صفحه سیاست گزارش می دهد؛

شروط هفت‌گانه ایران زیر بار بازگشایی تنگه هرمز نمی‌رود؛ توپ مذاکرات در زمین آمریکاست

حسن قشقاوی، سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با تشریح آخرین وضعیت مذاکرات ایران و آمریکا اعلام کرد که اجرای شروط هفت‌گانه ایران، پیش‌شرط هرگونه گشایش در تنگه هرمز است. به گفته او، پیشنهاد جدید ایران برای کاهش زمان اجرای تفاهم از ۳۰ و ۶۰ روز به هفت روز، تغییری در محتوای توافق ایجاد نمی‌کند؛ در مقابل، آمریکا خواستار بازگشایی اولیه تنگه هرمز و اجرای تدریجی شروط ایران شده است؛ اختلافی که همچنان یکی از گره‌های اصلی مسیر دیپلماسی به شمار می‌رود.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
شروط هفت‌گانه ایران زیر بار بازگشایی تنگه هرمز نمی‌رود؛ توپ مذاکرات در زمین آمریکاست
صفحه سیاست-

حسن قشقاوی درباره آخرین تحولات مذاکرات ایران و آمریکا و طرح هفت‌روزه ایران گفت که طرف قطری به‌عنوان میانجی، در زمان حضور عباس عراقچی در نیویورک و حتی پیش از بازگشت او به ایران، پاسخ آمریکا به پیشنهاد تهران را منتقل کرده است.

قشقاوی تأکید کرد که با توجه به سوابق رفتار واشنگتن در مذاکرات گذشته، نمی‌توان بدون تحقق شروط تعیین‌شده از سوی ایران، انتظار پیشرفت پایدار در روند دیپلماسی را داشت.

به گفته سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، شروط هفت‌گانه ایران تصمیمی قطعی در سطح عالی نظام است و قرار نیست در مراحل مختلف تصمیم‌گیری تغییر کند. او تأکید کرد که بر اساس این موضع، گشایش تنگه هرمز پس از تحقق شروط موردنظر ایران امکان‌پذیر خواهد بود.

این موضع نشان می‌دهد که اختلاف تهران و واشنگتن صرفاً بر سر زمان‌بندی مذاکرات نیست؛ بلکه ترتیب اجرای تعهدات و میزان تضمین پایبندی طرفین نیز در مرکز مناقشه قرار دارد.

طرح هفت‌روزه ایران چه تفاوتی با تفاهم اسلام‌آباد دارد؟

قشقاوی درباره تفاوت طرح هفت‌روزه ایران با تفاهم مطرح‌شده در اسلام‌آباد توضیح داد که تفاوت اصلی به زمان‌بندی اجرای توافق مربوط می‌شود.

به گفته او، در طرح قبلی، بازه‌های زمانی ۳۰ و ۶۰ روزه مطرح بود، اما پیشنهاد جدید امکان فشرده‌سازی این زمان‌بندی و اجرای روند در یک دوره هفت‌روزه را فراهم می‌کند؛ بدون آنکه محتوای اصلی توافق تغییر کند.

با این حال، اختلاف بر سر ترتیب اجرای تعهدات همچنان پابرجاست. قشقاوی می‌گوید طرف آمریکایی خواهان آن است که ایران ابتدا تنگه هرمز را باز کند و سپس شروط هفت‌گانه به‌تدریج اجرا شوند.

در مقابل، موضع اعلام‌شده از سوی تهران بر تحقق شروط پیش از گشایش تنگه هرمز تأکید دارد. همین تفاوت در ترتیب اقدامات، می‌تواند تعیین‌کننده سرنوشت پیشنهاد هفت‌روزه باشد.

از منظر تحلیلی، کوتاه‌شدن زمان اجرای یک تفاهم لزوماً به معنای نزدیک‌شدن طرفین به توافق نیست. تا زمانی که درباره ترتیب اقدامات، تعهدات متقابل و سازوکار اطمینان از اجرای توافق تفاهمی شکل نگیرد، اختلاف اصلی همچنان باقی خواهد ماند.

ابهام در درخواست آمریکا برای مذاکره هسته‌ای

یکی دیگر از محورهای مورد اشاره قشقاوی، درخواست آمریکا برای مذاکره درباره پرونده هسته‌ای ایران است.

او با اشاره به ادعاهای دونالد ترامپ درباره نابودی تأسیسات و ظرفیت‌های هسته‌ای ایران در حملات نظامی، این پرسش را مطرح کرد که اگر به ادعای رئیس‌جمهور آمریکا همه‌چیز نابود شده است، مذاکره درباره موضوع هسته‌ای با چه هدفی دنبال می‌شود؟

قشقاوی معتقد است که طرح دوباره این موضوع از سوی واشنگتن، بدون روشن‌شدن مبانی و اهداف آن، ابهام‌های جدی ایجاد می‌کند و ممکن است بیش از آنکه ناظر بر یک مسیر روشن مذاکراتی باشد، کارکرد رسانه‌ای و روانی داشته باشد.

با این حال، ادعای نابودی کامل ظرفیت هسته‌ای ایران، همان‌گونه که قشقاوی به آن اشاره کرده، موضع اعلامی طرف آمریکایی است و به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزین ارزیابی مستقل از وضعیت واقعی تأسیسات و ظرفیت‌های هسته‌ای ایران شود.

چرا قشقاوی می‌گوید توپ مذاکرات در زمین آمریکاست؟

سخنگوی کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره به مواضع رسانه‌های غربی، مسئولیت تعیین مسیر بعدی مذاکرات را متوجه واشنگتن دانست.

از نگاه او، آمریکا باید مشخص کند که آیا به تعهدات مورد اشاره پایبند می‌ماند یا بار دیگر از چارچوب توافق عقب‌نشینی می‌کند.

این موضع، مسئله اعتماد را به یکی از محورهای اصلی اختلاف تبدیل می‌کند. تجربه اختلافات گذشته، از نگاه مقام‌های ایرانی، ضرورت روشن‌شدن تعهدات آمریکا و پرهیز از اقدامات یک‌جانبه را برجسته کرده است.

در چنین شرایطی، صرف اعلام آمادگی برای مذاکره نمی‌تواند به‌تنهایی نشانه پیشرفت باشد. معیار اصلی، نحوه تبدیل مواضع سیاسی به تعهدات مشخص و قابل ارزیابی است؛ به‌ویژه هنگامی که موضوعاتی مانند امنیت منطقه‌ای و تنگه هرمز در میان باشد.

فشار اقتصادی و سیاسی آمریکا؛ محاسبات تهران درباره تاب‌آوری واشنگتن

قشقاوی در بخش دیگری از اظهارات خود به شرایط داخلی آمریکا و فشارهای سیاسی بر دولت ترامپ اشاره کرد. او مدعی شد که فشارهای ناشی از جنگ و پیامدهای اقتصادی آن، موقعیت دولت آمریکا را تحت تأثیر قرار داده است.

این نماینده مجلس همچنین با اشاره به انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و اختلافات درون حزب جمهوری‌خواه، گفت که تحولات سیاسی داخلی این کشور می‌تواند بر محاسبات دولت واشنگتن درباره ادامه تنش‌ها اثر بگذارد.

او در عین حال تأکید کرد که فشارهای اقتصادی بر مردم ایران نیز واقعیتی انکارناپذیر است، اما از نظر او، تجربه طولانی ایران در مواجهه با تحریم‌ها و فشارهای خارجی، ظرفیت بیشتری برای تحمل این شرایط ایجاد کرده است.

با وجود این، ارزیابی میزان فشار سیاسی بر دولت آمریکا و تأثیر آن بر تصمیم‌های واشنگتن، نیازمند بررسی مستقل داده‌های اقتصادی، نظرسنجی‌های معتبر و تحولات انتخاباتی است. نمی‌توان صرفاً بر اساس اظهارات یک مقام سیاسی، درباره شدت این فشارها یا پیامد قطعی آن برای سیاست خارجی آمریکا نتیجه‌گیری کرد.

اختلافات جمهوری‌خواهان و تأثیر آن بر مذاکرات ایران و آمریکا

قشقاوی با اشاره به اختلافات درون حزب جمهوری‌خواه، مدعی شد که موقعیت انتخاباتی این حزب در برخی ایالت‌ها تضعیف شده و احتمال ازدست‌دادن اکثریت در کنگره به یکی از نگرانی‌های سیاسی تبدیل شده است.

از منظر مذاکراتی، تحولات داخلی آمریکا می‌تواند بر محاسبات دولت این کشور اثر بگذارد؛ به‌ویژه اگر هزینه‌های اقتصادی و سیاسی سیاست خارجی به موضوعی جدی در رقابت‌های انتخاباتی تبدیل شود.

با این حال، ارتباط مستقیم میان اختلافات حزبی و تغییر رفتار واشنگتن در قبال ایران، موضوعی نیست که بتوان آن را قطعی دانست. سیاست آمریکا در قبال تهران علاوه بر ملاحظات انتخاباتی، تحت تأثیر ساختار تصمیم‌گیری امنیتی، اختلاف دیدگاه‌ها در کنگره، محاسبات منطقه‌ای و مواضع متحدان این کشور نیز قرار دارد.

سرنوشت تنگه هرمز به اجرای تعهدات گره خورده است

مجموع اظهارات قشقاوی نشان می‌دهد که در شرایط فعلی، دو مسئله اصلی در مسیر مذاکرات ایران و آمریکا قرار دارد: نخست، اختلاف بر سر ترتیب اجرای شروط هفت‌گانه و بازگشایی تنگه هرمز؛ دوم، تردید تهران نسبت به پایبندی واشنگتن به تعهدات احتمالی.

پیشنهاد هفت‌روزه ایران، در صورت دستیابی به توافق درباره جزئیات اجرایی، می‌تواند زمان‌بندی مذاکرات را فشرده‌تر کند؛ اما کوتاه‌شدن زمان به‌تنهایی اختلاف‌های اساسی را از میان نمی‌برد.

در نهایت، مسیر پیش‌رو به پاسخ روشن آمریکا درباره شروط ایران و نحوه اجرای تعهدات متقابل بستگی دارد. تا زمانی که اختلاف بر سر تقدم و تأخر اقدامات حل نشود، طرح هفت‌روزه نیز با همان چالش اصلی مذاکرات روبه‌رو خواهد بود: چگونه می‌توان از توافقی سخن گفت که طرفین درباره نخستین گام اجرای آن هنوز اختلاف دارند؟

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر