گمانهزنیهای اخیر درباره رفتوآمد مدیران در سازمان صداوسیما را نباید صرفاً یک خبر حاشیهای یا جابهجایی اداری در بدنه حکمرانی تلقی کرد. این موج، چه به برکناری یا استعفا بینجامد و چه در حد یک شائبه رسانهای باقی بماند، نشانهای روشن از تعمیق یک بحران هویت و کارآمدی»است؛ بحرانی که حامیان و منتقدان سیاسی با گرایشهای گوناگون بر وجود آن متفقالقولاند.
نکته کلیدی در بررسی وضعیت صداوسیما، درک یک پارادوکس کارکردی است. این سازمان در شرایط فوقالعاده و اضطراری، نظیر جنگ یا بحرانهای حاد ملی، به دلیل زیرساختهای گسترده و انحصار در پخش، توان خود را در نگهداشتن آنتن و ایفا کردن نقش بولتن رسمی حاکمیت به رخ میکشد. اما مسئله اصلی درست از فردای بحران آغاز میشود؛ جایی که مدیریت «خط مقدم» جای خود را به مدیریت «جامعه متکثر» میدهد و سازمان در گذر از فاز اضطرار به شرایط عادی، کاملاً زمینگیر میشود.
چرا صداوسیما توان حفظ کامل سرمایه اجتماعی خود را در روزهای عادی ندارد؟
بزرگترین خطای محاسباتی در سیاستگذاری جامجم، اشتباه گرفتن وفاق ملی با تکصدایی است. هنگامی که یک رسانه با بودجه و منابع عمومی اداره میشود اما در تحلیلها، گزارشها و انتخاب کارشناسان تنها یک طیف خاص فکر را بازنمایی میکند، عملاً بخش عمدهای از مخاطبان خود را به سمت رسانههای جایگزین و خارج از مرزها سوق میدهد.
صداوسیما همچنان بر پایه منطق چهار دهه پیش یعنی انحصار مطلق بر تصویر برنامهریزی میکند؛ غافل از اینکه در عصر شبکههای اجتماعی و پلتفرمهای تعاملی، مرجعیت رسانهای کاملا ساختنی و انتخابی است، نه اعطایی و اجباری. اصرار بر فیلتر کردن واقعیتهای جاری جامعه و سانسور چهرهها یا دیدگاههای منتقد، نه تنها مانع دیدهشدن آنها نمیشود، بلکه تنها به سلب اعتبار از خود آنتن میانجامد.
در رویکرد فعلی سازمان، مخاطب یک کنشگر فعال در چرخه ارتباطی دیده نمیشود، بلکه بهمثابه سیبل پروپاگاندا تلقی میگردد. در چنین ساختاری، حتی اگر بودجههای هنگفت صرف تولیدات پرهزینه شود، اثرگذاری آن معکوس خواهد بود؛ چراکه مخاطب امروزی بیش از جذابیتهای بصری، به دنبال صداقت و انصاف در روایتهاست.
در پایان، اگر تحول در صداوسیما به تعویض یک چهره با چهرهای دیگر فروکاسته شود، بازسازی ارتباط گسسته این نهاد با بدنه جامعه غیرممکن خواهد بود. حل چالش رسانه ملی نیازمند یک جراحی ساختاری در نگاه به مقوله رسانه است؛ گذار از مدل بوق تبلیغاتی به سمت الگوی رسانه عمومی متکثر. تا زمانی که این اراده ساختاری برای بهرسمیت شناختن تنوع فرهنگی، سیاسی و اجتماعی ایران در آنتن جامجم شکل نگیرد، تغییر رئیس سازمان تنها تکرار یک چرخه معیوب و پرهزینه خواهد بود.