صفحه سیاست گزارش می دهد؛

تغییر تاکتیک ایران در تنگه هرمز؛ گسترش فشار دریایی به فراتر از آبراه راهبردی

گزارش رویترز از تغییر تاکتیک‌های ایران در تنگه هرمز و ثبت دست‌کم پنج حادثه علیه کشتی‌های تجاری طی ۴۸ ساعت حکایت دارد؛ تحولی که هم‌زمان با افزایش فشار بر بازار جهانی انرژی و نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، می‌تواند معادلات نظامی و اقتصادی تقابل تهران و واشینگتن را پیچیده‌تر کند.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
تغییر تاکتیک ایران در تنگه هرمز؛ گسترش فشار دریایی به فراتر از آبراه راهبردی
صفحه سیاست-

تنگه هرمز بار دیگر به یکی از مهم‌ترین کانون‌های تقابل ایران و آمریکا تبدیل شده است. گزارش خبرگزاری رویترز به نقل از دو مقام ارشد ایرانی نشان می‌دهد تهران در روزهای اخیر تاکتیک‌های عملیاتی خود را برای مقابله با کشتی‌هایی که محدودیت‌های اعلام‌شده را نقض می‌کنند، تغییر داده است؛ تغییری که به گفته این مقام‌ها، با افزایش شمار و سرعت حملات همراه بوده است.

بر اساس این گزارش، ایران حدود ۱۰ روز پیش اجرای رویکرد تازه‌ای را آغاز کرده است. هدف اعلام‌شده این راهبرد، مقابله با تلاش‌های آمریکا و متحدانش برای کاهش قیمت جهانی نفت و حفظ فشار اقتصادی بر واشینگتن عنوان شده است.

اهمیت این تحول تنها به افزایش حوادث دریایی محدود نمی‌شود. تنگه هرمز پیش از آغاز جنگ، مسیر عبور حدود یک‌پنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی مایع بود و هرگونه اختلال پایدار در آن می‌تواند به افزایش هزینه‌های انرژی، حمل‌ونقل و بیمه منجر شود. از این منظر، کنترل تردد دریایی در هرمز برای تهران به ابزاری جهت افزایش هزینه‌های اقتصادی و سیاسی تقابل با آمریکا تبدیل شده است.

چرا انتخابات آمریکا در محاسبات تهران اهمیت دارد؟

یکی از نکات مهم گزارش رویترز، پیوند میان تحولات نظامی در خلیج فارس و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در ماه نوامبر است. بر اساس اظهارات مقام‌های ایرانی، تهران می‌خواهد مانع از کاهش قیمت نفت در آستانه این انتخابات شود؛ انتخاباتی که نتیجه آن می‌تواند بر توازن قدرت در کنگره آمریکا تأثیر بگذارد.

افزایش قیمت انرژی برای دولت آمریکا صرفاً یک مسئله اقتصادی نیست. هزینه سوخت، تورم و فشار بر خانوارها از جمله موضوعاتی هستند که می‌توانند بر ارزیابی رأی‌دهندگان از عملکرد دولت تأثیر بگذارند. از همین رو، اختلال در یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان می‌تواند پیامدهایی فراتر از منطقه خلیج فارس داشته باشد.

در همین چارچوب، هزینه ماهانه حدود سه میلیارد دلاری جنگ نیز به یکی از موضوعات مورد توجه در فضای سیاسی آمریکا تبدیل شده است. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از بررسی گزینه‌های بعدی در قبال ایران خبر داده، اما بنا بر گزارش رویترز، گفته است پیش از برگزاری انتخابات حمله تازه‌ای انجام نخواهد داد.

با این حال، باید میان هدف اعلام‌شده ایران و نتیجه واقعی این راهبرد تفاوت قائل شد. افزایش قیمت نفت یا بالا رفتن هزینه‌های جنگ لزوماً به تغییر رفتار واشینگتن منجر نمی‌شود و ممکن است در مقابل، فشارهای سیاسی برای تشدید اقدامات نظامی یا اقتصادی علیه تهران را نیز افزایش دهد.

استفاده از دیده‌بان‌های غیرمسلح؛ تغییر در شیوه شناسایی اهداف

بخش دیگری از گزارش رویترز به تغییر روش شناسایی اهداف دریایی ایران اختصاص دارد. یک مقام نظامی آمریکایی که نامش فاش نشده، مدعی شده است که پس از آسیب‌دیدن بخشی از قابلیت‌های راداری ایران در حملات آمریکا، تهران از دیده‌بان‌های غیرمسلح مستقر در قایق‌های کوچک برای شناسایی کشتی‌های موردنظر استفاده کرده است.

به ادعای این مقام، دیده‌بان‌ها اطلاعات مربوط به اهداف احتمالی را به مراکز فرماندهی منتقل می‌کنند. کشتی‌های تجاری و شناورهای نیروی دریایی آمریکا نیز در میان اهداف احتمالی قرار دارند.

این شیوه، در صورت صحت، می‌تواند نشان‌دهنده تلاش برای سازگارشدن با محدودیت‌های تجهیزات شناسایی و حفظ توان عملیاتی در شرایط جنگی باشد. استفاده از منابع انسانی برای رصد تردد دریایی، به‌ویژه در محیطی پرتردد مانند خلیج فارس، می‌تواند بخشی از خلأ اطلاعاتی ناشی از آسیب‌دیدن سامانه‌های راداری را جبران کند.

با این حال، گزارش موجود جزئیات مستقلی درباره میزان اثربخشی این روش یا سهم آن در افزایش حملات ارائه نمی‌کند. بنابراین، نمی‌توان تمام تغییرات عملیاتی گزارش‌شده را صرفاً به استفاده از دیده‌بان‌های غیرمسلح نسبت داد.

افزایش حملات دریایی؛ نشانه‌ای از تشدید تنش

داده‌های مورد استناد رویترز از ثبت دست‌کم پنج حادثه دریایی طی ۴۸ ساعت حکایت دارد. نفتکش‌ها و دیگر کشتی‌های تجاری در محدوده هرمز هدف قرار گرفته‌اند و بخشی از حوادث نیز به حملات پهپادی مربوط بوده است.

بر اساس داده‌های سازمان بین‌المللی دریانوردی، شمار حوادث اخیر تقریباً با میزان حملات ثبت‌شده در فاصله سوم تا پنجم اکتبر برابری می‌کند. یک منبع امنیت دریایی نیز از افزایش سرعت حملات خبر داده است؛ روندی که با اظهارات مقام‌های ایرانی درباره تغییر تاکتیک‌ها هم‌خوانی دارد.

افزایش این حوادث در شرایطی رخ می‌دهد که تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز به‌شدت کاهش یافته است. تهدیدهای امنیتی، افزایش هزینه بیمه و نگرانی از گرفتارشدن در درگیری، شرکت‌های کشتیرانی را با تصمیم‌های دشوارتری مواجه می‌کند. در چنین شرایطی، حتی بدون توقف کامل عبور نفتکش‌ها، تداوم ناامنی می‌تواند جریان انتقال انرژی را مختل کند.

در نتیجه، اثرگذاری راهبرد دریایی ایران تنها به تعداد کشتی‌های هدف‌گرفته‌شده وابسته نیست؛ بلکه سطح ریسک ادراک‌شده از سوی شرکت‌های حمل‌ونقل، مالکان نفتکش‌ها و بیمه‌گران نیز در تعیین میزان اختلال نقش دارد.

گسترش دامنه عملیات به خلیج عمان و آب‌های منطقه

یکی از مهم‌ترین ابعاد راهبرد اعلام‌شده، احتمال گسترش عملیات از تنگه هرمز به مناطق دورتر است. مقام‌های ایرانی به رویترز گفته‌اند که خلیج عمان و آب‌های خارج از محدوده تنگه نیز می‌توانند در دامنه عملیات قرار گیرند.

بر اساس تحلیل منابع امنیت دریایی مورد استناد این گزارش، حوادثی در آب‌های ساحلی قطر و امارات متحده عربی نیز ثبت شده است. در صورت تأیید ارتباط این حوادث با راهبرد جدید تهران، دامنه خطر برای کشتیرانی تجاری از یک گذرگاه محدود فراتر خواهد رفت و بخش وسیع‌تری از مسیرهای دریایی منطقه را دربر خواهد گرفت.

چنین تغییری می‌تواند محاسبات امنیتی کشورهای ساحلی خلیج فارس را نیز پیچیده‌تر کند. گسترش محدوده خطر، حفاظت از کشتی‌ها را دشوارتر می‌سازد و ممکن است نیاز به حضور نظامی بیشتر، افزایش هزینه‌های امنیت دریایی و هماهنگی گسترده‌تر میان کشورهای منطقه و قدرت‌های خارجی را تقویت کند.

در عین حال، گسترش عملیات می‌تواند خطر رویارویی مستقیم میان نیروهای نظامی را افزایش دهد؛ به‌ویژه اگر شناورهای نظامی آمریکا یا کشورهای منطقه در جریان حفاظت از کشتی‌های تجاری با نیروهای ایرانی مواجه شوند.

محاصره دریایی آمریکا و تشدید فشار متقابل

در سوی دیگر این تقابل، واشینگتن نیز فشار اقتصادی و دریایی بر تهران را افزایش داده است. بنا بر گزارش رویترز، آمریکا با تشدید محاصره دریایی بنادر ایران و تمدید تحریم‌ها به دنبال افزایش هزینه‌های اقتصادی برای تهران و فراهم‌کردن زمینه توافقی برای پایان درگیری است.

این وضعیت، یک چرخه فشار متقابل ایجاد کرده است: آمریکا می‌کوشد از طریق محدودیت‌های دریایی و اقتصادی، توان ایران برای ادامه تقابل را کاهش دهد؛ تهران نیز با استفاده از موقعیت جغرافیایی خود در یکی از حیاتی‌ترین مسیرهای انتقال انرژی جهان، تلاش می‌کند هزینه‌های سیاست آمریکا را افزایش دهد.

با این حال، این چرخه لزوماً به برتری پایدار هیچ‌یک از طرفین منجر نمی‌شود. محدودیت صادرات و تجارت دریایی می‌تواند به اقتصاد ایران فشار وارد کند، در حالی که ناامنی در هرمز نیز هزینه‌های انرژی و حمل‌ونقل را در سطح جهانی بالا می‌برد. در چنین شرایطی، کشورهای واردکننده انرژی و اقتصادهای وابسته به تجارت دریایی نیز از پیامدهای تقابل متضرر می‌شوند.

آیا تنگه هرمز به سمت بسته‌شدن کامل حرکت می‌کند؟

cargo-ships-hormuz-strait-6acf2497984d89e2b048be07

مقام‌های ایرانی در گفت‌وگو با رویترز مدعی شده‌اند که تهران به سمت وضعیتی حرکت می‌کند که در آن هیچ کشتی ناقض محدودیت‌های ایران قادر به عبور از تنگه نباشد. یکی از این مقام‌ها نیز از احتمال بسته‌شدن کامل تنگه سخن گفته است.

با وجود این اظهارات، میان تهدید به انسداد کامل و تحقق عملی آن تفاوت مهمی وجود دارد. بسته‌شدن کامل هرمز می‌تواند پیامدهای بسیار گسترده‌تری از اختلال‌های کنونی داشته باشد؛ از افزایش شدید ریسک عرضه انرژی گرفته تا تشدید هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه و افزایش احتمال مداخله نظامی برای تأمین امنیت مسیر.

مرکز اطلاعات دریایی مشترک به رهبری نیروی دریایی آمریکا نیز در گزارش اخیر خود، سطح تهدید علیه کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز را «شدید» ارزیابی کرده است؛ سطحی که در نظام ارزیابی این مرکز، دومین رده بالای تهدید محسوب می‌شود.

با این حال، برای ارزیابی احتمال انسداد کامل باید علاوه بر اظهارات سیاسی و نظامی، به روند واقعی تردد کشتی‌ها، میزان حملات، واکنش نیروهای خارجی و توان عملیاتی طرف‌های درگیر نیز توجه کرد.

جمع‌بندی؛ هرمز به اهرم فشار در تقابل سیاسی و اقتصادی تبدیل شده است

گزارش رویترز نشان می‌دهد که تنگه هرمز در شرایط کنونی صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه به یکی از ابزارهای اصلی اعمال فشار در تقابل ایران و آمریکا تبدیل شده است. تغییر تاکتیک‌های عملیاتی، افزایش حوادث دریایی و احتمال گسترش محدوده عملیات، همگی از تلاش تهران برای حفظ اهرم فشار اقتصادی و امنیتی حکایت دارند.

با نزدیک‌شدن انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، اهمیت سیاسی قیمت نفت نیز افزایش یافته است؛ اما میزان موفقیت این راهبرد به عوامل متعددی بستگی دارد، از جمله توان ایران برای تداوم عملیات، واکنش واشینگتن، وضعیت بازار جهانی انرژی و احتمال شکل‌گیری مسیرهای دیپلماتیک.

در نهایت، خطر اصلی آن است که فشار متقابل به چرخه‌ای تبدیل شود که در آن هر اقدام برای افزایش هزینه‌های طرف مقابل، احتمال واکنش شدیدتر و اختلال گسترده‌تر در بازار انرژی را بالا ببرد. در چنین سناریویی، پیامدهای بحران از مرزهای منطقه فراتر می‌رود و اقتصاد جهانی، شرکت‌های کشتیرانی و کشورهای وابسته به واردات انرژی را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر