گفتگوی جنجالی مجید واشقانی با نیلا فرخی

این گفت‌وگو با قسمت‌های معمول «رُک» فرق دارد. این بار مجید واشقانی روبه‌روی مهمان ننشسته تا سؤال بپرسد؛ خودش در جایگاه پاسخ‌گو قرار گرفته است. نیلا فرخی در برنامه «چند قدم» مقابل او می‌نشیند و همان سؤال‌هایی را مطرح می‌کند که در هفته‌های اخیر بخش زیادی از مخاطبان، منتقدان و کاربران فضای مجازی درباره مجید واشقانی و برنامه «رُک» داشته‌اند.

گفتگوی جنجالی مجید واشقانی با نیلا فرخی
۰ دقیقه
صفحه سیاست-

از همان ابتدای گفت‌وگو، سؤال اصلی بدون تعارف مطرح می‌شود: آیا مجید واشقانی حکومتی است؟ آیا برنامه «رُک» در ماه‌های اخیر از مسیر گفت‌وگوی هنری و اجتماعی فاصله گرفته و به تریبونی سیاسی تبدیل شده؟ آیا دفاع از ایران در شرایط جنگی، به معنی دفاع از حکومت است؟ و آیا می‌شود هم منتقد حاکمیت بود، هم در لحظه تهدید خارجی کنار وطن ایستاد؟

این گفت‌وگو مهم است، چون برخلاف بسیاری از نقدهای پراکنده فضای مجازی، این بار مجید واشقانی مجبور می‌شود روبه‌رو، مستقیم و با جزئیات به اتهام‌ها و پرسش‌ها پاسخ بدهد؛ از ماجرای ۱۸ و ۱۹ گرفته تا کشته‌شدگان، از مدرسه میناب تا بحث جنگ، از متهم شدن به حکومتی بودن تا مسئله امید، سیاه‌نمایی، اعتماد رسانه‌ای و نقش برنامه «رُک» در فضای ملتهب امروز.

شروع بی‌تعارف؛ مجید واشقانی واقعاً حکومتی است؟

نیلا فرخی گفت‌وگو را با یکی از صریح‌ترین سؤال‌ها شروع می‌کند: «مجید واشقانی واقعاً حکومتیه؟» واشقانی هم قبل از دفاع از خودش، روی خود واژه «حکومتی» مکث می‌کند و می‌گوید اگر منظور گرفتن پول، رانت یا حمایت مالی برای تبلیغ یک ساختار است، باید سندش ارائه شود.

او تأکید می‌کند که اگر کسی مدعی است برنامه «رُک» از نهاد حکومتی، نیمه‌حکومتی یا پنهان‌حکومتی کمک گرفته، سندش را منتشر کند. از نگاه او، مشکل اینجاست که بعضی واژه‌ها به‌جای توضیح واقعیت، تبدیل به ابزار حذف و برچسب‌زنی شده‌اند.

چرا «رُک» سیاسی شد؟

6325677

یکی از پرسش‌های مهم نیلا فرخی این است که چرا برنامه‌ای که با حال‌وهوای گفت‌وگوی هنری و اجتماعی شروع شده بود، کم‌کم وارد بحث‌های سیاسی شد.

واشقانی در پاسخ می‌گوید وقتی کشور وارد فضای جنگی می‌شود و امنیت مردم وسط است، رسانه‌ای که دیده می‌شود نمی‌تواند بی‌تفاوت بماند. از نگاه او، در چنین شرایطی نمی‌شود فقط درباره موضوعات سبک و روزمره حرف زد و از مسئله وطن، جنگ، رسانه و امنیت عبور کرد.

مرز وطن و حکومت کجاست؟

نیلا فرخی یکی از مهم‌ترین سؤال‌های گفت‌وگو را مطرح می‌کند: مرز میان ایران و حکومت برای مجید واشقانی کجاست؟ اگر کسی از حکومت ناراضی باشد، اما وطنش را دوست داشته باشد، جای او کجاست؟ آیا او وطن‌فروش است؟

واشقانی پاسخ می‌دهد که ابداً چنین نیست. او می‌گوید نارضایتی از حکومت، به معنی بی‌ارزش شدن مفهوم ایران نیست. اما در عین حال تأکید می‌کند که حکومت، در تعریف او، یک قرارداد اجتماعی است؛ نهادی که قرار است امنیت، نظم و دفاع از مرزهای کشور را تأمین کند. به همین دلیل، وقتی کشور مورد حمله قرار می‌گیرد، مسئله فقط حکومت نیست؛ مسئله خانه‌ای است که همه در آن زندگی می‌کنیم.

