صفحه سیاست گزارش می دهد؛

ترامپ در بن‌بست جنگ با ایران؛ وعده پایان نزدیک است یا فرار از هزینه‌های یک تقابل فرسایشی؟

دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا، بار دیگر از نزدیک بودن پایان جنگ با ایران سخن گفته و هم‌زمان مدعی شده است که واشنگتن از برتری نظامی مطلق برخوردار است. اما تناقض میان ادعای تسلط کامل بر میدان، وعده مدارا با ایران و تلاش برای پایان دادن به جنگ، نشانه‌ای از دشواری خروج آمریکا از یک تقابل پرهزینه است؛ تقابلی که اکنون پیامدهای اقتصادی آن، به‌ویژه افزایش قیمت انرژی و فشار تورمی، به یکی از چالش‌های انتخاباتی کاخ سفید تبدیل شده است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
ترامپ در بن‌بست جنگ با ایران؛ وعده پایان نزدیک است یا فرار از هزینه‌های یک تقابل فرسایشی؟
صفحه سیاست-

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، یکشنبه‌شب در گردهمایی انتخاباتی جمهوری‌خواهان در شهر سالینا در ایالت کانزاس، بار دیگر درباره جنگ علیه ایران اظهارنظر کرد و مدعی شد که پایان این تقابل نزدیک است.

او در شرایطی که تنها یک روز تا انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا باقی مانده، تلاش کرد تصویری از برتری نظامی واشنگتن ارائه دهد و گفت: «من نمی‌گویم جنگ میان ما و آنها، چون ما آن‌قدر بر آنها تسلط داریم که حتی گفتن چنین چیزی منصفانه نیست.»

این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که ادامه تقابل نظامی، هزینه‌های اقتصادی و سیاسی قابل توجهی برای دولت آمریکا ایجاد کرده و نارضایتی از پیامدهای جنگ، به یکی از موضوعات مهم در فضای انتخاباتی این کشور تبدیل شده است.

ترامپ در ادامه سخنان خود مدعی شد که واشنگتن در برخورد با ایران از خویشتنداری استفاده می‌کند و گفت: «در حال تلاش هستیم که مدارا کنیم. البته گاهی نباید این کار را کرد، اما تلاش می‌کنیم کمی ملایم‌تر رفتار کنیم.»

این ادبیات، بیش از آنکه نشان‌دهنده موقعیت باثبات و بدون چالش آمریکا باشد، بیانگر تلاش کاخ سفید برای توجیه ادامه جنگ و هم‌زمان آماده‌سازی افکار عمومی برای پایان دادن به آن است.

تناقض در مواضع ترامپ؛ از ادعای برتری مطلق تا وعده پایان جنگ

یکی از نکات قابل توجه در سخنان اخیر رئیس‌جمهوری آمریکا، فاصله میان ادعای برتری کامل نظامی و تأکید مکرر او بر ضرورت پایان دادن به جنگ است.

اگر واشنگتن آن‌گونه که ترامپ ادعا می‌کند، از تسلط کامل بر شرایط برخوردار است، چرا رئیس‌جمهوری آمریکا همچنان ناچار است درباره پایان نزدیک جنگ، مدارا و حفظ جان انسان‌ها سخن بگوید؟

این تناقض را می‌توان در چارچوب فشارهای چندجانبه‌ای تحلیل کرد که دولت آمریکا با آن مواجه است؛ از یک سو، هزینه‌های نظامی و امنیتی ادامه تقابل و از سوی دیگر، پیامدهای اقتصادی جنگ و نگرانی از گسترش بحران در منطقه.

در واقع، مسئله اصلی برای کاخ سفید صرفاً نمایش قدرت نظامی نیست؛ بلکه تبدیل دستاوردهای ادعایی به نتیجه‌ای سیاسی است که بتواند هزینه‌های جنگ را مهار کند و در داخل آمریکا نیز قابل دفاع باشد.

نفت و تورم؛ پاشنه آشیل انتخاباتی کاخ سفید

ترامپ در بخش دیگری از سخنان خود تلاش کرد نگرانی آمریکایی‌ها درباره افزایش قیمت‌ها را هدف قرار دهد و وعده داد با پایان دادن به اقدامات نظامی، قیمت نفت کاهش پیدا خواهد کرد.

او همچنین بار دیگر مدعی شد قیمت نفت در دوران ریاست‌جمهوری‌اش پایین‌تر از دوره‌های ریاست‌جمهوری باراک اوباما و جو بایدن بوده است.

با این حال، همین اظهارات نشان می‌دهد که پیامدهای اقتصادی جنگ به یکی از دغدغه‌های جدی دولت آمریکا تبدیل شده است. افزایش هزینه انرژی، فشار بر زنجیره تأمین، نگرانی بازارها و تشدید انتظارات تورمی، مسائلی نیستند که با چند وعده انتخاباتی از میان بروند.

از این منظر، تکرار وعده کاهش قیمت نفت را باید بخشی از تلاش ترامپ برای مدیریت افکار عمومی آمریکا دانست؛ افکار عمومی‌ای که ممکن است هزینه‌های یک جنگ خارجی را در زندگی روزمره خود احساس کند، بی‌آنکه چشم‌انداز روشنی از دستاورد نهایی آن داشته باشد.

حمله دوباره به برجام؛ تلاش ترامپ برای توجیه سیاست تقابل

رئیس‌جمهوری آمریکا در ادامه سخنان خود بار دیگر به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ موسوم به برجام حمله کرد و با انتقاد از سیاست باراک اوباما، مدعی شد این توافق مسیری برای دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای فراهم کرده بود.

ترامپ در مقابل، حملات نظامی دولت خود را اقدامی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای توصیف کرد و مدعی شد واشنگتن دیواری در برابر این مسیر ایجاد کرده است.

این ادعاها در شرایطی مطرح می‌شود که خروج یک‌جانبه دولت اول ترامپ از برجام، یکی از عوامل اصلی تشدید تنش‌های هسته‌ای و تضعیف مسیر دیپلماسی میان تهران و واشنگتن بود.

اکنون نیز تکرار این مواضع را می‌توان تلاشی برای ساختن یک روایت سیاسی از جنگ دانست؛ روایتی که در آن، سیاست فشار حداکثری و اقدام نظامی به‌عنوان راه‌حل معرفی می‌شود و مسئولیت پیامدهای شکست مسیر دیپلماسی نادیده گرفته می‌شود.

ویتنام و افغانستان؛ اعتراف ناخواسته به هزینه جنگ‌های آمریکا

بخش دیگری از سخنان ترامپ به انتقاد از عملکرد رؤسای‌جمهوری پیشین آمریکا در جنگ‌های ویتنام و افغانستان اختصاص داشت.

او با اشاره به طولانی شدن این جنگ‌ها و تلفات انسانی گسترده، مدعی شد که اگر خودش مسئولیت هدایت عملیات را برعهده داشت، می‌توانست جنگ ویتنام را در یک هفته و جنگ افغانستان را در مدت کوتاهی به پایان برساند.

ترامپ حتی با اشاره به استفاده از ماده شیمیایی عامل نارنجی در جنگ ویتنام، مدعی شد که آمریکا به جای حمله به جنگل‌ها باید به سراغ شهرها و مراکز مهم می‌رفت.

این اظهارات، فارغ از ادعاهای اغراق‌آمیز ترامپ درباره توانایی پایان دادن سریع به جنگ‌ها، یک واقعیت مهم را برجسته می‌کند: تجربه تاریخی آمریکا نشان داده است که برتری تسلیحاتی لزوماً به معنای دستیابی به پیروزی سیاسی و راهبردی نیست.

ویتنام و افغانستان دو نمونه روشن از فاصله میان توان نظامی آمریکا و توانایی این کشور برای تحمیل اراده سیاسی خود هستند. واشنگتن در هر دو جنگ از امکانات گسترده نظامی برخوردار بود، اما در نهایت نتوانست اهداف راهبردی خود را به شکلی پایدار محقق کند.

ایران و مسئله بازدارندگی؛ پایان جنگ با اعلام پیروزی ممکن نیست

ترامپ در پایان سخنان خود بار دیگر درباره ایران ادعا کرد تنها دلیل پایان نیافتن عملیات نظامی، تمایل شخصی او به مدارا و حفظ جان انسان‌هاست.

او گفت: «تنها دلیلی که هنوز کارمان را تمام نکرده‌ایم، این است که می‌خواهم مهربان باشم! می‌خواهم اگر بتوانم جان همه آن انسان‌ها را حفظ کنم.»

این اظهارات را باید در چارچوب تلاش واشنگتن برای مدیریت هم‌زمان میدان نظامی، فضای دیپلماتیک و افکار عمومی داخلی ارزیابی کرد. رئیس‌جمهوری آمریکا از یک طرف می‌خواهد خود را پیروز و مسلط بر شرایط نشان دهد و از طرف دیگر، برای پایان دادن به جنگ و کاهش هزینه‌های آن پیام ارسال می‌کند.

اما واقعیت راهبردی این است که پایان یک جنگ صرفاً با اعلام پیروزی از سوی یکی از طرف‌ها محقق نمی‌شود. در تقابل با ایران، مؤلفه‌هایی مانند ظرفیت دفاعی، قدرت بازدارندگی ایران، موقعیت ژئوپلیتیک کشور و پیامدهای امنیتی هرگونه تشدید تنش در منطقه، بر محاسبات واشنگتن تأثیرگذار است.

جمع‌بندی اینکه: سخنان انتخاباتی ترامپ را نمی‌توان صرفاً مجموعه‌ای از ادعاهای تبلیغاتی دانست. این اظهارات در عین حال بازتاب‌دهنده دشواری‌های دولت آمریکا برای جمع کردن سه مطالبه متعارض است: نمایش قدرت، مهار هزینه‌های اقتصادی و دستیابی به یک خروج سیاسی از جنگ. ترامپ به رأی‌دهندگان آمریکایی وعده پایان نزدیک جنگ را می‌دهد، اما همچنان از تسلط کامل نظامی سخن می‌گوید؛ تناقضی که نشان می‌دهد مسئله اصلی واشنگتن، نه صرفاً آغاز یا ادامه جنگ، بلکه چگونگی پایان دادن به آن بدون پذیرش هزینه‌های سنگین سیاسی و راهبردی است.

در چنین شرایطی، برای ایران نیز حفظ آمادگی دفاعی، تقویت قدرت بازدارندگی و هوشیاری در برابر پیام‌های متناقض واشنگتن اهمیت ویژه‌ای دارد؛ چراکه تجربه نشان داده است فاصله میان ادبیات مذاکره، تهدید و اقدام نظامی در سیاست خارجی آمریکا همواره باید با واقع‌بینی و محاسبه دقیق ارزیابی شود.

 

اخبار مرتبط
  • دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در اظهاراتی تازه مدعی شد جنگ با ایران به‌زودی به پایان خواهد رسید؛ او در عین حال تأکید کرد واشنگتن برای پایان این درگیری به تضمینی درباره عدم دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای نیاز دارد.

  • جنگ تجاوزکارانه علیه ایران، که «دونالد ترامپ» اغلب آن را «انحراف کوچک» توصیف کرده، به عاملی دردسرساز و کابوسی برای رئیس‌جمهوری آمریکا و حزب او (جمهوری خواهان) در انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره (سوم نوامبر برابر با ۱۲ آبان) تبدیل شده است؛ آن هم در شرایطی که او پیش‌تر وعده داده بود ایالات متحده را از جنگ‌های خارجی دور نگه دارد.

  • هم‌زمان با افزایش فشارهای اقتصادی ناشی از تنش‌های منطقه‌ای و تداوم نگرانی‌ها درباره امنیت تنگه هرمز، دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در آستانه دو رقابت سیاسی سرنوشت‌ساز با چالش‌های جدی روبه‌رو شده‌اند. کاهش محبوبیت رئیس‌جمهور آمریکا، نارضایتی از هزینه‌های زندگی و ابهام درباره دستاوردهای جنگ با ایران، در کنار رقابت فشرده احزاب اسرائیلی، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا راهبرد نظامی واشنگتن و تل‌آویو به بهای تضعیف موقعیت سیاسی رهبران این دو طرف تمام خواهد شد؟

ارسال نظر