صفحه سیاست بررسی می کند؛

بیانیه بریکس؛ یک پیام جمعی علیه یک‌جانبه‌گرایی آمریکا و به سود ایران

هجدهمین اجلاس سران بریکس در دهلی‌نو در شرایطی به پایان رسید که جنگ و تنش در غرب آسیا، تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا و بحران امنیت انرژی، این گروه را با یکی از پیچیده‌ترین آزمون‌های دیپلماتیک خود مواجه کرده بود. با این حال، تصویب اجماعی بیانیه ۴۵ صفحه‌ای «دهلی‌نو ۲۰۲۶» نشان داد اعضای بریکس، با وجود اختلافات ژئوپلیتیکی، توانسته‌اند بر نقاط اشتراک خود تمرکز کنند؛ بیانیه‌ای که در بخش‌های مهمی از آن، بدون ذکر نام آمریکا، سیاست تحریم‌های یک‌جانبه، حمله به تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز و تهدید امنیت کشتیرانی را مورد انتقاد قرار داده است؛ مواضعی که برای جمهوری اسلامی ایران یک دستاورد مهم دیپلماتیک محسوب می‌شود.

صفحه سیاست را در گوگل دنبال کنید
بیانیه بریکس؛ یک پیام جمعی علیه یک‌جانبه‌گرایی آمریکا و به سود ایران
صفحه سیاست-

اهمیت بیانیه دهلی‌نو زمانی بیشتر مشخص می‌شود که به اختلافات قبلی اعضای بریکس نگاه کنیم. در اردیبهشت‌ماه، اختلاف دیدگاه کشورها درباره تحولات خاورمیانه حتی مانع از صدور بیانیه پایانی نشست وزیران خارجه این گروه شد.

اما این‌بار رایزنی‌های فشرده دیپلماتیک به نتیجه رسید و ۱۱ عضو اصلی بریکس توانستند بر سر یک سند جامع به توافق برسند.

این اتفاق صرفاً تصویب یک بیانیه معمولی نیست؛ بلکه نشان می‌دهد بریکس در حال عبور از مرحله‌ای است که اختلافات داخلی می‌توانست مانع شکل‌گیری موضع مشترک این مجموعه شود.

نکته مهم‌تر اینکه در ترکیب جدید بریکس، کشورهایی با منافع متفاوت و حتی بعضاً متضاد در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند؛ از ایران و روسیه و چین گرفته تا هند و امارات متحده عربی. بنابراین دستیابی به اجماع درباره موضوعات حساسی مانند جنگ، تحریم، انرژی و امنیت دریایی، خود یک دستاورد دیپلماتیک برای این بلوک محسوب می‌شود.

پیام بریکس به واشنگتن؛ تحریم یک‌جانبه قابل قبول نیست

یکی از مهم‌ترین بخش‌های بیانیه پایانی، موضع‌گیری اعضا علیه تحریم‌ها و اقدامات قهری یک‌جانبه است.

اعضای بریکس در این سند با انتقاد از اقدامات قهری یک‌جانبه، تحریم‌های خارج از چارچوب شورای امنیت سازمان ملل و برخی سیاست‌های تعرفه‌ای، خواستار لغو فوری این اقدامات شدند.

اگرچه در متن بیانیه نام آمریکا به صورت مستقیم ذکر نشده است، اما در شرایط فعلی، مخاطب اصلی این بخش از سند برای ناظران بین‌المللی کاملاً قابل تشخیص است.

واشنگتن طی سال‌های گذشته از تحریم‌های ثانویه به عنوان ابزاری برای فشار بر کشورها و شرکت‌هایی استفاده کرده که با ایران همکاری اقتصادی دارند. بنابراین مطالبه لغو این تحریم‌ها از سوی مجموعه‌ای مانند بریکس، فراتر از یک موضع سیاسی معمولی است و می‌تواند نشانه افزایش مخالفت کشورهای بزرگ غیرغربی با استفاده ابزاری از نظام مالی جهانی باشد.

تأسیسات هسته‌ای ایران؛ خط قرمز جدید در بیانیه بریکس

6473498

یکی دیگر از بخش‌های مهم بیانیه دهلی‌نو، اشاره به حملات علیه تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی است.

بریکس نسبت به حملات عمدی علیه زیرساخت‌های غیرنظامی و تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز تحت پادمان‌های آژانس ابراز نگرانی کرده و تأکید کرده است که اصول ایمنی و امنیت هسته‌ای حتی در شرایط جنگی نیز باید رعایت شود.

این موضع برای تهران اهمیت ویژه‌ای دارد؛ زیرا حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک درگیری نظامی داشته باشد و امنیت منطقه و حتی سلامت میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار دهد.

از این منظر، بیانیه بریکس را می‌توان تلاشی برای تثبیت یک اصل مهم در معادلات بین‌المللی دانست: تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز نباید به هدفی مشروع در جریان منازعات نظامی تبدیل شوند.

تنگه هرمز؛ نقطه اتصال امنیت ایران و اقتصاد جهان

یکی دیگر از محورهای مهم اجلاس، موضوع امنیت انرژی و آزادی کشتیرانی بود.

بیانیه بریکس بدون اشاره مستقیم به نام تنگه هرمز، بر ضرورت حفظ امنیت آبراه‌های بین‌المللی، آزادی دریانوردی، حق عبور بی‌ضرر و تداوم جریان تجارت و انرژی تأکید کرده است.

این ادبیات را باید در چارچوب شرایط حساس خلیج فارس تحلیل کرد. تنگه هرمز تنها یک مسیر دریایی متعلق به یک منطقه جغرافیایی خاص نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین شریان‌های انرژی جهان است و هرگونه اختلال جدی در آن، مستقیماً اقتصاد چین، هند و سایر واردکنندگان بزرگ انرژی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

بنابراین مسئله هرمز برای بریکس یک موضوع صرفاً امنیتی نیست؛ بلکه به اقتصاد، انرژی، تجارت جهانی و امنیت زنجیره تأمین نیز ارتباط پیدا می‌کند.

