روزنامه فلسطینی الایام در تحلیلی درباره جنگ ایران و آمریکا و اسرائیل نوشت که ایران، با وجود خسارات و ویرانیهای ناشی از درگیریها و ضرباتی که محور مقاومت در منطقه متحمل شده، توانسته است بخش قابل توجهی از اهداف خود را محقق کند و به آنچه این رسانه «سهچهارم پیروزی» توصیف کرده، دست یابد.
در این تحلیل آمده است که آمریکا نهتنها با تأمین تسلیحات، پشتیبانی لجستیکی و حمایت سیاسی از اسرائیل حمایت کرده، بلکه بهصورت مستقیم نیز وارد جنگ شده است؛ درحالیکه اسرائیل به عملیات خود علیه حماس در جبهه جنوبی و حزبالله در جبهه شمالی ادامه داده است.
به نوشته این روزنامه، یکی از عوامل اصلی این ارزیابی، ناکامی آمریکا و اسرائیل در دستیابی به پیروزی سریع و قاطع مورد انتظارشان بوده است. ایران در دو دور درگیری متوالی با قدرتهای نظامی برتر، برخلاف پیشبینی طرف مقابل، تسلیم فشارها نشده و با ادامه مقاومت، جنگ را به مرحلهای فرسایشی کشانده است.
تنگه هرمز؛ محور تقابل نظامی و اقتصادی
این تحلیل با اشاره به تداوم فشارهای نظامی و اقتصادی آمریکا مینویسد که واشنگتن پس از ناکامی در تحمیل نتیجهای سریع، راهبرد مذاکره همراه با فشار نظامی را دنبال کرده است. تهدیدهای مکرر، عملیات محدود نظامی، استقرار ناوهای آمریکایی، تعقیب کشتیها و قایقهای ایرانی در خلیج فارس و حمله به اهدافی در نزدیکی تنگه هرمز، از جمله مواردی است که در این گزارش به آن اشاره شده است.
بر اساس این ارزیابی، تقابل بهتدریج از میدان نظامی فراتر رفته و به عرصه اقتصاد جهانی نیز کشیده شده است. نویسنده با اشاره به محاصره دریایی و محدودیتهای تجاری علیه ایران، معتقد است تهران در برابر فشارهای اقتصادی تنها به تجربه گذشته خود برای دور زدن تحریمها متکی نبوده، بلکه از موقعیت راهبردی خود بهگونهای استفاده کرده که پیامدهای آن به تجارت جهانی و حتی اقتصاد آمریکا نیز سرایت کرده است.
در ادامه این تحلیل آمده است که ایران برای دستیابی به پیروزی کامل، لزوماً نیازی به پیشروی نظامی تا واشنگتن یا تلآویو ندارد؛ بلکه حفظ کنترل تنگه هرمز، دستیابی به توافقی بهتر از توافق هستهای سال ۲۰۱۵، آزادسازی داراییهای مسدودشده و لغو تحریمهای بینالمللی، از جمله اهدافی است که میتواند از نگاه نویسنده به معنای تکمیل پیروزی باشد.
این رسانه همچنین شکست طرح موسوم به «اسرائیل بزرگ» و ناکامی در آواره کردن ساکنان غزه و اشغال مناطق بیشتری در غزه و جنوب لبنان را از دیگر مؤلفههای این ارزیابی برشمرده است.
انتخابات آمریکا و اسرائیل چه تغییری ایجاد میکند؟
نویسنده این تحلیل معتقد است انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا و انتخابات کنست میتواند بر توانایی دونالد ترامپ برای ادامه سیاستهایش در قبال ایران تأثیر بگذارد.
در بخش مربوط به آمریکا، این تحلیل پیشبینی میکند که جمهوریخواهان ممکن است اکثریت خود را در مجلس نمایندگان از دست بدهند و رقابت بر سر کنترل سنا نیز نزدیک باشد. بر اساس این ارزیابی، تضعیف موقعیت جمهوریخواهان در کنگره میتواند قدرت سیاسی ترامپ را در ادامه دوره ریاستجمهوریاش کاهش دهد و توان او را برای پیگیری سیاستهای تقابلی محدود کند.
در این گزارش همچنین به انتخابات پیشروی رژیم صهیونیستی اشاره شده و احتمال دشوار شدن تشکیل دولت جدید مطرح شده است. نویسنده معتقد است رقابت میان بلوکهای سیاسی و افزایش نقش احزاب عرب میتواند به بنبست سیاسی منجر شود و تشکیل ائتلافی پایدار را دشوار کند.
این تحلیل سه سناریو را برای تشکیل دولت در سرزمینهای اشغالی مطرح میکند: برگزاری انتخابات مجدد، تشکیل کابینهای جایگزین با اتکا به حمایت احزاب عرب یا شکلگیری دولت وحدت با مشارکت احزاب اصلی. با این حال، نویسنده تأکید میکند که اختلافات سیاسی و موانع ائتلافسازی، تحقق هر یک از این گزینهها را دشوار خواهد کرد.
آیا جنگ به نقطه توقف نزدیک میشود؟
در بخش پایانی تحلیل الایام آمده است که ادامه روند کنونی ممکن است اسرائیل را به توقف عملیات یا عقبنشینی در جبهههای مختلف، از جمله ایران، کرانه باختری، غزه و لبنان، وادار کند.
با این حال، نویسنده معتقد است وقوع یک تحول غیرمنتظره میتواند معادلات را تغییر دهد. او با اشاره به اینکه آمریکا و اسرائیل ابزارهای مختلف نظامی خود را برای تغییر وضعیت به کار گرفتهاند، احتمال استفاده از سلاح هستهای را مطرح میکند؛ هرچند چنین اقدامی را غیرمحتمل میداند.
این تحلیل در پایان، تهدیدهای ترامپ و تلاش او برای جلب حمایت دیگر کشورها علیه ایران را نشانهای از دشواری دستیابی به اهداف مورد نظر واشنگتن توصیف میکند. نویسنده در تقابل میان «مادر همه بمبها» و توان موشکی ایران، از تعبیر «پدر موشکها» استفاده کرده و نتیجه میگیرد که رقابت و فشار متقابل ممکن است تا انتخابات سوم نوامبر آمریکا ادامه یابد.
لازم به ذکر است که ارزیابی ایران بهعنوان طرفی نزدیک به پیروزی و پیشبینی نتایج سیاسی و نظامی مطرحشده، دیدگاه نویسنده این تحلیل است و نباید آن را بهعنوان نتیجهای قطعی یا ارزیابی مستقلی از وضعیت جنگ در نظر گرفت.