شناور زیرسطحی خودران Dive-LD از جمله سامانههایی است که برای مأموریتهای طولانیمدت در زیر آب طراحی شده و قابلیتهایی مانند شناسایی، نقشهبرداری، جمعآوری اطلاعات و عملیات مقابله با مین را در اختیار دارد.
این سامانه حدود ۵.۸ متر طول و نزدیک به ۱.۲ متر قطر دارد و بنا بر مشخصات اعلامشده، میتواند تا ۱۰ روز در زیر آب فعالیت کند و به عمق حدود ۶ هزار متر برسد. طراحی ماژولار آن نیز امکان استفاده از تجهیزات و محمولههای مختلف را متناسب با نوع مأموریت فراهم میکند.
از این منظر، اهمیت شکار آن در تنگه هرمز تنها به تصاحب یک وسیله نظامی محدود نمیشود. یک سامانه خودران زیرسطحی، مجموعهای از فناوریهای بههمپیوسته را در خود جای داده که بررسی هر بخش آن میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره شیوه طراحی و عملکرد تجهیزات زیرآبی مدرن در اختیار متخصصان قرار دهد.
ارزش واقعی Dive-LD در چیست؟

قیمت یک سامانه پیشرفته، تنها بخشی از ارزش آن را مشخص میکند. آنچه برای یک رقیب نظامی اهمیت بیشتری دارد، امکان دسترسی مستقیم به سختافزار و معماری فنی آن است.
متخصصان میتوانند با بررسی چنین سامانهای، حوزههایی مانند پیشران، باتری و مدیریت انرژی، حسگرها، سامانههای ارتباطی، کنترل خودکار، چیدمان داخلی و ساختار ماژولار را مورد مطالعه قرار دهند.
اهمیت این مسئله از آنجا ناشی میشود که تجهیزات بدونسرنشین امروزی دیگر صرفاً یک وسیله مستقل نیستند؛ بلکه در بسیاری از موارد بخشی از یک شبکه بزرگتر اطلاعاتی و عملیاتی محسوب میشوند. بنابراین، حتی اطلاعاتی که در نگاه نخست جزئی به نظر میرسند، میتوانند در شناخت دکترین و معماری فناوری مورد استفاده قرار گیرند.
تجربه RQ-170؛ نگرانی آمریکا از تکرار یک سناریو
نگرانی درباره سرنوشت فناوری Dive-LD زمانی جدیتر میشود که تجربه ایران در مواجهه با پهپاد آمریکایی RQ-170 را در نظر بگیریم.
شکار RQ-170 در سالهای گذشته نشان داد که یک تجهیز پیشرفته بهدستآمده در میدان میتواند در مرحله بعد به موضوع مطالعه و توسعه فناوری تبدیل شود. همین تجربه باعث شده است که اکنون مسئله مهندسی معکوس یک سامانه زیرسطحی خودران، برای آمریکا اهمیت ویژهای پیدا کند.
تفاوت مهم اینجاست که فناوری زیرسطحی خودکار، حوزهای بسیار تخصصی است و دسترسی به یک نمونه واقعی میتواند امکان مطالعه مستقیم راهکارهایی را فراهم کند که دستیابی به آنها از طریق اطلاعات عمومی یا منابع فنی معمول دشوارتر است.
نگرانی اصلی آمریکا؛ مهندسی معکوس فناوری زیرسطحی

به نظر میرسد مهمترین پرسش پس از شکار Dive-LD این نیست که این شناور چگونه به دست نیروهای ایرانی افتاده، بلکه این است که متخصصان ایرانی با فناوری آن چه خواهند کرد؟
کارشناسان نظامی و فناوری معتقدند مهندسی معکوس میتواند یکی از مسیرهای اصلی بهرهبرداری از این غنیمت باشد. البته مهندسی معکوس الزاماً به معنای ساخت نسخهای کاملاً مشابه نیست؛ بلکه میتواند به شناخت اصول طراحی و سپس توسعه یک محصول بومی با معماری متفاوت منجر شود.
در چنین فرآیندی، یک سامانه خارجی ممکن است بهعنوان نقطه شروع برای توسعه نسل جدیدی از شناورهای بدونسرنشین، سامانههای شناسایی زیرآبی و تجهیزات خودکار مورد استفاده قرار گیرد.
به همین دلیل است که ارزش راهبردی یک غنیمت فناورانه را نمیتوان با ارزش مالی خود آن سنجید. گاهی یک تجهیز چندمیلیوندلاری میتواند حامل دانشی باشد که ارزش آن برای رقیب بسیار بیشتر از هزینه ساخت خود سامانه است.
هرمز؛ از محل عملیات اطلاعاتی آمریکا تا محل شکار فناوری
تنگه هرمز به دلیل موقعیت جغرافیایی و اهمیت آن در تجارت انرژی، یکی از حساسترین آبراههای جهان محسوب میشود. طبیعی است که هرگونه افزایش اشراف اطلاعاتی در این منطقه، برای قدرتهای نظامی اهمیت ویژهای داشته باشد.
در چنین شرایطی، استفاده از سامانههای خودران زیرسطحی میتواند بخشی از تلاش برای جمعآوری اطلاعات، شناسایی محیط زیرآبی و افزایش توان پایش منطقه باشد.
اما اگر سامانهای که برای افزایش اشراف اطلاعاتی در چنین محیطی طراحی شده، خود به دست طرف مقابل بیفتد، معادله تغییر میکند. در این حالت، فناوریای که قرار بود بخشی از مزیت اطلاعاتی آمریکا را ایجاد کند، میتواند به منبع اطلاعات فنی برای طرف مقابل تبدیل شود.
تلاش آمریکا برای کماهمیت جلوه دادن ماجرا
پس از انتشار خبر شکار این سامانه، برخی مقامهای آمریکایی تلاش کردند اهمیت آن را کاهش دهند و از نقص فنی یا نبود اطلاعات طبقهبندیشده در این وسیله سخن گفتند.
این واکنش قابل توجه است؛ زیرا حتی در صورتی که ادعای نبود دادههای محرمانه درست باشد، ارزش یک سامانه پیشرفته تنها به اطلاعات ذخیرهشده در حافظه آن محدود نمیشود.
سختافزار، طراحی مهندسی، معماری سامانه، نحوه اتصال اجزا و شیوه عملکرد تجهیزات نیز میتواند اطلاعات فنی ارزشمندی در اختیار یک رقیب قرار دهد. به همین دلیل، ادعای نبود دادههای طبقهبندیشده لزوماً به معنای بیارزش بودن خود سامانه نیست.
شکست عملیاتی، آغاز یک رقابت فناورانه
آنچه پرونده Dive-LD را متفاوت میکند، پیوند میان میدان و آزمایشگاه است. یک سامانه ابتدا در یک محیط عملیاتی به دست آمده و اکنون میتواند در محیط فنی و پژوهشی مورد مطالعه قرار گیرد.
در این چارچوب، یک موفقیت عملیاتی زمانی اهمیت راهبردی بیشتری پیدا میکند که بتواند به تولید دانش و فناوری منجر شود.
اگر متخصصان ایرانی بتوانند از بررسی این سامانه به راهکارهای تازهای در حوزه پیشرانش، انرژی، حسگرها، کنترل خودکار و ارتباطات زیرسطحی دست پیدا کنند، نتیجه نهایی الزاماً یک کپی از Dive-LD نخواهد بود؛ بلکه میتواند پایهای برای طراحی نسل جدیدی از تجهیزات بومی باشد.
آیا «غواص» آمریکایی به فناوری ایرانی تبدیل میشود؟
پاسخ قطعی به این پرسش به میزان دسترسی متخصصان ایرانی به اجزای سامانه و امکان مطالعه آنها بستگی دارد. همچنین نمیتوان صرفاً بر اساس در اختیار داشتن یک نمونه، انتظار انتقال کامل فناوری را داشت؛ زیرا تولید یک سامانه پیشرفته نیازمند زنجیرهای از دانش، مواد، تجهیزات، نرمافزار و زیرساخت صنعتی است.
با این حال، اصل ماجرا از منظر راهبردی قابل توجه است: دسترسی به یک نمونه واقعی میتواند هزینه و زمان شناخت برخی فناوریها را کاهش دهد.
در نتیجه، اگر تجربه RQ-170 در حوزه پهپادی را یک الگوی قابل استناد بدانیم، احتمال دارد پرونده Dive-LD نیز از یک اتفاق نظامی فراتر برود و به بخشی از روند توسعه فناوریهای زیرسطحی و خودران ایران تبدیل شود.
در نهایت، شاید مهمترین پیام شکار این شناور آمریکایی همین باشد؛ در جنگ فناوری، گاهی ارزش یک غنیمت نه در آن چیزی است که روی آب یا زیر آب انجام داده، بلکه در دانشی است که پس از شکار آن میتوان از دلش استخراج کرد. از این منظر، شکار Dive-LD ممکن است برای آمریکا پایان یک مأموریت، اما برای ایران آغاز یک پروژه فناورانه باشد.