جهان در هفتهها و ماههای اخیر شاهد تشدید همزمان تنشها در چند جبهه بوده است. جنگ روسیه و اوکراین ادامه دارد، خاورمیانه با بحرانهای امنیتی دستوپنجه نرم میکند و چین با افزایش فشار نظامی بر تایوان، رقابت با آمریکا را وارد مرحله حساستری کرده است.
گیدئون راچمن، تحلیلگر ارشد فایننشالتایمز، با یادآوری روزهای پیش از تهاجم روسیه به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲، به یک واقعیت مهم اشاره میکند: گاهی آنچه وقوعش ناممکن به نظر میرسد، بهسرعت به واقعیت تبدیل میشود.
امروز نیز نگرانی از جنگ جهانی سوم دیگر صرفاً یک سناریوی دور از ذهن نیست. با این حال، افزایش جنگهای منطقهای بهتنهایی به معنای آغاز جنگ جهانی نیست. خطر واقعی زمانی شکل میگیرد که قدرتهای بزرگ مستقیماً وارد درگیری شوند و جنگ از یک منطقه به چند قاره گسترش پیدا کند.
از اوکراین تا خلیج فارس؛ جنگها به یکدیگر متصل میشوند
جنگ اوکراین دیگر صرفاً تقابل روسیه و اوکراین نیست. حمایت نظامی غرب از کییف، همکاری نظامی روسیه و کره شمالی و گسترش روابط مسکو و پکن، ابعاد ژئوپلیتیکی این جنگ را افزایش داده است.
در خاورمیانه نیز رقابت قدرتها با تحولات جنگ اوکراین تلاقی پیدا کرده است. گزارشها درباره همکاریهای اطلاعاتی و نظامی میان برخی بازیگران، نشان میدهد که تجربههای میدانی و ظرفیتهای نظامی میتوانند از یک جبهه به جبههای دیگر منتقل شوند.
همزمان، رقابت آمریکا و چین در شرق آسیا به نقطهای حساس رسیده است. افزایش توان نظامی پکن و فشار بر تایوان، خطر برخورد میان دو قدرت بزرگ را زنده نگه داشته است.
مسئله نگرانکننده، فقط تعدد جنگها نیست؛ اتصال آنها به یکدیگر است. در چنین شرایطی، یک حمله محدود یا محاسبه اشتباه میتواند پای بازیگرانی را به جنگ باز کند که در ابتدا قصد ورود مستقیم به آن را نداشتهاند.
چرا خطر جنگ بزرگ افزایش یافته است؟
یکی از عوامل اصلی، تغییر توازن قدرت جهانی است. کاهش سهم نسبی غرب از اقتصاد جهان و افزایش قدرت چین و دیگر بازیگران نوظهور، نظم بینالمللی را با فشار روبهرو کرده است.
این تغییر بهخودیخود به جنگ منجر نمیشود؛ اما هنگامی که قدرتهای ناراضی از نظم موجود برای تغییر مرزها یا گسترش حوزه نفوذ خود به زور متوسل شوند، خطر درگیری افزایش مییابد.
روسیه با الحاق کریمه در سال ۲۰۱۴ و تهاجم گسترده به اوکراین در سال ۲۰۲۲، نظم امنیتی اروپا را به چالش کشید. چین نیز با افزایش فشار بر تایوان و گسترش حضور نظامی در دریای چین جنوبی، رقابت راهبردی خود با آمریکا را تشدید کرده است.
در کنار این تحولات، بازگشت سیاست قدرتمحور و تضعیف اعتماد میان کشورها، شرایط را پیچیدهتر کرده است. وقتی رهبران تصور کنند زور میتواند جای قواعد بینالمللی را بگیرد، احتمال واکنش زنجیرهای و گسترش بحران افزایش مییابد.
تردید درباره تعهدات آمریکا؛ فرصتی برای محاسبه اشتباه
یکی از مهمترین عوامل بازدارنده جنگ، اطمینان کشورها از واکنش متحدانشان است. اگر یک قدرت متجاوز تصور کند که طرف مقابل در لحظه بحران عقبنشینی خواهد کرد، احتمال اقدام نظامی افزایش مییابد.
تردیدها درباره میزان پایبندی آمریکا به تعهدات امنیتی خود در قبال متحدان اروپایی و شرکای آسیایی، پرسشهای مهمی ایجاد کرده است: آیا واشنگتن در صورت حمله به کشورهای عضو ناتو از آنها دفاع خواهد کرد؟ در صورت بحران بر سر تایوان، واکنش آمریکا چه خواهد بود؟
این ابهام میتواند دو پیامد خطرناک داشته باشد: متحدان را به مسابقه تسلیحاتی سوق دهد یا رقبای آمریکا را به این نتیجه برساند که برای پیشبرد اهداف خود فرصت مناسبی پیدا کردهاند.
تاریخ نیز درباره چنین محاسباتی هشدار میدهد. در آستانه جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم، برداشتهای اشتباه از اراده قدرتهای دیگر در تشدید بحران نقش داشت. هیچیک از این تجربهها عیناً تکرار نمیشود، اما یک درس همچنان پابرجاست: وقتی خطوط قرمز مبهم و تعهدات امنیتی نامطمئن باشند، احتمال جنگ افزایش مییابد.
ائتلافهای رقیب؛ آیا جهان به سمت رویارویی بلوکها میرود؟
همکاریهای روسیه، چین، ایران و کره شمالی نگرانی غرب را افزایش داده است. این کشورها در مخالفت با بخشهایی از نظم امنیتی تحت رهبری آمریکا منافع مشترکی دارند و همکاریهای اقتصادی، فناوری و نظامی میان برخی از آنها گسترش یافته است.
با این حال، این همکاریها لزوماً به معنای تشکیل یک ائتلاف نظامی یکپارچه نیست. منافع ملی این کشورها در همه پروندهها یکسان نیست و میزان حمایت آنها از یکدیگر به شرایط هر بحران بستگی دارد.
با وجود این، گسترش همکاریهای نظامی و اطلاعاتی میتواند یک درگیری منطقهای را به رقابتی بینالمللی تبدیل کند. هرچه صفبندیها سختتر شوند، مهار بحران نیز دشوارتر خواهد شد.
خطر اصلی، یک اشتباه محاسباتی است
جنگ جهانی سوم هنوز واقعیتی قطعی نیست؛ اما نشانههای بیثباتی در نظام بینالملل را نمیتوان نادیده گرفت. تداوم جنگ اوکراین، بحرانهای خاورمیانه، رقابت آمریکا و چین و ابهام در تعهدات امنیتی، همگی خطر تشدید درگیریها را افزایش دادهاند.
راه جلوگیری از یک جنگ فراگیر، تقویت دیپلماسی، حفظ کانالهای ارتباطی، شفافیت در تعهدات امنیتی و پایبندی به اصل حاکمیت کشورهاست.
جنگ جهانی سوم ممکن است با اعلام رسمی آغاز نشود؛ ممکن است از یک حمله محدود، یک واکنش پیشبینینشده و زنجیرهای از محاسبات اشتباه شروع شود. پرسش تعیینکننده این است که آیا قدرتهای بزرگ پیش از عبور از نقطه بازگشت، خطر را جدی خواهند گرفت یا نه.