توافق‌های ابراهیم؛ از وعده صلح تا تشدید شکاف‌های خاورمیانه

شش سال پس از امضای توافق‌های موسوم به «ابراهیم»، پرسش درباره کارنامه این ابتکار دیپلماتیک بار دیگر به یکی از موضوعات مهم بحث‌های خاورمیانه تبدیل شده است. «ژان‌پی‌یر فیلیو»، مورخ و استاد تاریخ معاصر خاورمیانه در مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس، در یادداشتی در روزنامه فرانسوی لوموند معتقد است این توافق‌ها برخلاف وعده اولیه برای ایجاد مسیر تازه‌ای از صلح و عادی‌سازی در منطقه، نتوانسته‌اند منازعات اصلی خاورمیانه را کاهش دهند و در برخی عرصه‌ها همزمان با افزایش همکاری‌های امنیتی، به تشدید شکاف‌ها و نظامی‌گری منطقه‌ای انجامیده‌اند.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
توافق‌های ابراهیم؛ از وعده صلح تا تشدید شکاف‌های خاورمیانه
صفحه سیاست-

توافق‌های ابراهیم در سپتامبر ۲۰۲۰ و با میانجیگری دولت نخست دونالد ترامپ در آمریکا آغاز شد. امارات متحده عربی و بحرین نخستین کشورهای عربی بودند که در چارچوب این روند روابط خود را با اسرائیل عادی کردند و پس از آن نیز مراکش و سودان به این روند پیوستند. واشنگتن در آن زمان این توافق‌ها را گامی مهم برای شکل‌گیری نظم جدیدی در خاورمیانه معرفی می‌کرد.

اما از همان ابتدا، یک مسئله اساسی در مرکز انتقادها قرار داشت: عادی‌سازی روابط میان اسرائیل و برخی کشورهای عربی بدون حل مناقشه اسرائیل و فلسطین.

فیلیو در تحلیل خود بر همین نقطه تأکید می‌کند و معتقد است توافق‌ها عملاً تلاش کردند مسئله فلسطین را از مرکز معادلات دیپلماتیک منطقه کنار بگذارند؛ در حالی که این مسئله همچنان یکی از عوامل اصلی تنش در خاورمیانه باقی مانده است.

عادی‌سازی روابط؛ توافق صلح یا همکاری راهبردی؟

یکی از ویژگی‌های توافق‌های ابراهیم این بود که برخلاف توافق‌های صلح پیشین اسرائیل با مصر و اردن، میان اسرائیل و برخی طرف‌های جدید اساساً جنگ مستقیم یا مناقشه ارضی دوجانبه‌ای وجود نداشت.

به همین دلیل، این توافق‌ها بیش از آنکه به معنای پایان یک جنگ میان طرفین باشد، زمینه را برای توسعه روابط اقتصادی، فناوری، امنیتی و اطلاعاتی فراهم کردند. به‌ویژه روابط اسرائیل و امارات در سال‌های پس از توافق به یک همکاری راهبردی گسترده تبدیل شد؛ موضوعی که خود فیلیو نیز در نوشته‌های دیگرش به آن اشاره کرده است.

از این منظر، توافق‌های ابراهیم را می‌توان بخشی از بازآرایی ائتلاف‌های منطقه‌ای دانست؛ بازآرایی‌ای که در آن نگرانی مشترک برخی دولت‌های عربی از نفوذ ایران، همکاری‌های امنیتی و مناسبات اقتصادی نقش مهمی پیدا کرد.

چرا عربستان به توافق‌های ابراهیم نپیوست؟

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های محدودیت این روند، عدم پیوستن عربستان سعودی به توافق‌های ابراهیم است.

دولت آمریکا در سال‌های گذشته تلاش کرده بود ریاض را نیز به عادی‌سازی روابط با اسرائیل ترغیب کند، اما عربستان این موضوع را به پیشرفت در مسئله فلسطین و ایجاد مسیر معتبر برای تشکیل کشور مستقل فلسطینی گره زده است.

در نتیجه، برخلاف تصور اولیه درباره گسترش تدریجی توافق‌ها به دیگر کشورهای عربی، روند عادی‌سازی با یک مانع جدی روبه‌رو شد. حتی در سال ۲۰۲۶ نیز دولت ترامپ بار دیگر کشورهای خلیج فارس را به پیوستن به توافق‌های ابراهیم فراخوانده است؛ اما مسئله فلسطین همچنان یکی از موانع اصلی این مسیر محسوب می‌شود.

سودان؛ نمونه‌ای از شکاف میان دیپلماسی و واقعیت منطقه

فیلیو برای بررسی پیامدهای توافق‌های ابراهیم به سودان نیز اشاره می‌کند. این کشور پس از پیوستن به روند عادی‌سازی، با کودتای ۲۰۲۱ و سپس جنگ داخلی میان نیروهای عبدالفتاح البرهان و نیروهای پشتیبانی سریع به فرماندهی محمد حمدان دقلو، معروف به حمیدتی، وارد یکی از شدیدترین بحران‌های انسانی منطقه شد.

در نگاه فیلیو، نقش امارات در تحولات سودان نیز تصویری پیچیده از مناسبات ایجادشده پس از توافق‌های ابراهیم ارائه می‌دهد؛ زیرا ابوظبی همزمان با حفظ روابط راهبردی با اسرائیل، در معادلات جنگ سودان نیز نقش مهمی پیدا کرده است.

