تهدیدهای مکرر مقامهای آمریکایی علیه ایران، در ماههای گذشته با جنگ رسانهای و روانی همراه بوده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با اظهاراتی درباره بازگرداندن ایران به «عصر حجر» و طرح احتمال استفاده از سلاحهایی با قدرت تخریب گسترده، به یکی از چهرههای اصلی این روند تبدیل شده است.
در تازهترین تحولات، گزارشهایی در رسانههای آمریکایی درباره بررسی گزینه استفاده از بمب غیرهستهای موسوم به «مادر همه بمبها» علیه اهدافی در ایران منتشر شده است. این گزارشها به نقل از مقامها و منابع مطلع مدعیاند که طرحهایی برای استفاده احتمالی از این سلاح در دست بررسی قرار گرفته است.
ترامپ نیز در اظهاراتی ضمن رد استفاده از سلاح هستهای علیه ایران، درباره «مادر همه بمبها» گفته است که این سلاح هستهای نیست و صرفاً بمبی بسیار بزرگ محسوب میشود. با این حال، مسئله اصلی تنها احتمال استفاده از یک سلاح مشخص نیست؛ بلکه علنی شدن تهدید به تخریب گسترده یک کشور و تبدیل چنین ادبیاتی به بخشی از گفتوگوهای سیاسی و رسانهای است.
تهدیدهای نظامی و چالش قواعد بینالمللی
بمب GBU-43/B که به «مادر همه بمبها» شهرت دارد، یک سلاح متعارف با قدرت انفجاری بسیار بالاست. تأکید بر غیرهستهای بودن این بمب، بهتنهایی پاسخگوی پرسشهای حقوقی درباره امکان استفاده از آن در یک حمله نظامی نیست؛ زیرا قانونی بودن هر حمله به شرایط و اهداف آن و همچنین پیامدهای قابل پیشبینی برای غیرنظامیان بستگی دارد.

بر اساس حقوق بینالملل بشردوستانه، طرفهای درگیر باید میان اهداف نظامی و غیرنظامی تمایز قائل شوند، از حملات نامتناسب خودداری کنند و اقدامات احتیاطی لازم را برای کاهش آسیب به غیرنظامیان انجام دهند. مواد ۵۱، ۵۲ و ۵۷ پروتکل الحاقی اول کنوانسیونهای ژنو از جمله مقررات مرتبط با این اصول هستند. ماده ۵۶ نیز برای برخی تأسیسات حاوی نیروهای خطرناک، با رعایت شرایط مقرر، حمایت ویژهای در نظر میگیرد.
بنابراین، صرف نظامی اعلام کردن یک هدف به معنای مجاز بودن استفاده از هر نوع سلاحی علیه آن نیست. ارزیابی قانونی بودن حمله به هدف، ضرورت نظامی، تناسب خسارت احتمالی و تدابیر احتیاطی بستگی دارد و درباره هر حمله باید بر اساس شواهد و شرایط مشخص تصمیم گرفت.
هشدار درباره پیامدهای حقوقی تهدید به تخریب گسترده
رضا نصری، حقوقدان بینالملل، در واکنش به گزارشهای مربوط به احتمال استفاده از این بمب علیه تأسیسات هستهای و نیروگاههای برق ایران، درباره خطر ارتکاب جنایات جنگی هشدار داده است.
به گفته او، ضرورت نظامی، تناسب حمله و امکان دستیابی به نتیجه مشابه با استفاده از سلاحی کمخطرتر، از جمله موضوعاتی هستند که باید با توجه به شرایط واقعی حمله بررسی شوند. نصری همچنین بر مسئولیت دولتها در رعایت و تضمین رعایت حقوق بشردوستانه تأکید کرده است.
با این حال، تشخیص وقوع جنایت جنگی مستلزم بررسی دقیق شواهد، ماهیت هدف، شیوه اجرای حمله و سایر شرایط مرتبط است. از همین رو، تهدیدهای علنی و گزارشهای مربوط به طرحهای نظامی باید جدی گرفته شوند، اما نتیجهگیری حقوقی درباره یک حمله مشخص به ارزیابی مستند نیاز دارد.
چگونه تهدیدهای ویرانگر به امری عادی تبدیل میشوند؟
تهدید به نابودی گسترده زیرساختهای یک کشور، بازگرداندن آن به عصر حجر یا طرح علنی احتمال استفاده از سلاحهای بسیار مخرب، میتواند مرزهای پذیرفتهشده در ادبیات سیاسی درباره جنگ را جابهجا کند.
وقتی بحث عمومی از مجاز بودن و پیامدهای انسانی یک حمله به طبقهبندی فنی سلاح محدود شود، پرسش اصلی ممکن است به حاشیه برود: آیا استفاده از چنین سلاحی علیه هدفی مشخص، ضروری و مطابق قواعد بینالمللی است؟
تأکید بر اینکه یک بمب هستهای نیست، بهخودیخود به معنای مجاز بودن استفاده از آن نیست. سلاحهای متعارف نیز بسته به نحوه بهکارگیری و آثار قابل پیشبینیشان میتوانند خسارات سنگینی به غیرنظامیان، زیرساختها و محیط زیست وارد کنند.
از این منظر، نگرانی درباره تهدیدهای اخیر تنها به احتمال اجرای یک حمله محدود نمیشود؛ بلکه کاهش حساسیت افکار عمومی و تضعیف هنجارهایی را نیز در بر میگیرد که برای محدود کردن خشونت در زمان جنگ شکل گرفتهاند.
آیا قدرت تخریب بیشتر میتواند اهداف آمریکا را محقق کند؟
گزارشهای مربوط به بررسی احتمال استفاده از «مادر همه بمبها» علیه ایران، پرسش مهمی را مطرح میکند: آیا افزایش قدرت تخریب سلاحها میتواند به تحقق اهداف سیاسی و امنیتی منجر شود؟
حمله به تأسیسات نظامی یا هستهای ممکن است خسارات فیزیکی قابلتوجهی به بار آورد، اما تخریب زیرساختها لزوماً به معنای از بین رفتن دانش فنی، توان انسانی یا تغییر اراده سیاسی یک کشور نیست. تجربه منازعات نظامی نیز نشان میدهد که دستاوردهای میدانی و تحقق اهداف سیاسی الزاماً یکسان نیستند.
در نبود راهبردی روشن برای پایان دادن به درگیری، گسترش تهدیدهای نظامی میتواند هزینههای انسانی، اقتصادی، حقوقی و امنیتی را افزایش دهد و زمینه بیثباتی بیشتر را فراهم کند.
در نهایت، مسئله فقط این نیست که آیا آمریکا از سلاحی با قدرت تخریب بالا علیه ایران استفاده خواهد کرد یا خیر؛ پرسش اساسیتر این است که آیا تهدید به تخریب گسترده میتواند بدون تضعیف قواعد بینالمللی و افزایش خطر برای غیرنظامیان، به ابزاری عادی برای پیشبرد اهداف سیاسی تبدیل شود.