تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ به روی کشتیرانی آزاد، باز بود. اگر ترامپ نتواند آن وضعیت را دوباره برقرار کند، از او به عنوان رئیس جمهوری یاد خواهد شد که یک فاجعه راهبردی بزرگ را رقم زده است.پرسش بیپاسخ دیگر این است که آیا ترامپ اکنون تمایل بیشتری برای هدف قرار دادن اهداف غیرنظامی دارد تا از این طریق فشار مضاعفی بر اقتصاد و ساختار قدرت ایران وارد کند یا خیر.
تنها گذر زمان نشان خواهد داد که آیا او به اندازهای صبور است که شوکهای اقتصادی جهانی ناشی از سیاست جدید خود در آنچه محاصره کشتیها و بنادر ایران میخواند را تاب بیاورد تا فشار بر تهران را بیش از پیش افزایش دهد. با همه این اوصاف، ترامپ ماه گذشته مدعی شد که توافق اولیه پایان جنگ را امضا کرده، زیرا نمیخواست جهان یک «رکود بزرگ» دیگر کند؛ اقدامی که به باور بسیاری، تلاشی برای تعدیل هزینهها و خسارتهای سیاسی واردشده به حزب جمهوریخواه پیش از انتخابات میاندورهای ماه نوامبر بوده است.
این پرسشها اکنون بیش از هر زمان دیگری موضوعیت دارند؛ نه صرفا به این دلیل که حدود پنج ماه پس از ادعای ترامپ مبنی بر اینکه ظرف چند روز جنگ را برده است، درگیریها دوباره شدت گرفتهاند، بلکه به این دلیل که مرحله جدید تشدید تنشها تلاشی برای ترمیم ناکامی و شکستهای مرحله نخست جنگ به نظر میرسد. در حال حاضر، نیروهای آمریکایی عملا در تقلا هستند تا ایران را از توانمندی استفاده از تنگه هرمز به عنوان اهرمی قدرتمند، محروم کنند.
تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ به روی کشتیرانی آزاد، باز بود. اگر ترامپ نتواند آن وضعیت را دوباره برقرار کند، از او به عنوان رئیس جمهوری یاد خواهد شد که یک فاجعه راهبردی بزرگ را رقم زده است. با این حال، گزینههای او برای دستیابی به چنین هدفی نیز محدود است، بهویژه با توجه به اینکه ساختار جدید قدرت در ایران سرسختتر و مصممتر به نظر میرسد.
ترامپ میتوانست هفته گذشته در نطق تلویزیونی خود برای مردم آمریکا، تازهترین راهبرد خود را درباره جنگ توضیح دهد؛ اما به اشارهای مبهم و گذرا به این موضوع بسنده کرد و بیشتر وقت این سخنرانی را برای تکرار ادعاهایش درباره فساد در سازوکار انتخاباتی آمریکا صرف کرد؛ ادعاهایی که حتی اسناد منتشرشده از سوی کاخ سفید که از حالت طبقهبندی خارج شده نیز آنها را تایید نکردند. چشمپوشی ترامپ از پرداختن به راهبرد جدید خود درباره جنگ(البته اگر راهبردی وجود داشته باشد)، تنها بر ابهام راهبردی موجود افزود.
تلفات رو به افزایش آمریکا
گرچه آمار تلفات آمریکا در جنگ با ایران قابل مقایسه با جنگهای عراق و افغانستان نیست، اما هر کشته، خانوادهای را از هم میپاشد و مسئولیت سیاستمداران را برای توجیه ارزش این به اصطلاح عملیات را سنگینتر میکند.
ستاد فرماندهی مرکزی نیروهای تروریستی آمریکا در منطقه (سنتکام) یکشنبه شب در تازهترین بهروزرسانی خود از کشف بقایای یک نظامی و کشته شدن یک نیروی دیگر آمریکایی خبر داد. سنتکام در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که «این فرماندهی دیروز از مرگ ۲ سرباز آمریکایی و مفقود شدن یکی از آنها در اردن پس از حمله ایران در ۱۷ ژوئیه خبر داد. پس از جستجوی کامل، پرسنل نظامی آمریکا اوایل امروز بقایای ناشناسی را در محل پیدا کردند. روند بررسی برای تایید بقایا ادامه دارد.»
مارک وارنر، سناتور ارشد دموکرات در کمیته اطلاعات سنای آمریکا که عضو گروهی موسوم به «باند هشت نفره» متشکل از هشت مقام ارشد با دسترسی ویژه به اطلاعات طبقهبندیشده، محسوب میشود، میگوید: صراحتا و بدون ذرهای تردید میتوانم بگویم که هیچ تهدید فوری از سوی ایران وجود نداشت.این ستاد همچنین اضافه کرد که «در یک اتفاق جداگانه، یک سرباز آمریکایی در شمال عراق در ۱۸ جولای در جریان انفجار کنترلشده مهمات منفجرنشده یک پهپاد تهاجمی یکطرفه سرنگونشده ایرانی کشته شد. یک سرباز دیگر زخمی شد و همچنان به دلیل جراحت جزئی تحت درمان پزشکی است.»
ترامپ در گفتوگو با نیویورک پست، کشته شدن دو نظامی نخست را «تاسفبار» خواند و گفت که با خانوادههای آنها تماس خواهد گرفت. او به شبکه «نیوزنیشن» نیز گفت که «از وقوع چنین اتفاقاتی واقعا متنفریم.»
شاید کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، روشنترین تلاش دولت آمریکا برای توضیح اقدامات خود ارائه داد و دیروز به شبکه «ایبیسی/ ABC» گفت که تمرکز رئیس جمهور بر تضعیف توان ایران برای کنترل تنگه هرمز و همچنین ممانعت از دستیابی ایران به سلاح هستهای است!
رایت همچنین صحت گزارشهای منتشرشده درباره کاهش شدید عبور نفتکشها از تنگه هرمز را نیز زیر سوال برد. با این حال، دادههای سامانه رهگیری دریایی «مرینترافیک/ MarineTraffic» نشان میدهد که شمار کشتیهای عبوری از این تنگه در ۱۶ جولای(۲۵ تیر) به تنها هشت کشتی کاهش یافته و این در حالی است که این رقم یک روز قبل ۱۵ کشتی بود. پیش از آغاز جنگ، بهطور متوسط روزانه حدود ۱۱۶ کشتی از این مسیر حیاتی عبور میکردند.
مارک وارنر، سناتور ارشد دموکرات در کمیته اطلاعات سنای آمریکا، در گفتوگو با سیبیاس تاکید کرد «وقتی جنگی اختیاری و خودخواسته را آغاز میکنید، نتیجه همین میشود.»
وی که عضو گروهی موسوم به «باند هشت نفره» متشکل از هشت مقام ارشد با دسترسی ویژه به اطلاعات طبقهبندیشده، محسوب میشود، خاطرنشان کرد: صراحتا و بدون ذرهای تردید میتوانم بگویم که هیچ تهدید فوری از سوی ایران وجود نداشت.
آیا راهی برای خروج وجود دارد؟
به نظر میرسد که بحثهای جاری در واشنگتن درباره جنگ، درست مشابه اظهارات علنی شخص ترامپ، تنها و تنها بر گرفتار شدن آمریکا در یک دور باطل صحه میگذارد. حمله به مواضع ایران در پیرامون تنگه هرمز و زیرساختهایی غیرنظامی همچون پلها، شاید بتواند بخشی از آنچه تهدید تهران خوانده میشود را کاهش دهد اما در عصر پهپادها، که تنها چند موشک میتواند کشتیها را از «دل به آبِ تنگه زدن» منصرف کند، آیا ارتش آمریکا قادر خواهد بود این خطر را به سطحی تحملپذیر کاهش دهد؟
طعنه، انتقاد و حمله دموکراتها به ترامپ بر سر این جنگ، شاید به لحاظ سیاسی و در آستانه انتخابات میاندورهای موثر باشد، اما کمکی به یافتن راهحل نمیکند. گام برداشتن در مسیر تشدید و تداوم حملات هوایی نیز دربردانده راهحلی بلندمدت نیست. همچنین تا زمانی که توافقی هستهای با سازوکار نظارت بینالمللی به دست نیاید، این ایده (ادعایی) هرچند در حد فرضیه که جمهوری اسلامی به سمت دستیابی به سلاح هستهای حرکت نکند، همچنان باقی خواهد ماند. این در حالی است که تهران همواره بر ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای خود تاکید و آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز آن را تایید کرده است.
شاید همین چالشها به خوبی راهبرد جدید ترامپ یعنی تشدید جنگ آن هم بدون داشتن یک مقصد و نقشه خروج روشن را توضیح دهد.
جیمز استاوریدیس، دریادار بازنشسته نیروی دریایی آمریکا در این باره به سیانان میگوید که هرچند به ادعای او داشتههای تهران در این صحنه زیاد نیست اما با کارتهای در اختیار خوب بازی میکند. به گفته این مقام سابق آمریکایی، ایران به دنبال تثبیت این روایت در واشنگتن است که ادامه این جنگ ارزشش را ندارد و در نهایت خود امریکا عقبنشینی خواهد کرد.