محسن اردستانی شامگاه یکشنبه ۱۰ آبان، در اجتماع شبانه مردم شریفآباد پاکدشت در میدان ولیعصر این شهر، با اشاره به ریشههای تقابل جمهوری اسلامی ایران و آمریکا گفت مسئله اصلی واشنگتن با تهران را نباید صرفاً در موضوعات هستهای و موشکی جستوجو کرد؛ بلکه این اختلاف به مبانی فکری و جهانبینی انقلاب اسلامی بازمیگردد.
رئیس سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح در توضیح این دیدگاه، به وضعیت پاکستان اشاره کرد؛ کشوری که هم از توان هستهای برخوردار است و هم توان موشکی دارد، اما روابط نزدیکی با آمریکا حفظ کرده و از کمکهای این کشور بهرهمند میشود.
این مقایسه از نگاه اردستانی نشان میدهد که برخورداری از فناوری هستهای یا توان موشکی، بهتنهایی نمیتواند علت اصلی تقابل آمریکا با ایران باشد. در واقع، آنچه مناسبات دو کشور را پیچیده کرده، مجموعهای از اختلافات راهبردی، امنیتی و ایدئولوژیک است که در طول بیش از چهار دهه گذشته شکل گرفته و تداوم یافته است.
البته برای تحلیل دقیقتر این تفاوت، باید عوامل دیگری همچون جایگاه منطقهای ایران، سیاستهای امنیتی دو کشور، روابط واشنگتن با متحدانش و اختلاف بر سر نظم مطلوب منطقهای را نیز در نظر گرفت. بنابراین، مسئله هستهای و موشکی را میتوان بخشی از مناقشه دانست، نه تمام آن.
انقلاب اسلامی و تغییر معادلات فکری در جهان

اردستانی در بخش دیگری از سخنان خود، به نقش امام خمینی (ره) در تحولات فکری جهان اشاره کرد و تأثیر اندیشههای ایشان را فراتر از مرزهای ایران و جهان تشیع دانست.
از منظر این تحلیل، انقلاب اسلامی تنها به تغییر ساختار سیاسی ایران محدود نماند؛ بلکه با طرح الگویی مستقل از نظم سیاسی و فکری مورد حمایت قدرتهای بزرگ، به یکی از عوامل تأثیرگذار در معادلات منطقهای و بینالمللی تبدیل شد.
این استقلال در تعریف منافع ملی، سیاست خارجی و الگوی حکمرانی، یکی از محورهای اصلی هویت سیاسی جمهوری اسلامی ایران به شمار میرود. در مقابل، آمریکا نیز در طول دهههای گذشته، سیاستهای مختلفی از تحریم اقتصادی و فشار دیپلماتیک تا حضور نظامی در منطقه را در قبال ایران دنبال کرده است.
با این حال، تقلیل همه اختلافات تهران و واشنگتن به تقابل ایدئولوژیک نیز نمیتواند تصویر کاملی از این رابطه ارائه دهد. منافع ژئوپلیتیک، امنیت منطقهای، رقابت بر سر نفوذ و اختلاف در موضوعات راهبردی، در کنار تفاوتهای فکری، در شکلگیری این تقابل نقش دارند.
چرا تعامل با آمریکا به توافقی پایدار منجر نشد؟
یکی از محورهای مهم سخنان معاون وزیر دفاع، انتقاد از دیدگاهی بود که حل اختلافات با آمریکا را از مسیر دوستی و تعامل امکانپذیر میداند.
اردستانی با اشاره به تجربه ۴۷ سال گذشته، اظهار کرد که جمهوری اسلامی ایران بارها مسیر تعامل را آزموده، اما از نگاه او، رفتار آمریکا در بزنگاههای مختلف با انتظارات ایران همخوانی نداشته است.
او همچنین با استناد به دیدگاهی که به سعید لیلاز، اقتصاددان، نسبت داد، به تعاملات اقتصادی ایران و آمریکا در دهه ۱۳۷۰ اشاره کرد و این تجربه را نشانهای از محدودیت اثرگذاری روابط اقتصادی بر اختلافات سیاسی و راهبردی دو کشور دانست.
با وجود این، ارزیابی تجربه تعاملات تهران و واشنگتن نیازمند بررسی دقیق دورههای مختلف است. روابط دو کشور در چهار دهه گذشته فراز و نشیبهای متعددی داشته و نمیتوان همه مذاکرات و توافقها را یکسان ارزیابی کرد.
اما یک نکته اساسی در این میان وجود دارد:
تعامل دیپلماتیک زمانی میتواند به توافقی پایدار منجر شود که طرفین، علاوه بر دستیابی به منافع متقابل، به تعهدات خود پایبند بمانند و هزینه نقض توافق را نیز در محاسباتشان لحاظ کنند.
از این منظر، مسئله اصلی برای سیاست خارجی ایران نه صرفاً انتخاب میان مذاکره و عدم مذاکره، بلکه یافتن سازوکاری برای تبدیل گفتوگو به دستاوردهای قابل سنجش و قابل اتکاست؛ سازوکاری که در آن، منافع ملی به وعدههای سیاسی گره نخورد و کشور برای سناریوهای مختلف آمادگی داشته باشد.
بازدارندگی دفاعی؛ پشتوانه امنیت و دیپلماسی ایران
رئیس سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح در ادامه سخنان خود، بر آمادگی نیروهای مسلح برای دفاع از کشور تأکید کرد و گفت در صورت هرگونه اقدام دشمن، نیروهای مسلح با پشتیبانی مردم پاسخ خواهند داد.
این موضعگیری را میتوان در چارچوب راهبرد بازدارندگی دفاعی ایران تحلیل کرد؛ راهبردی که بر افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه کشور و کاهش احتمال محاسبات اشتباه طرف مقابل استوار است.
در محیط پرتنش منطقهای، توان دفاعی و آمادگی عملیاتی میتواند در محاسبات امنیتی رقبا اثرگذار باشد. با این حال، کارآمدی بازدارندگی تنها به تجهیزات و توان نظامی وابسته نیست؛ انسجام داخلی، توان اقتصادی، ظرفیت اطلاعاتی و دیپلماتیک و مدیریت هوشمندانه بحران نیز در تقویت آن نقش دارند.
از سوی دیگر، قدرت بازدارندگی ایران زمانی میتواند به دستاورد سیاسی تبدیل شود که در کنار آمادگی دفاعی، مسیرهای دیپلماتیک برای کاهش تنش و تأمین منافع ملی نیز فعال بمانند.
بر این اساس، تقویت توان دفاعی و پیگیری دیپلماسی را نباید دو مسیر متضاد دانست. آمادگی برای دفاع از کشور میتواند پشتوانه مذاکره باشد و دیپلماسی نیز میتواند از تبدیل اختلافات سیاسی به درگیری نظامی جلوگیری کند.
انسجام ملی؛ حلقه اتصال قدرت دفاعی و امنیت پایدار
بخش دیگری از سخنان اردستانی به ضرورت همراهی مردم با نیروهای مسلح و حفظ انسجام ملی اختصاص داشت. او تأکید کرد که دفاع از کشور به مشارکت همه اقشار جامعه نیاز دارد و هر فرد باید متناسب با جایگاه و مسئولیت خود در مسیر پیشرفت و حفاظت از منافع ملی نقشآفرینی کند.
معاون وزیر دفاع همچنین با اشاره به سرنوشت مردم کوفه در دوران امیرالمؤمنین (ع)، نسبت به تکرار غفلتهای تاریخی هشدار داد و بر ضرورت ایستادگی و همراهی مردم در بزنگاههای حساس تأکید کرد.
از منظر راهبردی، انسجام ملی یکی از مؤلفههای مهم قدرت کشورها در شرایط بحران است. جامعهای که از اعتماد عمومی، همبستگی اجتماعی و احساس مسئولیت مشترک برخوردار باشد، ظرفیت بیشتری برای عبور از فشارهای خارجی و مدیریت بحرانهای امنیتی و اقتصادی خواهد داشت.
با این حال، تقویت انسجام ملی تنها با دعوت به همدلی محقق نمیشود. پاسخگویی نهادها، شفافیت در تصمیمگیری، توجه به مطالبات اقتصادی و اجتماعی و تقویت اعتماد عمومی نیز در شکلگیری و تداوم این انسجام نقش تعیینکننده دارند.
به بیان دیگر، دفاع از کشور مسئولیتی همگانی است، اما پایداری همراهی مردم نیز به کیفیت عملکرد نهادهای مسئول و میزان اعتماد متقابل میان جامعه و حاکمیت وابسته است.
جمعبندی؛ ایران چگونه میتواند از بازدارندگی به دستاورد سیاسی برسد؟
سخنان محسن اردستانی در اجتماع مردم شریفآباد پاکدشت، بر سه محور اصلی استوار بود: تبیین ریشههای تقابل ایران و آمریکا، تأکید بر آمادگی نیروهای مسلح و ضرورت حفظ انسجام ملی.
این سه محور، در کنار یکدیگر، تصویری از نگاه امنیتی جمهوری اسلامی ایران به تحولات منطقهای و روابط با واشنگتن ارائه میکنند؛ نگاهی که بر استقلال راهبردی، اتکا به توان داخلی و پرهیز از خوشبینی بدون پشتوانه به طرف مقابل تأکید دارد.
با این حال، آزمون اصلی سیاست خارجی ایران در مرحله عمل رقم میخورد. تجربه دهههای گذشته نشان داده است که نه اتکای صرف به مذاکرات میتواند تضمینکننده تأمین منافع ملی باشد و نه برخورداری از قدرت نظامی، بهتنهایی همه اختلافات سیاسی و اقتصادی را حل میکند.
راهبرد مؤثر، پیوند میان قدرت بازدارندگی ایران، انسجام ملی، توان اقتصادی و دیپلماسی هدفمند است. چنین رویکردی میتواند ضمن حفظ آمادگی کشور در برابر تهدیدها، هزینه تقابل را افزایش دهد و امکان تبدیل ظرفیتهای دفاعی و ژئوپلیتیکی به دستاوردهای سیاسی و امنیتی پایدار را فراهم کند.