نشست تهران میان ایران و مقامهای عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در شرایطی برگزار میشود که این سه کشور از یک سو پیمان دفاعی مشترکی امضا کردهاند و از سوی دیگر، برای گفتوگو با تهران به دنبال راهی برای کاهش تنشهای منطقهای هستند. این همزمانی، پرسشی اساسی را پیش میکشد: آیا پیمان دفاعی مکه میتواند فراتر از تعهدات نظامی اعضای خود عمل کند و به ابزاری برای مدیریت بحرانهای منطقهای تبدیل شود؟
امضای پیمان دفاعی مشترک مکه در اوت ۲۰۲۶، همکاری امنیتی عربستان، ترکیه و پاکستان را وارد مرحله تازهای کرد. بر اساس این توافق، حمله مسلحانه به یکی از اعضا، حمله به همه اعضا تلقی میشود. با این حال، حضور مقامهای این سه کشور در نشست تهران نشان میدهد که تقویت توان دفاعی، بهتنهایی برای مدیریت ناامنیهای منطقهای کافی نیست و حفظ کانالهای ارتباطی با دیگر بازیگران نیز اهمیت دارد.
عربستان؛ میان بازدارندگی و مهار بحران
تشدید حملات حوثیها به عربستان، نگرانیهای امنیتی ریاض را افزایش داده است. این حملات در شرایطی رخ میدهد که جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، خطر گسترش درگیریها و آسیب به زیرساختهای منطقه را بیشتر کرده است.
برای عربستان، پیمان دفاعی مکه میتواند ظرفیت هماهنگی نظامی با متحدانش را تقویت کند؛ اما افزایش توان بازدارندگی لزوماً به معنای کاهش احتمال درگیری نیست. اگر اقدامات دفاعی هر طرف از سوی طرف مقابل تهدید تلقی شود، امکان شکلگیری چرخهای از واکنشهای متقابل وجود دارد.
در این چارچوب، گفتوگو با ایران را میتوان بخشی از تلاش ریاض برای مدیریت خطر دانست؛ مسیری که الزاماً به معنای کنار گذاشتن همکاری دفاعی با ترکیه و پاکستان یا تغییر بنیادین سیاست عربستان در قبال تهران نیست. ریاض میتواند همزمان به دنبال تقویت توان دفاعی و جلوگیری از گسترش جنگ باشد.
پاکستان؛ میانجیگری در کنار تعهدات دفاعی
حضور عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در نشست تهران، موقعیت دوگانه اسلامآباد را برجسته میکند. پاکستان از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در ماه فوریه، در تلاشهای میانجیگرانه میان تهران و واشنگتن نقش داشته است. مذاکرات پیشین با میانجیگری این کشور به توافقی موقت در ماه ژوئن کمک کرد، اما توافق پس از ازسرگیری درگیریها دوام نیاورد.
این تجربه نشان میدهد که میانجیگری، هرچند میتواند مسیر مذاکره را باز کند، بدون توافق پایدار بر سر مسائل اصلی و سازوکار اجرایی مشخص، الزاماً به کاهش مستمر تنش منجر نمیشود.
از سوی دیگر، پاکستان با عربستان پیمان دفاعی امضا کرده و در عین حال میکوشد ارتباط خود را با ایران و آمریکا حفظ کند. این موقعیت میتواند به اسلامآباد امکان دهد میان ملاحظات امنیتی متحدانش و ضرورت جلوگیری از تشدید بحران ارتباط برقرار کند؛ هرچند عضویت در یک چارچوب دفاعی مشترک، بهخودیخود به معنای بیطرفی کامل در منازعات نیست.
ترکیه؛ شریک دفاعی با اولویتهای مستقل
حضور ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، نشان میدهد که آنکارا نیز در این گفتوگوها نقش امنیتی دارد. با این حال، عضویت ترکیه در پیمان مکه لزوماً به معنای یکسان بودن اولویتهای آن با عربستان و پاکستان در قبال ایران و سایر تحولات منطقه نیست.
تفاوت منافع اعضا ممکن است دستیابی به موضعی واحد را دشوار کند، اما در عین حال میتواند زمینهای برای گفتوگو با طرفهای مختلف فراهم آورد. بنابراین، پیمان مکه را نباید بدون شواهد کافی، بلوکی کاملاً یکپارچه با مواضعی ثابت در برابر ایران تلقی کرد.
آزمون اصلی پیمان مکه؛ از توافق نظامی تا مدیریت بحران
نشست تهران زمانی اهمیت عملی پیدا میکند که به توافقهایی مشخص منجر شود؛ از جمله ایجاد کانالهای ارتباطی مستمر، کاهش خطر محاسبه اشتباه در شرایط بحرانی و تعیین راههایی برای پیگیری دیپلماتیک اختلافها.
در مقابل، اگر گفتوگوها به اعلام مواضع کلی درباره امنیت و ثبات منطقه محدود بماند، تأثیر آن بر روند تحولات احتمالاً محدود خواهد بود. تجربه توافق موقت ژوئن نیز نشان میدهد که دستیابی به تفاهم سیاسی، بدون سازوکارهای اجرایی و تعهد پایدار طرفها، در برابر ازسرگیری درگیریها آسیبپذیر است.
در ارزیابی این ابتکار باید میان دو هدف تمایز گذاشت: تقویت دفاع جمعی کشورهای عضو و کمک به کاهش تنش با بازیگرانی که عضو پیمان نیستند. موفقیت در هدف نخست، خودبهخود به معنای تحقق هدف دوم نخواهد بود.
امنیت منطقهای بدون گفتوگو با ایران؟
یکی از پرسشهای مهم درباره پیمان دفاعی مکه این است که آیا همکاری نظامی میان سه کشور میتواند به ایجاد امنیتی گستردهتر در منطقه کمک کند، در حالی که ایران، بهعنوان یکی از بازیگران مؤثر خاورمیانه، عضو این توافق نیست.
پاسخ به این پرسش به نحوه عملکرد پیمان بستگی دارد. اگر این چارچوب صرفاً بر تعهدات دفاعی اعضا متمرکز بماند، ممکن است توان بازدارندگی آنها را افزایش دهد، اما لزوماً به مدیریت اختلافهای منطقهای کمک نکند. در مقابل، اگر اعضا بتوانند در کنار همکاری نظامی، ارتباط سیاسی با دیگر بازیگران را حفظ کنند، امکان استفاده از ظرفیت پیمان برای جلوگیری از گسترش بحران نیز وجود خواهد داشت.
نشست تهران را باید آزمونی برای همزمانی بازدارندگی و دیپلماسی دانست، نه نشانهای قطعی از شکلگیری نظم امنیتی تازه در خاورمیانه. معیار اصلی موفقیت این ابتکار، نه تعداد نشستها و نه صرف امضای توافقهای دفاعی، بلکه توانایی طرفها در تبدیل گفتوگو به سازوکارهایی عملی برای مدیریت اختلافهاست. در منطقهای که یک حادثه امنیتی میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای یک کشور داشته باشد، حفظ ارتباط با رقیبان بخشی از سیاست امنیتی است، نه جایگزینی برای آن.