بر اساس گزارش الجزیره، مذاکراتی میان ایران، عمان و شورای همکاری خلیج فارس درباره نحوه مدیریت ترافیک دریایی در تنگه هرمز در جریان است؛ مذاکراتی که به دلیل اهمیت راهبردی این آبراه و نقش آن در انتقال انرژی جهان، میتواند پیامدهایی فراتر از سطح منطقه داشته باشد.
مایکل استیونز، تحلیلگر مؤسسه سلطنتی خدمات متحد، میگوید عمان با حمایت پشتپرده کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس وارد گفتوگو با ایران شده است. هنوز مشخص نیست که تهران و مسقط درباره موضوع دریافت عوارض از کشتیهایی که وارد یا از تنگه هرمز خارج میشوند، به توافق مشخصی رسیدهاند یا خیر، اما نفس شکلگیری چنین بحثهایی از تغییر فضای حاکم بر این آبراه حکایت دارد.
از نگاه استیونز، مهمترین نکته این مذاکرات آن است که کشورهای عربی منطقه ظاهراً در حال پذیرفتن شرایط تازهای هستند که در تنگه هرمز شکل گرفته است.
پذیرش واقعیت جدید در تنگه هرمز
تنگه هرمز صرفاً یک مسیر باریک دریایی نیست؛ این آبراه یکی از حیاتیترین گلوگاههای انرژی جهان محسوب میشود و هرگونه اختلال یا تغییر در نحوه مدیریت آن میتواند بر بازار نفت، هزینه حملونقل دریایی و محاسبات امنیتی کشورهای منطقه اثر بگذارد.
به همین دلیل، ورود عمان و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به گفتوگو درباره مدیریت ترافیک دریایی با ایران را نمیتوان صرفاً یک اقدام فنی یا اقتصادی تلقی کرد. این مذاکرات میتواند بیانگر تلاش کشورهای منطقه برای سازگار شدن با شرایط جدید و کاهش ریسکهای ناشی از تنش میان تهران و واشنگتن باشد.
در این میان، نقش عمان نیز قابل توجه است. مسقط طی سالهای گذشته تلاش کرده است جایگاه خود را به عنوان میانجی میان ایران و غرب حفظ کند و در موضوعات حساس منطقهای، کانال ارتباطی میان طرفهای متخاصم باشد. بنابراین ورود عمان به بحث مدیریت تنگه هرمز میتواند بخشی از همان سیاست میانجیگرانه اما اینبار در چارچوبی منطقهایتر باشد.
چرا آمریکا نمیتواند بهسادگی از تنگه هرمز عبور کند؟
در سوی دیگر، دولت آمریکا تلاش دارد وابستگی راهبردی به تنگه هرمز را کاهش دهد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، پیشتر با اشاره به خطوط لوله جدید گفته بود که تنگه هرمز در آینده میتواند اهمیت خود را از دست بدهد.
با این حال، استیونز معتقد است ساخت و توسعه این مسیرهای جایگزین زمانبر خواهد بود. به عبارت دیگر، حتی اگر کشورهای تولیدکننده نفت بتوانند بخشی از صادرات خود را از مسیرهای جایگزین منتقل کنند، حذف نقش تنگه هرمز در کوتاهمدت واقعبینانه نیست.
این مسئله به ایران یک اهرم ژئوپلیتیکی مهم میدهد؛ اهرمی که تنها به توانایی ایجاد محدودیت در عبور و مرور دریایی مربوط نمیشود، بلکه از موقعیت جغرافیایی ایران و نقش این کشور در امنیت خلیج فارس نیز ناشی میشود.
تهران در حال تبدیل مزیت جغرافیایی به اهرم سیاسی است

مهمترین بخش تحلیل مطرحشده از سوی استیونز، به ارزیابی او از رفتار ایران در آستانه مذاکرات احتمالی آینده مربوط میشود. او معتقد است تهران در حال تقویت «دست برتر» خود است تا با موقعیت قدرتمندتری وارد مرحله بعدی مذاکرات شود.
این ارزیابی نشان میدهد که موضوع تنگه هرمز را نباید تنها از زاویه نظامی نگاه کرد. آنچه در حال شکلگیری است، میتواند تلاشی برای تبدیل یک مزیت جغرافیایی به یک اهرم سیاسی و دیپلماتیک باشد.
ایران در چنین شرایطی میتواند بر این گزاره تأکید کند که امنیت تنگه هرمز بدون مشارکت کشورهای ساحلی و بهویژه تهران امکانپذیر نیست. اگر کشورهای منطقه نیز به سمت گفتوگو درباره قواعد مدیریت این آبراه حرکت کنند، این موضوع عملاً وزن سیاسی ایران را در معادلات امنیتی خلیج فارس افزایش خواهد داد.
شورای همکاری خلیج فارس در برابر یک انتخاب دشوار
کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز در شرایط پیچیدهای قرار دارند. از یک سو به امنیت مسیرهای صادرات انرژی و حمایت امنیتی آمریکا نیاز دارند و از سوی دیگر، هرگونه رویارویی مستقیم میان ایران و آمریکا میتواند هزینههای اقتصادی و امنیتی سنگینی برای آنها به همراه داشته باشد.
از این منظر، تلاش برای گفتوگو با تهران درباره تنگه هرمز میتواند نشانهای از حرکت تدریجی کشورهای منطقه به سمت مدیریت مستقیمتر بحرانهای امنیتی باشد.
اگر این روند ادامه پیدا کند، ممکن است شاهد شکلگیری الگویی باشیم که در آن کشورهای منطقه به جای اتکا صرف به قدرتهای خارجی، تلاش کنند سازوکارهای منطقهای برای مدیریت آبراههای راهبردی ایجاد کنند.
آیا آمریکا میتواند تنگه هرمز را از معادلات حذف کند؟
ادعای بیاهمیت شدن تنگه هرمز به دلیل توسعه خطوط لوله، با یک واقعیت مهم مواجه است: ایجاد زیرساختهای جایگزین به زمان، سرمایهگذاری و هماهنگی گسترده میان کشورهای منطقه نیاز دارد.
حتی در صورت توسعه این مسیرها، تنگه هرمز همچنان یک گلوگاه مهم برای تجارت انرژی باقی خواهد ماند. بنابراین، تلاش برای کاهش وابستگی به این آبراه با حذف اهمیت ژئوپلیتیکی آن تفاوت دارد.
به همین دلیل، تحلیل استیونز را میتوان هشداری نسبت به سادهسازی معادله تنگه هرمز دانست. آمریکا ممکن است بتواند بخشی از وابستگی خود را کاهش دهد، اما این به معنای پایان نقش ایران در معادلات امنیتی این آبراه نیست.
تنگه هرمز؛ برگ برنده ایران در مذاکرات آینده؟
مجموع تحولات اخیر نشان میدهد تنگه هرمز بیش از گذشته از یک مسئله صرفاً دریایی به یک موضوع مهم در مذاکرات امنیتی و سیاسی منطقه تبدیل شده است. گفتوگوهای احتمالی میان ایران، عمان و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز میتواند نشانهای از تلاش بازیگران منطقه برای سازگار شدن با شرایط جدید باشد.
اگر روایت مطرحشده از سوی الجزیره و تحلیل استیونز را در کنار تحولات منطقه قرار دهیم، میتوان گفت ایران تلاش دارد موقعیت جغرافیایی خود در تنگه هرمز را به یک اهرم سیاسی تبدیل کند؛ اهرمی که در صورت تداوم مذاکرات، میتواند وزن تهران را در تعیین ترتیبات امنیتی خلیج فارس افزایش دهد.
از این منظر، آینده تنگه هرمز فقط به عبور نفتکشها و کشتیهای تجاری محدود نمیشود. مسئله اصلی این است که چه کسی و با چه سازوکاری قواعد امنیت و تردد در یکی از مهمترین آبراههای جهان را تعیین خواهد کرد. اگر روند گفتوگوهای منطقهای ادامه پیدا کند، احتمالاً تنگه هرمز در آینده نه به عنوان نقطهای برای رویارویی مستقیم، بلکه به عنوان یکی از مهمترین میدانهای چانهزنی سیاسی میان ایران، کشورهای عربی و قدرتهای فرامنطقهای مطرح خواهد بود.