در حالی که پیامدهای درگیری نظامی ایران و آمریکا بر امنیت کشتیرانی و بازار انرژی ادامه دارد، تنگه هرمز به یکی از اصلیترین محورهای جنگ روایتها میان تهران و واشنگتن تبدیل شده است؛ جنگی که در آن هر یک از طرفین تلاش میکند مسئولیت اختلال در جریان تجارت دریایی و افزایش هزینههای انرژی را متوجه طرف مقابل کند.
در همین چارچوب، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، با انتقاد از روایت واشنگتن درباره تحولات تنگه هرمز، تأکید کرده است که آمریکا تلاش دارد هزینه جنگی را که به گفته تهران خود آغاز کرده، بر دوش سایر کشورها قرار دهد و همزمان ایران را عامل ناامنی و اختلال در تردد دریایی معرفی کند.
بقایی در پیامی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی «ایکس» با اشاره به وضعیت تنگه هرمز پیش از آغاز حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران در ۲۸ فوریه (۹ اسفند ۱۴۰۴)، نوشته است که این آبراه پیش از آغاز حملات «کاملاً باز بود» و جریان کشتیرانی در آن ادامه داشت.
به گفته سخنگوی وزارت امور خارجه، حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، شرایط منطقه را وارد مرحلهای تازه کرد و پیامد آن تنها به میدان نظامی محدود نماند؛ بلکه جریان عادی کشتیرانی، تجارت و بازار انرژی را نیز تحت تأثیر قرار داد.
هرمز و تغییر معادله امنیت دریایی
اهمیت تنگه هرمز در این معادله از آن جهت است که هرگونه ناامنی در این آبراه میتواند پیامدهایی فراتر از محدوده جغرافیایی منطقه داشته باشد. بخش مهمی از تجارت انرژی جهان از مسیر هرمز عبور میکند و هرگونه اختلال در این مسیر، بهطور مستقیم بر هزینه حملونقل، عرضه انرژی و قیمت نفت تأثیر میگذارد.
از نگاه تهران، بنابراین نمیتوان پیامدهای اقتصادی و امنیتی شرایط کنونی را بدون توجه به نقطه آغاز درگیری تحلیل کرد. استدلال مطرحشده از سوی سخنگوی وزارت امور خارجه این است که ابتدا حمله نظامی صورت گرفته و پس از آن، اختلال در کشتیرانی و افزایش هزینههای انرژی به وجود آمده است؛ بنابراین نسبت دادن تمام پیامدهای این وضعیت به اقدامات ایران، از نگاه تهران نوعی جابهجایی علت و معلول است.
بقایی در همین زمینه نوشته است که نفتکشها متوقف ماندهاند، تجارت مختل شده و بهای انرژی روندی صعودی پیدا کرده است؛ شرایطی که تهران آن را پیامد مستقیم جنگ تحمیلشده از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی میداند.
واشنگتن به دنبال تغییر «روایت هزینههای جنگ»
بخش مهمتر موضع وزارت امور خارجه، اما به مسئله جنگ روایتها بازمیگردد. از نگاه تهران، واشنگتن در تلاش است با بازتعریف تحولات، مسئولیت پیامدهای جنگ را از خود دور کرده و ایران را بهعنوان عامل اصلی ناامنی در تنگه هرمز معرفی کند.
این رویکرد در صورت موفقیت میتواند معادله سیاسی و رسانهای جنگ را تغییر دهد؛ به این معنا که به جای آنکه حمله نظامی و تبعات آن نقطه آغاز تحلیل قرار گیرد، رفتار ایران در تنگه هرمز بهعنوان عامل اصلی بحران معرفی شود.
بقایی این روایت را صراحتاً رد کرده و تأکید دارد که آمریکا تلاش میکند جنگی را که خود آغاز کرده، به شکلی وارونه بهعنوان «هزینه رفتار ایران برای جهان» قاببندی کند.
از این منظر، اختلاف تهران و واشنگتن تنها بر سر تحولات میدانی تنگه هرمز نیست؛ بلکه دو طرف درباره اینکه چه کسی مسئول ایجاد بحران و پرداخت هزینههای آن است نیز درگیر یک رقابت جدی سیاسی و رسانهای هستند.
هزینهای که قرار است به جهان منتقل شود
در روایت مطرحشده از سوی وزارت امور خارجه، آمریکا از یک سو درگیری نظامی را آغاز کرده و از سوی دیگر تلاش دارد تبعات اقتصادی آن، از افزایش قیمت انرژی گرفته تا اختلال در تجارت دریایی، بهعنوان نتیجه رفتار ایران در افکار عمومی جهان تثبیت شود.
بقایی این وضعیت را چنین توصیف کرده است که واشنگتن انتظار دارد «تمام جهان» هزینه جنگ را بپردازد و همزمان ایران را عامل آشوبی معرفی کند که به اعتقاد تهران، خود آمریکا مسبب آن بوده است.
این موضع در واقع تلاش برای قرار دادن مسئولیت پیامدهای جنگ در نقطهای متفاوت از روایت آمریکاست. تهران میخواهد میان «آغاز جنگ» و «واکنش به جنگ» تفکیک ایجاد کند؛ در حالی که واشنگتن تلاش دارد اقدامات ایران در تنگه هرمز را منشأ اصلی اختلال در امنیت دریایی و بازار انرژی معرفی کند.
هرمز؛ فراتر از یک آبراه
با توجه به این اختلاف روایت، تنگه هرمز اکنون تنها یک مسئله نظامی یا دریایی نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین عرصههای رقابت سیاسی، اقتصادی و رسانهای میان ایران و آمریکا تبدیل شده است.
کنترل روایت تحولات هرمز میتواند بر رفتار بازار انرژی، موضع کشورهای مصرفکننده نفت، واکنش دولتهای منطقه و حتی فشارهای دیپلماتیک بر طرفین درگیری تأثیر بگذارد. به همین دلیل، هر دو طرف تلاش دارند تصویری از «عامل بحران» و «طرف مدافع امنیت» ارائه کنند که بتواند حمایت بیشتری در سطح منطقهای و بینالمللی ایجاد کند.
از نگاه تهران، روایت واشنگتن در صورتی قابل پذیرش نیست که نقطه آغاز بحران، یعنی حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، از معادله حذف شود و پیامدهای بعدی آن مستقیماً به ایران نسبت داده شود.
سخنگوی وزارت امور خارجه در پایان موضع خود، این روایت را «وارونهنمایی» خوانده و آن را بیاساس دانسته است؛ موضعی که نشان میدهد در کنار میدان نظامی، میدان روایتها درباره آینده تنگه هرمز و مسئولیت پیامدهای جنگ نیز به یکی از عرصههای اصلی تقابل تهران و واشنگتن تبدیل شده است.