بر اساس این گزارش، وضعیت فعلی تنگه هرمز را نمیتوان بهسادگی در قالب «باز» یا «بسته» تعریف کرد. گزارش تأکید میکند که تردد برخی شناورها همچنان ادامه دارد، اما عبور از این مسیر با محدودیتها و ریسکهایی همراه است.
از سوی دیگر، نبود آمار رسمی و قطعی درباره میزان موفقیت شناورها در عبور از تنگه، ارزیابی دقیق وضعیت را دشوار کرده است. برخی دادههای غیررسمی و تصاویر ماهوارهای نیز از ادامه جریان صادرات انرژی منطقه حکایت دارند.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد هرمز در وضعیتی بین باز بودن کامل و انسداد کامل قرار گرفته است؛ وضعیتی که در هر صورت، هزینه و ریسک انتقال انرژی از این مسیر را افزایش داده است.
قیمت نفت چه پیامی درباره وضعیت هرمز دارد؟
یکی از نشانههایی که در این تحلیل مورد توجه قرار گرفته، قیمت نفت در بازارهای جهانی است.
قیمت حدود ۱۰۰ دلار برای هر بشکه نفت میتواند نشاندهنده اثرگذاری محدودیتهای ایجادشده در تنگه هرمز باشد؛ با این حال، این قیمت همچنان فاصله قابل توجهی با سقفهای ثبتشده در ابتدای جنگ دارد.
در نتیجه، نمیتوان تنها بر اساس قیمت نفت درباره میزان موفقیت انسداد یا محدودیت تردد در هرمز قضاوت کرد. عوامل دیگری از جمله اختلال در زیرساختهای نفتی مناطق مختلف و وضعیت سایر مسیرهای انتقال انرژی نیز بر قیمت جهانی نفت اثرگذار هستند.
مسیرهای جایگزین؛ تهدیدی برای اهرم ژئوپلیتیکی ایران
یکی از مهمترین محورهای گزارش، موضوع مسیرهای جایگزین برای انتقال انرژی است.
خطوط لوله عربستان سعودی، امارات و عراق و همچنین روشهایی مانند انتقال کشتی به کشتی در جنوب تنگه هرمز، از جمله مسیرهایی هستند که میتوانند بخشی از محدودیتهای ایجادشده در این آبراه را دور بزنند.
اگر این مسیرها در بلندمدت توسعه پیدا کنند، وابستگی کشورهای منطقه و بازار جهانی به تنگه هرمز کاهش خواهد یافت. در چنین شرایطی، بخشی از ارزش ژئوپلیتیکی این آبراه نیز ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.
چرا انسداد طولانیمدت میتواند نتیجه معکوس داشته باشد؟
تنگه هرمز زمانی بیشترین ارزش راهبردی را دارد که بخش قابل توجهی از تجارت انرژی جهان همچنان به عبور از آن وابسته باشد.
بنابراین اگر انسداد طولانیمدت باعث شود کشورهای صادرکننده و مصرفکننده انرژی سرمایهگذاری گستردهای برای توسعه مسیرهای جایگزین انجام دهند، ممکن است در سالهای آینده بخشی از این وابستگی از بین برود.
بر همین اساس، گزارش هشدار میدهد که نهادینه شدن مسیرهای جایگزین میتواند در بلندمدت حتی خطرناکتر از بازگشایی تنگه باشد؛ زیرا بخشی از مزیت ژئوپلیتیکی هرمز را بهصورت ساختاری کاهش خواهد داد.
قدرت هرمز فقط در بستن آن نیست
در این تحلیل تأکید شده است که استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار نمیتواند یک سیاست کاملاً صفر و یکی باشد.
به بیان دیگر، حفظ قدرت راهبردی ایران لزوماً به معنای انسداد کامل و دائمی تنگه نیست؛ بلکه امکان عبور محدود، مدیریتشده و مشروط نیز میتواند به حفظ وابستگی جهانی به این آبراه و استمرار اهمیت ژئوپلیتیکی آن کمک کند.
بر اساس این نگاه، هدف اصلی باید حفظ امکان اعمال حاکمیت و استفاده از هرمز بهعنوان اهرم بازدارنده باشد، بدون آنکه شرایط بهگونهای پیش برود که کشورهای دیگر برای همیشه به دنبال حذف این مسیر از معادلات انرژی خود باشند.
تنگه هرمز؛ اهرم فشار یا سرمایه راهبردی؟
اهمیت هرمز تنها به عبور کشتیهای نفتکش محدود نمیشود. جایگاه این آبراه در شبکه انرژی جهانی باعث شده است هرگونه اختلال در تردد از آن، پیامدهایی فراتر از منطقه خلیج فارس داشته باشد.
به همین دلیل، حفظ این جایگاه برای ایران یک سرمایه راهبردی محسوب میشود. استفاده از این سرمایه نیز نیازمند محاسبه هزینهها و پیامدهای کوتاهمدت و بلندمدت است.
گزارش حاضر بر همین اساس پیشنهاد میکند که به جای نگاه صفر و یکی به تنگه هرمز، از یک الگوی انعطافپذیر استفاده شود؛ الگویی که هم امکان اعمال فشار و بازدارندگی را حفظ کند و هم مانع شکلگیری دائمی مسیرهای جایگزین شود.
جمعبندی؛ هرمز را نباید برای همیشه از دسترس خارج کرد
تنگه هرمز همچنان یک اهرم مهم در اختیار ایران است و محدودیتهای ایجادشده در این آبراه بر بازار انرژی و هزینه حملونقل اثر گذاشته است. با این حال، انسداد طولانیمدت میتواند کشورهای منطقه و بازار جهانی را به سمت مسیرهای جایگزین سوق دهد؛ موضوعی که در صورت نهادینه شدن، ممکن است ارزش راهبردی هرمز را در بلندمدت کاهش دهد.
از این منظر، چالش اصلی برای ایران تنها نحوه استفاده از قدرت هرمز نیست؛ بلکه حفظ این قدرت برای سالهای آینده نیز اهمیت دارد. مدیریت تردد، ایجاد محدودیتهای هدفمند و جلوگیری از شکلگیری جایگزینهای پایدار میتواند بخشی از این معادله باشد.