واقعیت اینه که یکی از بحثهای مهم در مذاکرات پایان جنگ، همین مسئله است؛ آیا آتشبس باید فقط شامل ایران باشه یا لبنان هم باید در این توافق دیده بشه؟
بر اساس گزارشهایی که منتشر شده، تهران تلاش کرده توقف حملات اسرائیل به لبنان هم در چارچوب توافق احتمالی برای پایان جنگ قرار بگیره. منطق این رویکرد روشنه؛ از نگاه ایران، نمیشه جنگ در یک جبهه متوقف بشه، اما فشار نظامی در جبههای دیگه ادامه پیدا کنه.
اینجا با یک مفهوم مهم روبهرو هستیم؛ پیوند جبههها. یعنی اتفاقاتی که در ایران، لبنان و حتی تنگه هرمز میافته، میتونه روی محاسبات سیاسی و امنیتی یکدیگه تأثیر بذاره.
اما این راهبرد، دو روی متفاوت داره. از یک طرف، میتونه قدرت چانهزنی ایران رو افزایش بده و مانع شکلگیری یک آتشبس شکننده بشه. از طرف دیگه، اگر همه مسائل به هم گره بخورن، اختلاف بر سر یک موضوع ممکنه کل مذاکرات رو متوقف کنه.
نکته مهمتر، حق تصمیمگیری مردم و دولت لبنانه. هر توافقی درباره آینده این کشور باید جایگاه دولت لبنان رو به رسمیت بشناسه. توقف حملات و حفاظت از غیرنظامیان نباید به حل تمام اختلافات ایران و آمریکا مشروط بشه.
پس راهحل چیه؟
شاید بهترین مسیر، یک توافق چندمرحلهای باشه؛ توقف فوری حملات، تضمینهای روشن برای جلوگیری از شروع دوباره درگیریها و همزمان، ادامه مذاکرات درباره اختلافات بزرگتر منطقهای.
در نهایت، مسئله فقط خاموش شدن صدای سلاحها نیست؛ مسئله اینه که آیا توافق میتونه جلوی شعلهور شدن دوباره جنگ رو بگیره؟
چون آتشبسی که فقط یک جبهه رو آرام کنه و جبهه دیگهای رو در آتش نگه داره، لزوماً به معنای صلح پایدار نیست.
این بود پادکست امروز صفحه سیاست؛ جایی برای بررسی فراتر از تیترها.