بیانات اخیر حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای در جمع عالیترین مقامات نظامی کشور، گویای عبور رسمی ایران از الگوهای سنتی پدافندی و تثبیت منطق «تهاجم متقابل و نامحدود» در برابر تهدیدات پیشرو است. تاکید بر اینکه «زمان و شرایط پایان جنگ را نیروهای مسلح و ملت ایران تعیین میکنند»، پیام مستقیمی به اتاقهای فکر در واشنگتن و تلآویو دارد؛ پیام مبنی بر اینکه دوران عملیاتهای محدود، نقطهای و کنترلشده توسط طرف مقابل به پایان رسیده و هرگونه خطای محاسباتی، به بحرانی فراگیر با لایههای پیشبینینشده تبدیل خواهد شد.
مهمترین لایه تحلیلی این دستور، برداشتن رسمیت از «مرزهای جغرافیایی نبرد» در سناریوهای تقابل است. دستور صریح فرمانده کل قوا برای بهروزرسانی بانک اهداف شامل تمام داراییهای مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی-اسرائیلی، دایره بازدارندگی ایران را به کل زیستبوم امنیتی و اقتصادی دشمن گسترش داده است.
این رویکرد را میتوان بدان دانست که هر پایگاه، شناور، مرکز پشتیبانی یا شریان حیاتی وابسته به طرف متجاوز در هر نقطهای از جغرافیا، در صورت بروز حماقت نظامی، مستقیماً در خط آتش پاسخ فوری ایران قرار خواهد گرفت. این توسعه جغرافیایی، تفوق عددی یا فاصلهگذاری مکانیکی دشمن را خنثی ساخته و هزینه هرگونه اقدام تهاجمی را برای طرف مقابل به شکلی نمایی افزایش میدهد.
همافزایی «میدان» و «دفاع بومی»؛ عبور از آسیبپذیریهای تسلیحاتی
گزارشهای ارائه شده در این دیدار مبنی بر رشد چندبرابری تولید تجهیزات شناسایی، پشتیبانی و مهمات رزمی در کنار تاکید فرماندهی کل قوا بر تعمیق دفاع بومی در ابعاد دکترین و تاکتیک را میتوان نشاندهنده دست برتر ایران در زیستبوم جنگهای مدرن دانست. تکیه بر فناوریهای نوین بومی در کلاف همگرایی با ساختارهای غیرتمرکز پدافندی، این امکان را فراهم ساخته تا چرخه تامین تسلیحاتی کشور برخلاف ساختارهای وابستهای که با چالش تامین قطعات روبهرو هستند، در تمامی شرایط عملیاتی با ظرفیت حداکثری فعال بماند.
پیوند زدن این ظرفیت سختافزاری با معماری هوشمند اطلاعاتی، توان نیروهای مسلح را در کشف، رصد و انهدام بانک اهداف بهروزرسانیشده دشمن ارتقا داده است. این خوداتکایی تکنولوژیک در کنار تجارب عملیاتی حاصل از پایش خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای عمان و مرزهای کشوری، توان مانور نیروهای مسلح را به سطحی برتر از محاسبات غربیها رسانده است.
«وحدت ساحات» و «امتداد مردمی»؛ دو ستون استحکام ساختار دفاعی
ابعاد استراتژیک این فرمایشات تنها به تجهیزات و دستورالعملهای نظامی محدود نمیشود؛ بلکه بر دو مولفه اصلی قدرت نرم یعنی «همبستگی ملی» و «وحدت ساحات جبهه مقاومت» استوار است. ترسیم حضور مستمر ملت به عنوان امتداد منطقی و جهادی دفاع مقدس، رکن جامعهشناختی بازدارندگی ایران را بازنمایی میکند. سرمایه اجتماعی و پایمردی عمومی، مانع اصلی در برابر برنامهریزیهای دشمن برای ایجاد شکاف میان مردم و ساختار دفاعی است.
از سوی دیگر، تصریح بر اهمیت «وحدت ساحات» نشان میدهد که جغرافیای مقاومت در برابر پیوستگی تهدیدات، به یک هندسه منسجم و شبکهای از بازدارندگی دست یافته است. این پیوستگی استراتژیک مانع از آن میشود که دشمن بتواند جبههها را از یکدیگر تفکیک کرده یا قدرت پاسخدهی را به یک منطقه خاص محدود سازد؛ امری که نقش تعیینکنندهای در شکلدهی به نظم جدید امنیتی خاورمیانه ایفا میکند.
تدابیر ابلاغشده از سوی فرمانده کل قوا، نقشه راه شفاف و تهاجمی نیروهای مسلح ایران را در برابر هرگونه ماجراجویی خارجی یا تروریستی ترسیم کرده است. لغو محدودیتهای جغرافیایی در پاسخدهی، توسعه بانک اهداف به تمامی داراییهای جبهه متخاصم و اتکا بر تولید بومی و پشتیبانی مردمی، ثابت میکند که ایران نه تنها آمادگی کامل برای مهار هر سطحی از تهدید را داراست، بلکه مبتکر اصلی قواعد بازی و تعیینکننده فرجام هرگونه منازعه احتمالی در منطقه خواهد بود.