برای ایران نیز این مسئله اهمیت دوگانه دارد. تهران از یک سو بر حق خود برای دفاع از منافع و امنیت ملی تأکید دارد و از سوی دیگر تلاش می‌کند نگرانی کشورهای منطقه و شرکای اقتصادی خود درباره استمرار تجارت و انرژی را مدیریت کند.

در چنین شرایطی، رایزنی‌های منطقه‌ای ایران با کشورهای ساحلی خلیج فارس و تلاش برای ایجاد مسیرهای امن‌تر کشتیرانی را می‌توان بخشی از همین راهبرد دانست.

روسیه و چین؛ تقویت گفتمان جهان چندقطبی

6473497

سخنرانی رهبران روسیه و چین در اجلاس نیز نشان داد که بریکس تنها در حال واکنش به بحران‌های جاری نیست، بلکه به دنبال بازتعریف بخشی از ساختار حکمرانی جهانی است.

ولادیمیر پوتین با انتقاد از تلاش غرب برای حفظ ساختار موجود قدرت، بر تقویت نقش کشورهای غیرغربی در نهادهای بین‌المللی و اصلاح ساختارهایی مانند صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی تأکید کرد.

شی جین‌پینگ نیز بریکس را یکی از مهم‌ترین بسترهای همکاری کشورهای در حال توسعه دانست و بر ضرورت پایان یافتن جنگ و حرکت به سمت صلح پایدار در غرب آسیا تأکید کرد.

وجه مشترک این مواضع، مخالفت با انحصار تصمیم‌گیری در نظام بین‌الملل و تلاش برای حرکت به سمت ساختاری چندقطبی‌تر است؛ موضوعی که در سال‌های اخیر به یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی ایران، روسیه و چین تبدیل شده است.

پزشکیان؛ پیشنهادهای اقتصادی ایران برای بریکس

حضور مسعود پزشکیان در اجلاس نیز صرفاً جنبه سیاسی نداشت. رئیس‌جمهور ایران در سخنرانی خود علاوه بر تشریح پیامدهای جنگ و انتقاد از یک‌جانبه‌گرایی، بر ضرورت کاهش وابستگی کشورهای عضو بریکس به ساختارهای مالی تحت سلطه غرب تأکید کرد.

پیشنهاد استفاده بیشتر از ارزهای ملی در تجارت، ایجاد سازوکار تسویه متقابل و تشکیل شرکت بیمه اتکایی مشترک بریکس با سرمایه ۱۰ میلیارد دلار، از جمله پیشنهادهایی بود که می‌تواند در صورت اجرایی شدن، بخشی از محدودیت‌های ناشی از تحریم‌های مالی غرب را کاهش دهد.

این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که مقابله با تحریم صرفاً با صدور بیانیه سیاسی امکان‌پذیر نیست. اگر بریکس بتواند در حوزه پرداخت، بیمه، تجارت و تأمین مالی سازوکارهای مستقل ایجاد کند، آن زمان فشار تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا با یک چالش جدی‌تر مواجه خواهد شد.

کاهش وابستگی به دلار؛ پرونده‌ای که ایران دنبال می‌کند

رایزنی‌های وزیر امور خارجه ایران با مقام‌های چین و برزیل نیز نشان‌دهنده اهمیت موضوع اقتصاد در دیپلماسی بریکس بود.

بحث کاهش وابستگی به دلار، استفاده از ارزهای ملی و ایجاد سازوکارهای مالی مستقل، همچنان یکی از مهم‌ترین پروژه‌های اقتصادی این مجموعه است.

در همین چارچوب، پیگیری عضویت کامل ایران در بانک توسعه نوین بریکس نیز می‌تواند برای تهران اهمیت ویژه‌ای داشته باشد؛ زیرا دسترسی به منابع و سازوکارهای مالی این نهاد می‌تواند ظرفیت‌های جدیدی برای همکاری اقتصادی ایران با اعضای بریکس ایجاد کند.

یک پیروزی دیپلماتیک، نه پایان یک مسیر

بیانیه دهلی‌نو را می‌توان برای ایران یک دستاورد دیپلماتیک مهم دانست؛ اما نباید آن را پایان مسیر تلقی کرد.

اهمیت واقعی این بیانیه زمانی مشخص خواهد شد که مواضع اعلام‌شده در زمینه لغو تحریم‌های یک‌جانبه، امنیت هسته‌ای، تجارت، کاهش وابستگی به دلار و امنیت دریانوردی به سازوکارهای عملی تبدیل شود.

با این حال، یک واقعیت مهم در این اجلاس خود را نشان داد: ایران توانسته است موضوعات مورد مناقشه خود با آمریکا را از یک اختلاف دوجانبه به بخشی از گفت‌وگوی گسترده‌تر درباره نظم جهانی تبدیل کند.

بریکس نیز با وجود اختلافات داخلی، نشان داد که می‌تواند در موضوعات مهمی مانند مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی، حمایت از چندجانبه‌گرایی و حفظ امنیت تجارت جهانی، به موضع مشترک برسد.

از این منظر، بیانیه دهلی‌نو را می‌توان بیش از آنکه صرفاً یک سند سیاسی بدانیم، نشانه‌ای از تغییر تدریجی توازن در نظام بین‌الملل دانست؛ تغییری که در آن کشورهای خارج از مدار سنتی غرب، تلاش می‌کنند از «گیرنده قانون» به «شکل‌دهنده قانون» تبدیل شوند.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر