بازاندیشی در میراث سید محمود طالقانی؛ مردی که سیاست را با اخلاق نبوی پیوند زد

همزمان با سالگرد درگذشت آیت‌الله سیدمحمود طالقانی، بازخوانی منش سیاسی و اخلاقی او نشان می‌دهد که محبوبیت کم‌نظیر این روحانی مبارز، تنها به نقش تاریخی‌اش در انقلاب محدود نبود؛ بلکه پیوندی عمیق با سیره نبوی، مدارا، عدالت، آزادی‌خواهی و تلاش برای ایجاد وفاق میان جریان‌های متنوع سیاسی و اجتماعی داشت؛ رویکردی که همچنان قابل تأمل است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
بازاندیشی در میراث سید محمود طالقانی؛ مردی که سیاست را با اخلاق نبوی پیوند زد
صفحه سیاست-
  19 شهریور، سالگرد درگذشت آیت‌الله سیدمحمود طالقانی، فرصتی است برای بازاندیشی در این حقیقت مهم که رفتار سیاسی و اخلاقی طالقانی در خلال مبارزات منتهی به انقلاب اسلامی و ماه‌های پس از پیروزی، چرا  تا این حد مقبول نظر همگان واقع شد؟ و او این نحوه از سلوک سیاسی و مبارزاتی را از کدام منبع استخراج کرده و به کدام شخصیت دینی تشبث جسته بود؟ و آیا یکی از دلایل محبوبیت طالقانی در میان مردم و طیف‌های مختلف فعالان سیاسی کشور، اقتدای این روحانی متساهل به سنت رواداری و مهربانی و پذیرندگی پیامبر اکرم نبود؟  طبعا در میان بزرگان و پیشگامان و رهبران انقلاب، افرادی بوده اند که از این ویژگی‌ها برخوردار باشند اما مناسبت تاریخی امروز لازم می‌آورد که مشخصاً درباب سیدمحمود طالقانی و مشی سیاسی و اخلاقی‌اش سخن گفته شود.

طالقانی در مدار سیره نبوی

در میان مردان موثر معاصر در ایران ، سید محمود طالقانی (1289-  1358 ه . ش) نامی شاخص و شهره است. به نظر می رسد که تشخّص و اشتهار او در میان طبقات اجتماعی ، طیف های سیاسی ، قشرهای حوزوی و دانشگاهی ، فعالان درون حاکمیتی و بیرون حاکمیتی ، در حد اجماع است. به این اعتبار کمتر صاحب نظری را می توان در میان اهل تحقیق یافت که در مقام تدوین دائرة المعارفی از نام آوران سده اخیر ایران زمین برآید و نام این چهره نام آور و نوآور را در میان انتخاب های خود نگنجاند. طالقانی به عنوان یک روحانی شریعتمدار، حتی به نزد گرایش های دین پرهیز و دین گریز هم، صاحب مکانت و مقبولیت است و جریان های چپ گرا ، سکولار و لائیک نیز در فهرست منتخبان خود از چهره های شاخص و شهره معاصر، نام او را جای داده اند. چه بسا بتوان ادعا کرد که در تاریخ معاصر ایران ، شخصیت های بسیار انگشت شماری هستند که از جهت محبوبیت، قابل قیاس و رقابت با طالقانی باشند.
طالقانی را می‌توان «صدای بلند وفاق» در روزگار دشوار و پیچیده خود نامید؛ او به تبعیت از اخلاق نبوی که در میان قبایل و جریان‌های متعارض، رشته‌ای از وحدت و همزیستی پدید آورد، کوشید در میان نیروهای گوناگون سیاسی و اجتماعی دوران انقلاب  پلی برای عبور از روی شکاف‌ها بسازد. رفتار او با گروه‌های مختلف، خواه مذهبی یا غیرمذهبی، چپ یا راست، درون‌حکومتی یا بیرون‌حکومتی، یادآور همان خُلق عظیمی بود که قرآن درباره پیامبر توصیف کرده است: «وَإِنَّکَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ.»
اگر پیامبر، مدینه‌النبی را بر پایه شورا، عدالت، مدارا و کرامت انسانی بنا کرد، طالقانی نیز در عصر ما کوشید همان بنیان‌ها را احیا کند. او شورا و مشورت را رکن سیاست دینی می‌دانست، آزادی را سرشت اصیل انسان معرفی می‌کرد و در برابر فرقه‌گرایی، قرائتی کثرت‌گرایانه و رحمانی از دین ارائه می‌داد. این همان امتداد همان سیره نبوی بود که پیامبر در جامعه متنوع عرب جاهلی به نمایش گذاشت و مرز نجات را به روی همگان گشود.
طالقانی فراتر از فرمالیسم دینی و ماکیاولیسم سیاسی می‌اندیشید. در او نه تنگ‌نظری شریعت‌مآبانه مجال می‌یافت و نه قدرت‌طلبی حزبی. همان‌گونه که پیامبر در مکه و مدینه از اخلاق و رحمت دست نکشید، طالقانی نیز در سخت‌ترین میدان‌های انقلاب، عقل مهربان و هوش ارتباطی خویش را به خدمت گرفت تا نیروهای متعارض در یک نهر خروشان به هم بپیوندند.
درک طالقانی از دین نقطه مقابل انحصارگرایی طالبانی بود؛ او همانند پیامبر که «وَمَا أَرْسَلْنَاکَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِینَ» خطابش کردند، رحمت و نجات را میراثی مشترک برای همگان می‌دانست. نقل است که بر سردر مسجد هدایت، این بیت باباطاهر را نصب کرده بود: متاع کفر و دین بی مشتری نیست / گروهی این، گروهی آن پسندد.
این نگاه، همان قرائت رحمانی اسلام بود که پیشگامان انقلاب و مشخصاً مرحوم طالقانی تداوم‌بخش آن در روزگار دشوار بحران بود. شاید راز محبوبیت و جایگاه بی‌بدیل طالقانی در حافظه جمعی ایرانیان، همین تداوم سیره نبوی باشد. او نه صرفاً یک سیاستمدار یا روحانی، که نقطه ارشمیدسی انقلاب بود؛ جایی که همگان احساس می‌کردند عدالت، محبت و عقلانیت در آن تجلی یافته است و برآیند یا معدل نیروهای متکثر انقلاب در آنجا مجتمع شده است. همان‌طور که پیامبر در جامعه نوپای اسلامی تکیه‌گاهی مطمئن برای امت بود، طالقانی نیز برای انقلاب ایران کوشید چنین نقشی ایفا کند. طالقانی را می توان از معدود چهره هایی در سیاست ایران معاصر دانست که انقلابی بود اما ایدئالیست نبود؛ آرمان گرا بود اما خیالپرداز نبود؛ قاطع بود اما تندخو و ترشرو نبود؛ و اینها همه را در سایه هوش ارتباطی و عقل مهربان خدادادی اش پیاده می کرد.
امروز یادآوری این حقیقت بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد که طالقانی را باید در قواره‌ای کوچک‌تر پژواک سیره پیامبر دانست؛ مردی که سیاست را اخلاقی، دین را رحمانی و وحدت و همگرایی نیروها را مأموریت خود دید. جامعه امروز نیز همچنان به چنین عقل مهربان و هوش ارتباطی‌ای نیاز دارد؛ همان چیزی که در طالقانی دیدیم و در پیامبر اسلام سرچشمه آن را می‌یابیم

 

منبع: نورنیوز
ارسال نظر