات این غولهای زرهی، سراغ ترکیبی از قفسهای فلزی، پهپادهای شناسایی و پهپادهای رهگیر رفتن؛ ترکیبی که نشون میده قواعد جنگ زمینی بهسرعت در حال تغییره.
اما داستان از کجا شروع شد؟
اوکراین پاییز سال ۲۰۲۳، تعداد ۳۱ دستگاه تانک آبرامز از آمریکا تحویل گرفت. تانکهایی با توپ قدرتمند ۱۲۰ میلیمتری و زره سنگین که قرار بود قدرت تهاجمی ارتش اوکراین رو افزایش بدن.
اما مشکل اینجا بود که تانکهای سنگین، با وجود قدرت آتش بالا، در برابر پهپادهای انتحاری و حملات از بالا آسیبپذیر بودن.
پهپادهای کوچیک و نسبتاً ارزون میتونستن خودشون رو به نقاط حساس تانک برسونن؛ جاهایی که حتی زره سنگین هم لزوماً نمیتونست ازشون محافظت کنه.
نتیجه چی شد؟ اوکراین استفاده از آبرامز رو در بعضی مناطق پرخطر محدود کرد.
اما حالا، با تغییر تاکتیکها، این تانکها دوباره به میدان برگشتن.
نکته مهم اینجاست: اوکراینیها فقط به زره تانک اضافه نکردن؛ بلکه تلاش کردن یک لایه دفاعی متحرک در اطرافش بسازن.
قفسهای فلزی اطراف بدنه و برجک، قراره بخشی از خطر حملات پهپادی رو کاهش بدن. البته این سازهها هم بدون ایراد نیستن؛ دید خدمه رو محدود میکنن، حرکت برجک رو سختتر میکنن و ممکنه تحرک تانک رو کاهش بدن.
برای همین، اوکراین از پهپادهای شناسایی و رهگیر هم کمک میگیره تا تهدیدها رو پیش از رسیدن به تانک شناسایی کنه یا از بین ببره.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، در عملیات یگان اوکراینی «کُد ۹.۲» در روزهای ۳۰ سپتامبر و ۱۱ اکتبر ۲۰۲۶، تانکهای آبرامز در کنار خودروهای رزمی بردلی وارد عمل شدن. در یکی از این عملیاتها هم گزارش شده که یک پهپاد رهگیر اوکراینی، پهپاد روسی رو پیش از رسیدن به تانک منهدم کرده.
البته باید حواسمون باشه؛ موفقیت در چند عملیات محدود، به معنی مصون شدن تانکها در برابر پهپادها نیست.
اما این تحولات چه معنایی برای آینده جنگ داره؟
واقعیت اینه که تانکها هنوز قدرت آتش و تواناییهایی دارن که جایگزین کردنشون با پهپادها به این راحتی نیست. آبرامز میتونه مواضع مستحکم رو هدف قرار بده و بردلی هم با توپ و موشک ضدزره، از نیروهای زمینی پشتیبانی کنه.
ولی دیگه هیچ تانکی نمیتونه بدون اطلاعات دقیق، پشتیبانی هوایی و مقابله با جنگ الکترونیک، با خیال راحت وارد میدان بشه.
از طرف دیگه، هرچه تعداد خودروهای زرهی در یک منطقه بیشتر بشه، احتمال شناسایی اونها توسط پهپادهای دشمن هم افزایش پیدا میکنه. تازه، تعمیر و جایگزینی تانکهای سنگین هم هزینهبر و زمانبره.
پس مسئله فقط این نیست که یک تانک میتونه از حمله پهپادی جون سالم به در ببره یا نه؛ مسئله اینه که آیا یک ارتش میتونه با همین روش، بارها پیشروی کنه و خطوط تدارکاتی خودش رو هم حفظ کنه؟
جمعبندی اینکه: جنگ اوکراین نشون میده دوران تانکها هنوز تموم نشده، اما دوران تانکهای تنها به پایان خودش نزدیک شده.
از این به بعد، برنده میدون فقط ارتشی نیست که تانک سنگینتر یا توپ قدرتمندتری داره؛ بلکه ارتشیه که بتونه تانک، پهپاد، شناسایی و جنگ الکترونیک رو هماهنگتر کنار هم قرار بده.