از تغییر اهداف جنگ تا بازدارندگی حداکثری؛ روایت سپاه از شکست راهبرد آمریکا در منطقه

سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با تشریح اهداف اولیه آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگ با ایران، مدعی شد ناکامی در تحقق اهدافی مانند تغییر نظام و تجزیه ایران، طرف مقابل را به سمت طرح مطالبات محدودتر سوق داده است. سردار حسین محبی همچنین با اشاره به تحولات خلیج فارس، پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه و هزینه‌های اقتصادی جنگ، از شکل‌گیری چالش‌هایی راهبردی برای واشنگتن سخن گفت؛ چالش‌هایی که به اعتقاد او، فراتر از میدان نبرد، بر اعتبار نظامی و امنیتی آمریکا و معادلات آینده منطقه تأثیر خواهند گذاشت.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
از تغییر اهداف جنگ تا بازدارندگی حداکثری؛ روایت سپاه از شکست راهبرد آمریکا در منطقه
هتل کوروش - صفحه خبر
صفحه سیاست-

سخنان سردار حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در چهارمین همایش نماز سپاه ثارالله استان کرمان، حاوی روایتی از روند جنگ و تغییر اهداف اعلام‌شده طرف مقابل بود؛ روایتی که بر یک محور اصلی استوار است: سنجش نتیجه جنگ بر اساس میزان تحقق اهدافی که طرفین برای خود تعریف کرده‌اند، نه صرفاً بر مبنای شدت حملات یا حجم تجهیزات نظامی.

محبی در این همایش که یکشنبه ۱۰ آبان برگزار شد، اظهار کرد دشمن در ابتدای جنگ دو هدف اصلی، یعنی تغییر نظام سیاسی ایران و تجزیه کشور، را دنبال می‌کرد، اما پس از ناکامی در تحقق این اهداف، دامنه مطالبات خود را کاهش داد.

به گفته سخنگوی سپاه، موضوعاتی مانند محدود کردن برد موشکی ایران، توقف فعالیت‌های هسته‌ای، خروج اورانیوم از کشور و دستیابی به برخی منابع نفتی و مناطق راهبردی، در مراحل بعدی مطرح شدند؛ با این حال، او مدعی شد که طرف مقابل در تحقق این اهداف نیز ناکام مانده است.

اهمیت این روایت در آن است که از نگاه تهران، ارزیابی نتیجه جنگ باید بر مبنای فاصله میان اهداف اولیه دشمن و آنچه در عمل به دست آورده، صورت گیرد. در این چارچوب، اگر هدف اولیه تغییر ساختار سیاسی ایران یا تجزیه کشور بوده باشد و چنین نتیجه‌ای حاصل نشده باشد، صرف وارد کردن خسارت یا اعمال فشار نظامی نمی‌تواند به‌تنهایی به معنای پیروزی راهبردی طرف مقابل تلقی شود.

البته ارزیابی نهایی نتیجه جنگ، به اطلاعات مستقل درباره اهداف عملیاتی طرفین، میزان خسارت‌ها، هزینه‌های نظامی و اقتصادی و وضعیت نهایی میدان نیز نیاز دارد. ازاین‌رو، اظهارات مقام‌های نظامی باید در کنار سایر شواهد و تحولات بررسی شود.

خلیج فارس و تنگه هرمز؛ آزمون اعتبار امنیتی آمریکا

یکی از مهم‌ترین محورهای سخنان سخنگوی سپاه، جایگاه خلیج فارس و تنگه هرمز در معادلات امنیتی جهان بود.

محبی با اشاره به آنچه ناکامی آمریکا در باز کردن خلیج فارس توصیف کرد، گفت واشنگتن با وجود برخورداری از نیروی دریایی قدرتمند و چند دهه حضور نظامی در منطقه، نتوانسته است اهداف مورد نظر خود را در این حوزه محقق کند.

از منظر ژئوپلیتیک، اهمیت این موضوع فراتر از یک رویارویی نظامی است. تنگه هرمز یکی از گذرگاه‌های مهم انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال پایدار در تردد دریایی از این مسیر می‌تواند پیامدهایی برای بازار نفت، هزینه حمل‌ونقل، بیمه کشتی‌ها و امنیت عرضه انرژی داشته باشد.

ایالات متحده طی دهه‌های گذشته، حضور نظامی خود در خلیج فارس را با اهدافی از جمله حفاظت از منافع راهبردی، پشتیبانی از متحدان و تأمین امنیت کشتیرانی توجیه کرده است. بنابراین، هر بحرانی که توانایی واشنگتن برای تحقق این تعهدات را زیر سؤال ببرد، می‌تواند بر برداشت کشورهای منطقه از کارآمدی چتر امنیتی آمریکا تأثیر بگذارد.

با این حال، باید میان دو موضوع تمایز قائل شد: نخست، توانایی نظامی آمریکا برای حضور و عملیات در منطقه و دوم، توانایی آن برای تضمین امنیت کامل و مستمر مسیرهای کشتیرانی در شرایط یک جنگ گسترده. برخورداری از قدرت دریایی برتر، لزوماً به معنای امکان حذف تمام تهدیدها یا جلوگیری از هرگونه اختلال در آبراه‌های راهبردی نیست.

از همین منظر، خلیج فارس تنها یک عرصه جغرافیایی برای رویارویی نظامی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین نقاط اتصال امنیت منطقه‌ای به اقتصاد جهانی است. هر تحول در این منطقه می‌تواند بر محاسبات قدرت‌های بزرگ و کشورهای وابسته به واردات انرژی اثر بگذارد.

پایگاه‌های نظامی آمریکا؛ از ابزار بازدارندگی تا چالش امنیت منطقه‌ای

محبی در بخش دیگری از سخنان خود، استقرار پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه را یکی از نقاط آسیب‌پذیر راهبرد واشنگتن دانست.

به گفته او، آمریکا با ایجاد پایگاه‌های متعدد و استقرار تجهیزات نظامی، تلاش کرده است امنیت منافع خود و متحدانش را تضمین کند؛ اما در جریان جنگ، همین زیرساخت‌ها به عاملی برای افزایش هزینه‌های دفاعی و امنیتی آمریکا تبدیل شده‌اند.

این ادعا به یکی از پرسش‌های مهم در مطالعات امنیتی منطقه بازمی‌گردد: آیا حضور نظامی یک قدرت خارجی الزاماً به افزایش امنیت کشورهای میزبان منجر می‌شود یا در برخی شرایط، می‌تواند آن کشورها را در معرض تهدیدهای بیشتری قرار دهد؟

پاسخ به این پرسش به شرایط هر بحران بستگی دارد. پایگاه‌های نظامی می‌توانند ظرفیت دفاعی، پشتیبانی لجستیکی و توان واکنش سریع را افزایش دهند؛ اما در صورت گسترش جنگ، همین تأسیسات ممکن است به اهداف نظامی تبدیل شوند و هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیمی برای کشورهای میزبان ایجاد کنند.

برای کشورهای منطقه، مسئله صرفاً انتخاب میان حضور یا عدم حضور آمریکا نیست. پرسش اساسی این است که چگونه می‌توان میان همکاری‌های امنیتی، حفظ استقلال راهبردی، جلوگیری از گسترش درگیری و کاهش آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی توازن برقرار کرد.

در این چارچوب، تحولات جنگ می‌تواند زمینه را برای بازنگری برخی دولت‌های منطقه در ارزیابی هزینه‌ها و منافع ترتیبات امنیتی موجود فراهم کند؛ هرچند میزان و جهت چنین بازنگری‌ای به نتایج واقعی جنگ و محاسبات سیاسی هر کشور وابسته خواهد بود.

فناوری اطلاعاتی و نظامی آمریکا؛ پایان تصور برتری مطلق؟

سخنگوی سپاه در ادامه، از شناسایی و هدف قرار گرفتن مراکز اطلاعاتی آمریکا و همچنین آسیب دیدن تجهیزات پیشرفته نظامی این کشور سخن گفت. او این تحولات را نشانه‌ای از آسیب‌پذیری فناوری نظامی و اطلاعاتی آمریکا دانست.

محبی همچنین با اشاره به جنگنده اف‌ـ۳۵، سامانه‌های پدافندی پاتریوت و تجهیزات نظامی پیشرفته آمریکا، مدعی شد که عملکرد این تجهیزات در جنگ، تصویر برتری مطلق نظامی واشنگتن را زیر سؤال برده است.

این بخش از سخنان او را باید در چارچوب رقابت بر سر اعتبار نظامی و فناوری تحلیل کرد. در نظام بین‌الملل، قدرت نظامی تنها به تعداد نیروها، حجم تسلیحات یا میزان بودجه دفاعی محدود نمی‌شود؛ بلکه برداشت رقبا و متحدان از توانایی واقعی یک کشور نیز در معادلات بازدارندگی اهمیت دارد.

اگر یک کشور بتواند نشان دهد که قادر است تجهیزات پیشرفته طرف مقابل را شناسایی، رهگیری یا با آنها مقابله کند، ممکن است بر محاسبات نظامی آن طرف و برداشت سایر کشورها از توازن قدرت تأثیر بگذارد.

بااین‌حال، آسیب‌پذیری یک سامانه یا حتی از دست رفتن یک تجهیز پیشرفته، به‌تنهایی به معنای پایان برتری فناوری نظامی یک کشور نیست. ارزیابی دقیق چنین موضوعی به بررسی نوع تجهیزات، شرایط درگیری، میزان موفقیت عملیات، خسارت‌های واردشده و توان بازیابی طرفین نیاز دارد.

نکته مهم‌تر آن است که جنگ‌های معاصر نشان داده‌اند فناوری پیشرفته، هرچند مزیت مهمی ایجاد می‌کند، نمی‌تواند به‌تنهایی نتیجه جنگ را تضمین کند. ترکیب اطلاعات، تاکتیک، پدافند، قدرت تهاجمی، پشتیبانی لجستیکی و اراده سیاسی، در تعیین نتیجه نهایی نقش دارد.

از این منظر، پیام اصلی سخنان محبی را می‌توان تلاشی برای به چالش کشیدن تصور شکست‌ناپذیری نظامی آمریکا دانست؛ تصوری که در راهبرد بازدارندگی و محاسبات متحدان و رقبای واشنگتن اهمیت دارد.

هزینه اقتصادی جنگ؛ فشار بر واشنگتن و بازار جهانی انرژی

سخنگوی سپاه در ادامه، اقتصاد را یکی دیگر از عرصه‌های شکست راهبردی آمریکا توصیف کرد و مدعی شد که جنگ، هزینه‌های قابل‌توجهی به اقتصاد این کشور تحمیل کرده است.

در جنگ‌های گسترده، هزینه‌های اقتصادی تنها به مخارج مستقیم عملیات نظامی محدود نمی‌شوند. افزایش هزینه انرژی، اختلال در زنجیره تأمین، رشد هزینه حمل‌ونقل دریایی، افزایش حق بیمه محموله‌ها، فشار بر بازارهای مالی و ضرورت جایگزینی تجهیزات مصرف‌شده، می‌توانند پیامدهای اقتصادی درازمدتی ایجاد کنند.

درصورتی‌که تنش در خلیج فارس به اختلال پایدار در عرضه انرژی منجر شود، پیامدهای آن می‌تواند از کشورهای منطقه فراتر برود و اقتصادهای واردکننده نفت و گاز را نیز تحت فشار قرار دهد.

بااین‌حال، ادعای فروپاشی اقتصاد آمریکا یا ناتوانی آن در جبران خسارت‌های جنگ، برای اثبات به داده‌های معتبر اقتصادی نیاز دارد. اقتصادهای بزرگ معمولاً از ابزارهای مالی، ظرفیت تولید، ذخایر راهبردی و امکان تغییر مسیرهای تأمین برخوردارند؛ هرچند این ظرفیت‌ها نیز نامحدود نیستند و هزینه‌های یک بحران طولانی می‌تواند فشار قابل‌توجهی ایجاد کند.

بنابراین، معیار اصلی برای ارزیابی پیامد اقتصادی جنگ، نه صرفاً افزایش هزینه‌های کوتاه‌مدت، بلکه میزان تداوم این فشارها، اثر آنها بر رشد اقتصادی و تورم و توانایی دولت‌ها برای مدیریت پیامدهای بحران خواهد بود.

هژمونی آمریکا زیر فشار؛ جنگ چگونه بر اعتبار واشنگتن اثر می‌گذارد؟

یکی از محورهای کلیدی سخنان محبی، موضوع هژمونی آمریکا و برداشت جهانی از قدرت این کشور بود.

هژمونی در روابط بین‌الملل تنها به برخورداری از قدرت نظامی یا اقتصادی اشاره ندارد؛ بلکه شامل توانایی یک کشور برای شکل دادن به قواعد، تأثیرگذاری بر تصمیم‌های دیگران، ایجاد ائتلاف و اقناع متحدان درباره ضرورت پیروی از راهبردهای آن نیز می‌شود.

از این منظر، یک قدرت بزرگ ممکن است همچنان از برتری اقتصادی و نظامی برخوردار باشد، اما اگر نتواند انتظارات متحدان خود را برآورده کند یا در تحقق اهداف اعلام‌شده ناکام بماند، با کاهش اعتبار سیاسی و راهبردی مواجه شود.

محبی با اشاره به حوادثی که از آنها به‌عنوان نمونه‌های آسیب به اعتبار آمریکا یاد کرد، مدعی شد جنگ، تصویر واشنگتن به‌عنوان قدرتی شکست‌ناپذیر و تضمین‌کننده امنیت را تضعیف کرده است.

این ادعا را باید در کنار یک واقعیت مهم در سیاست بین‌الملل بررسی کرد: اعتبار قدرت‌های بزرگ، ثابت و تغییرناپذیر نیست. این اعتبار در طول زمان و بر اساس عملکرد واقعی، هزینه‌های تعهدات خارجی، میزان حمایت متحدان و توانایی مدیریت بحران‌ها شکل می‌گیرد.

اگر کشورهای منطقه به این نتیجه برسند که اتکای صرف به یک قدرت خارجی، امنیت آنها را تضمین نمی‌کند، ممکن است به سمت تنوع‌بخشی به روابط خارجی، افزایش ظرفیت‌های دفاعی بومی و تقویت سازوکارهای منطقه‌ای حرکت کنند.

بااین‌حال، تضعیف اعتبار یک قدرت با پایان هژمونی آن یکسان نیست. تغییر در نظم بین‌المللی معمولاً فرآیندی تدریجی است که به مجموعه‌ای از تحولات نظامی، اقتصادی، سیاسی و نهادی وابسته است.

بازدارندگی حداکثری ایران؛ از توان دفاعی تا محاسبات سیاسی دشمن

بخش پایانی سخنان سخنگوی سپاه به مرحله بعدی جنگ و مفهوم بازدارندگی حداکثری اختصاص داشت.

محبی با اشاره به سخنان رهبر انقلاب درباره آمادگی رزمی هوشمندانه برای مقابله قدرتمندانه با تهدیدها، اظهار کرد که برداشته شدن محدودیت‌های جغرافیایی در طراحی عملیات، می‌تواند میدان گسترده‌تری برای پاسخ به حملات احتمالی ایجاد کند.

او همچنین از شناسایی اهداف جدید و طراحی عملیات متناسب با جغرافیای گسترده‌تر در صورت حمله دشمن خبر داد.

در ادبیات راهبردی، بازدارندگی زمانی تحقق پیدا می‌کند که طرف مقابل به این جمع‌بندی برسد که هزینه اقدام نظامی، سیاسی یا امنیتی علیه یک کشور، از منافع احتمالی آن بیشتر خواهد بود.

ازاین‌رو، بازدارندگی حداکثری را نمی‌توان صرفاً با افزایش تعداد موشک‌ها، توسعه تجهیزات یا گسترش دامنه عملیات تعریف کرد. این مفهوم به مجموعه‌ای از مؤلفه‌ها وابسته است: توان دفاعی قابل اتکا، قابلیت پاسخ مؤثر، اطلاعات دقیق، انسجام تصمیم‌گیری، تاب‌آوری اقتصادی، آمادگی زیرساخت‌ها و برخورداری از دیپلماسی فعال.

در عین حال، گسترش دامنه جغرافیایی درگیری می‌تواند هزینه‌ها و خطرات جدیدی ایجاد کند. هرچه میدان تقابل وسیع‌تر شود، احتمال درگیر شدن بازیگران بیشتر و دشواری مدیریت بحران افزایش می‌یابد. بنابراین، تبدیل قدرت نظامی به بازدارندگی پایدار، نیازمند محاسبه دقیق هزینه‌ها، تعریف اهداف روشن و حفظ امکان مدیریت سیاسی بحران است.

قدرت بازدارندگی ایران زمانی به دستاورد راهبردی پایدار تبدیل می‌شود که توان دفاعی کشور، هزینه اقدام علیه ایران را برای طرف مقابل افزایش دهد و هم‌زمان، احتمال تکرار درگیری را کاهش دهد. در این چارچوب، دیپلماسی و آمادگی نظامی دو مسیر متعارض نیستند؛ بلکه می‌توانند در خدمت یک هدف مشترک، یعنی کاهش تهدید و تقویت موقعیت ایران در مذاکرات و معادلات منطقه‌ای، قرار گیرند.

جمع‌بندی؛ پیروزی در میدان یا تغییر معادلات منطقه؟

سخنان سخنگوی سپاه را می‌توان تلاشی برای ارائه یک چارچوب راهبردی از روند جنگ دانست؛ چارچوبی که در آن، ناکامی دشمن در تحقق اهداف اولیه، آسیب‌پذیری ترتیبات امنیتی منطقه، زیر سؤال رفتن تصور برتری مطلق نظامی و افزایش هزینه‌های جنگ، مؤلفه‌های اصلی ارزیابی وضعیت معرفی می‌شوند.

بااین‌حال، تبدیل این ارزیابی به یک نتیجه قطعی درباره شکست راهبردی آمریکا یا پیروزی نهایی ایران، مستلزم بررسی مستقل شواهد میدانی، اقتصادی و سیاسی است. تفاوت میان موفقیت عملیاتی، پیروزی در یک مرحله از جنگ و دستیابی به یک نتیجه راهبردی پایدار، نکته‌ای تعیین‌کننده در تحلیل تحولات نظامی است.

برای ایران، چالش اصلی در مرحله پیش‌رو، تنها حفظ توان دفاعی یا پاسخ به تهدیدهای احتمالی نیست؛ بلکه تبدیل ظرفیت‌های نظامی و ژئوپلیتیکی به امنیت پایدار، کاهش احتمال جنگ مجدد، تقویت اقتصاد و افزایش قدرت چانه‌زنی دیپلماتیک است.

در نهایت، معیار واقعی بازدارندگی حداکثری آن است که دشمن نه‌تنها در دستیابی به اهداف خود ناکام بماند، بلکه اساساً از آغاز یک درگیری جدید منصرف شود. چنین نتیجه‌ای زمانی دست‌یافتنی‌تر خواهد بود که قدرت دفاعی، انسجام ملی، تاب‌آوری اقتصادی و دیپلماسی فعال در کنار یکدیگر قرار گیرند.

اخبار مرتبط
  • سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به بحران سوئز در سال ۱۹۵۶، قدرت‌های فرامنطقه‌ای را به درک محدودیت‌های قدرت نظامی در گلوگاه‌های راهبردی فراخواند. سردار سرتیپ حسین محبی با تأکید بر اینکه واقعیت تنگه هرمز در میدان و نه در اتاق‌های جنگ رسانه‌ای آمریکا تعیین می‌شود، از سنتکام خواست ادعای مین‌روبی این آبراه راهبردی را با شواهد مستقل اثبات کند؛ موضعی که بار دیگر اهمیت تنگه هرمز را در معادلات امنیتی و رقابت قدرت‌های جهانی برجسته می‌کند.

  • سخنگوی سپاه پاسداران با تأکید بر ناکامی آمریکا در دستیابی به اهداف خود در جنگ‌های اخیر گفت توان دشمن نسبت به گذشته تضعیف شده و ایران با تکیه بر مقاومت مردم و نیروهای مسلح، قدرت بیشتری پیدا کرده است.

  • سخنگوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در واکنش به تهدیدهای مطرح‌شده علیه زیرساخت‌های انرژی ایران، به آمریکا و رژیم اسرائیل هشدار داد هرگونه تعرض به این تأسیسات با پیامدهایی همراه خواهد شد. این موضع‌گیری بر اهمیت حفاظت از زیرساخت‌های راهبردی کشور و تبعات احتمالی گسترش دامنه درگیری‌ها در منطقه تأکید دارد.

ارسال نظر