۱۸ و ۱۹؛ نقطه اصلی اختلاف

بخش مهمی از گفت‌وگو به مسئله ۱۸ و ۱۹ اختصاص دارد. نیلا فرخی می‌گوید منتقدان احساس می‌کنند مجید واشقانی و برنامه «رُک» درباره جنگ، میناب و حمله خارجی زیاد صحبت کرده‌اند، اما درباره کشته‌شدگان ۱۸ و ۱۹ به اندازه کافی و با همان وزن حرف نزده‌اند.

واشقانی این نقد را رد نمی‌کند که پوشش می‌تواند محل بحث باشد، اما می‌گوید برخلاف تصور منتقدان، «رُک» بارها درباره این اتفاق حرف زده است. او تأکید می‌کند که از نگاهش ۱۸ و ۱۹ یک رویداد تلخ اجتماعی بوده و مردم عادی نیز در آن آسیب دیده‌اند.

نکته مهم اینجاست که واشقانی میان دو چیز تفکیک می‌گذارد: یکی اصل رنج و کشته شدن مردم، و دیگری استفاده رسانه‌ای و سیاسی از این رنج. او می‌گوید اگر کسی فقط با نام بردن از کشته‌شدگان، بدون توجه به نقش رسانه‌هایی که مردم را به خیابان و درگیری دعوت کردند، بخواهد روایت بسازد، این روایت ناقص است.

در مقابل، نیلا فرخی روی بعد انسانی ماجرا تأکید می‌کند. او می‌گوید حتی اگر تحریک رسانه‌ای هم وجود داشته، باز هم جان انسان‌ها از دست رفته و مسئولیت حفظ جان شهروندان با حاکمیت است. واشقانی هم در پاسخ می‌گوید که غافل‌گیری نهادهای امنیتی در آن روزها حتماً محل نقد است و حاکمیت باید در شرایط ملتهب، اشراف اطلاعاتی و امنیتی دقیق‌تری می‌داشت.

هیچ‌کس حق گرفتن جان انسان را ندارد

یکی از مهم‌ترین بخش‌های گفت‌وگو، جایی است که نیلا فرخی از واشقانی می‌خواهد با صراحت بگوید آیا حاکمیت حق گرفتن جان انسان‌ها را دارد یا نه. واشقانی در پاسخ می‌گوید: نه حاکمیت، نه هیچ‌کس، حق ندارد جان کسی را بگیرد.

این جمله از آن جهت مهم است که گفت‌وگو را از فضای برچسب‌زنی خارج می‌کند. واشقانی در عین اینکه از روایت خودش درباره نقش رسانه‌های بیرونی، کشته‌سازی و به بیراهه رفتن اعتراض دفاع می‌کند، هم‌زمان می‌پذیرد که جان انسان خط قرمز است و هیچ ساختاری نباید نسبت به آن بی‌تفاوت باشد.

نیلا فرخی و نقد به عادی‌سازی

نیلا فرخی در ادامه، نقد دیگری را مطرح می‌کند. او می‌گوید بعضی بخش‌های برنامه «رُک» برای مخاطب این حس را ایجاد کرده که انگار تلخی‌ها و رنج‌های جامعه عادی‌سازی می‌شوند؛ مثلاً وقتی درباره زندگی در اروپا یا وضعیت جوانان ایرانی صحبت می‌شود، اگر فقط بخش‌های منفی اروپا پررنگ شود و از مشکلات واقعی جوان ایرانی کمتر گفته شود، مخاطب احساس می‌کند روایت یک‌طرفه است.

او به گفت‌وگوهایی اشاره می‌کند که در آن‌ها درباره اروپا، مالیات، سبک زندگی، جوانان ایرانی، خوش‌پوشی یا وضعیت اقتصادی صحبت شده و می‌گوید مخاطبی که خودش اروپا را می‌شناسد یا با فقر و فشار داخل ایران آشناست، ممکن است احساس کند واقعیت کامل گفته نمی‌شود.

واشقانی در پاسخ توضیح می‌دهد که هدفش سیاه کردن تصویر جوان ایرانی نیست. او می‌گوید می‌فهمد که خیلی از جوانان با کفش و کیف فیک، با فشار اقتصادی و با محدودیت زندگی می‌کنند، اما نمی‌خواهد از تریبون خود فقط ناامیدی تزریق کند. از نگاه او، نقد باید باشد، اما نباید امید را از جامعه گرفت.

امید یا سیاه‌نمایی؟

یکی از محورهای مهم این گفت‌وگو، تفاوت میان نقد و سیاه‌نمایی است. نیلا فرخی می‌گوید می‌توان درباره جوان ایرانی گفت که با وجود ثروت کشور، حق دارد رفاه بیشتری داشته باشد؛ بدون اینکه تحقیر شود یا فقط تصویر سیاه از جامعه ساخته شود.

واشقانی هم می‌پذیرد که حاکمیت باید برای جوانی که تلاش می‌کند، بستر اقتصادی بهتری فراهم کند. اما تأکید دارد که او به عنوان برنامه‌ساز، نمی‌خواهد همان کاری را بکند که از نگاه خودش رسانه‌های بیرونی انجام می‌دهند؛ یعنی گفتن اینکه جوان ایرانی هیچ آینده‌ای ندارد، بدبخت است و فقط باید از این کشور فرار کند.

گفت‌وگویی برای شنیدن نقدها، نه بستن پرونده

گفت‌وگوی نیلا فرخی با مجید واشقانی از آن جهت مهم است که بسیاری از سؤال‌ها و اتهام‌هایی را که در فضای مجازی پراکنده مطرح می‌شد، روبه‌روی خود واشقانی می‌گذارد. اینجا دیگر مجید واشقانی در مقام مجری نیست که گفت‌وگو را هدایت کند؛ خودش در معرض سؤال، نقد و چالش قرار می‌گیرد.

این گفت‌وگو نشان می‌دهد که بحث درباره «رُک» و مجید واشقانی فقط یک دعوای ساده میان طرفدار و منتقد نیست. مسئله، چندلایه‌تر است: نسبت وطن و حکومت، حق اعتراض، مسئولیت حاکمیت در حفظ جان مردم، نقش رسانه‌های بیرونی، خطر سیاه‌نمایی، نیاز جامعه به امید، و مسئولیت یک برنامه‌ساز در بزنگاه‌های تاریخی.

نیلا فرخی در این گفت‌وگو تلاش می‌کند صدای بخشی از منتقدان باشد؛ کسانی که می‌پرسند چرا روایت «رُک» از بعضی حوادث یک‌طرفه به نظر می‌رسد، چرا مادران داغدار و روایت‌های دیگر کمتر شنیده شده‌اند، چرا اروپا و ایران گاهی نامتوازن مقایسه می‌شوند و چرا بخشی از مخاطبان احساس کرده‌اند مجید واشقانی از مردم فاصله گرفته است.

مجید واشقانی هم در پاسخ تلاش می‌کند توضیح بدهد که مسئله او دفاع از حکومت نیست، بلکه دفاع از ایران، نقد رسانه‌ای، جلوگیری از ناامیدی مطلق و ایستادن در برابر روایتی است که به باور او می‌خواهد جامعه را به مرگ، خشم و فروپاشی بکشاند.

این گفت‌وگو شاید همه اختلاف‌ها را حل نکند، اما یک ویژگی مهم دارد: صورت مسئله را روشن‌تر می‌کند. به جای اینکه فقط در کامنت‌ها، برش‌ها و کلیپ‌های کوتاه درباره یکدیگر قضاوت کنیم، می‌شود نشست، سؤال پرسید، جواب شنید، دوباره نقد کرد و اجازه داد مخاطب خودش تصمیم بگیرد.

در نهایت، پیام اصلی این گفت‌وگو همین است: اگر قرار است از ایران، مردم، اعتراض، جنگ، وطن و آینده حرف بزنیم، راهش حذف کردن صدای همدیگر نیست؛ راهش گفت‌وگوست. حتی اگر سخت باشد، حتی اگر پر از سوءتفاهم باشد، حتی اگر دو طرف از ابتدا با هم موافق نباشند.

ارسال نظر