غنی‌سازی قربانی شود، نوبت کدام مؤلفه قدرت ایران است؟

اظهارات معاون اجرایی رئیس‌جمهور درباره کنار گذاشتن غنی‌سازی، در حالی مطرح شده که رهبر شهید انقلاب بارها تأکید کرده بودند مسئله آمریکا صرفاً غنی‌سازی نیست، بلکه هدف نهایی «تسلیم ایران» است.

غنی‌سازی قربانی شود، نوبت کدام مؤلفه قدرت ایران است؟
۰ دقیقه
صفحه سیاست-

اظهارات اخیر معاون اجرایی رئیس‌جمهور درباره اینکه «اگر می‌دانستیم دشمن به‌خاطر غنی‌سازی رهبر را می‌زند، از غنی‌سازی می‌گذشتیم»، موجب شد تا این سوال از سوی بسیاری از کارشناسان و فعالان سیاسی مطرح شود که آیا مسئله اصلی تقابل جمهوری اسلامی ایران و آمریکا صرفاً برنامه هسته‌ای و غنی‌سازی است یا اینکه این موضوع، بخشی از منازعه‌ای گسترده‌تر بر سر استقلال، قدرت و میزان پذیرش فشار خارجی است.

جعفر قائم‌پناه چهارم شهریور در نشست با فعالان سیاسی، اقتصادی و اجتماعی گیلان، با اشاره به هزینه‌های جنگ اخیر و شهادت رهبر انقلاب، اظهار کرد: «اگر می‌دانستیم دشمن به‌خاطر غنی‌سازی رهبر را می‌زند، از غنی‌سازی می‌گذشتیم.»این اظهارنظر در حالی مطرح شده که رهبر شهید انقلاب در جریان جنگ ۱۲ روزه و همچنین پس از آن، در سخنانی صریح، بارها نسبت به تقلیل مسئله تقابل ایران و آمریکا به موضوع هسته‌ای هشدار داده بودند.

 

مسئله آمریکا غنی‌سازی نیست

رهبر شهید انقلاب در سومین پیام تصویری خود در بحبوحه جنگ ۱۲ روزه، با اشاره به سخنان رئیس‌جمهور آمریکا درباره ضرورت «تسلیم شدن» ایران، مسئله اصلی تقابل آمریکا با جمهوری اسلامی را فراتر از موضوع هسته‌ای دانستند و فرمودند: «نکته‌ای که من می‌خواهم به عنوان یک نقطه‌ اساسیِ عرایضم عرض بکنم این است که رئیس‌جمهور آمریکا در یکی از بیاناتش و اظهاراتش گفت ایران باید تسلیم بشود. «تسلیم بشود»!... این اظهار او یک حقیقتی را لو داد؛ آمریکایی‌ها از اوّلِ انقلاب با ایران اسلامی مشغول معارضه هستند، پنجه می‌افکنند، هر دفعه‌ای هم یک بهانه‌ای دارند، یک بار حقوق بشر است، یک بار دفاع از دموکراسی است، یک بار حقوق زن است، یک بار غنی‌سازی است، یک بار اصل مسئله‌ هسته‌ای است، یک بار مسئله‌ ساخت موشک است؛ بهانه‌های گوناگونی می‌آورند، امّا باطن قضیّه یک چیز بیشتر نیست و آن «تسلیم ایران» است.»در این چارچوب، غنی‌سازی در سخنان رهبر شهید انقلاب نه به عنوان علت اصلی تقابل، بلکه به عنوان یکی از موضوعاتی مطرح شده که آمریکا برای اعمال فشار بر ایران مورد استفاده قرار داده است.

ایشان اول مهر ۱۴۰۴ نیز در واکنش به مطالبه آمریکا برای توقف کامل غنی‌سازی، تصریح کردند: «ملت غیرتمندی مثل ملت ایران، توی دهن گوینده‌ی این حرف میزند و این حرف را قبول نمیکند.»رهبر شهید انقلاب در ادامه همان سخنان فرمودند: «ما تسلیم فشار در این قضیه و در هر قضیه‌ی دیگری، تسلیم فشار نشدیم و نخواهیم شد. حالا این بابا، طرف آمریکایی، پا را در یک کفش کرده که ایران باید غنی‌سازی نداشته باشد، حالا دیگران، قبلیها میگفتند که غنی‌سازی بالا نداشته باشید یا محصولات غنی‌سازی‌تان را در کشور نگه‌ ندارید، این چیزها را میگفتند که ما قبول نداشتیم، این میگوید اصلاً غنی‌سازی نداشته باشید، اصلاً به‌کلی غنی‌سازی نداشته باشید. یعنی چه؟ یعنی این دستاورد بزرگی که برای آن کشورمان این همه تلاش کرده، این همه هزینه کرده، این همه مشکلات فراوان را از سر گذرانده، همه‌ی این تلاشها را، همه‌ی محصول این کارها را دود کنید و هوا کنید و از بین ببرید! معنای غنی‌سازی نداشتن این است. خب معلوم است، ملت غیرتمندی مثل ملت ایران، توی دهن گوینده‌ی این حرف میزند و این حرف را قبول نمیکند.»

