روایت تبلیغاتی درباره این سامانهها بر یک مزیت کلیدی استوار بود: اگر رهگیری یک موشک با سامانههایی مانند «گنبد آهنین» به دهها هزار دلار هزینه نیاز داشته باشد، استفاده از انرژی لیزر میتواند هزینه هر شلیک را به چند دلار یا چند شِکِل کاهش دهد. از همین منظر، «اور ایتان» صرفاً یک سامانه دفاعی جدید معرفی نمیشد، بلکه قرار بود پاسخی به یکی از دشوارترین مشکلات رژیم صهیونیستی یعنی هزینه بالای دفاع در برابر حملات پرحجم باشد.
با این حال، گزارشهای رسانههای منطقهای و همچنین برخی رسانههای صهیونیستی در سالهای اخیر، تصویر متفاوتی از عملکرد این فناوری ارائه کردهاند؛ تصویری که نشان میدهد فاصله میان وعده فناوری لیزری و توان عملیاتی آن در میدان واقعی جنگ همچنان قابل توجه است.
سامانه «اور ایتان» چگونه قرار بود معادله جنگ را تغییر دهد؟
منطق اصلی سامانه لیزری ساده به نظر میرسد: به جای شلیک یک موشک رهگیر گرانقیمت، پرتو متمرکز انرژی به سمت هدف ارسال و با ایجاد حرارت شدید، آن را منهدم میکند.
بر اساس اظهارات نقلشده از یک مقام ارشد دفاعی رژیم صهیونیستی در روزنامه «کالکالیست»، هزینه هر رهگیری لیزری میتواند تنها چند شِکِل باشد؛ رقمی که در مقایسه با هزینه دهها هزار دلاری رهگیری با «گنبد آهنین»، بسیار پایین است.
این اختلاف هزینه در ظاهر میتواند یک مزیت راهبردی بزرگ ایجاد کند؛ بهویژه در شرایطی که رژیم صهیونیستی با حملات پرتعداد موشکی و پهپادی مواجه باشد و تعداد رهگیرهای متعارف، هزینه تولید و ذخیرهسازی آنها به یک چالش تبدیل شود.
اما همینجا یک نکته اساسی وجود دارد: ارزان بودن انرژی مصرفشده برای شلیک لیزر، به معنای ارزان بودن کل سامانه دفاع لیزری نیست.
جنگ با ایران؛ آزمونی که تبلیغات را با واقعیت مواجه کرد
یکی از مهمترین پرسشها درباره «اور ایتان» این بود که این سامانه در برابر تهدیدهای واقعی و نه آزمایشهای کنترلشده، چه عملکردی خواهد داشت.
«عودید یارون»، تحلیلگر صهیونیست روزنامه «ذا مارکر»، در گزارشی که در متن حاضر به آن استناد شده، مدعی شده است سامانه لیزری رژیم صهیونیستی در جریان جنگ اخیر با ایران در برابر یکی از دشوارترین آزمونهای خود قرار گرفت و اساساً برای مقابله با موشکهای بالستیک ایران طراحی نشده بود.
این نکته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا «اور ایتان» اساساً قرار نیست جایگزین سامانههای «حیتس» و «تاد» در برابر موشکهای بالستیک باشد. بنابراین، ناتوانی آن در رهگیری چنین موشکهایی را نمیتوان بهتنهایی شکست این سامانه دانست.
مسئله اصلی جای دیگری است: آیا تجربه جنگ نشان داد که لیزر آنگونه که در تبلیغات صهیونیستی تصویر میشد، میتواند مشکل دفاع هوایی رژیم را حل کند؟
گزارشهای مورد استناد این متن، پاسخ محتاطانهتری ارائه میکنند: هنوز نه.
چرا اسرائیل آمار دقیقی از عملکرد «اور ایتان» منتشر نمیکند؟
یکی از نقاط ابهام، نبود اطلاعات دقیق و عمومی درباره تعداد رهگیریهای انجامشده توسط این سامانه، نرخ موفقیت آن و مناطقی است که تحت پوشش عملیاتی آن قرار داشتهاند.
این خلأ اطلاعاتی زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که رسانههای صهیونیستی پیشتر از «انقلاب» در حوزه دفاع لیزری سخن گفته بودند. اگر سامانهای قرار است بخش مهمی از آینده دفاع هوایی اسرائیل را شکل دهد، طبیعی است که عملکرد آن در شرایط واقعی جنگ به یکی از مهمترین شاخصهای ارزیابی تبدیل شود.
البته نبود آمار عمومی لزوماً به معنای شکست سامانه نیست؛ بخشی از اطلاعات مربوط به توان دفاعی هر کشوری بهطور طبیعی محرمانه باقی میماند. با این حال، فاصله میان تبلیغات اولیه و دادههای منتشرشده درباره عملکرد واقعی، پرسشهایی را درباره میزان آمادگی عملیاتی این فناوری ایجاد کرده است.
«اور ایتان» در برابر پهپادها هم با پرسش مواجه شد
محدودیتهای گزارششده تنها به موشکهای بالستیک مربوط نیست.
«آساف غلعاد»، روزنامهنگار روزنامه «گلوبس»، در گزارشی در مارس ۲۰۲۶ این پرسش را مطرح کرد که چرا سامانه لیزری جدید اسرائیل در جریان درگیریهای جبهه شمال حضور و نقش محدودی داشته است.
این پرسش از آن جهت قابل توجه است که در همان دوره، دهها پهپاد وارد حریم هوایی سرزمینهای اشغالی شدند، اما اطلاعات عمومی چندانی درباره نقش سامانههای لیزری در رهگیری این اهداف منتشر نشد.
اگر قرار باشد لیزر بهعنوان یکی از ارکان آینده دفاع هوایی اسرائیل مطرح شود، عملکرد آن در برابر پهپادها اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا این اهداف معمولاً کندتر و کمارتفاعتر از موشکهای بالستیک هستند و در ظاهر، گزینه مناسبتری برای سامانههای لیزری محسوب میشوند.
مشکل اصلی لیزر؛ فقط فناوری نیست، فیزیک هم محدودیت ایجاد میکند
بخشی از پاسخ به این پرسش که چرا سامانههای لیزری هنوز نتوانستهاند تمام وعدههای مطرحشده درباره آنها را محقق کنند، به محدودیتهای فیزیکی بازمیگردد.
مطالعهای که در متن حاضر از سوی «مؤسسه مطالعات امنیت داخلی اسرائیل» (INSS) به آن استناد شده، به مشکلاتی مانند کاهش قدرت پرتو هنگام عبور از جو، تأثیر رطوبت، گردوغبار، دود، مه و ابرها اشاره میکند.
لیزر برای اثرگذاری مؤثر به خط دید مستقیم و تمرکز دقیق پرتو روی هدف نیاز دارد. بنابراین، هرچه فاصله بیشتر شود، سرعت هدف افزایش یابد یا شرایط جوی نامناسبتر باشد، حفظ تمرکز پرتو دشوارتر خواهد شد.
این مسئله یک تفاوت اساسی میان تصور تبلیغاتی از «سلاح لیزری» و عملکرد آن در میدان جنگ ایجاد میکند. در تبلیغات، لیزر سلاحی سریع، ارزان و تقریباً نامحدود به نظر میرسد؛ اما در میدان واقعی، جو، فاصله، سرعت هدف، توان سامانه و زمان لازم برای تمرکز پرتو همگی بخشی از معادله هستند.
«چند دلار» فقط هزینه شلیک است، نه هزینه سامانه
شاید جذابترین بخش تبلیغات درباره سامانههای لیزری، هزینه چنددلاری هر رهگیری باشد؛ اما این عدد تنها بخشی از واقعیت اقتصادی ماجرا را نشان میدهد.
برای تولید یک پرتو لیزری قدرتمند، سامانه به منبع انرژی، تجهیزات هدایت و ردیابی، رادار، سامانههای خنککننده، زیرساخت برق، نیروی انسانی، تعمیر و نگهداری و حفاظت فیزیکی نیاز دارد.
بر اساس گزارش مورد استناد، قیمت هر سامانه میتواند به دهها میلیون شِکِل برسد و ایجاد یک شبکه دفاعی گسترده نیز به سرمایهگذاری قابل توجهی نیاز دارد.
بنابراین، اگرچه هزینه هر شلیک لیزری میتواند بسیار کمتر از یک موشک رهگیر باشد، اما هزینه ایجاد و نگهداری شبکهای از سامانههای لیزری همچنان سنگین است.
این تمایز برای ارزیابی اقتصادی «گنبد لیزری» اهمیت زیادی دارد.
یکی از مشکلات لیزر؛ مقابله با حملات اشباعی
محدودیت دیگر، نحوه عملکرد خود سامانه است.
لیزر برای وارد کردن آسیب مؤثر باید برای مدتی روی یک هدف متمرکز بماند. بنابراین سامانه نمیتواند بهصورت نامحدود و همزمان به تعداد زیادی هدف حمله کند؛ مگر آنکه تعداد زیادی سامانه به شبکهای از رادارها و حسگرها متصل باشند.
این مسئله در برابر حملات اشباعی و انبوه پهپادی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اگر تعداد اهداف بهطور همزمان افزایش یابد، مسئله دیگر تنها قدرت پرتو نیست؛ بلکه تعداد سامانههای موجود، سرعت کشف و اولویتبندی اهداف و توانایی شبکه دفاعی برای انتقال سریع از یک هدف به هدف دیگر نیز تعیینکننده خواهد بود.
از همین منظر، جنگ پهپادی آینده ممکن است نه صرفاً رقابت میان «موشک و لیزر»، بلکه رقابت میان تعداد اهداف و ظرفیت شبکه دفاعی باشد.
آبوهوا؛ دشمن پنهان سامانههای لیزری
یکی از مهمترین تفاوتهای لیزر با برخی سامانههای رهگیری متعارف، حساسیت آن به شرایط محیطی است.
مه، ابر، دود، گردوغبار و رطوبت میتوانند بر عبور و تمرکز پرتو تأثیر بگذارند. این مسئله برای رژیمی که بخشهایی از سامانه دفاعی خود را در محیطی با شرایط آبوهوایی متنوع مستقر میکند، اهمیت ویژهای دارد.
به همین دلیل، حتی اگر یک سامانه لیزری در یک محیط آزمایشگاهی یا شرایط مطلوب عملکرد بسیار خوبی داشته باشد، انتقال همان عملکرد به یک میدان نبرد واقعی، مسئلهای کاملاً متفاوت است.
مشکل دیگر؛ انرژی و خنکسازی
هرچه قدرت لیزر افزایش پیدا کند، مسئله تولید و دفع حرارت نیز پیچیدهتر میشود.
مطالعه مورد استناد در این گزارش میگوید تنها بخشی از برق مصرفی سامانه به پرتو فعال تبدیل میشود و بخش قابل توجهی از انرژی به گرما تبدیل خواهد شد که باید دفع شود.
در نتیجه، افزایش قدرت لیزر بدون حل مسئله خنکسازی امکانپذیر نیست. تجهیزات خنککننده بزرگتر نیز به نوبه خود، وزن، حجم، هزینه و پیچیدگی سامانه را افزایش میدهند.
این مسئله استفاده از سامانههای بسیار قدرتمند روی سکوهای متحرک یا استفاده مداوم از آنها را دشوارتر میکند.
اعتراف مهم یک فرمانده صهیونیست: نباید درباره لیزر اغراق کرد
در میان اظهارات نقلشده، سخنان «ران کوچاو»، سرتیپ ذخیره و فرمانده پیشین سامانه دفاع هوایی، از اهمیت خاصی برخوردار است.
او ضمن توصیف فناوری لیزری بهعنوان یک پیشرفت تکنولوژیک مهم، نسبت به ایجاد انتظارات اغراقآمیز درباره آن هشدار داده و تأکید کرده است که نباید تصور کرد این فناوری میتواند بهسرعت تمام مشکلات دفاع هوایی رژیم صهیونیستی را حل کند.
بر اساس همین ارزیابی، سامانه در وضعیت فعلی کوتاهبرد و به شرایط جوی حساس است و تمرکز اصلی آن بیشتر بر اهدافی مانند پهپادها و تهدیدهای سبک و کند است، نه موشکهای بالستیک و تهدیدهای دوربرد.
این اظهارات عملاً یک نکته مهم را برجسته میکند: لیزر قرار نیست یک «سپر مطلق» باشد؛ بلکه در بهترین حالت، یکی از لایههای شبکه چندلایه دفاع هوایی خواهد بود.
۱۵ تا ۲۰ سال توسعه؛ فاصله میان وعده و میدان
یکی دیگر از نکات قابل توجه، زمان طولانی توسعه این فناوری است.
بر اساس گزارش مورد استناد، توسعه «ماگین اور» حدود ۱۵ تا ۲۰ سال طول کشیده و مشکلاتی در حوزه تمرکز پرتو، خنکسازی، شرایط آبوهوایی و بودجه، روند عملیاتی شدن آن را با تأخیر مواجه کرده است.
این مسئله نشان میدهد توسعه سلاحهای انرژی هدایتشده برخلاف تصویر سادهای که گاهی در فضای رسانهای ارائه میشود، فرآیندی بسیار پیچیده است.
فاصله میان یک فناوری موفق در آزمایشگاه و یک سامانه قابل اتکا در میدان جنگ، میتواند سالها زمان و سرمایه نیاز داشته باشد.
جنگ ایران و اسرائیل؛ آزمون واقعی فناوری دفاعی تلآویو
در نهایت، اهمیت جنگ اخیر برای سامانههای لیزری رژیم صهیونیستی در این است که فناوری مذکور از فضای آزمایش و تبلیغات وارد محیط واقعی تهدید شده است.
جنگ نشان داد که دفاع هوایی صرفاً به داشتن یک فناوری پیشرفته وابسته نیست. یک شبکه دفاعی باید بتواند با حجم بالای اهداف، شرایط متغیر جوی، تهدیدهای متنوع و حملات همزمان مقابله کند.
از این منظر، «اور ایتان» را نمیتوان جدا از «گنبد آهنین»، «حیتس»، «تاد»، رادارها و دیگر اجزای شبکه دفاع هوایی ارزیابی کرد. قدرت واقعی چنین شبکهای زمانی مشخص میشود که بتواند در برابر یک حمله پیچیده و چندلایه، همزمان تعداد زیادی تهدید را شناسایی، اولویتبندی و رهگیری کند.
پایان لیزر یا پایان یک تبلیغ؟
جنگ اخیر را نمیتوان بهتنهایی بهعنوان شکست کامل فناوری لیزری رژیم صهیونیستی تفسیر کرد؛ چرا که «اور ایتان» اساساً برای مقابله با همه انواع موشکها طراحی نشده و قرار نیست جایگزین سامانههایی مانند «حیتس» و «تاد» شود.
اما تجربه جنگ، یک ادعای بزرگتر را زیر سؤال برده است: اینکه لیزر میتواند بهتنهایی مسئله دفاع هوایی رژیم صهیونیستی را حل کند و معادله هزینه حملات موشکی و پهپادی را بهطور بنیادین تغییر دهد.
واقعیت میدان جنگ، بر اساس گزارشهای مورد استناد، پیچیدهتر است. لیزر هزینه شلیک پایینی دارد، اما سامانه لیزری ارزان نیست؛ پرتو آن سریع است، اما به خط دید و تمرکز دقیق نیاز دارد؛ مهمات آن عملاً تمامنشدنی است، اما ظرفیت شلیک آن در برابر حملات اشباعی محدودیت دارد؛ و قدرت آن بالاست، اما آبوهوا و مسئله خنکسازی میتوانند عملکردش را محدود کنند.
به همین دلیل، شاید دقیقترین توصیف از «اور ایتان» نه یک شکست کامل باشد و نه یک انقلاب نظامی؛ بلکه فناوریای در حال بلوغ است که جنگ اخیر، فاصله میان وعدههای تبلیغاتی و محدودیتهای عملیاتی آن را آشکارتر کرده است.
در نهایت، مسئله اصلی برای رژیم صهیونیستی تنها ساخت یک لیزر قدرتمند نیست؛ چالش واقعی، ساخت شبکهای دفاعی است که بتواند در برابر حملات پرتعداد، ترکیبی و چندلایه دوام بیاورد. جنگ اخیر نشان داد که این مسئله همچنان حلشده نیست.