از لبنان تا یمن؛ معادله مقاومت در آستانه یک تغییر بزرگ؟

فشارهای آمریکا و رژیم صهیونیستی برای تضعیف جریان‌های مقاومت در لبنان و یمن، معادلات تازه‌ای را در منطقه شکل داده است؛ شرایطی که آینده حزب‌الله و انصارالله و نسبت این دو جبهه با راهبردهای منطقه‌ای ایران را بیش از گذشته مورد توجه قرار داده است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
از لبنان تا یمن؛ معادله مقاومت در آستانه یک تغییر بزرگ؟
صفحه سیاست-

رژیم صهیونیستی بار دیگر همان سیاست قدیمی خود را دنبال می‌کند؛ سیاستی که پس از هفتم اکتبر شکل آشکارتری به خود گرفت: قطع کردن دست‌های مقاومت، تضعیف جریان‌های همسو با آن و در نهایت خلع سلاح آن‌ها، به هر شیوه‌ای که در هر کشور امکان اجرای آن وجود داشته باشد. از زمانی که مقاومت تصمیم گرفت معادلات طراحی‌شده برای منطقه و پروژه‌هایی مانند «صلح ابراهیم» را برهم بزند، این رویکرد نیز هر روز واضح‌تر شد.

اما پشت همه این تحولات، یک هدف بزرگ‌تر قرار دارد؛ ایران. تضعیف و در نهایت از میان برداشتن ظرفیت‌های منطقه‌ای ایران، هدفی است که می‌توان رد آن را در بسیاری از تحولات سال‌های اخیر دنبال کرد. با این حال، آنچه در میدان رخ داده، با آنچه در محاسبات اسرائیل طراحی شده، کامل یکسان نبوده است.

تا امروز، به جز سوریه ـ که از اساس بازیگر اصلی جبهه مقاومت به شمار نمی‌رفت ـ تلاش‌ها برای تغییر معادلات مقاومت به نتیجه مورد انتظار نرسیده است. در یمن، معادله انصارالله همچنان به سود مقاومت پیش رفته و عربستان در این میدان شکست‌های سنگینی را تجربه کرده‌اند.

در لبنان نیز ماجرا پیچیده‌تر از یک رویارویی ساده نظامی است؛ ترورها، فشارهای سیاسی داخلی، خیانت برخی جریان‌ها و حملات گسترده، حزب‌الله را با چالش‌های جدی روبه‌رو کرده، اما این جریان همچنان توانسته موقعیت خود را حفظ کند. حالا تحولات تپه‌های علی‌الطاهر نیز به یکی از نقاط مورد توجه در این معادله تبدیل شده است؛ نقطه‌ای که بخشی از روایت و تبلیغات اسرائیل را شکل می‌دهد و شاید در آستانه انتخابات این رژیم نیز برای آن اهمیت بیشتری پیدا کند.

با این حال، اوضاع در لبنان همچنان مبهم است. سؤال اصلی اینجاست که اسرائیل از فشارهای تازه در جنوب لبنان چه می‌خواهد و آیا می‌تواند به هدف قدیمی خود یعنی تضعیف حداکثری حزب‌الله برسد؟ در سوی دیگر، چرا انصارالله همچنان توانسته معادلات یمن را به نفع خود حفظ کند و مهم‌تر از همه، این تحولات چه نسبتی با راهبرد بزرگ‌تر برای تضعیف ایران دارد؟

این‌ها پرسش‌هایی است که در ادامه این گفت‌وگو دنبال می‌شود.

2462638

حزب‌الله و انصارالله همچنان معادلات امنیتی منطقه را تغییر می‌دهند

مجتبی قنبردوست، کارشناس مسائل سیاسی، در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: سیاست کلی آمریکا و رژیم صهیونیستی درصدد تضعیف خرده‌جریان‌ها یا زیرجریان‌های ذیل جبهه مقاومت است تا بتوانند آنها را تضعیف، خلع سلاح و نابود کنند و هر اقدامی که از دستشان برمی‌آید و امکان اجرای آن با توجه به شرایط سیاسی هر کشور وجود داشته باشد، انجام دهند. با توجه به شرایط سیاسی هر کشور، سناریوی خاص مرتبط با همان کشور را پیاده می‌کنند؛ برای مثال در عراق با توجه به شرایط این کشور یک الگو دارند، در یمن الگوی دیگری و در لبنان نیز الگوی متفاوتی دنبال می‌شود.

وی افزود: در مجموع، بله، آن‌ها به دنبال ضربه زدن و تضعیف جبهه مقاومت هستند و از اساس یکی از دلایلی که سراغ ایران آمدند نیز به همین دلیل بود؛ چراکه هم به حزب‌الله ضربه زده بودند و هم سوریه سقوط کرده بود، یعنی شرایطی ایجاد شده بود که این اقدام انجام شود.

چرا حزب‌الله برای رژیم صهیونیستی مهم است؟

قنبردوست تصریح کرد: درباره حزب‌الله چند نکته را باید بررسی کنیم. اینکه چرا حزب‌الله برای رژیم صهیونیستی مهم است؟ یکی از این دلایل آن است که حزب‌الله قدرتمندترین و قوی‌ترین گروه مسلح در جبهه مقاومت است. حتی هر آنچه انصارالله دارد، حزب‌الله نیز دارد و این مسئله مهم است؛ چه به لحاظ پهپادی، چه به لحاظ موشکی، جنگ الکترونیک و جنگ رسانه‌ای. حزب‌الله یک گروه در تراز بالاست.

وی ادامه داد: در کنار این مسئله، حزب‌الله وفادارترین جریان در ذیل جبهه مقاومت به جمهوری اسلامی، گفتمان انقلاب اسلامی و مدل ولایت فقیه است. می‌دانید که از نظر گفتمانی نیز نزدیک‌ترین گروه و جریان به جمهوری اسلامی است. بنابراین یک وجه این است که اگر قرار باشد سراغ جمهوری اسلامی بیایند، قبل از آن باید حزب‌الله را تعیین تکلیف کنند؛ به واسطه قدرتی که دارد، جایگاهی که دارد، هم به لحاظ گفتمان و هم به لحاظ نظامی.

این کارشناس مسائل سیاسی گفت: بحث دیگر این است که حزب‌الله و لبنان از نظر موقعیت جغرافیایی، یک فرصت طلایی برای ما و یک تهدید حیاتی برای رژیم صهیونیستی هستند. موقعیت جغرافیایی لبنان از این جهت مهم است که بعد از فروپاشی دولت بشار و تضعیف حماس در جنگ غزه، تنها راه زمینی و دسترسی زمینی ما به رژیم صهیونیستی، جنوب لبنان و از سمت مرزهای شمالی فلسطین اشغالی است. این یک فرصت طلایی در طرح‌ریزی‌های عملیاتی آینده ماست و باید این فرصت، این فضا و این جبهه را حفظ کنیم.

وی افزود: از طرف دیگر، این موقعیت بزرگترین تهدید برای رژیم صهیونیستی است؛ چون تنها راه زمینی است که اکنون تهدید مستقیم از سمت آن وجود دارد. چندین ماه است که بخشی از مناطق صهیونیست‌نشین شمال فلسطین اشغالی به واسطه همین تهدیدات حزب‌الله تخلیه شده‌اند. بنابراین موقعیت جغرافیایی حزب‌الله و لبنان نیز مهم است و به همین دلیل اکنون در اولویت قرار گرفته و دارند به آن می‌پردازند.

قنبردوست ادامه داد: بخش دوم این مسئله این است که آن‌ها هم می‌خواهند این فرصت طلایی را از ایران بگیرند تا دسترسی زمینی نداشته باشد و هم از طرف دیگر تهدید مستقیم و مهم خودشان را برطرف کنند.

مسئله انتخابات و فشار سیاسی بر لبنان

وی اضافه کرد: سومین مسئله‌ای که آن‌ها دارند، غیر از مسائل جغرافیایی و نظامی که عرض کردم و مسئله اول که قدرت نظامی حزب‌الله در جبهه مقاومت بود، این است که اقبال صهیونیست‌ها بیشتر از جنگ با ایران، به جنگ با حزب‌الله است؛ شاید به این دلیل که حزب‌الله تهدیدی مستقیم برای آن‌ها در کنار مرزهایشان است.

این کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: در نظرسنجی‌های جامعه صهیونیستی، بیش از ۸۰ درصد مردم خواهان جنگ با حزب‌الله، نابودی حزب‌الله و خلع سلاح حزب‌الله هستند. با توجه به انتخاباتی که در ۲۷ اکتبر، پنجم آبان، قرار است برگزار شود، موضوع حزب‌الله برای جریان‌های سیاسی، به‌خصوص جریان حزب لیکود و شخص نتانیاهو، اهمیت زیادی دارد و این همان وجه سوم مسئله است که رأی‌آور است.

وی تأکید کرد: شما به هیچ وجه نباید در مخیله‌تان بگنجد که رژیم صهیونیستی حالا حالاها از لبنان عقب‌نشینی کند. فشارهایی که برای عقب‌نشینی وجود دارد، به مصلحت سیاسی نتانیاهو برای بقای او در قدرت سیاسی و حفظ حیات سیاسی‌اش نیست. جامعه صهیونیستی نیز چنین چیزی را نمی‌خواهد و کسی که چنین حرفی بزند، دیگر در جامعه صهیونیستی رأی نخواهد آورد.

قنبردوست گفت: بنابراین آن‌ها فضا را هم از لحاظ پیشروی جغرافیایی جلوتر می‌برند تا یک فشار سیاسی هم بر دولت لبنان ایجاد کنند.

علی‌الطاهر؛ یک موقعیت راهبردی در جنوب لبنان

وی در پاسخ به پرسشی درباره تحولات علی‌الطاهر اظهار کرد: درباره تونل‌های علی‌الطاهر روایت دقیقی وجود ندارد. گویا آن چیزی که ما به صورت بینابینی متوجه شدیم، این است که به بخش‌هایی از تونل‌ها دسترسی پیدا کرده‌اند. بخش‌هایی از تونل‌ها که شاید فرماندهی، لجستیک و مواردی از این دست در آنجا داشته‌اند، به آنها دست پیدا نکرده‌اند یا تخلیه شده‌اند.

وی افزود: اگر یک تونل پیدا کرده باشند که برای مثال پر از سلاح و تجهیزات و پهپاد و این مدل چیزها بوده باشد، شاید خبرش منتشر می‌شد. بنابراین یا به تونل‌های اصلی دست پیدا نکرده‌اند، یا این تونل‌ها به کلی سقوط نکرده‌اند و یا اینکه حزب‌الله آنها را تخلیه کرده است. به هرحال از این سه حالت خارج نیست.

این کارشناس مسائل سیاسی تصریح کرد: منتها اهمیت تپه‌های علی‌الطاهر به موقعیت استراتژیکی است که دارد؛ چراکه مشرف بر شهر نبطیه است. شهر نبطیه شاید مهم‌ترین شهر جبهه مقاومت و شیعیان لبنان باشد.

وی ادامه داد: من احتمال می‌دهم که آنها این اقدام را برای قبل از انتخابات شروع کنند و می‌تواند یک برگ پیروزی مناسب و یک دستاورد برای انتخابات اکتبر برای نتانیاهو باشد. حتی رقبای نتانیاهو نیز مصاحبه‌هایی کرده و گفته بودند که او دارد از جنگ استفاده انتخاباتی می‌کند و طرح‌ریزی عملیاتی که انجام می‌دهد در راستای سوءاستفاده انتخاباتی است. بنابراین این احتمال وجود دارد که وضعیت در لبنان به این سمت برود که این اتفاق بیفتد.

چرا حزب‌الله وارد جنگ مستقیم نمی‌شود؟

قنبردوست در پاسخ به این پرسش که چرا حزب‌الله برای برهم زدن برنامه‌های رژیم صهیونیستی به اسراییل حمله نمی‌کند، گفت: معتقدم که حزب‌الله ضربه خورده و ضعیف شده است؛ منتها به نظرم می‌رسد که توان موشکی و پهپادی خودش را دارد و بلد است در شرایط سخت تنفس کند و بلد است به تولید دست بزند؛ یعنی برای این روزها فکر کرده است.

وی افزود: منتها حزب‌الله چند مسئله دیگر هم دارد. یک نکته این است که حزب‌الله ارتش نیست؛ یک گروه چریکی است. گروهی است که مهارتش این است که جنگ نامتقارن انجام دهد. ارتش‌ها هستند که باید خاک را نگه دارند. اینکه بعضی‌ها می‌گویند حزب‌الله پس کجاست، در توان حزب‌الله نیست که بخواهد خاک را نگه دارد. حزب‌الله قدرت بازدارندگی دارد و جنگ نامتقارن را بلد است.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: حزب‌الله جنگ‌هایی را که بتواند انجام دهد بلد است، البته ضربات سختی هم متحمل شده است. اما در مجموع، یک ملاحظه دیگر که حزب‌الله دارد، به واسطه دولت لبنان است. دولت لبنان شرایط و خیانت‌های عجیب و غریبی دارد.

وی گفت: حزب‌الله الان اگر لازم باشد دفاع می‌کند و مواضع رژیم را می‌زند، اما اینکه در داخل بگوییم چرا به اسرائیل نمی‌زند، باید توجه کنیم که توان زدن را دارد، اما این زدن تمام می‌شود و رژیم نیز پاسخ خواهد داد. رژیم هم نشان داده و حتی اعلام کرده که اگر شلیک‌ها انجام شود، پاسخ آن به بیروت می‌رود، به شمال بیروت می‌رود و به حوزه‌های دیگری می‌رود که از لحاظ مردمی و سیاسی، حزب‌الله تحت فشار قرار می‌گیرد.

قنبردوست تصریح کرد: حزب‌الله ممکن است مورد حملات و پاسخ‌هایی قرار بگیرد که در ترازو شاید نتواند جواب بدهد، اما به بهترین حالت بلد است جنگ نامتقارن را در حوزه داخل لبنان انجام دهد. الان شاید بیش از یک سال است که با همین جنگ‌های چریکی، سه لشکر رژیم را آنجا سرگردان کرده و بعد از هفتم اکتبر حتی آن‌ها را زمین‌گیر کرده است.

وی افزود: دو سال است که رژیم تلاش می‌کند پیشروی کند و اگر راه برای حزب‌الله باز بود، خیلی بیشتر از این پیشروی می‌کرد. بنابراین این مسئله نیز به بحث لبنان مربوط می‌شود؛ حزب‌الله ملاحظاتی دارد، ملاحظات سیاسی دارد، ملاحظه مردمش را دارد و ملاحظات جریان‌های سیاسی دیگر را نیز باید در نظر بگیرد. این مسئله مقداری پیچیدگی دارد و حزب‌الله باید حساب‌شده قدم بردارد و نقش‌آفرینی کند.

حزب‌الله در برابر فشارهای داخلی و خارجی

این کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: باید ببینیم که چه اتفاقی می‌افتد؛ چون فشار خارجی زیادی وجود دارد. دولت و اقتصاد لبنان تا حدودی فروپاشیده و کشور در وضعیت تعطیلی قرار دارد. بنابراین حزب‌الله باید همه این ملاحظات را رعایت کند.

وی ادامه داد: یک ملاحظه دیگر نیز نسبت به سمت جولانی و شرق بیروت وجود دارد. یعنی می‌خواهم بگویم یک مشکل یا دو مشکل نیست، اما به درستی دارد مدیریت می‌شود. علی‌رغم ضربه‌هایی که حزب‌الله خورده و ضربه‌های کاری هم به آن وارد شده است، صفحه آقای شیخ قاسم دارد به درستی مدیریت می‌شود و کمک‌هایی هم در حال انجام است که امیدواریم بیشتر شود.

قنبردوست تصریح کرد: احساس من این است که حزب‌الله در حوزه سیاسی ورود کرده است؛ هم در کنترل جولانی و هم در تهدیدی که جولانی کرد و هم رایزنی‌هایی که با ترکیه انجام داد تا جولانی وارد قضیه داخلی بیروت نشود.

انصارالله و درس مهم برای کشورهای عربی

وی درباره وضعیت انصارالله نیز گفت: انصارالله وضعیت بهتری دارند. انصارالله اکنون حدود ۳۰ درصد خاک یمن را در اختیار دارد، ولی ۷۰ درصد جمعیت یمن در اختیار آن‌هاست. آن طرف، یعنی طرف مقابل، حدود ۷۰ درصد زمین را در اختیار دارد که بیشتر آن بیابان و ... است.

این کارشناس مسائل سیاسی افزود: اکنون هم شما می‌بینید که پیشروی‌های انصارالله در حوزه‌های بیابانی است که امیدوارم منتهی به سواحل شود، به سواحل برسد و بتواند سواحل را بگیرد. این مسئله ارزشمند است.

وی ادامه داد: اینجا یک نکته خیلی عبرت‌آموز وجود دارد که امیدواریم عرب‌ها از آن درس بگیرند؛ عرب‌های حوزه خلیج فارس. مهم این است که ببینید عربستان و امارات میلیاردها دلار خرج کردند و تفاهم‌ها و توافق‌های نظامی بسیار ویژه‌ای با ایالات متحده و اروپا، به‌خصوص ایالات متحده، داشتند.

قنبردوست گفت: اکنون زیرساخت انرژی عربستان مورد حمله قرار می‌گیرد، اما آمریکا ورود نمی‌کند. آمریکا می‌گوید من پشتیبانی می‌کنم، اما نمی‌توانم ورود کنم. چرا ورود نمی‌کند؟ برای اینکه بین منافع خودش و منافع اعراب، منافع خودش را انتخاب کرده است.

وی تصریح کرد: اگر آمریکا ورود کند، انرژی خودش، نفتکش‌های خودش و منافع خودش زیر ضرب قرار می‌گیرد؛ در باب‌المندب و جاهای دیگر. قیمت نفت بالاتر خواهد رفت و وضعیت در باب‌المندب بدتر خواهد شد و این منافع آمریکایی‌ها را، به‌خصوص در شرایطی که قبل از انتخابات هستند، به خطر می‌اندازد.

امنیت خریدنی نیست!

این کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: این همان درسی است که اعراب باید بگیرند؛ اینکه امنیت غیربومی نمی‌شود و امنیت خریدنی نیست. چون یک جایی می‌رسد که منافع خودت و منافع آن کسی که امنیت را از او خریده‌ای در یک کاسه ریخته نمی‌شود و آن فرد حاضر نیست منافع خودش را برای شما قربانی کند.

وی افزود: ما داریم می‌بینیم که این اتفاق نمی‌افتد و آمریکا ورود نکرده و عربستان هم زیر ضرب رفته است. نمی‌گوییم ضربه‌ای نزده؛ ضربه هم زده است. منتها انصارالله زیرساختی ندارد و چیزی برای از دست دادن ندارد، ولی عربستان یک دنیا جامعه هدف دارد و یک دنیا می‌توان در آنجا هدف‌گذاری کرد؛ در حوزه انرژی، اقتصادی، تجاری و بسیاری از جاهایی که آسیب‌پذیر است و می‌تواند دچار خسارت‌های بزرگ شود.

قنبردوست ادامه داد: خبر دارم که از سمت پاکستان و عمان، پیغام‌هایی برای ایران درباره موضوع کنترل انصارالله داده شده است. امیدوارم در این موضوعات به درستی نقش‌آفرینی شود.

2462639

 

وحدت ساحات؛ راه عبور جبهه مقاومت از فشارها

وی با اشاره به ضرورت وحدت در جبهه مقاومت گفت: به نظرم این وحدت ساحات که مثام معظم رهبری می‌فرمودند، الان مشکل‌گشا می‌شود در مواجهه با جبهه استکبار. اگر جبهه مقاومت بتواند در یک ساعت مشترک، با منافع مشترک و با عقلانیت، این جنگ و مبارزه را جلو ببرد، به نتیجه خواهد رسید.

این کارشناس مسائل سیاسی افزود: به نظرم این‌طور می‌رسد که این اتفاق بیفتد. البته یک جاهایی هم می‌دانید که آن‌ها رذالت‌هایی به خرج می‌دهند تا منافع ما را در هم ببینند و اختلافاتی ایجاد شود. برای مثال، بر سر همان توافقی که چین میانجیگری کرد، اگر به یاد داشته باشید، بین ما و عربستان بود. چین میانجیگری کرد و آنجا بود که ناراحت شده بودند. این فضا هم وجود دارد و باید مدیریت شود.

وی تصریح کرد: این فضاها باید مدیریت شود و مقداری هم همه به بلوغ برسند تا فضا بهتر شود.

جریان‌های مقاومت مستقل‌اند، اما در مقابله با استکبار اشتراک دارند

قنبردوست اظهار کرد: احساس من بر این است که جبهه مقاومت اگر با همین الگوی وحدت ساحات پیش رود، موفق خواهد بود. چون یک مدلی هم که جمهوری اسلامی داشته، این است که نیروهای نیابتی ما نیستند؛این‌ها هر کدام مستقل عمل می‌کنند.

وی ادامه داد: حتی یک جاهایی اگر با سیاست‌های ما هم‌راستا نباشد، مثل همین عملیات هفتم اکتبر، این یک اقدام کامل جداگانه و مستقل بود. یا برای مثال موضوعات یمن را ما بارها گفتیم که با مذاکرات یمنی ـ یمنی باید حل شود و ورود به این شکل نداریم. در عراق هم همین‌طور است.

این کارشناس مسائل سیاسی گفت: در رهبری شهید نیز بر این بود که اینها به بلوغ و رشد برسند، مستقل باشند و وقتی با یک بلوغ سیاسی، تحت گفتمان مقابله با استکبار عمل کنند، منافع و عواید مبارزه با استکبار برای همه می‌رسد.

وی افزود: چرا؟ برای اینکه مصداق استکبار، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی است. حالا انصارالله بجنگد؛ برای منافع خودش با استکبار به جنگ می‌رود، اما نتیجه‌اش برای ما هم خواهد بود. ما بجنگیم، نتیجه‌اش برای آنها می‌آید. عراق به همین شکل است.

قنبردوست تأکید کرد: مسئله این است که وقتی مصداق تعیین شد و همه در مصداق استکبار اشتراک داریم ـ که مصداق استکبار آمریکا است ـ این مسئله شکل می‌گیرد. یعنی هر جریان در ذیل منافع ملی خودش دارد کار می‌کند و از طرف دیگر، نظام سلطه‌ای را که داریم می‌زنیم، فایده‌اش به همه جریان‌ها، گروه‌ها، ملت‌ها و احرار دنیا خواهد رسید.

در چنین شرایطی، آنچه در لبنان و یمن می‌گذرد را نمی‌توان جدا از یکدیگر دید؛ دو جبهه‌ای که هرکدام به شیوه خود در برابر فشارها ایستاده‌اند و حالا باید دید این معادلات در نهایت چه اثری بر آینده جبهه مقاومت و رویارویی آن با رژیم صهیونیستی خواهد گذاشت.

 

منبع: ایمنا
اخبار مرتبط
ارسال نظر