سازمان همکاری شانگهای در بیستوپنجمین سال فعالیت خود، دیگر صرفاً یک چارچوب امنیتی محدود در آسیای مرکزی نیست. این سازمان به تدریج به یکی از مهمترین بسترهای همکاری میان قدرتهای بزرگ آسیایی تبدیل شده و حضور کشورهایی همچون چین، روسیه، هند، پاکستان و ایران، وزن ژئوپلیتیکی آن را افزایش داده است.
در چنین شرایطی، بیانیه پایانی نشست بیشکک را میتوان آزمونی برای شعار دوره ریاست قرقیزستان بر این سازمان، یعنی «۲۵ سال سازمان همکاری شانگهای؛ با هم برای صلح، توسعه و رفاه پایدار» دانست.
محکومیت حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و تأکید بر حلوفصل سیاسی مناقشه نشان میدهد که اعضای شانگهای تلاش دارند خود را به عنوان بخشی از معماری جدید امنیت بینالمللی معرفی کنند؛ معماریای که در آن تصمیمگیری درباره بحرانهای جهانی صرفاً در اختیار قدرتهای غربی نباشد.
مخالفت شانگهای با اقدامات یکجانبه
یکی از مهمترین بخشهای بیانیه بیشکک، مخالفت اعضای سازمان با «اقدامات قهری یکجانبه» است؛ موضعی که اگرچه مستقیماً نام آمریکا و تحریمهای این کشور علیه ایران و سایر کشورها را هدف قرار نمیدهد، اما پیام سیاسی آن روشن است.
اعضای شانگهای تأکید کردهاند اقدامات یکجانبهای که با قواعد سازمان ملل متحد و سازمان تجارت جهانی مغایرت داشته باشد، میتواند آثار منفی بر اقتصاد جهانی بر جای بگذارد.
این موضع از آن جهت اهمیت دارد که تحریمهای اقتصادی طی سالهای گذشته به یکی از مهمترین ابزارهای سیاست خارجی آمریکا تبدیل شده است. مخالفت گستردهتر قدرتهای آسیایی با این رویکرد میتواند در بلندمدت به تقویت سازوکارهای جایگزین برای تجارت و مبادلات مالی منجر شود.
حمایت از حقوق هستهای ایران

بخش دیگری از بیانیه به حقوق هستهای ایران اختصاص دارد. کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای بر حق اعضای پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای برای تحقیق، تولید و استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای تأکید کردند.
تأکید بر همکاریهای بینالمللی «عادلانه، پایدار و متقابلاً سودمند» و مخالفت با هرگونه اقدام تبعیضآمیز برای محدود کردن این حقوق، از منظر تهران اهمیت ویژهای دارد.
این موضع در شرایطی مطرح شده که برنامه هستهای ایران یکی از اصلیترین محورهای اختلاف تهران با آمریکا و برخی کشورهای اروپایی است. بنابراین، حمایت سیاسی سازمان همکاری شانگهای میتواند به افزایش پشتوانه دیپلماتیک ایران در مذاکرات و تعاملات بینالمللی کمک کند.
حضور هند؛ نشانهای مهم در معادله جدید
یکی از نکات قابل توجه در این میان، حضور هند در میان کشورهایی است که بر مخالفت با اقدامات یکجانبه و ضرورت حلوفصل سیاسی بحران تأکید کردهاند.
هند از یک سو روابط راهبردی و اقتصادی گستردهای با آمریکا دارد و از سوی دیگر، منافع قابل توجهی در همکاری با ایران، روسیه و چین دارد. از این رو، موضع دهلینو را نمیتوان الزاماً به معنای شکلگیری یک ائتلاف ضدآمریکایی تفسیر کرد.
با این حال، همراهی هند با چنین مواضعی نشان میدهد مخالفت با جنگ، تحریم و اقدامات یکجانبه صرفاً به متحدان سنتی ایران محدود نمانده و به گفتمانی گستردهتر در میان قدرتهای غیرغربی تبدیل شده است.
عراقچی: جهان به سمت چندقطبی شدن حرکت میکند
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، پس از پایان نشست شانگهای با اشاره به محتوای بیانیه پایانی، محکومیت تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران را از نکات مهم این سند عنوان کرد.
او همچنین تأکید کرد که روند تحولات بینالمللی نشان میدهد جهان بیش از گذشته به سمت چندقطبی شدن و چندجانبهگرایی حرکت میکند و تحقق این روند به همکاری و همبستگی بیشتر کشورها نیاز دارد.
اظهارات وزیر امور خارجه را میتوان در چارچوب تلاش تهران برای استفاده از ظرفیت سازمانهای منطقهای و بینالمللی برای کاهش فشارهای سیاسی و اقتصادی غرب تحلیل کرد.
شانگهای؛ فرصت اقتصادی ایران در سایه تحریمها
اهمیت اجلاس بیشکک برای ایران تنها به حمایتهای سیاسی محدود نمیشود. یکی از مهمترین پیامدهای این نشست میتواند در حوزه اقتصاد و تجارت نمایان شود.
به گفته عراقچی، ایران با چین، هند، پاکستان، ترکیه و سایر کشورهای عضو و مرتبط با سازمان همکاری شانگهای، پروندههای اقتصادی و سیاسی متعددی دارد. همچنین در مذاکرات، موضوع پروژههای اقتصادی، انتقال پول و کالا و موانع موجود بر سر راه همکاریها مورد بررسی قرار گرفته است.
این موضوع نشان میدهد تهران تلاش دارد حمایت سیاسی کشورهای عضو شانگهای را به همکاریهای عملی و اقتصادی تبدیل کند؛ اقدامی که در شرایط تحریم میتواند اهمیت راهبردی داشته باشد.
آیا شانگهای میتواند تحریمهای آمریکا را بیاثر کند؟
حسن هانیزاده، کارشناس مسائل بینالملل، معتقد است اجلاس شانگهای میتواند زمینه ایجاد سازوکارهایی برای کاهش اثر تحریمهای آمریکا علیه ایران را فراهم کند.
از نگاه او، تقویت همکاری اقتصادی میان اعضای سازمان میتواند به شکلگیری یک ساختار اقتصادی شرقی در برابر ساختارهای تحت نفوذ آمریکا و اروپا منجر شود.
یکی از ایدههایی که در این چارچوب مطرح شده، حرکت تدریجی کشورهای عضو به سمت استفاده بیشتر از ارزهای ملی و حتی ایجاد سازوکارهای پولی مشترک برای مبادلات درون این منظومه است. تحقق چنین ایدهای البته نیازمند توافقهای پیچیده اقتصادی، ایجاد زیرساختهای مالی و هماهنگی میان بانکهای مرکزی کشورهای عضو خواهد بود و نمیتوان آن را پروژهای کوتاهمدت دانست.
از حمایت سیاسی تا همکاری عملی؛ آزمون واقعی ایران و شانگهای
با وجود اهمیت بیانیه بیشکک، یک پرسش اساسی همچنان باقی است: آیا مواضع سیاسی اعضای سازمان همکاری شانگهای میتواند به اقدامات عملی تبدیل شود؟
برای ایران، پاسخ به این پرسش اهمیت زیادی دارد. حمایت دیپلماتیک زمانی میتواند اثرگذاری راهبردی داشته باشد که به افزایش تجارت، توسعه مسیرهای ترانزیتی، سرمایهگذاری مشترک، همکاری انرژی و ایجاد کانالهای مالی مستقل منجر شود.
ایران از موقعیت جغرافیایی ویژهای در اتصال شرق و غرب برخوردار است و میتواند در پروژههای حملونقل و ترانزیت میان آسیای مرکزی، چین، روسیه و آبهای جنوبی نقش مهمی ایفا کند. در حوزه انرژی نیز ظرفیتهای ایران میتواند زمینه همکاریهای بلندمدت با اقتصادهای بزرگ آسیایی را فراهم کند.
پیام بیشکک به واشنگتن چیست؟
بیانیه بیشکک را نباید به معنای شکلگیری یک «ائتلاف ضدآمریکایی» در آسیا تفسیر کرد؛ چنین برداشتی با واقعیت روابط پیچیده اعضای شانگهای با آمریکا و حتی روابط آنها با یکدیگر همخوانی ندارد.
پیام اصلی این نشست را باید در سطح دیگری جستوجو کرد: قدرتهای آسیایی بیش از گذشته خواهان نقشآفرینی در تعیین قواعد نظام بینالملل هستند.
برای واشنگتن، این تحول به معنای آن است که اعمال فشار سیاسی و اقتصادی دیگر لزوماً با همراهی گسترده جامعه بینالمللی مواجه نخواهد شد. از سوی دیگر، برای ایران نیز فرصت جدیدی ایجاد شده است تا به جای اتکا صرف به حمایتهای سیاسی، از ظرفیتهای اقتصادی، تجاری و ژئوپلیتیکی سازمان همکاری شانگهای استفاده کند.
تحلیل صفحه سیاست
بیانیه پایانی نشست بیشکک را میتوان بخشی از روند بزرگتری دانست که طی سالهای اخیر در نظام بینالملل در حال شکلگیری است؛ روندی که در آن قدرتهای آسیایی تلاش میکنند سهم بیشتری در تعیین قواعد امنیتی، اقتصادی و سیاسی جهان داشته باشند.
در این معادله، محکومیت حملات علیه ایران، حمایت از حقوق هستهای تهران و مخالفت با اقدامات یکجانبه، دستاورد مهمی برای دیپلماسی ایران محسوب میشود؛ اما آزمون اصلی از اینجا آغاز میشود: آیا تهران میتواند حمایت سیاسی شانگهای را به همکاری اقتصادی، مالی، انرژی و ترانزیتی پایدار تبدیل کند؟
اگر چنین اتفاقی رخ دهد، بیانیه بیشکک صرفاً یک سند دیپلماتیک نخواهد بود؛ بلکه میتواند نشانهای از حرکت تدریجی نظام بینالملل به سمت چندقطبیگرایی و کاهش انحصار قدرتهای غربی در معادلات جهانی باشد.