تحولات دو روز گذشته در جبهههای غربی یمن، بار دیگر نقش قدرت هوایی عربستان در حمایت از نیروهای وابسته به این کشور را آشکار کرد. نیروهای انصارالله پس از دو روز پیشروی سریع در ارتفاعات غرب تعز و جنوب استان الحدیده، بخشهایی از مواضع نیروهای وابسته به عربستان را در اختیار گرفتند.
با ورود حمدی شکری، فرمانده منطقه چهارم نظامی نیروهای وابسته به دولت عدن، به بندر المخا و در اختیار گرفتن فرماندهی نبردها و همزمان آغاز حملات هوایی علیه مواضع انصارالله، وضعیت میدان تغییر کرد و نیروهای وابسته به عربستان بخشی از مواضع از دست رفته را بازپس گرفتند.
جابهجایی فرماندهان و نیروها در میانه نبرد، امری عادی است و به تنهایی نمیتواند علت تغییر وضعیت را توضیح دهد. عامل مهمتر، بازگشت حملات هوایی به جبهههای نبرد است؛ اقدامی که میتواند ضعف نیروهای زمینی وابسته به عربستان را تا حدی جبران و فرصت بازسازی آرایش آنها را فراهم کند.
نیروهای وابسته به دولت عدن مدعی شدهاند که حملات توسط جنگندههای این دولت انجام شده است. این ادعا با توجه به توان نظامی دولت عدن محل تردید است؛ زیرا این دولت نیروی هوایی مستقل و جنگنده عملیاتی در اختیار ندارد و از آغاز جنگ یمن در سال ۲۰۱۵، عملیات هوایی علیه انصارالله عمدتا از سوی نیروهای ائتلاف، بهویژه عربستان و امارات، انجام شده است.

از این رو، نسبت دادن حملات اخیر به «نیروی هوایی دولت عدن» در متن حاضر بهعنوان تلاشی برای پوشاندن نقش مستقیم عربستان در بازگشت قدرت هوایی به میدان یمن ارزیابی شده است.
اهمیت این تحول را باید از منظر توانمندیهای دو طرف درک کرد. انصارالله طی سالهای جنگ توانسته است توان موشکی و پهپادی خود را توسعه دهد و در مواردی نیز جنگندههای ائتلاف را هدف قرار دهد. این توانمندیها موجب شده برتری هوایی عربستان دیگر مطلق و بدون هزینه نباشد.
با این حال، انصارالله همچنان از یک شبکه پدافند هوایی همتراز با نیروی هوایی عربستان برخوردار نیست. بنابراین، بازگشت جنگندهها میتواند یک مزیت عملیاتی مهم برای نیروهای وابسته به ریاض ایجاد کند.
قدرت هوایی؛ ابزار مهار پیشروی انصارالله
پیشروی سریع انصارالله در روزهای گذشته نشان داد نیروهای وابسته به عربستان در برابر فشار زمینی با دشواری مواجه هستند. ورود قدرت هوایی میتواند با هدف متوقف کردن پیشروی، ضربه زدن به مواضع و خطوط پشتیبانی و فراهم کردن فرصت برای سازماندهی مجدد این نیروها انجام شود.
به همین دلیل، حملات اخیر را باید در چارچوب تلاش برای مهار ابتکار عمل انصارالله در غرب یمن ارزیابی کرد، نه صرفا یک تحول مقطعی در نبرد تعز و الحدیده.

تجربه جنگ از سال ۲۰۱۵ نیز نشان داده است که برتری هوایی به تنهایی نمیتواند موازنه یمن را به صورت پایدار تغییر دهد. ائتلاف سعودی با وجود برخورداری از توان گسترده هوایی، نتوانست اهداف اصلی خود را در برابر انصارالله محقق کند. مشکل اصلی ائتلاف، تبدیل برتری هوایی به دستاورد پایدار زمینی و سیاسی بود.
با این حال، قدرت هوایی میتواند در مقیاس تاکتیکی برای جلوگیری از پیشروی انصارالله و کمک به بازسازی نیروهای وابسته به عربستان مؤثر باشد.
از همین جا، مسئله از سطح نظامی فراتر میرود. بازگشت حملات هوایی نشان میدهد ریاض همچنان تلاش میکند موازنه سیاسی آینده یمن را از طریق اثرگذاری بر میدان شکل دهد. هنگامی که نیروهای وابسته به عربستان در برابر پیشروی انصارالله با مشکل مواجه میشوند، استفاده از قدرت هوایی میتواند مانع تبدیل شکستهای تاکتیکی آنها به تغییرات پایدار در جبهه شود.
چنین رویکردی میتواند بر روند سیاسی نیز اثر بگذارد؛ زیرا تا زمانی که موازنه میدان از طریق مداخله نظامی قابل تغییر باشد، مذاکرات سیاسی نیز از این موازنه تأثیر خواهد پذیرفت.
بازدارندگی انصارالله در برابر حملات هوایی
مهمترین مسئله اکنون، واکنش انصارالله به بازگشت حملات هوایی است. حدود یک ماه گذشته، انصارالله در واکنش به نقض حریم هوایی یمن از سوی عربستان، معادله جدیدی را اعلام و به اجرا گذاشته است که بر اساس آن، تجاوز به حریم هوایی یمن با هدف قرار دادن زیرساختهای نظامی در داخل عربستان پاسخ داده میشود.
این معادله در جریان تشدید اخیر تنشها شکل گرفته و هدف آن ایجاد هزینه برای استفاده مجدد عربستان از قدرت هوایی است.
از این منظر، حملات اخیر آزمونی برای اعتبار این معادله محسوب میشود. مسئله برای انصارالله صرفا پاسخ به یک حمله هوایی نیست؛ بلکه جلوگیری از تبدیل این حملات به یک رویه پایدار است.
اگر عربستان بتواند بدون پرداخت هزینه قابل توجه، عملیات هوایی خود را ادامه دهد، نیروهای وابسته به آن در میدان نیز از امکان بیشتری برای بازسازی و حفظ مواضع برخوردار خواهند شد. در مقابل، پاسخ مؤثر انصارالله میتواند نشان دهد قواعد جنگ نسبت به سالهای نخست تغییر کرده و بازگشت قدرت هوایی سعودی نمیتواند بدون هزینه باشد.
سکوت حدود ۲۴ ساعته انصارالله پس از حملات اخیر را نیز نباید به معنای پذیرش وضعیت جدید یا ناتوانی در پاسخ دانست. نحوه و زمان پاسخ، بهویژه در شرایطی که تحولات نظامی با تلاشهای سیاسی و میانجیگریها همزمان شده است، بخشی از محاسبات بازدارندگی به شمار میرود.
در مقابل، عربستان نیز ممکن است از این فاصله برای تثبیت دستاوردهای میدانی و فراهم کردن شرایط مناسبتر در عرصه سیاسی استفاده کند. فشار بر میانجیها و تلاش برای بهبود شرایط مذاکره و مصالحه با هدف جلوگیری از پاسخ انصارالله، در این چارچوب قابل ارزیابی است.
برای انصارالله، اهمیت این مسئله از آن جهت است که اجازه دادن به بازگشت بیهزینه جنگندههای سعودی میتواند موازنه ایجادشده در سالهای گذشته را تضعیف کند. نیروهای وابسته به عربستان زمانی میتوانند فشار بیشتری بر جبهههای انصارالله وارد کنند که از پشتیبانی هوایی برخوردار باشند.
در نهایت، نبردهای اخیر غرب یمن را نباید صرفا بر اساس جابهجایی چند موضع نظامی ارزیابی کرد. پیشروی انصارالله در غرب تعز و جنوب الحدیده، ضعف نیروهای وابسته به عربستان را آشکار کرد و بازگشت جنگندهها نشان داد ریاض برای جلوگیری از تغییر موازنه همچنان به ابزار نظامی متوسل میشود.
اکنون آزمون اصلی، میزان توانایی انصارالله در حفظ معادله بازدارندگی جدید است. اگر این معادله تثبیت شود، عربستان برای استفاده مجدد از قدرت هوایی با هزینههای بیشتری مواجه خواهد شد؛ اما اگر حملات هوایی بدون پاسخ بازدارنده ادامه پیدا کند، امکان تقویت مجدد نیروهای وابسته به ریاض و افزایش فشار بر جبهههای انصارالله وجود خواهد داشت.
از این رو، آنچه در غرب یمن جریان دارد تنها نبردی بر سر چند موضع نیست؛ بلکه آزمونی برای این است که آیا قواعد جدید بازدارندگی در جنگ یمن پابرجا خواهد ماند یا عربستان خواهد توانست بخشی از معادلات نظامی گذشته را احیا کند.