گزارش تحلیلی صفحه سیاست؛

بازآرایی محور مقاومت؛ از عمق راهبردی تا معادلات جدید بازدارندگی منطقه‌ای

تحولات پرشتاب خاورمیانه نشان می‌دهد که معادلات امنیتی منطقه وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن بازیگران غیردولتی و شبکه‌های همسو با محور مقاومت تلاش می‌کنند نقش خود را در شکل‌دهی به موازنه قدرت تثبیت کنند. راهبرد «وحدت میدان‌ها» که طی سال‌های اخیر به یکی از مفاهیم کلیدی در ادبیات مقاومت تبدیل شده، اکنون بیش از گذشته در محاسبات امنیتی منطقه مورد توجه قرار گرفته است.

بازآرایی محور مقاومت؛ از عمق راهبردی تا معادلات جدید بازدارندگی منطقه‌ای
۰ دقیقه
نویسنده: جواد نبوتی
صفحه سیاست-

محور مقاومت برخلاف بسیاری از ائتلاف‌های سیاسی و نظامی، محصول یک توافق کوتاه‌مدت یا تصمیم مقطعی نیست، بلکه ریشه‌های آن در دهه‌ها منازعه، تحولات اجتماعی، جریان‌های هویتی و مقابله با اشغالگری در منطقه شکل گرفته است. از نگاه حامیان این جریان، تجربه‌هایی مانند مقاومت لبنان در برابر رژیم صهیونیستی، مقابله با داعش در عراق و ایستادگی یمن در برابر فشارهای نظامی و اقتصادی، نشان‌دهنده شکل‌گیری یک ساختار منطقه‌ای با عمق اجتماعی و امنیتی است.

مقاومت؛ شبکه‌ای فراتر از ائتلاف نظامی

محور مقاومت اسلامی

در سال‌های گذشته، محور مقاومت تلاش کرده است خود را نه صرفاً به‌عنوان یک ساختار نظامی، بلکه به‌عنوان یک جریان سیاسی ـ اجتماعی معرفی کند؛ جریانی که بر پایه تجربه‌های مشترک، دشمن مشترک و برداشت مشترک از امنیت منطقه‌ای شکل گرفته است.

حامیان این محور معتقدند فشارهای خارجی نه‌تنها باعث تضعیف این جریان نشده، بلکه در برخی موارد موجب افزایش انسجام داخلی آن شده است. در مقابل، منتقدان منطقه‌ای و بین‌المللی این ساختار را عاملی برای افزایش تنش و بی‌ثباتی در خاورمیانه می‌دانند.

در چنین شرایطی، نقش سه ضلع مهم این محور یعنی یمن، لبنان و عراق، در معادلات آینده منطقه اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است.

یمن؛ بازیگری که از حاشیه به متن آمد

انصارالله یمن طی سال‌های گذشته از یک جریان داخلی به بازیگری تأثیرگذار در معادلات امنیتی منطقه تبدیل شده است. جنگ طولانی‌مدت، محاصره و حملات نظامی گسترده، نتوانست این جریان را از عرصه سیاسی و نظامی خارج کند و در سال‌های اخیر، توان موشکی و پهپادی یمن به یکی از عوامل اثرگذار در محاسبات امنیتی دریای سرخ و خلیج عدن تبدیل شده است.

موقعیت جغرافیایی یمن و قرار گرفتن در مجاورت باب‌المندب، این کشور را به نقطه‌ای راهبردی در تجارت دریایی جهان تبدیل کرده است. هرگونه ناامنی در این منطقه می‌تواند پیامدهایی فراتر از مرزهای خاورمیانه داشته باشد و بر مسیرهای انرژی و حمل‌ونقل بین‌المللی اثر بگذارد.

انصارالله با تأکید بر توانمندی‌های نظامی خود، تلاش کرده است نشان دهد که می‌تواند هزینه‌هایی را به طرف مقابل تحمیل کند و از این ظرفیت به‌عنوان ابزار بازدارندگی در مذاکرات و تحولات منطقه‌ای بهره ببرد.

حزب‌الله لبنان؛ فشارهای سیاسی در کنار تهدیدهای امنیتی

در لبنان، حزب‌الله همچنان یکی از مهم‌ترین بازیگران سیاسی و نظامی این کشور محسوب می‌شود. این جریان طی سال‌های گذشته با فشارهای داخلی و خارجی متعددی روبه‌رو بوده است؛ از تلاش‌ها برای محدود کردن نقش سیاسی آن گرفته تا فشار برای تغییر وضعیت نظامی‌اش.

حزب‌الله تأکید دارد که توان نظامی این گروه بخشی از معادله دفاعی لبنان است و آن را مرتبط با تجربه‌های گذشته در مقابله با حملات رژیم صهیونیستی می‌داند. در مقابل، برخی جریان‌های لبنانی معتقدند وجود سلاح خارج از چارچوب دولت، مانعی برای تقویت حاکمیت ملی لبنان است.

این اختلاف نگاه، همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌های سیاسی لبنان باقی مانده و آینده آن می‌تواند بر توازن قدرت داخلی و روابط این کشور با بازیگران خارجی تأثیرگذار باشد.

عراق؛ میدان رقابت میان حاکمیت و فشارهای خارجی

عراق نیز یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت درباره آینده گروه‌های مقاومت است. نقش نیروهای حشد شعبی در مقابله با داعش، جایگاه این مجموعه را در ساختار امنیتی عراق تثبیت کرد؛ اما همزمان، موضوع ادغام، محدودسازی یا تغییر نقش این نیروها به یکی از بحث‌های مهم سیاسی بغداد تبدیل شده است.

برخی جریان‌های داخلی و خارجی خواهان کاهش نقش گروه‌های مسلح خارج از ساختار رسمی هستند، در حالی که طرفداران مقاومت عراق، نقش این نیروها را در دفاع از کشور و مقابله با تهدیدات تروریستی برجسته می‌کنند.

این کشمکش نشان می‌دهد که عراق همچنان یکی از مهم‌ترین نقاط تعیین‌کننده در آینده معادلات منطقه‌ای خواهد بود.

وحدت میدان‌ها؛ راهبردی برای مرحله جدید

172937733

وجه مشترک میان یمن، لبنان و عراق، تلاش برای حفظ نقش خود در معادلات امنیتی منطقه است. راهبرد وحدت میدان‌ها بر این ایده استوار است که تحولات امنیتی در منطقه دیگر محدود به مرزهای جغرافیایی یک کشور نیست و هرگونه درگیری می‌تواند پیامدهایی زنجیره‌ای در چند جبهه ایجاد کند.

با این حال، آینده این راهبرد به عوامل متعددی وابسته است؛ از میزان انسجام داخلی این جریان‌ها گرفته تا تحولات سیاسی کشورهای منطقه، رفتار قدرت‌های خارجی و شرایط اقتصادی و اجتماعی جوامع میزبان.

خاورمیانه در آستانه آزمونی تازه

تحولات اخیر نشان می‌دهد که محور مقاومت همچنان یکی از متغیرهای مهم در معادلات خاورمیانه خواهد بود. توانایی این جریان‌ها در حفظ انسجام، مدیریت فشارهای سیاسی و استفاده از ظرفیت‌های منطقه‌ای، تعیین‌کننده میزان تأثیرگذاری آنها در آینده خواهد بود.

در سوی دیگر، آمریکا و متحدانش نیز تلاش دارند با ابزارهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی، دامنه نفوذ این جریان‌ها را محدود کنند.

اکنون منطقه در شرایطی قرار گرفته که هرگونه اشتباه محاسباتی می‌تواند زمینه‌ساز دور جدیدی از تنش‌ها شود؛ دوری که در آن، نه‌تنها قدرت نظامی، بلکه توان سیاسی، اجتماعی و دیپلماتیک بازیگران نیز نقش تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت.

 

اخبار مرتبط
ارسال نظر