نشست گفتوگومندی در سینمای ایران با موضوع بررسی فیلم «میکس» ساخته زندهیاد داریوش مهرجویی با حضور شهابالدین عادل، استاد گروه سینما و تئاتر دانشگاه هنر و علیرضا زریندست، مدیر فیلمبرداری پیشکسوت سینمای ایران، با مشارکت خانه سینما و انجمن علمی هنر و ادبیات تطبیقی برگزار شد.
در ابتدای برنامه، میثم یزدی، دبیر علمی نشست، با اشاره به روند برگزاری این جلسات گفت در ابتدای هر ماه یک فیلم مهم بینالمللی و در میانه هر ماه یک فیلم ایرانی از منظر گفتوگومندی بررسی میشود. وی افزود تاکنون فیلمهای «باشو، غریبه کوچک» به کارگردانی زندهیاد بهرام بیضایی و «ادیسه» به کارگردانی کریستوفر نولان مورد بررسی قرار گرفتهاند و سومین برنامه به فیلم «میکس» اختصاص دارد.
در ادامه، گزیدهای از فیلم «میکس» برای حاضران به نمایش درآمد.
علیرضا زریندست در ادامه با اشاره به جایگاه داریوش مهرجویی در سینمای ایران گفت مهرجویی فیلمهای بسیار خوب و ماندگاری را در تاریخ سینمای ایران کارگردانی کرده است. وی سپس از حاضران خواست دو دقیقه به صورت ایستاده مهرجویی را تشویق کنند.
«میکس» و تقابل صداها در سینما
میثم یزدی با اشاره به مفهوم گفتوگومندی در اندیشه میخائیل باختین، زبانشناس و نظریهپرداز روس، گفت چندصدایی یکی از مفاهیم کلیدی اندیشه اوست و در فیلم «میکس» نیز تقابل و تعامل صداهای سوژهها اهمیت اساسی دارد.
وی افزود «میکس» درباره سینماست؛ موضوعی که در تاریخ سینمای ایران و جهان نمونههای متعددی دارد. به گفته یزدی، این فیلم دارای فضایی برزخی و آستانهای است و با رویکردی انتقادی به جشنوارههای سینمایی در دهه ۷۰ میپردازد.
شهابالدین عادل نیز با اشاره به جایگاه مهرجویی در سینمای ایران گفت این کارگردان از بزرگان سینمای ایران است و فقدان او ضایعهای برای سینمای کشور به شمار میرود.
وی با اشاره به نمونههای سینمایی با موضوع سینما، از «هشت و نیم» فدریکو فلینی، «سانست بلوار» ساخته بیلی وایلدر، «سینما پارادیزو»، «ناصرالدینشاه آکتور سینما»، «دو فیلم با یک بلیت»، «آواز در باران» و «تحقیر» ژان لوک گدار نام برد.
عادل با اشاره به مطالعات مهرجویی در حوزه فلسفه و زیباییشناسی اظهار کرد که این مطالعات باعث شده بود مهرجویی به مسائل روز دنیای مدرن توجه ویژهای داشته باشد.
وی با بررسی «میکس» از منظر اندیشههای ژان فرانسوا لیوتار، گفت این فیلم فاقد یک روایت کلان است و در آن با تکثر روایتها روبهرو هستیم. به گفته او، در پشت صحنه آشفته فیلم، بیش از آنکه یک خط قصه منسجم دیده شود، شاهد رخدادها هستیم.
عادل درباره مفهوم «ناسینما» در اندیشه لیوتار نیز توضیح داد که سینما تنها بازنمایی واقعیت نیست و در مقام یک هنر، میتواند محل وقوع رخداد باشد. او افزود در «میکس» هدف اصلی مهرجویی قصهگویی نیست و بینظمی در عناصر تصویر و حرکت، بخشی از ساختار فیلم را شکل میدهد.
وی تأکید کرد «ناسینما» را نباید صرفاً ضد سینما یا سینمای بد دانست و افزود افراط در حرکت و افراط در سکون از جمله امکانهایی هستند که میتوانند نظم متعارف حرکت و روایت را مختل کنند.
عادل همچنین با اشاره به نظریه بینامتنیت و ارتباط آن با اندیشههای باختین، گفت در «میکس» بخشهایی از فیلمهای مهرجویی بهعنوان عناصر بینامتنی حضور دارند. وی مهرجویی را فردی بسیار باسواد دانست و اظهار کرد که او این مفاهیم پیچیده را در قالبی ساده در فیلم قرار داده است.
این استاد دانشگاه در ادامه به مناسبات تولید فیلم در دهه ۷۰ که در «میکس» بازتاب یافته است اشاره کرد و بحث قطع نگاتیو را از جمله نمونههای آن دانست.
او همچنین درباره گویهای فلزی موجود در فیلم گفت این گویها بهعنوان یک موتیف تکرارشونده، در تقابل با انضباط قرار دارند و نوعی انشقاق را به نمایش میگذارند.
زریندست: پشت صحنه سینما با آنچه روی پرده میبینیم متفاوت است
علیرضا زریندست در بخش دیگری از نشست با اشاره به نقش عنصر تصادف در سینما گفت بسیاری از اتفاقات در سینما از همین عنصر ناشی میشوند.
وی با اشاره به خاطرهای از عباس کیارستمی گفت در یکی از جشنوارههای بینالمللی، یکی از فیلمهای کیارستمی بهصورت جابهجا نمایش داده شده بود و اگرچه این اتفاق در ابتدا او را مستأصل کرده بود، اما در ادامه مشخص شد این جابهجایی به بهتر شدن فیلم کمک کرده است.
زریندست با اشاره به محدودیتهای اقتصادی سینمای ایران افزود تهیهکننده معمولاً فرصت محدودی برای فیلمبرداری در اختیار گروه قرار میدهد، در حالی که ممکن است در ذهن فیلمنامهنویس و کارگردان مسیر دیگری برای تولید شکل گرفته باشد.
وی ادامه داد گاهی همین محدودیتهای تولید باعث تغییر لوکیشن میشوند و حتی ممکن است چنین تغییراتی در نهایت نتیجه بهتری برای فیلم داشته باشند. به گفته زریندست، این نوع سینمای مبتنی بر اتفاق و تصادف در مقاطعی با مفهوم «ناسینما» قرابت پیدا میکند.
زریندست با اشاره به آثار مهرجویی از جمله «گاو»، «پستچی» و «دایره مینا» گفت مهرجویی پس از انقلاب نیز آثار درخشانی خلق کرد. وی افزود مهرجویی به ادبیات زبانهای انگلیسی و فرانسه تسلط داشت و مستندی درباره آرتور رمبو نیز ساخته بود.
وی درباره اهمیت پشت صحنه در آثار سینمایی گفت در بسیاری از کتابها و گفتوگوها بیشتر به ظاهر و ژستهای سینما پرداخته میشود، در حالی که پشت صحنه سینما میتواند کاملاً متفاوت از آن چیزی باشد که روی پرده دیده میشود و گاهی با تنش و تعارض همراه است؛ همانگونه که در «میکس» نیز شاهد آن هستیم.
زریندست با بیان اینکه ماندگار شدن در سینما کار سختی است، گفت بازیگر و عوامل فیلم در زمان فیلمبرداری باید مشکلات خود را مدیریت کنند و اجازه ندهند این مسائل بر روند کار اثر بگذارد. وی تأکید کرد ایجاد حس مثبت و انرژی خوب در صحنه میتواند بر دیگر عوامل نیز تأثیر بگذارد.
این مدیر فیلمبرداری پیشکسوت در پایان درباره شیوه کار مهرجویی با بازیگران گفت مهرجویی به بازیگران آزادی میداد تا بداههگویی کنند و از آنها میخواست نقش خود را پرورش دهند.
«میکس» از منظر کارناوالیسم و چندصدایی
در بخش پایانی نشست، میثم یزدی به جمعبندی مباحث مطرحشده درباره فیلم «میکس» پرداخت و گفت این فیلم در سه سطح درونگفتمانی میان عوامل فنی و تولید، در سطح نهادی و رویدادی و در نهایت در سطح مخاطب و تماشاگر، به گفتوگو و تقابل صداها میپردازد.
وی همچنین مفهوم کارناوالیسم را در فیلم بررسی کرد و گفت «میکس» به نوعی روایت تاجبرداری از کارگردان در فرآیند تولید فیلم، حذف و انزوای خسرو، شخصیت کارگردان و واکنشهای هجوی و کمیک تماشاگران در میدان نمایش و اکران مختلشده است.
یزدی در ادامه به تیپشدگی نقشهای مختلف فیلم، از تهیهکننده و بازیگران گرفته تا عوامل فنی، موسیقی و تماشاگر اشاره کرد.
عادل نیز در پاسخ با اشاره به شناخت خود از عوامل فیلم گفت بسیاری از عوامل در واقع نقش خود واقعیشان را در فیلم ایفا کردهاند و این موضوع بخشی از هنر مهرجویی است که توانسته فیلمی را در مرز میان واقعیت، روایت و «ناسینما» خلق کند.
در پایان جلسه نیز نشست پرسش و پاسخ با حضور استادان و شرکتکنندگان برگزار شد.