صفحه سیاست گزارش می دهد؛

جنگ روایت‌ها بر سر ایران؛ از لشکرکشی خشایارشا تا مناقشه امروز تهران و واشنگتن

اظهارات مارکو روبیو درباره لشکرکشی خشایارشا به یونان، بار دیگر مناقشه بر سر تفسیر تاریخ ایران و غرب را به فضای سیاسی امروز کشانده است. یعقوب توکلی، پژوهشگر تاریخ، معتقد است استفاده سیاسی از گذشته باستانی، بخشی از رقابت بر سر هویت و قدرت است؛ رقابتی که به گفته او، در روابط ایران و آمریکا نیز ادامه دارد.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
جنگ روایت‌ها بر سر ایران؛ از لشکرکشی خشایارشا تا مناقشه امروز تهران و واشنگتن
صفحه سیاست-

اظهارات مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، درباره حمله خشایارشا به یونان، واکنش‌هایی را در ایران برانگیخته و بار دیگر موضوع استفاده سیاسی از تاریخ را به بحث گذاشته است. یعقوب توکلی، دانشیار پژوهشگاه علوم انسانی، در گفت‌وگو با ایرنا، روایت مطرح‌شده از سوی روبیو را یک‌جانبه دانسته و معتقد است چنین اظهاراتی بیش از آنکه بر بررسی جامع اسناد تاریخی استوار باشد، از تصویرسازی‌های فرهنگی و روایت‌های رایج در غرب تأثیر می‌پذیرد.

این مناقشه، فراتر از اختلاف بر سر یک رویداد تاریخی، پرسشی مهم را مطرح می‌کند: تاریخ باستان تا چه اندازه در شکل‌دهی به برداشت‌های سیاسی امروز از ایران نقش دارد و چگونه می‌توان میان واقعیت‌های تاریخی و بهره‌برداری تبلیغاتی از گذشته تمایز گذاشت؟

روایت روبیو از خشایارشا؛ تاریخ در خدمت سیاست

توکلی با اشاره به تأثیر احتمالی فیلم «۳۰۰» بر نگاه عمومی غرب به جنگ‌های ایران و یونان، می‌گوید روایت‌های فرهنگی می‌توانند تصویری یک‌جانبه از گذشته بسازند. به اعتقاد او، در روایت لشکرکشی خشایارشا به یونان، نمی‌توان زمینه‌های پیشین درگیری، از جمله حمله یونانیان به سارد و آتش‌سوزی این شهر، را نادیده گرفت.

با این حال، بررسی تاریخی این جنگ‌ها نیازمند توجه به مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، نظامی و منطقه‌ای است. لشکرکشی خشایارشا در سال ۴۸۰ پیش از میلاد، بخشی از جنگ‌های ایران و یونان در دوره هخامنشی بود؛ جنگ‌هایی که هر دو طرف در روایت‌های تاریخی و حافظه جمعی خود، برداشت‌های متفاوتی از آنها شکل داده‌اند.

توکلی همچنین با اشاره به رویارویی‌های ایران باستان و ایران دوره‌های بعد با قدرت‌های خارجی، از نبرد سورنا با کراسوس، شکست امپراتور روم والرین در برابر شاپور اول ساسانی و نبرد ملازگرد در دوره آلپ‌ارسلان یاد می‌کند. از نگاه او، تمرکز بر شکست‌های ایران و نادیده گرفتن پیروزی‌های تاریخی آن، تصویری ناقص از گذشته ارائه می‌دهد.

این استدلال، اهمیت یک اصل در تاریخ‌نگاری را برجسته می‌کند: هیچ رویدادی را نمی‌توان جدا از زمینه تاریخی و مجموعه عوامل مؤثر بر آن تفسیر کرد. در عین حال، بازخوانی تاریخ نیز زمانی اعتبار دارد که از گزینش گزینشی رویدادها، فارغ از اینکه به سود کدام طرف باشد، فاصله بگیرد.

ایران‌هراسی و پیوند تاریخ با رقابت سیاسی امروز

یکی از محورهای اصلی سخنان توکلی، ارتباط میان روایت‌های تاریخی و سیاست معاصر غرب در قبال ایران است. او معتقد است بازخوانی تقابلی جنگ‌های ایران و یونان، رویارویی ایران و روم و حتی جنگ‌های صلیبی، همچنان بر بخشی از نگاه غرب به ایران و جهان اسلام اثر می‌گذارد.

توکلی با اشاره به اظهارات دونالد ترامپ درباره ایران و تهدیدهای مطرح‌شده علیه این کشور، می‌گوید استفاده از مفاهیمی مانند نابودی تمدن ایران یا تقابل با اسلام و تشیع را باید در چارچوب رقابت‌های سیاسی و هویتی بررسی کرد. او همچنین معتقد است پروژه ایران‌هراسی در سال‌های گذشته، به یکی از محورهای ثابت تبلیغات ضدایرانی تبدیل شده است.

البته برای ارزیابی این ادعا باید میان مواضع رسمی دولت‌ها، بازنمایی ایران در رسانه‌ها و محصولات فرهنگی و برداشت‌های تاریخی جوامع غربی تمایز قائل شد. یک روایت سینمایی یا اظهارنظر سیاسی به‌تنهایی نمی‌تواند نگرش یک جامعه یا سیاست خارجی چندین کشور را توضیح دهد؛ همان‌طور که نمی‌توان نقش تاریخ و حافظه جمعی را در شکل‌گیری برداشت‌های سیاسی نادیده گرفت.

از این منظر، مناقشه بر سر خشایارشا صرفاً بحثی درباره یک پادشاه هخامنشی نیست؛ بلکه نمونه‌ای از چگونگی ورود تاریخ به رقابت‌های سیاسی امروز است؛ جایی که گذشته می‌تواند به ابزاری برای تقویت هویت ملی، توجیه سیاست‌ها یا شکل‌دهی به افکار عمومی تبدیل شود.

از جنگ‌های باستان تا سیاست خارجی آمریکا

توکلی با اشاره به سابقه طولانی استعمار در آمریکای لاتین، هند و چین، سیاست قدرت‌های غربی را در بسیاری از دوره‌های تاریخی مبتنی بر گسترش نفوذ و تأمین منافع اقتصادی و راهبردی توصیف می‌کند. او همچنین به جنگ‌های تریاک در چین و نقش کمپانی هند شرقی در استعمار هند اشاره دارد و این نمونه‌ها را شواهدی از پیامدهای سلطه قدرت‌های بزرگ بر جوامع دیگر می‌داند.

این پژوهشگر تاریخ، بخشی از رویکرد راهبردی آمریکا در خاورمیانه را نیز با ایده‌های مربوط به تجزیه کشورهای بزرگ منطقه و تضعیف قدرت مستقل آنها مرتبط می‌داند. او در این زمینه به دیدگاه‌های برنارد لوئیس درباره نظم منطقه‌ای اشاره می‌کند و معتقد است برخی طرح‌های سیاسی غرب، بر کاهش توان کشورهای منطقه برای مقاومت در برابر فشارهای خارجی استوار بوده‌اند.

با این حال، نسبت دادن همه سیاست‌های غرب به یک طرح واحد، نیازمند بررسی اسناد، مواضع رسمی و تفاوت‌های تاریخی میان دولت‌هاست. سیاست خارجی آمریکا و کشورهای اروپایی در دوره‌های مختلف، از مجموعه‌ای از عوامل امنیتی، اقتصادی و سیاسی تأثیر پذیرفته است و نمی‌توان تمام تصمیم‌ها را بدون شواهد مشخص، نتیجه یک برنامه یکپارچه دانست.

مذاکره یا بازدارندگی؛ مسئله اصلی در رابطه ایران و آمریکا

بخش دیگری از سخنان توکلی به ضرورت حفظ آمادگی دفاعی ایران اختصاص دارد. او معتقد است در شرایطی که تهدیدهای نظامی ادامه دارد، افزایش توان دفاعی می‌تواند نقش بازدارنده داشته باشد و هزینه اقدام نظامی علیه کشور را بالا ببرد.

توکلی همچنین با اشاره به سابقه اختلافات تهران و واشنگتن و تجربه توافق هسته‌ای، نسبت به اتکا به وعده‌های سیاسی آمریکا هشدار می‌دهد. از نگاه او، تجربه خروج دولت ترامپ از برجام در دوره نخست ریاست‌جمهوری‌اش، نشان داد که توافق‌های دیپلماتیک به‌تنهایی نمی‌توانند اختلافات راهبردی دو کشور را برطرف کنند.

در مقابل، تجربه روابط بین‌الملل نشان می‌دهد که بازدارندگی نظامی و دیپلماسی لزوماً دو مسیر متضاد نیستند. توان دفاعی می‌تواند بخشی از محاسبات امنیتی یک کشور باشد و مذاکره نیز، در صورت وجود سازوکارهای قابل اتکا برای اجرا و نظارت، ابزاری برای مدیریت اختلافات و کاهش خطر درگیری به شمار می‌رود.

از همین رو، مسئله اصلی برای سیاست خارجی ایران، چگونگی ایجاد توازن میان حفظ توان دفاعی، کاهش آسیب‌پذیری اقتصادی و استفاده از ظرفیت‌های دیپلماتیک است؛ توازنی که می‌تواند بر هزینه‌ها و پیامدهای تقابل طولانی‌مدت اثر بگذارد.

دانش بومی و توسعه؛ پاسخ بلندمدت به فشارهای خارجی

توکلی در بخش پایانی سخنان خود بر ضرورت تقویت توان علمی و اقتصادی کشور تأکید می‌کند. او معتقد است پیشرفت ایران نباید به رفع تحریم‌ها یا گشایش روابط خارجی وابسته بماند و توسعه پایدار، بیش از هر چیز، به تلاش مستمر، انباشت دانش و بهره‌گیری هوشمندانه از تجربه کشورهای دیگر نیاز دارد.

او چین، ویتنام، ژاپن و آلمان را نمونه‌هایی از کشورهایی می‌داند که با تکیه بر کار، آموزش و برنامه‌ریزی، مسیر توسعه را پیموده‌اند. از نگاه این پژوهشگر، ارتباط با جهان و استفاده از تجربه‌های بین‌المللی ضروری است، اما نمی‌توان توسعه را صرفاً از بیرون به یک کشور تزریق کرد.

این دیدگاه، موضوعی مهم در بحث استقلال راهبردی ایران را مطرح می‌کند: کاهش وابستگی به فشارهای خارجی تنها با افزایش توان دفاعی محقق نمی‌شود؛ اقتصاد کارآمد، نظام آموزشی توانمند، پژوهش علمی، فناوری پیشرفته و نهادهای پاسخ‌گو نیز در شکل‌گیری قدرت ملی نقش دارند.

تاریخ به‌عنوان میدان رقابت بر سر هویت و قدرت

واکنش یعقوب توکلی به اظهارات مارکو روبیو، دو موضوع را به یکدیگر پیوند می‌دهد: مناقشه بر سر تفسیر تاریخ ایران باستان و اختلافات راهبردی امروز میان تهران و واشنگتن. از نگاه او، روایت‌های تاریخی می‌توانند در خدمت ایران‌هراسی و فشار سیاسی قرار گیرند و به همین دلیل، شناخت تاریخ و تقویت آگاهی عمومی اهمیت دارد.

با این حال، پاسخ مؤثر به روایت‌های یک‌جانبه نیز به بررسی دقیق اسناد و پرهیز از بازتولید همان روش گزینشی نیازمند است. تاریخ ایران، مانند تاریخ یونان و دیگر تمدن‌ها، مجموعه‌ای از پیروزی‌ها، شکست‌ها، تعاملات و منازعات است و فهم آن بدون توجه به پیچیدگی‌های تاریخی ممکن نیست.

در عرصه سیاست امروز نیز قدرت ملی تنها با ارجاع به شکوه گذشته تعریف نمی‌شود. توان علمی و اقتصادی، انسجام اجتماعی، آمادگی دفاعی و دیپلماسی مؤثر، از جمله عواملی هستند که می‌توانند جایگاه یک کشور را در نظام بین‌الملل تقویت کنند. از این منظر، اهمیت مناقشه اخیر بیش از آنکه در بازخوانی یک لشکرکشی باستانی خلاصه شود، در نشان دادن تداوم نقش تاریخ و هویت در رقابت‌های سیاسی معاصر است.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر