صفحه سیاست گزارش می دهد؛

روز نودوهشتم جنگ سوم؛ دیپلماسی زیر سایه تهدید و تنگه هرمز در مرکز فشار بر واشنگتن

در نودوهشتمین روز جنگ سوم، هم‌زمان با ادامه رایزنی‌های دیپلماتیک برای پایان درگیری‌ها، گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی و اسرائیلی از تداوم آماده‌باش در سرزمین‌های اشغالی، نگرانی واشنگتن از وضعیت کشتیرانی در تنگه هرمز و تلاش میانجی‌های قطری برای دریافت پاسخ تهران به پیشنهاد آمریکا حکایت دارد. در مقابل، مقام‌های ایرانی تأکید می‌کنند که پایان جنگ در همه جبهه‌ها، تضمین حاکمیت و تمامیت ارضی ایران و پذیرش حقوق هسته‌ای کشور، از محورهای اساسی هرگونه توافق احتمالی است. مجموعه این تحولات نشان می‌دهد که مسئله اصلی همچنان فاصله میان خواسته‌های آمریکا و شروط ایران برای پایان پایدار جنگ است.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
روز نودوهشتم جنگ سوم؛ دیپلماسی زیر سایه تهدید و تنگه هرمز در مرکز فشار بر واشنگتن
صفحه سیاست-

بر اساس گزارش منتشرشده از سوی پایگاه خبری اکسیوس، کاخ سفید و میانجی‌های قطری همچنان منتظر پاسخ جمهوری اسلامی ایران به پیشنهاد آمریکا برای پایان دادن به جنگ هستند. یک مقام آمریکایی به این رسانه گفته است که موضوع همچنان در حال بررسی داخلی در تهران است.

اکسیوس همچنین مدعی شده است که میانجی‌های منطقه‌ای در روزهای اخیر به عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، توصیه کرده‌اند پاسخ تهران به پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا موکول نشود؛ زیرا به گفته آنان، هیچ تضمینی وجود ندارد که دونالد ترامپ پس از انتخابات رویکرد ملایم‌تری در پیش بگیرد و حتی ممکن است سیاست تهاجمی‌تری را دنبال کند.

این روایت، فارغ از صحت ارزیابی میانجی‌ها درباره رفتار آینده ترامپ، یک واقعیت مهم را برجسته می‌کند: انتخابات آمریکا به یکی از متغیرهای محاسباتی در پرونده جنگ تبدیل شده است. با این حال، نتیجه انتخابات و ملاحظات سیاسی کاخ سفید نمی‌تواند به‌تنهایی مبنای تصمیم‌گیری ایران درباره امنیت ملی و پایان جنگ باشد.

برای تهران، مسئله صرفاً رسیدن به یک توافق سریع نیست؛ بلکه جلوگیری از تکرار چرخه‌ای است که در آن مذاکره و تفاهم با حمله نظامی یا نقض تعهدات همراه شود. از همین رو، ارزیابی پیشنهاد آمریکا باید بر اساس محتوای آن، میزان تضمین‌های اجرایی و امکان جلوگیری از تکرار درگیری‌ها انجام شود، نه صرفاً بر مبنای نگرانی واشنگتن از تحولات انتخاباتی.

تنگه هرمز؛ نقطه تلاقی امنیت منطقه‌ای و فشار اقتصادی بر آمریکا

بخش دیگری از گزارش اکسیوس به وضعیت عملیات نظامی آمریکا در تنگه هرمز اختصاص دارد. این رسانه مدعی شده است که فرماندهی مرکزی آمریکا، سنتکام، در هفته‌های اخیر حملات به موشک‌های ضدکشتی و سامانه‌های پرتاب پهپاد تهاجمی ایران در این منطقه را تقریباً متوقف کرده است.

بر اساس این گزارش، توقف حملات به دستور کاخ سفید و با هدف جلوگیری از تشدید جنگ پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای صورت گرفته است. اکسیوس همچنین مدعی شده که مقام‌های آمریکایی نسبت به افزایش خطر برای کشتی‌های تجاری و تأثیر احتمالی آن بر صادرات نفت و قیمت جهانی انرژی نگران هستند.

این رسانه، افزایش حملات به کشتی‌ها را به تلاش ایران برای بالا بردن قیمت نفت و افزایش فشار سیاسی بر ترامپ نسبت داده است؛ ادعایی که به‌طور مستقل در اطلاعات ارائه‌شده تأیید نشده و باید آن را در چارچوب روایت رسانه‌ای طرف آمریکایی ارزیابی کرد.