این موضوع نشان می‌دهد که عادی‌سازی روابط میان دولت‌ها لزوماً به معنای ایجاد یک چارچوب مشترک برای مدیریت بحران‌های منطقه‌ای نیست.

غزه؛ آزمون بزرگ توافق‌های ابراهیم

جنگ غزه پس از اکتبر ۲۰۲۳، یکی از مهم‌ترین آزمون‌های توافق‌های ابراهیم بود.

انتظار می‌رفت روابط نزدیک‌تر میان اسرائیل و برخی کشورهای عربی بتواند کانال‌هایی برای کاهش تنش و فشار دیپلماتیک ایجاد کند. اما ادامه جنگ غزه نشان داد که این ساختار دیپلماتیک نتوانسته مناقشه فلسطین را از مسیر نظامی خارج کند.

فیلیو در تحلیل خود معتقد است کشورهای عربی عضو توافق‌های ابراهیم نتوانسته‌اند از شدت جنگ اسرائیل علیه غزه بکاهند. او از مواضع امارات و سایر کشورهای عربی در این دوره به‌عنوان نمونه‌ای برای محدودیت ظرفیت سیاسی توافق‌ها یاد می‌کند.

از غزه تا ایران؛ امنیت منطقه‌ای وارد مرحله تازه‌ای شد

تحولات پس از جنگ غزه، معادلات امنیتی خاورمیانه را نیز پیچیده‌تر کرد. در نگاه فیلیو، گسترش همکاری‌های امنیتی میان اسرائیل، آمریکا و برخی کشورهای عربی در شرایطی رخ داد که همزمان تنش‌ها با ایران نیز افزایش یافت.

در این میان، عربستان سعودی مسیر متفاوتی را دنبال کرد و به جای پیوستن به توافق‌های ابراهیم، تلاش کرد روابط و ترتیبات امنیتی خود را از مسیرهای دیگری توسعه دهد. عمان نیز که پیش از سال ۲۰۲۰ نشانه‌هایی از نزدیکی به اسرائیل داشت، در سال‌های بعد مواضع محتاطانه‌تری اتخاذ کرد.

این تغییرات نشان می‌دهد که کشورهای منطقه الزاماً توافق‌های ابراهیم را چارچوب نهایی معماری امنیتی خاورمیانه نمی‌دانند و همچنان در حال ایجاد مسیرهای موازی برای تأمین منافع و امنیت خود هستند.

آیا توافق‌های ابراهیم شکست خورده‌اند؟

پاسخ به این پرسش به معیار ارزیابی بستگی دارد.

اگر هدف توافق‌های ابراهیم را ایجاد روابط دیپلماتیک و اقتصادی میان اسرائیل و چند کشور عربی بدانیم، این روند همچنان پابرجاست و روابط میان برخی اعضا، به‌خصوص اسرائیل و امارات، ابعاد راهبردی پیدا کرده است. حتی در سپتامبر ۲۰۲۶، اسرائیل و مراکش توافق جدیدی برای تعمیق روابط دیپلماتیک و اقتصادی امضا کردند که بر پایه توافق عادی‌سازی سال‌های گذشته بنا شده است.

اما اگر هدف را ایجاد یک چارچوب فراگیر برای صلح و ثبات در خاورمیانه بدانیم، تصویر پیچیده‌تر است. جنگ غزه، بحران سودان، افزایش تنش‌های منطقه‌ای و عدم پیوستن عربستان سعودی نشان می‌دهد که این توافق‌ها نتوانسته‌اند به یک معماری جامع امنیتی و سیاسی برای منطقه تبدیل شوند.

از همین زاویه است که فیلیو در یادداشت اخیر خود در لوموند استدلال می‌کند کارنامه شش‌ساله توافق‌های ابراهیم با وعده‌های اولیه فاصله دارد و این روند، به جای حل مسائل بنیادی خاورمیانه، در کنار افزایش همکاری‌های میان برخی دولت‌ها، با دوره‌ای از تشدید درگیری‌ها و نظامی‌گری منطقه‌ای همراه شده است.

مسئله اصلی همچنان فلسطین است

تجربه شش سال گذشته یک نکته کلیدی را برجسته کرده است: ایجاد روابط میان دولت‌ها لزوماً به معنای حل منازعات ریشه‌ای منطقه نیست.

توافق‌های ابراهیم توانستند روابط اسرائیل با چند کشور عربی را رسمی و در برخی حوزه‌ها عمیق‌تر کنند، اما مسئله فلسطین همچنان حل‌نشده باقی مانده است. به همین دلیل، هر بار که بحران در غزه یا دیگر نقاط منطقه تشدید شده، محدودیت‌های این چارچوب دیپلماتیک نیز آشکارتر شده است.

در نهایت، بحث درباره میراث توافق‌های ابراهیم بیش از آنکه صرفاً درباره موفقیت یا شکست یک توافق دیپلماتیک باشد، به این پرسش بازمی‌گردد که آیا می‌توان بدون حل مناقشه فلسطین و ایجاد یک چارچوب فراگیر برای امنیت منطقه، از «صلح خاورمیانه» سخن گفت یا خیر.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر