بر اساس اطلاعیههای منتشرشده از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح ایران در فاصله دو روز موفق شدند دو فروند پهپاد آمریکایی MQM-170 را در دو عملیات جداگانه به کنترل خود درآورند.
طبق اطلاعیه نیروی دریایی سپاه، در هفتم آبانماه، یگان جنگ الکترونیک این نیرو پس از کشف و شناسایی یک پهپاد آمریکایی در غرب تنگه هرمز، سامانههای هدایت و کنترل آن را در اختیار گرفت و پرنده را بهصورت سالم بر زمین نشاند.
بر اساس همین اطلاعیه، مأموریت پهپاد نخست، شناسایی سامانههای پدافند هوایی ایران در سواحل خلیج فارس و تنگه هرمز بود. همچنین اعلام شد که بررسی اطلاعات بازیابیشده، مبدأ پرواز آن را در سواحل یکی از کشورهای جنوبی خلیج فارس نشان داده است.
یک روز بعد، در هشتم آبانماه، سپاه از بهغنیمت گرفتن پهپاد آمریکایی دیگری از همین نوع در آسمان جزیره قشم خبر داد. در این عملیات، بنا بر اطلاعیه منتشرشده، سامانههای پیشرفته جنگ الکترونیک نیروی هوافضای سپاه نقش داشتند.
تکرار این اتفاق در فاصلهای کوتاه، موضوع توان مقابله با پرندههای بدون سرنشین خارجی را بار دیگر در کانون توجه قرار داده است. با این حال، ارزیابی دقیق ابعاد فنی عملیاتها به انتشار اطلاعات بیشتر درباره شیوه کنترل پهپادها، وضعیت تجهیزات داخلی و نتایج بررسیهای تخصصی نیاز دارد.
پهپاد MQM-170 چیست و چه قابلیتهایی دارد؟
پهپاد MQM-170 Outlaw محصول شرکت آمریکایی Griffon Aerospace است. این پرنده در اصل برای ایفای نقش هدف هوایی قابلبازیابی، شبیهسازی تهدیدهای پروازی و آموزش یگانهای پدافند هوایی طراحی شده است.
نیروهای نظامی میتوانند از چنین پهپادهایی برای آزمایش و ارزیابی سامانههای راداری، بررسی عملکرد موشکهای پدافندی و تمرین مقابله با اهداف هوایی استفاده کنند. با این حال، قابلیت حمل محمولههای مختلف باعث شده است که برخی پیکربندیهای این خانواده برای مأموریتهای آزمایشی و شناسایی نیز قابل استفاده باشند.
نمونه MQM-170C Outlaw G2 نیز با قابلیت حمل دوربینها، حسگرها و تجهیزات مأموریتی معرفی شده است. از جمله تجهیزات قابل استفاده در این خانواده میتوان به سامانههای تصویربرداری الکترواپتیکی و فروسرخ اشاره کرد؛ تجهیزاتی که امکان ثبت تصاویر روزانه و حرارتی و جمعآوری اطلاعات از مناطق موردنظر را فراهم میکنند.
بر اساس مشخصات اعلامشده در متن منبع، طول این پهپاد حدود ۲.۷ متر، دهانه بال آن حدود ۴.۹ متر و حداکثر سرعت آن نزدیک به ۲۳۳ کیلومتر بر ساعت است. مداومت پروازی بیش از هشت ساعت و ظرفیت حمل محموله حدود ۱۸ تا ۲۷ کیلوگرم نیز برای آن ذکر شده است.
البته باید میان قابلیتهای کلی خانواده MQM-170 و تجهیزات نصبشده روی دو پهپاد بهغنیمتگرفتهشده تفاوت قائل شد. تاکنون اطلاعات مستقلی درباره پیکربندی دقیق حسگرها، تجهیزات ارتباطی و محمولههای مأموریتی این دو پرنده منتشر نشده است. بنابراین، نمیتوان بدون بررسی فنی، وجود یک سامانه یا قابلیت مشخص را در نمونههای بازیابیشده قطعی دانست.
چرا بهدست آوردن پهپاد سالم از انهدام آن مهمتر است؟

در عملیاتهای پدافندی، انهدام یک پهپاد متخاصم میتواند مأموریت آن را متوقف کند؛ اما بهدست آوردن همان پرنده در وضعیتی که امکان بررسی اجزای داخلی آن وجود داشته باشد، فرصت دیگری در اختیار متخصصان قرار میدهد.
تفاوت اصلی در این است که انهدام فیزیکی ممکن است به تجهیزات الکترونیکی، حافظهها، حسگرها و سایر اجزای حساس آسیب بزند. در مقابل، فرود سالم پهپاد میتواند امکان بررسی ساختار فنی و عملکرد زیرسامانههای آن را افزایش دهد؛ هرچند سلامت ظاهری لزوماً به معنای سالم ماندن تمام تجهیزات داخلی یا دسترسی کامل به دادههای ذخیرهشده نیست.
در صورت فراهم بودن شرایط فنی، چند حوزه برای بررسی این پهپادها اهمیت ویژهای دارد:
۱. سامانه هدایت و کنترل
بررسی رایانههای کنترل پرواز، تجهیزات ناوبری و اجزای سامانه هدایت میتواند اطلاعاتی درباره معماری فنی و شیوه عملکرد این بخشها فراهم کند.
۲. تجهیزات ارتباطی و انتقال داده
بررسی تجهیزات ارتباطی و سازوکار تبادل داده ممکن است به شناخت بهتر نحوه ارتباط پهپاد با سامانههای کنترل و ایستگاه زمینی کمک کند.
۳. حسگرها و تجهیزات شناسایی
در صورت نصب دوربینهای الکترواپتیکی، فروسرخ یا حسگرهای دیگر، ارزیابی مشخصات فنی آنها میتواند امکان مقایسه کیفیت تصویربرداری و قابلیتهای جمعآوری اطلاعات را فراهم سازد.
۴. حافظهها و دادههای مأموریتی
در صورتی که اطلاعات مأموریت در حافظههای داخلی ذخیره شده باشد و امکان دسترسی به آنها وجود داشته باشد، بررسی دادهها میتواند به شناخت مسیر پروازی، نقاط مسیریابی و برخی جزئیات مأموریت کمک کند.
۵. پیشرانه و ساختار بدنه
بررسی مواد بهکاررفته در بدنه، طراحی سازه و سامانه پیشران نیز میتواند اطلاعاتی برای مقایسه فناوریهای مورد استفاده در صنایع دفاعی فراهم کند.
البته ارزش اطلاعاتی هر یک از این بخشها به وضعیت فنی پهپاد، میزان آسیبدیدگی، تجهیزات نصبشده و امکان دسترسی به نرمافزارها و دادههای داخلی بستگی دارد. در نتیجه، دستیابی به پهپاد سالم را باید فرصتی برای بررسی و ارزیابی فنی دانست، نه دلیلی قطعی بر دستیابی به تمام فناوریهای آن.
جنگ الکترونیک ایران؛ فراتر از مقابله با یک پهپاد

یکی از ابعاد مهم این رویداد، نقش اعلامشده سامانههای جنگ الکترونیک در بهدست گرفتن کنترل پهپادهای آمریکایی است.
جنگ الکترونیک مجموعهای از قابلیتها برای شناسایی، تحلیل، مختل کردن یا فریب سامانههای الکترونیکی و ارتباطی طرف مقابل را در بر میگیرد. در حوزه پهپادها، این قابلیتها میتوانند در مقابله با ارتباطات، ناوبری یا سازوکارهای کنترل پرواز مورد استفاده قرار گیرند؛ البته روش دقیق مقابله با هر پرنده به طراحی سامانه، تجهیزات آن و شرایط عملیاتی بستگی دارد.
در صورتی که بررسیهای فنی دو پهپاد MQM-170 اطلاعات قابل اتکایی درباره تجهیزات ارتباطی و ناوبری آنها فراهم کند، این دادهها میتوانند برای ارزیابی روشهای مقابله با نمونههای مشابه مفید باشند.
از سوی دیگر، شناخت دقیقتر ساختار ارتباطی یک پهپاد میتواند به بررسی نقاط قوت و محدودیتهای آن کمک کند. این اطلاعات، در صورت تحلیل تخصصی، ممکن است در توسعه سامانههای دفاعی و ارتقای توان مقابله با تهدیدهای بدون سرنشین مورد استفاده قرار گیرد.
با این حال، صرف بهغنیمت گرفتن یک پهپاد به معنای دستیابی فوری به تمام اسرار فنی آن نیست. تبدیل اطلاعات اولیه به دانش قابل استفاده، به تجهیزات آزمایشگاهی، تحلیل تخصصی، بررسی نرمافزارها و آزمونهای فنی نیاز دارد.
تجربه RQ-170؛ وقتی شکار پهپاد به فرصتی برای مهندسی معکوس تبدیل شد
ایران پیش از این نیز تجربه بهدست آوردن یک پهپاد آمریکایی را پشت سر گذاشته است. در آذرماه ۱۳۹۰، نیروهای مسلح ایران از در اختیار گرفتن یک فروند پهپاد پیشرفته RQ-170 آمریکایی خبر دادند؛ پرندهای که به دلیل فناوری پنهانکاری و قابلیت انجام مأموریتهای شناسایی، اهمیت اطلاعاتی و فنی بالایی داشت.
پس از این رویداد، روند بررسی و توسعه نمونههای بومی بر پایه فناوریهای مرتبط با این پهپاد مورد توجه قرار گرفت. در اردیبهشتماه ۱۳۹۳ نیز نمونههایی از دستاوردهای مرتبط با این حوزه در نمایشگاه نیروی هوافضای سپاه به نمایش درآمدند. یکی از نمونههای شناختهشده این خانواده، بعدها با نام «سیمرغ» مطرح شد.
تجربه RQ-170 نشان داد که دستیابی به یک سامانه نظامی خارجی میتواند علاوه بر آثار عملیاتی، فرصتی برای مطالعه ساختار فنی و توسعه دانش داخلی ایجاد کند.
مهندسی معکوس به معنای بررسی یک محصول موجود برای شناخت اجزا، معماری و نحوه عملکرد آن است. در صنایع دفاعی، این فرایند ممکن است به شناخت فناوریهای بهکاررفته، مقایسه طراحیها و توسعه راهکارهای بومی کمک کند؛ اما بازتولید کامل یک سامانه پیچیده معمولاً به دانش تخصصی، زیرساخت صنعتی و آزمایشهای متعدد نیاز دارد.
از این منظر، پهپادهای MQM-170 نیز میتوانند در صورت برخورداری از تجهیزات قابل بررسی، منابعی برای مطالعه و مقایسه فنی باشند. میزان اثرگذاری این فرصت، به نتایج واقعی بررسیهای کارشناسی بستگی خواهد داشت.
آیا فناوری شناسایی MQM-170 برای ایران ناشناخته است؟
یکی از نکات مهم در ارزیابی این رویداد آن است که نباید فناوری تصویربرداری و شناسایی پهپادهای آمریکایی را کاملاً ناشناخته برای ایران فرض کرد.
پهپادهای ایرانی از جمله مهاجر ۶ و شاهد ۱۲۹ پیش از این در مأموریتهای مراقبت، شناسایی و تصویربرداری مورد استفاده قرار گرفتهاند. بهرهگیری از تجهیزات الکترواپتیکی و سامانههای تصویربرداری، بخشی از قابلیتهای شناختهشده در این حوزه به شمار میرود.
بنابراین، ارزش فنی دو پهپاد MQM-170 لزوماً به کشف فناوریهایی کاملاً جدید محدود نمیشود. گاهی بررسی یک سامانه خارجی، حتی در حوزهای که فناوری مشابه آن در داخل کشور وجود دارد، میتواند به شناخت تفاوتهای طراحی، ارزیابی عملکرد تجهیزات و شناسایی فرصتهای ارتقا کمک کند.
برای نمونه، مقایسه معماری ارتباطی، نحوه یکپارچهسازی حسگرها با سامانه هدایت و کنترل و شیوه مدیریت دادههای مأموریتی میتواند اطلاعاتی برای ارزیابی زیرسامانههای پهپادی فراهم کند.
البته چنین مقایسهای تنها زمانی ارزش فنی مشخصی خواهد داشت که تجهیزات واقعی نصبشده روی پهپادهای بازیابیشده شناسایی و نتایج بررسی آنها منتشر یا در اختیار مراکز تخصصی قرار گیرد.
اهمیت راهبردی شکار دو پهپاد آمریکایی در خلیج فارس و تنگه هرمز
اهمیت بهغنیمت گرفتن دو پهپاد MQM-170 را میتوان در سه سطح عملیاتی، فنی و راهبردی بررسی کرد.
در سطح عملیاتی، تکرار این رویداد در دو روز متوالی نشان میدهد که نیروهای مسلح ایران دستکم در این دو مورد توانستهاند مأموریت پهپادهای آمریکایی را متوقف و آنها را به کنترل خود درآورند. بررسی جزئیات دو عملیات میتواند در ارزیابی دقیقتر توان مقابله با این نوع پرندهها مؤثر باشد.
در سطح فنی، دستیابی به نمونههای قابل بررسی، امکان مطالعه تجهیزات داخلی، سامانههای هدایت و کنترل و دادههای احتمالی مأموریت را فراهم میکند. با این حال، میزان دستاوردهای حاصل از این بررسیها هنوز مشخص نیست و نمیتوان پیش از انتشار نتایج کارشناسی درباره ابعاد آن قضاوت قطعی کرد.
در سطح راهبردی، این رویداد در محدودهای رخ داده است که از نظر امنیت دریایی، تردد تجاری و معادلات نظامی منطقه اهمیت ویژهای دارد. خلیج فارس و تنگه هرمز از کانونهای مهم رقابت امنیتی هستند و هرگونه فعالیت شناسایی در این محدوده میتواند بر محاسبات طرفهای درگیر اثر بگذارد.
از این رو، بهغنیمت گرفتن دو پهپاد آمریکایی را باید هم از منظر توان عملیاتی نیروهای مسلح و هم از زاویه پیامدهای احتمالی آن برای شناخت فناوریهای نظامی بررسی کرد.
ارزش واقعی دو پهپاد در نتایج بررسیهای فنی مشخص میشود
شکار دو فروند پهپاد آمریکایی MQM-170 در فاصله هفتم تا هشتم آبانماه، رویدادی است که اهمیت آن به توقف دو مأموریت محدود نمیشود. اگر تجهیزات و دادههای داخلی این پرندهها در وضعیت مناسبی قرار داشته باشند، بررسی آنها میتواند اطلاعاتی درباره سامانههای هدایت و کنترل، ارتباطات، حسگرهای شناسایی و ساختار فنی این خانواده پهپادی فراهم کند.
تجربه RQ-170 نیز نشان میدهد که چنین رویدادهایی ممکن است زمینهای برای شناخت فناوریهای خارجی و تقویت توان طراحی داخلی ایجاد کنند. با این حال، فاصله میان بهدست آوردن یک سامانه و تبدیل آن به دانش فنی قابل استفاده، فاصلهای مهم است که تنها با بررسیهای تخصصی، آزمایش و تحلیل دقیق طی میشود.
در نهایت، ارزش راهبردی دو پهپاد MQM-170 زمانی روشنتر خواهد شد که نتایج بررسیهای فنی آنها مشخص شود. آنچه در این مرحله اهمیت دارد، تمایز میان موفقیت عملیاتی اعلامشده و دستاوردهای فنی احتمالی است؛ تمایزی که امکان ارزیابی واقعبینانهتر توان جنگ الکترونیک ایران و ظرفیتهای مهندسی معکوس را فراهم میکند.