وبگاه تخصصی «میلیتاری تایمز» در گزارشی درباره وضعیت نیروی دریایی آمریکا، به مجموعهای از مشکلات اشاره کرده که نشان میدهد فشار عملیاتی واشنگتن در منطقه فراتر از توان فعلی این نیرو حرکت کرده است.
مساله صرفاً به آسیب دیدن یک شناور یا دشواری در اجرای یک مأموریت محدود نمیشود. آنچه در این گزارش برجسته شده، مجموعهای از مشکلات بههمپیوسته است که از فرسودگی تجهیزات و کمبود نیروی انسانی تا اختلال در زنجیره تأمین و تمدید مأموریتهای دریایی را دربرمیگیرد.
از این منظر، جنگ ایران برای نیروی دریایی آمریکا به نوعی آزمون فشار تبدیل شده است؛ آزمونی که نشان میدهد برخورداری از تجهیزات پیشرفته، بدون برخورداری از یک شبکه لجستیکی و نیروی انسانی پایدار، الزاماً به معنای حفظ برتری در یک جنگ طولانیمدت نیست.
تمدید مأموریتها و فرسودگی ناوگان آمریکا

یکی از مهمترین مشکلاتی که در گزارش «میلیتاری تایمز» مورد توجه قرار گرفته، فشار فزاینده بر ناوگان دریایی آمریکا است.
نیروی دریایی آمریکا سالهاست برای حفظ سطح بالای عملیات در مناطق مختلف جهان با چالش مواجه است. تمدید مکرر مأموریتها، عقب افتادن تعمیرات برنامهریزیشده و کندی روند ساخت شناورهای جدید، در نهایت موجب شده است فاصله میان نیازهای عملیاتی آمریکا و ظرفیت واقعی ناوگان افزایش پیدا کند.
در این شرایط، واشنگتن مجبور شده است برای حفظ حضور نظامی خود در خاورمیانه، بخشی از ظرفیت دریایی مستقر در منطقه هند و اقیانوس آرام را جابهجا کند.
انتقال ناو هواپیمابر «یواساس جورج واشنگتن» به خاورمیانه برای جایگزینی «یواساس آبراهام لینکلن» نمونهای از همین فشار است؛ تصمیمی که همزمان به معنای کاهش موقت حضور یک ناو هواپیمابر آمریکایی در غرب اقیانوس آرام بود؛ منطقهای که برای راهبرد آمریکا در برابر چین اهمیت حیاتی دارد.
آمریکا با یک مشکل ساده اما راهبردی مواجه است؛ کشتی کافی ندارد

دریادار بازنشسته فوزی میلر در ارزیابی این وضعیت معتقد است نیروی دریایی آمریکا برای حفظ تعادل میان فشار عملیاتی بر ملوانان و استهلاک تجهیزات، عملاً با دو گزینه مواجه است؛ کاهش شدت عملیات یا افزایش تعداد شناورها.
اما گزینه دوم در کوتاهمدت چندان ساده نیست.
آمریکا اکنون ۱۱ ناو هواپیمابر دارد و با بازنشستگی ناو «نیمیتز»، این تعداد میتواند به ۱۰ فروند کاهش پیدا کند. در همین حال، برخی دیگر از ناوهای هواپیمابر نیز پس از مأموریتهای طولانی درگیر فرآیندهای تعمیر و نگهداری هستند.
«یواساس جرالد آر. فورد» نیز پس از ۳۲۶ روز حضور در دریا، یکی از طولانیترین مأموریتهای ناوهای هواپیمابر آمریکا پس از جنگ ویتنام را به ثبت رسانده است.
این ارقام نشان میدهد مشکل نیروی دریایی آمریکا فقط تعداد شناورها نیست، بلکه نسبت میان تعداد مأموریتها، مدت حضور در دریا، ظرفیت تعمیراتی و تعداد ناوهای قابل استفاده نیز به یک چالش راهبردی تبدیل شده است.
اختلال در لجستیک؛ نقطه آسیبپذیر نیروی دریایی آمریکا

یکی از مهمترین بخشهای گزارش «میلیتاری تایمز» به مشکلات زنجیره تأمین و لجستیک اختصاص دارد؛ حوزهای که در هر جنگ طولانیمدت میتواند به اندازه توان تسلیحاتی اهمیت داشته باشد.
بر اساس این گزارش، جنگ ایران فشار بر شبکه لجستیکی آمریکا در خاورمیانه را افزایش داده است. حملات ایران به یک مرکز قدیمی لجستیکی نیروی دریایی آمریکا در بحرین، بنا بر ادعای مطرحشده در این گزارش، موجب اختلال در شبکه تأمین منطقهای نیروهای آمریکایی شده است.
پس از آن، آمریکا بخشی از ظرفیت لجستیکی خود را به دیهگو گارسیا در اقیانوس هند منتقل کرد؛ منطقهای که فاصله زیادی با گروههای رزمی ناوهای آمریکایی در خاورمیانه دارد.
این جابهجایی اگرچه میتوانست بخشی از آسیبپذیری شبکه لجستیکی آمریکا را کاهش دهد، اما فاصله زیاد میان مرکز تأمین و شناورهای عملیاتی، مشکلات جدیدی ایجاد کرد.
یک ملوان آمریکایی که هویتش به دلایل امنیتی اعلام نشده، وضعیت لجستیکی را بسیار نامناسب توصیف کرده و از مشکلات مربوط به تأمین غذا، تجهیزات و قطعات خبر داده است.
اگر چنین مشکلاتی در یک عملیات کوتاهمدت رخ دهد، ممکن است قابل مدیریت باشد؛ اما در جنگی که نیازمند حضور طولانیمدت ناوها و تداوم عملیات است، اختلال در زنجیره تأمین میتواند به یک ضعف عملیاتی جدی تبدیل شود.
فرسودگی ملوانان؛ هزینه انسانی جنگ
فشار واردشده به نیروی دریایی آمریکا تنها به تجهیزات محدود نشده و نیروی انسانی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
بر اساس گزارش منتشرشده، برخی ملوانان ناو «آبراهام لینکلن» پس از ماهها حضور مستمر در مأموریت، با فشارهای شدید روحی و جسمی مواجه شدهاند. گزارشهایی نیز درباره تلاش دستکم دو ملوان برای پریدن به دریا منتشر شده است.
کمبود خواب، ساعات کاری طولانی برای تعمیر تجهیزات و مشکلات مربوط به کیفیت و میزان غذا از دیگر مواردی است که در این گزارش مطرح شده است.
این وضعیت یک پیام مهم برای ساختار نظامی آمریکا دارد؛ ارتشی که میتواند از پیشرفتهترین تجهیزات جهان برخوردار باشد، اما اگر نتواند نیروی انسانی خود را در شرایط جنگی طولانیمدت حفظ کند، بخشی از توان واقعی خود را از دست خواهد داد.
بحران لجستیک میتواند برتری تکنولوژیک آمریکا را محدود کند
برتری نظامی آمریکا عمدتاً با فناوری، قدرت هوایی، ناوهای هواپیمابر و شبکه گسترده پایگاههای خارجی این کشور سنجیده میشود. اما جنگهای طولانیمدت نشان میدهند که قدرت نظامی تنها به تعداد موشکها و هواپیماها وابسته نیست.
سوخت، قطعات یدکی، تعمیرات، غذا، نیروی انسانی و امکان جایگزینی تجهیزات آسیبدیده، ستونهای پنهان قدرت نظامی هستند.
از این منظر، مشکلاتی که در گزارش «میلیتاری تایمز» مطرح شده، اهمیت بیشتری پیدا میکند. اگر آمریکا مجبور شود برای حفظ یک جبهه، نیرو و تجهیزات خود را از منطقهای دیگر خارج کند، در واقع با محدودیت منابع مواجه است؛ حتی اگر از نظر تعداد تجهیزات و بودجه نظامی همچنان در سطح بالایی قرار داشته باشد.
انتقال ناوها؛ معمای واشنگتن میان ایران و چین

یکی از ابعاد مهم این وضعیت، تأثیری است که جنگ ایران بر راهبرد جهانی آمریکا گذاشته است.
واشنگتن همزمان تلاش میکند حضور نظامی خود را در خاورمیانه حفظ کند و در اقیانوس آرام نیز در برابر افزایش قدرت چین بازدارندگی ایجاد کند. اما محدود بودن تعداد ناوهای هواپیمابر و طولانی شدن مأموریتها، این راهبرد دوگانه را با دشواری مواجه میکند.
انتقال یک ناو از منطقه هند و اقیانوس آرام به خاورمیانه، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت نیاز عملیاتی آمریکا را پاسخ دهد، اما در سطح راهبردی میتواند خلأهایی در مناطق دیگر ایجاد کند.
به همین دلیل، جنگ ایران صرفاً یک مسئله منطقهای برای آمریکا نیست؛ این جنگ میتواند بر نحوه توزیع منابع نظامی واشنگتن در سراسر جهان نیز اثر بگذارد.
بحران شفافیت در پنتاگون
بخش دیگری از انتقادهای مطرحشده به کاهش شفافیت وزارت دفاع آمریکا مربوط است.
بر اساس این گزارش، اطلاعات کمتری درباره جنگ ایران در اختیار کنگره قرار گرفته و پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا، در جلسه سنا درباره برخی ادعاهای قبلی خود درباره میزان خسارت واردشده به توان نظامی ایران حاضر به ارائه جزئیات نشده است.
همچنین گزارش شده که نشست خبری پنتاگون درباره جنگ ایران برای بیش از ۱۰۰ روز برگزار نشده است.
این موضوع از آن جهت اهمیت دارد که در نظام سیاسی آمریکا، کنگره نقش مهمی در نظارت بر نحوه استفاده از نیروهای نظامی و منابع دفاعی دارد. کاهش اطلاعات در دسترس نمایندگان میتواند ارزیابی مستقل از عملکرد نظامی دولت را دشوارتر کند.
جنگ ایران و آشکار شدن ضعفهای پنهان آمریکا
آنچه از مجموع این تحولات میتوان برداشت کرد این است که جنگ ایران، فارغ از روایتهای رسمی دو طرف درباره نتایج میدان، یک واقعیت مهم را برای آمریکا برجسته کرده است؛ قدرت نظامی بدون ظرفیت پایدار برای تداوم عملیات، مزیت مطلق ایجاد نمیکند.
نیروی دریایی آمریکا همچنان یکی از قدرتمندترین نیروهای دریایی جهان است، اما مشکلات مربوط به فرسودگی ناوگان، کمبود نیروی انسانی، طولانی شدن مأموریتها و آسیبپذیری شبکه لجستیکی نشان میدهد ظرفیت نظامی واشنگتن با محدودیتهایی روبهروست که در شرایط عادی کمتر دیده میشوند.
در چنین شرایطی، هر جنگ طولانیمدت میتواند فاصله میان «توان بالقوه» و «توان قابل استفاده» آمریکا را آشکارتر کند.
از این منظر، اهمیت گزارش «میلیتاری تایمز» صرفاً در بیان مشکلات چند ناو یا وضعیت نامناسب تعدادی از ملوانان نیست؛ بلکه این گزارش تصویری از یک چالش بزرگتر ارائه میدهد: آیا ماشین نظامی آمریکا میتواند همزمان در چند جبهه حضور داشته باشد و در عین حال، فرسودگی تجهیزات و نیروی انسانی خود را کنترل کند؟
پاسخ به این پرسش میتواند در آینده بر تصمیمهای واشنگتن درباره ادامه حضور نظامی در خاورمیانه، نحوه مواجهه با ایران و حتی میزان تمرکز آمریکا بر رقابت با چین اثرگذار باشد.