با این حال، اهمیت راهبردی تنگه هرمز قابل چشم‌پوشی نیست. این گذرگاه یکی از مسیرهای حیاتی تجارت جهانی انرژی است و هرگونه اختلال در امنیت کشتیرانی آن می‌تواند بر قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل و انتظارات بازارهای جهانی تأثیر بگذارد.

نگرانی واشنگتن از پیامدهای اقتصادی تشدید درگیری‌ها نشان می‌دهد که جنگ صرفاً در میدان نظامی تعیین تکلیف نمی‌شود. هزینه‌های اقتصادی، امنیت انرژی و پیامدهای داخلی سیاست خارجی نیز در محاسبات دولت آمریکا نقش دارند. اگر افزایش تنش در منطقه به جهش قیمت انرژی منجر شود، دولت ترامپ ممکن است با فشار مضاعف از سوی بازارها، شرکت‌ها و رأی‌دهندگان آمریکایی روبه‌رو شود.

با این همه، نسبت دادن هر تحول در بازار نفت به تصمیمات یک طرف جنگ، بدون شواهد مستقل، دقیق نیست. قیمت نفت تابع مجموعه‌ای از عوامل، از جمله سطح عرضه، تقاضای جهانی، ریسک‌های ژئوپلیتیکی و انتظارات بازار است.

آماده‌باش اسرائیل؛ نگرانی از دور تازه رویارویی با ایران

در همین حال، شبکه کان اسرائیل گزارش داده است که وضعیت آماده‌باش در سرزمین‌های اشغالی، در پی احتمال آغاز دور تازه‌ای از رویارویی با ایران، همچنان ادامه دارد.

بر اساس این گزارش، نشست‌هایی با حضور مقام‌های ارشد نهادهای امنیتی اسرائیل برگزار شده و شماری از مقام‌های ارشد این رژیم نیز با مسئولان بلندپایه آمریکایی گفت‌وگو کرده‌اند.

این گزارش به‌تنهایی به معنای قطعی بودن حمله جدید نیست؛ اما استمرار رایزنی‌های امنیتی و آماده‌باش، از باقی ماندن سناریوی تشدید تنش در محاسبات تل‌آویو حکایت دارد.

برای رژیم صهیونیستی، هرگونه تصمیم درباره ورود به مرحله جدیدی از درگیری، به ارزیابی توان نظامی ایران، هزینه‌های احتمالی جنگ و سطح حمایت آمریکا وابسته است. در سوی دیگر، واشنگتن نیز باید میان ملاحظات امنیتی متحد خود و پیامدهای منطقه‌ای و اقتصادی گسترش جنگ توازن برقرار کند.

در چنین شرایطی، تهدید نظامی و تحرکات امنیتی را باید در کنار تحولات دیپلماتیک بررسی کرد؛ زیرا افزایش فشار نظامی می‌تواند هم‌زمان با تلاش برای گرفتن امتیاز در مذاکرات دنبال شود. با این حال، بدون اطلاعات تکمیلی نمی‌توان درباره زمان، دامنه یا قطعی بودن عملیات احتمالی نتیجه‌گیری کرد.

خط قرمز تهران؛ پایان جنگ در همه جبهه‌ها

6137888

در کنار گزارش‌های رسانه‌های آمریکایی و اسرائیلی، اظهارات سعید خطیب‌زاده، معاون وزیر امور خارجه و رئیس مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه ایران، تصویری روشن‌تر از موضع اعلام‌شده تهران ارائه می‌کند.

خطیب‌زاده در گفت‌وگو با شبکه المیادین تأکید کرده است که پایان جنگ‌ها یکی از شروط اساسی ایران است و ادامه درگیری در هر یک از جبهه‌های منطقه می‌تواند به معنای تداوم جنگ در جبهه‌های دیگر باشد.

او با اشاره به تحولات لبنان گفته است که این کشور باید در هرگونه توافق احتمالی لحاظ شود و نمی‌توان توافقی را پایدار دانست که در آن، درگیری در یک بخش از منطقه ادامه داشته باشد.

این موضع بر پیوستگی امنیتی تحولات منطقه تأکید دارد. از نگاه تهران، توافقی که صرفاً به توقف درگیری مستقیم میان ایران و آمریکا محدود شود، اما امکان ادامه حملات اسرائیل به لبنان یا دیگر جبهه‌ها را باز بگذارد، نمی‌تواند تضمین‌کننده ثبات پایدار باشد.

خطیب‌زاده همچنین با اشاره به آنچه نقض تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از سوی آمریکا و اسرائیل خوانده، بر بی‌اعتمادی تهران نسبت به تعهدات طرف مقابل تأکید کرده است. این مسئله یکی از چالش‌های اصلی مسیر دیپلماسی است: چگونه می‌توان به توافقی دست یافت که صرفاً به امضا و اعلام سیاسی محدود نباشد و از ضمانت‌های عملی برای اجرا برخوردار شود؟

جنگ ایران و آمریکا؛ اختلاف بر سر تعریف پایان درگیری

یکی از محورهای مهم اظهارات معاون وزیر امور خارجه ایران، تأکید بر غیرقانونی بودن جنگ از منظر تهران و رد تلاش‌ها برای تضعیف توان دفاعی و بازدارندگی کشور است.

خطیب‌زاده گفته است که آمریکا در تلاش‌های خود برای نابودی پدافند و توان بازدارندگی ایران ناکام مانده و جنگ تحمیلی را نباید از منظر رقابت‌های انتخاباتی آمریکا تحلیل کرد.

او همچنین تأکید کرده است که واشنگتن باید حقوق مردم ایران، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی کشور را به رسمیت بشناسد. این اظهارات نشان می‌دهد که تهران، موضوع پایان جنگ را فراتر از توقف حملات نظامی تعریف می‌کند و آن را با پذیرش حقوق حاکمیتی ایران و جلوگیری از تکرار تجاوز پیوند می‌زند.

در حوزه هسته‌ای نیز خطیب‌زاده بر حق ایران برای استفاده صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای تأکید کرده و از آمادگی تهران برای رسیدگی به دغدغه‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و آمریکا سخن گفته است.

از این منظر، دستیابی به توافق مستلزم روشن شدن چند موضوع اساسی است: حدود تعهدات هسته‌ای، نحوه رفع نگرانی‌های اعلام‌شده، تضمین عدم تکرار حمله نظامی و پذیرش حقوق حاکمیتی ایران. هرگونه توافقی که این مسائل را به آینده موکول کند یا درباره سازوکار اجرای تعهدات ابهام داشته باشد، با دشواری‌های جدی روبه‌رو خواهد شد.

پیشنهاد بازگشایی تنگه هرمز؛ دیپلماسی در کنار بازدارندگی

خطیب‌زاده در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود اعلام کرده است که ایران پیشنهاد بازگشایی تنگه هرمز ظرف هفت روز را مطرح کرده است. او در عین تأکید بر اینکه راهکار ایران جنگ نیست، تصریح کرده که تهران در صورت تحمیل جنگ، از خود دفاع خواهد کرد.

این اظهارات، دو وجه مکمل در موضع اعلام‌شده ایران را نشان می‌دهد: از یک سو، آمادگی برای ارائه راهکارهای دیپلماتیک درباره مسائل حساس منطقه‌ای و از سوی دیگر، تأکید بر حفظ توان دفاعی و بازدارندگی.

با این حال، تحقق هر طرحی برای بازگشایی تنگه هرمز به جزئیات اجرایی، شرایط امنیتی، تعهدات طرف‌ها و چگونگی جلوگیری از تکرار درگیری بستگی دارد. به همین دلیل، ارزیابی عملی این پیشنهاد نیازمند روشن شدن سازوکارهای مورد توافق و نحوه تضمین امنیت کشتیرانی است.

قطر و میانجی‌گری منطقه‌ای؛ توافق بدون تضمین چه ارزشی دارد؟

سخنگوی وزارت امور خارجه قطر نیز اعلام کرده است که هرگونه توافق با ایران باید نگرانی‌های همه طرف‌ها را دربر بگیرد و بر ضرورت ایجاد یک نظام امنیتی جدید برای منطقه تأکید کرده است.

این موضع نشان می‌دهد که دوحه می‌کوشد نقش خود را در مسیر کاهش تنش حفظ کند؛ اما مسئله اصلی، صرفاً گرد هم آوردن طرف‌ها پای میز مذاکره نیست. توافق زمانی می‌تواند به کاهش پایدار تنش منجر شود که میان تعهدات سیاسی و رفتار عملی طرف‌ها تناقض وجود نداشته باشد.

برای ایران، تجربه حملات نظامی در میانه مسیرهای دیپلماتیک، مسئله اعتماد و تضمین اجرا را به یکی از مهم‌ترین موضوعات مذاکرات تبدیل کرده است. از سوی دیگر، برای آمریکا نیز هزینه‌های تداوم جنگ، نااطمینانی در بازار انرژی و احتمال گسترش درگیری‌ها، عواملی هستند که می‌توانند بر محاسبات سیاسی و امنیتی اثر بگذارند.

در این میان، میانجی‌گری قطر و دیگر بازیگران منطقه‌ای زمانی می‌تواند مؤثر باشد که به روشن شدن تعهدات، کاهش احتمال سوءمحاسبه و ایجاد سازوکاری برای جلوگیری از نقض توافق کمک کند.

جمع‌بندی؛ انتخابات آمریکا پایان جنگ را تضمین نمی‌کند

تحولات روز نودوهشتم جنگ سوم نشان می‌دهد که دیپلماسی، فشار اقتصادی و تهدید نظامی همچنان به‌صورت هم‌زمان در معادله ایران و آمریکا حضور دارند. گزارش اکسیوس از نگرانی واشنگتن درباره تنگه هرمز و تلاش برای دریافت پاسخ تهران، در کنار گزارش شبکه کان از تداوم آماده‌باش اسرائیل، تصویری از شکنندگی وضعیت موجود ارائه می‌کند.

با این حال، نباید فشارهای انتخاباتی آمریکا را با تضمین تغییر رفتار واشنگتن اشتباه گرفت. همان‌طور که میانجی‌های منطقه‌ای نیز بنا بر روایت اکسیوس هشدار داده‌اند، نتیجه انتخابات به‌تنهایی مشخص نمی‌کند که دولت آمریکا در ادامه چه مسیری را انتخاب خواهد کرد.

از نگاه ایران، معیار اصلی هر توافق احتمالی باید پایان واقعی جنگ، توقف درگیری‌ها در جبهه‌های مرتبط، احترام به حاکمیت ملی و برخورداری از ضمانت‌های اجرایی باشد. در چنین چارچوبی، نه تعجیل برای پاسخ‌گویی به ملاحظات انتخاباتی واشنگتن تعیین‌کننده است و نه ادامه فشار نظامی می‌تواند به‌خودی‌خود نتیجه مذاکرات را مشخص کند.

مسئله اصلی در روز نودوهشتم جنگ سوم این است: آیا طرف آمریکایی آماده پذیرش توافقی مبتنی بر تعهدات متقابل و تضمین‌های عملی است یا همچنان می‌خواهد از فشار نظامی و اقتصادی برای تغییر محاسبات تهران استفاده کند؟ پاسخ به این پرسش، بیش از تقویم انتخابات آمریکا، مسیر آینده جنگ و دیپلماسی را تعیین خواهد کرد.

 

اخبار مرتبط
  • پس از پایان اجلاس سالانه مجمع عمومی سازمان ملل، چشم‌انداز تحولات مرتبط با جنگ ایران همچنان مبهم است؛ نه توافقی نهایی شکل گرفته و نه می‌توان با قطعیت از بازگشت جنگ سخن گفت. در این میان، رد شروط ایران درباره تنگه هرمز از سوی دونالد ترامپ، همزمان با تأکید او بر ادامه مذاکرات، پرسش مهمی را مطرح کرده است: اگر درگیری جدیدی آغاز شود، آیا آمریکا و رژیم اسرائیل قادر خواهند بود زمان و دامنه پایان آن را نیز کنترل کنند؟

  • رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو و مدیر پروژه امنیت و تهدیدات شیکاگو، در مجموعه‌ای از تحلیل‌های خود درباره جنگ ایران و آمریکا، مفهوم «تله تشدید» را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین چالش‌های راهبردی واشنگتن مطرح کرده است. از نگاه او، ممکن است یک طرف در میدان نبرد به موفقیت‌های تاکتیکی دست پیدا کند، اما اگر این موفقیت‌ها به اهداف سیاسی منجر نشود، همان عملیات می‌تواند موقعیت راهبردی آن کشور را دشوارتر کند. پیپ در این چارچوب، کنترل یا تأثیرگذاری ایران بر تنگه هرمز را یکی از مهم‌ترین متغیرهای تغییر‌دهنده معادلات جنگ می‌داند.

  • رفتار اخیر واشنگتن در قبال تهران نشان می‌دهد آمریکا همچنان تلاش می‌کند از ترکیب فشار نظامی، تحریم اقتصادی و تهدید سیاسی برای تغییر معادلات استفاده کند؛ اما تجربه تقابل چند دهه‌ای با ایران نشان داده است که افزایش فشار لزوماً به معنای دستیابی به اهداف سیاسی نیست.

ارسال نظر