زنجیره مطالبات خطرناک

رهبر شهید انقلاب در همان سخنان، مسئله را به سطحی فراتر از پرونده هسته‌ای برده و درباره پیامد پذیرش تهدید به عنوان مبنای تصمیم‌گیری هشدار داده بودند: ایشان فرمودند «این تهدیدپذیری اگر بوجود آمد، دیگر انتها نخواهد داشت. امروز میگویند اگر چنانچه غنی‌سازی داشته باشید، ما چنین و چنان میکنیم، فردا میگویند اگر موشک داشته باشید ما چنین و چنان میکنیم. بعد میگویند اگر با فلان کشور ارتباط نداشته باشید ما چنین و چنان میکنیم، اگر با فلان کشور ارتباط داشته باشید، ما چنین و چنان. همه‌اش تهدید، مجبوریم که در مقابل تهدیدهای دشمن عقب‌نشینی کنیم، یعنی قبول مذاکره‌ای که با تهدید همراه است را هیچ ملتِ با شرفی انجام نمیدهد، هیچ سیاستمدار خردمندی هم آن را تصدیق نمیکند.»این بخش از سخنان رهبر شهید انقلاب، محور اصلی نقدهایی است که پس از اظهارات معاون اجرایی رئیس‌جمهور مطرح شده است؛ اینکه اگر تهدید خارجی بتواند تصمیم ایران درباره یک مؤلفه قدرت را تغییر دهد، این پرسش ایجاد می‌شود که دامنه چنین الگویی در موضوعات بعدی تا کجا ادامه خواهد داشت.

مهدیان: رهبر شهید به‌خاطر یک تصمیم هدف قرار نگرفت

محسن مهدیان، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی، نیز در واکنش به این اظهارات، مسئله را از زاویه نسبت میان «غنی‌سازی» و «مسیر استقلال» بررسی کرده است.وی تاکید می‌کند: «این حرف، با عرض اعتذار، هم نابخردانه است و هم خطرناک. چرا نابخردانه؟ چون مسئله را اشتباه فهمیده است. رهبری به‌خاطر یک «تصمیم» هدف قرار نگرفت. به‌خاطر یک مسیر هدف قرار گرفت. مسیر استقلال. مسیر نپذیرفتن سلطه. مسیر ایستادن مقابل تحمیل. غنی‌سازی علت تقابل نیست. یکی از میدان‌های تقابل است. و اساساً رهبر این مسیر، جانش را برای همین مسیر گذاشته است. همان منطقی که در فرهنگ عاشورا، حفظ حق را بالاتر از حفظ جان می‌داند.»مهدیان در ادامه، پیامد چنین ادبیاتی را از منظر بازدارندگی مورد توجه قرار داده و نوشته است: «اما چرا خطرناک؟ اول؛ به دشمن یک پیام روشن می‌دهد: رهبر را تهدید کنید؛ عقب می‌نشینیم. یعنی هرچه تهدید بزرگ‌تر، امتیاز بیشتر. دوم؛ جای متهم و قربانی را عوض می‌کند. دیگر سؤال این نیست چرا آمریکا رهبر یک کشور را تهدید می‌کند؟ سؤال می‌شود چرا ایران کاری کرد که آمریکا تهدیدش کند؟ سوم؛ بازدارندگی را وارونه می‌کند. قاعده بازدارندگی این است تهدید بیشتر، هزینه بیشتر برای دشمن. این حرف می‌گوید تهدید بیشتر، عقب‌نشینی بیشتر از ایران.»وی همچنین درباره تغییر معنای عقلانیت در چنین رویکردی نوشته است: «یعنی دشمن سقف تهدید را تعیین کند و ما سقف سیاستمان را با آن تنظیم کنیم.»

مهدیان در بخش دیگری از یادداشت خود، مسئله را به مفهوم ایران و استقلال پیوند زده و آورده است: «قرار است ایران بماند.» بله؛ قرار است ایران بماند. اما ایران فقط خاکی نیست که بماند. ایران وقتی ایران است که آزاد و مستقل باشد نه واداده. بله. برای چنین ایران باید خون داد.

خجسته: بعد هسته‌ای، نوبت کدام مؤلفه قدرت است؟

کمیل خجسته، کارشناس مسائل سیاسی نیز با طرح پرسش درباره مطالبات بعدی آمریکا نوشته است: «بعد هسته‌ای مگر خلع سلاح موشکی نبود، مگر در فکت شیت همین ترامپ قطع عمق دفاع راهبردی ایران و همسایگانش نبود. این‌ها مقدمه چه چیزی است؟ مگر طرح اسرائیل بزرگ و لزوم تجزیه منطقه را خود صهیونیست‌ها بیان نکرده بودند؟ عجیب است این صدا در دولتی که خودش با این متن‌های آمریکایی به واسطه کارش سر کار داشته است بیان می‌شود.»وی همچنین با اشاره به هزینه‌هایی که طی دهه‌های گذشته برای حفظ استقلال کشور پرداخت شده، نوشته است: «ایران با جان فداهایش است که ایران شده است» و در ادامه تأکید کرده است: «مسئول جمهوری اسلامی اگر منطق روبرو شدن با این پلشت‌های روزگار را نداند، اگر قانون جنگل حاکم بر این دنیا را نبیند، اگر شجاعت نداشته باشد، اگر خودش را سپر بلایی مردم و جان فدای آنها نداند، نمی‌تواند منافع ملی را رقم بزند.»

غنی‌سازی؛ یک مؤلفه در منظومه قدرت ایران

در یک نگاه کارشناسی، محسن فاتحی، استاد دانشگاه، با اشاره به سابقه مناقشه ایران و آمریکا، مسئله غنی‌سازی را جدا از مجموعه مؤلفه‌های قدرت کشور قابل ارزیابی نمی‌داند. در این چارچوب، باید میان «موضوع مورد مناقشه» و «هدف اصلی فشار» تفکیک قائل شد؛ چراکه ممکن است در یک مقطع، غنی‌سازی محور فشار قرار گیرد، اما حذف آن لزوماً به معنای پایان اختلافات نخواهد بود و مؤلفه‌های دیگری از قدرت ایران می‌تواند در ادامه در معرض فشار قرار گیرد.از این منظر، تصمیم‌گیری درباره مؤلفه‌های قدرت کشور نیازمند محاسبه همزمان هزینه‌های حفظ آن و هزینه‌های از دست دادن آن است. اگر تهدید نظامی بتواند مبنای تغییر تصمیمات راهبردی ایران قرار گیرد، این احتمال مطرح می‌شود که طرف مقابل در موضوعات دیگر نیز از همین الگو استفاده کند. در چنین شرایطی، بحث تنها درباره یک فناوری یا یک پرونده مشخص نیست، بلکه درباره نحوه مواجهه با فشار خارجی و حفظ قدرت چانه‌زنی کشور است.در این میان، اختلاف اصلی بر سر این نیست که حفظ جان مسئولان و جلوگیری از جنگ اهمیت دارد یا خیر؛ بلکه مسئله بر سر آن است که هزینه جلوگیری از یک درگیری چگونه باید در کنار هزینه‌های از دست رفتن مؤلفه‌های قدرت سنجیده شود.غنی‌سازی نیز در این مناقشه صرفاً یک فناوری یا یک عدد در پرونده هسته‌ای نیست و در طول سال‌های گذشته به یکی از مؤلفه‌های توان علمی و صنعتی کشور تبدیل شده است. از سوی دیگر، مخالفان هرگونه عقب‌نشینی در برابر فشار معتقدند موضوع را نمی‌توان از مجموعه مؤلفه‌های قدرت ایران جدا کرد.

در نهایت، پرسش پیش روی این رویکرد آن است که اگر کنار گذاشتن غنی‌سازی برای جلوگیری از تهدید و حمله پذیرفته شود، چه تضمینی وجود دارد که در مرحله بعد، موضوع موشکی، روابط خارجی یا دیگر مؤلفه‌های قدرت ایران به مطالبه جدید تبدیل نشود؛ پرسشی که پاسخ به آن، مرز میان «عقب‌نشینی برای جلوگیری از هزینه» و «حفظ قدرت برای جلوگیری از تهدیدهای بعدی» را مشخص خواهد کرد.

 

منبع: فارس
اخبار مرتبط
ارسال نظر